استاد محمدابراهیم کفیل، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفت وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتذ، به تحلیل نکات تفسیری سوره مبارکه شعراء پرداخت. وی در این گفتگو با بررسی آیات ابتدایی این سوره و داستان های پیامبران الهی، به تبیین مفهومی از «تلاش پیامبران و عدم پذیرش اکثریت» پرداخت.
/270/260/20/
کتاب مبین؛ جداکننده حق از باطل
استاد درس خارج حوزه در ابتدای سخنان خود با اشاره به حروف مقطعه و آیات ابتدایی سوره شعرا، به مفهوم «کتاب مبین» پرداخت و افزود: وصف «مبین» برای قرآن کریم دو معنای لازم و متلازم دارد: نخست اینکه خودِ قرآن «آشکار» است و دوم اینکه «آشکارکننده» است؛ بدین معنا که حق را از باطل جدا می کند و مرز میان حقیقت و کذب را به روشنی ترسیم می نماید.
تفاوت «خیر» و «فعل خیر» در مسیر هدایت
این استاد درس خارج حوزه در تحلیل آیات مربوط به هدایت، به تفاوت میان «خیر» و «فعل خیر» اشاره کرد و اظهار داشت: در حالی که "خیر" به خودِ عمل صالح اشاره دارد، "فعل خیر" در واقع الهامی است که از سوی خداوند به انسان داده می شود تا او را به سوی عمل صالح سوق دهد. این الهامات الهی، حتی برای کسانی که در ابتدای راه هستند، فرصتی برای رشد است.
سنت تاریخ هدایت؛ تلاش پیامبران و عدم پذیرش اکثریت
کارشناس دینی یادآور گردید: در سوره شعراء به صورت تکرارشونده ظاهر می شود و آن آیه « إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً ۖ وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ». وی با بررسی داستان های پیامبران در این سوره، خاطرنشان کرد:
۱. داستان حضرت موسی (ع): ایشان با وجود داشتن قدرت جسمانی و معنوی، و همچنین همراهی حضرت هارون (ع) که اهل استدلال و زبان نرم بود، با تمام تلاش ها و رعایت تمامی اصول دعوت، باز هم با این حقیقت روبرو شدند که اکثریت قومشان ایمان نیاوردند.
۲. . داستان حضرت ابراهیم (ع): پیامبر توحید که از نظر عظمت مقام والایی داشتند، در مسیر دعوت خود با تلاش های بسیار روبرو شدند، اما در نهایت نتیجه همان بود که اکثریت جامعه ایمان نیاوردند.
عزت و رحمت الهی؛ فراتر از پذیرش مردم
استاد کفیل تأکید کرد: عدم پذیرش اکثریت، به عزت و رحمت خداوند آسیبی نمی رساند. خداوند عزیز و شکست ناپذیر است و در عین حال، رحیم و مهربان است. اینکه اکثریت ایمان نیاورند، به معنای شکست هدایت نیست، بلکه نشان می دهد که هر پیامبری در مسیر خود با این سنت الهی روبروست و قدرت خداوند در هر حالتی بر همه چیز حاکم است.
تلاش های بی وقفۀ حضرت نوح (ع) در برابر استکبار
استاد محمدابراهیم کفیل در ادامه تحلیل خود، به بررسی داستان حضرت نوح (ع) پرداخت و با اشاره به مقام والای ایشان و تبریکات الهی (سَلامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ)، بر عظمت صبر و استقامت ایشان تأکید کرد. حضرت نوح (ع) نزدیک به هزار سال (۹۵۰ سال) شبانه روزی و با تمام توان، قوم خود را به سوی هدایت فراخواندند. اما واکنش قوم ایشان در نهایت استکبار بود؛ تا جایی که برای شنیدن ندای حق، انگشتان خود را در گوش می گذاشتند و با تحقیر، ایشان را از دعوت باز می داشتند. با وجود این مقاومت شدید، حضرت نوح (ع) هرگز دست نکشید و روش دعوت خود را از پنهانی به آشکار و صریح تغییر داد تا حقیقتی که بر آن دعوت می کرد، برای همگان روشن شود.
تضاد میان رفاه مادی و بیداری معنوی: قوم عاد و ثمود
در تحلیل داستان های حضرت هود (ع) و حضرت صالح (ع)، استاد کفیل به تضاد میان پیشرفت تکنولوژیک و کوری معنوی اشاره کرد. قوم عاد و ثمود در اوج قدرت مادی بودند؛ آن ها چنان امکاناتی داشتند که تالارهای باشکوهی را در دل کوه ها می تراشیدند و در رفاهی کامل به سر می بردند. اما همین قدرت مادی، به حجابی برای آن ها تبدیل شد.
وی با اشاره به معجزه خیره کننده حضرت صالح (ع) که شتری را از دل کوه بیرون آورد، یادآور گردید: حتی در برابر چنین معجزات عینی و پذیرش امکانات بی سابقه، باز هم اکثریت این اقوام در برابر پیامبران خود تکبر ورزیدند و در نهایت، سنت الهی تکرار شد: «اکثریت آن ها ایمان نیاوردند.
الگوی بحران ها: از انحراف اخلاقی تا فساد اقتصادی
استاد کفیل در بررسی داستان های پیامبران، به گونه ای تحلیل کرد که هر پیامبر با یک بحران اجتماعی خاص مواجه بود:
- در دوران حضرت لوط (ع): بحران اصلی «اخلاقی» بود. ایشان با جامعه ای روبرو بود که گناهانی را مرتک l کرده بودند که پیش از آن در جهان بی سابقه بود.
- در دوران حضرت شعیب (ع): بحران اصلی «اقتصادی» بود. مفاهیمی چون کم فروشی، احتکار و رباخواری ریشه در جامعه داشت.
وی در مورد حضرت شعیب (ع) اظهار داشت: مخالفان ایشان، برای تخریب دعوتشان، به جای پاسخ به استدلال ها، به شخص ایشان حمله می کردند و ایشان را به "سفاهت" متهم می کردند و می گفتند کسی که از بازار و اقتصاد چیزی نمی فهمد، نمی تواند در این امور اظهار نظر کند. در واقع، آن ها می خواستند با تحقیر شخصیت پیامبر، از پذیرش اصلاحات اقتصادی بگریزند.
سنت تکرارپذیر؛ حقیقت «عدم پذیرش اکثریت»
استاد محمدابراهیم کفیل افزود: آیه «إن في ذلک لآیات و ما کان اکثرهم مؤمنین» (همانا در این ها نشانه هایی است، اما اکثریت آن ها ایمان نیاوردند)، در سوره شعراء دقیقاً ۸ بار تکرار شده است. این تکرار هدفمند، پیامی حیاتی برای پیامبران و داعیان حق دارد: اینکه در تمام ادوار تاریخ — از حضرت موسی و ابراهیم تا نوح، هود، صالح، لوط و شعیب (علیهم السلام) — مسیر هدایت همواره با مقاومت اکثریت همراه بوده است. این تکرار هشت باره، مؤمنان را متوجه می کند که معیار موفقیت، «پذیرش اکثریت» نیست، بلکه «استقامت در مسیر حق» است و عدم پذیرش اکثریت، هرگز به عزت و رحمت خداوند آسیبی نمی زند.
تأکید بر صبر استراتژیک؛ درس هایی از تاریخ هدایت
استاد محمدابراهیم کفیل با اشاره به تکرار هشت باره آیه «و ما کان اکثرهم مؤمنین» در سوره شعراء، هدف خداوند از این تکرار را «آماده سازی روانی پیامبران و داعیان حق» دانست. وی تبیین کرد: خداوند با ذکر متوالی سرگذشت انبیا، می خواهد به پیامبر اسلام (ص) و تمامی مبلغان دین بفهماند که عدم پذیرش اکثریت، یک امر طبیعی است و نباید باعث ناامیدی یا دلسردی شود.
وی با ذکر نمونه ای تکان دهنده از تاریخ، افزود: حضرت نوح (ع) نزدیک به هزار سال تلاش کردند، اما در نهایت تنها ۸۰ نفر ایمان آوردند؛ یعنی به طور میانگین هر ۱۳ سال، تنها یک نفر هدایت می شد. در حالی که برخی مبلغین امروزی ممکن است پس از چند روز تلاش بی ثمر در یک محیط، دچار یأس شوند، اما تاریخ نشان می دهد که حتی برای هدایت یک انسان، صبر و تلاش طولانی مدت لازم است.» وی در این راستا به کلام امیرالمؤمنین (ع) استناد کرد که فرمودند: «در راه هدایت قرار گرفتید و دیدید که جمعیت کم است، تعجب نکنید و وحشت نکنید؛ زیرا راه حق همواره چنین بوده است.
واقع بینانه نگاه کردن به نتایج دعوت
استاد کفیل در بخش دیگری از سخنان خود، بر لزوم «واقع گرایی در توقّعات» تأکید کرد. وی اظهار داشت: نباید تصور کرد که با انجام عباداتی چون نماز شب یا اخلاص در عمل، جامعه به صورت یک شبه و با یک اشاره به سوی حق می دوند. حتی پیامبرانی چون حضرت موسی(ع) که هم پیامشان «آب زلال وحی» بود، هم «مخلص ترین» گویندگان بودند و هم تمامی «اصول روانشناسی و مخاطب شناسی» را در دعوت رعایت کردند، باز هم با واکنش های تند و حتی توهین آمیز اکثریت جامعه مواجه شدند.
امید در برابر فساد؛ دین همچنان پابرجاست
این استاد درس خارج حوزه در پایان، به تحلیل وضعیت معاصر پرداخت و خاطرنشان کرد: شاید امروز ببینیم که در بسیاری از عرصه ها مانند حجاب، بازار، ادارات یا حتی محیط های دانشگاهی و حوزوی، تزلزل و به هم ریختگی به چشم می خورد. اما نباید فراموش کرد که ۱۴۰۰ سال پیش نیز قرآن کریم از ظهور فساد در خشکی و دریا خبر داده بود (ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ). با این حال، دین همچنان جاری است و دین داران در تمام ادوار حضور داشته اند.
وی نتیجه گرفت که مسیر حق، هرگز شکست ناپذیر است و «خلوت بودن» این مسیر، به معنای اشتباه بودن آن نیست. بنابراین، داعیان حق باید با نگاهی به تاریخ انبیا، از تک سوار بودن در جاده هدایت نه بترسند و نه ناامید شوند.
از «ناودان» تا «باران»؛ مسیر رشد و تعالی انسان
استاد محمدابراهیم کفیل در بخش پایانی گفتگو، با استفاده از استعاره های معنوی، به تفاوت میان «انتقال دهنده صرف» و «تولیدکننده معرفت» پرداخت. وی با هشدار نسبت به سطحی نگری در کسب علم، اظهار داشت: انسان نباید تنها به عنوان یک "ناودان" در مسیر علم باشد؛ چرا که ناودان هرچند آب باران را منتقل می کند، اما خودِ آب را هضم نکرده و تنها مجرایی برای عبور است. در مقابل، انسان باید مانند "ابر" باشد؛ یعنی ابتدا افق های علمی را بشناسد، مطالب را ببلعد و آن ها را در درون خود هضم کند تا در نهایت، این دانش به صورت بارانی رحمت بخش بر دیگران ببارد.
سه گانه رشد: علم، تقوا و بصیرت
وی با اشاره به توصیه های رهبری معظم (مدظله العالی)، بر لزوم تکامل در سه محور «درس خواندن»، «تقوا» و «بصیرت» تأکید کرد. استاد کفیل تبیین نمود که علم و تقوا به تنهایی کافی نیستند و بدون «بصیرت»، انسان نمی تواند در برابر جریانات باطل، وزنه متوازن و اثرگذاری باشد. ایشان تأکید کرد که بصیرت، همان نیرویی است که باعث می شود انسان در مسیر حق، با توقّع درست و اخلاصی واقعی گام بردارد.
استقامت در مسیر حق و عزت در بندگی
این استاد درس خارج حوزه، با اشاره به ضرورت استقلال معنوی و علمی، توصیه کرد که فعالان دین باید از منابع اصیل علمی و آثار عالمان شیعه بهره بگیرند تا دچار وابستگی فکری به بیگانگان نشوند. وی با نگاهی عرفانی، بندگی در پیشگاه اهل بیت (ع) را والاترین مقام دانست و اظهار داشت: سعادت واقعی در این است که انسان در مسیر حق، با چشم پوشی از تکثر جمعیت و با تکیه بر ایمان، ثابت قدم بماند. مسیر هدایت همواره خلوت بوده است و این خلوت نباید باعث وحشت یا ناامیدی شود.