استاد اسدپور تشریح کرد؛

تبیین رویکردهای تفسیر موضوعی قرآن و ریشه‌های شکل‌گیری آن در جهان اسلام

استاد محمدامین اسدپور از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به تبیین و تحلیل رویکردهای مختلف «تفسیر موضوعی» قرآن کریم و ریشه‌های تاریخی شکل‌گیری آن در جهان اسلام پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای سخنان خود، با اشاره به تقسیم‌بندی رویکردهای تفسیر موضوعی، اظهار داشت: ما امروزه شاهد رویکردهای مختلفی در تفسیر موضوعی هستیم. نخست، «تفسیر موضوعی درون‌متنی سنتی» که بر اساس آن، یک موضوع در کلیت متن قرآن مورد بررسی قرار می‌گیرد. دوم، «تفسیر موضوعی برون‌متنی» که شهید صدر و برخی دیگر از مفسران به آن پرداخته‌اند. سوم، «تفسیر موضوعی برون‌متنی بینارشته‌ای» که نمونه‌ی آن را در آثار حاج آقای رضایی اصفهانی می‌بینیم. در همه‌ی این رویکردها، ما یک متن داریم (قرآن کریم) و می‌خواهیم ظرفیت‌های آن را در مواجهه با یک موضوع خاص، در کلیت متن به دست بیاوریم.

تفسیر موضوعی هر سوره؛ رویکردی نوظهور در جهان عرب

استاد اسدپور در ادامه، به رویکرد «تفسیر موضوعی هر سوره» اشاره کرد و افزود: این رویکرد، نخستین بار توسط روشنفکران جهان عرب مطرح شد و ریشه‌ی آن به تحولات زبان‌شناسی مدرن در غرب بازمی‌گردد. از زمانی که فردینان دو سوسور، زبان‌شناسی مدرن را مطرح کرد و پس از آن زبان‌شناسانی چون باختین، دریدا و دیگران این فضا را توسعه دادند، این رویکردها از طریق فرانسویان به مصر و جهان عرب منتقل شد.

مواجهه‌ی زودهنگام مصری‌ها با هرمنوتیک و زبان‌شناسی

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: روشنفکران مصری، زودتر از روشنفکران ایرانی با پدیده‌های زبان‌شناسی و هرمنوتیک مواجه شدند. نخستین مواجهه‌ی ما در ایران با هرمنوتیک، از طریق کتاب «قبض و بسط تئوریک شریعت» نوشته‌ی دکتر سروش بود که در سال ۶۸ منتشر شد؛ در حالی که قبل از سروش، روشنفکرانی مانند «نصر حامد ابوزید» در مصر، کتاب‌های متعددی درباره‌ی هرمنوتیک قرآن نوشته بودند و سروش خود نیز از آنان متأثر بود.

استاد اسدپور با اشاره به شخصیت «نصر حامد ابوزید»، وی را از چهره‌های جنجالی و پرتنش در مصر دانست و افزود: ابوزید نخستین بار ادعا کرد که الفاظ قرآن، متعلق به پیامبر (ص) است و نه خداوند. این ادعا، موجب تکفیر و اخراج او از مصر شد و او ناگزیر به فرانسه فرار کرد. وی افزود: این تئوری، سال‌ها قبل از سروش در مصر مطرح شده بود و سروش، ده تا پانزده سال بعد، مشابه همین ادعا را درباره‌ی الفاظ قرآن مطرح کرد.

شکل‌گیری گرایش‌های تفسیری در روشنفکری عرب

استاد اسدپور در بخش دیگر سخنان خود، به ریشه‌ی گرایش‌های تفسیری در روشنفکری عرب اشاره کرد و گفت: بخشی از این گرایش‌ها، ریشه در تلاش‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی و شاگردان او داشت. این رویکردها با نگاه‌های زبان‌شناختی و هرمنوتیکی آمیخته شد و به توجه به «قرائن درون‌متنی» مانند آغاز و پایان سوره‌ها، صدر و ذیل متن و ترتیب و تنظیم آیات انجامید.

وی افزود: این نگاه زبان‌شناختی، زمینه‌ی شکل‌گیری این گرایش تفسیری را فراهم کرد که سوره‌های قرآن چگونه دسته‌بندی شده‌اند و آغاز و پایان آن‌ها چگونه تنظیم شده است. این نگاه، بر این فرض استوار بود که سوره، یک «متن واحد» و منسجم است که با غرض و منطق مشخصی تدوین شده است؛ حتی اگر نزول آن در دفعات مکرر اتفاق افتاده باشد.

وحدت سوره‌ها؛ از منظر زبان‌شناسی و رویکردهای تفسیری

این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به رویکرد زبان‌شناختی در مورد وحدت سوره‌ها، عنوان داشت: در زبان‌شناسی، ریشه‌ی بحث «وحدت سوره‌ها» و «وحدت موضوعی» آن‌ها به این مسئله بازمی‌گردد که آیا سوره‌های قرآن را به عنوان یک «متن واحد» می‌پذیریم یا خیر. ما حتی می‌توانیم از «وحدت بالاتر» سخن بگوییم؛ یعنی اینکه کل قرآن کریم به عنوان یک «تکست واحد» و «کلام واحد» در نظر گرفته شود.

تأمل در پذیرش ادبیات «دال مرکزی»

وی با اشاره به ادبیات «دالّ مرکزی» که در مکاتب فکری خاصی مانند نقد ادبی و ساختارگرایی رواج دارد، یادآور گردید: این ادبیات، لوازم و بار معرفتی خاص خود را دارد و ما نمی‌توانیم به سادگی آن را وام بگیریم و در تفسیر قرآن به کار ببریم. به همین دلیل، باید محتاطانه از این ادبیات استفاده کنیم.

کل قرآن؛ یک متن واحد

این استاد درس خارج حوزه در ادامه، با اشاره به رویکرد علامه طباطبایی، گفت: اگر مبانی زبان‌شناسی را بپذیریم، علامه طباطبایی به راحتی می‌گوید که «کل قرآن، یک متن واحد است». این نگاه، هم به دلیل «نزول دفعی» قرآن (که علامه به آن معتقد است) و هم به دلیل «نزول تدریجی» که توسط خود قرآن سر و سامان می‌یابد، تقویت می‌شود.

تفسیر قرآن به قرآن؛ رنگ و بوی متفاوت در اندیشه‌ی علامه

استاد اسدپور به تفاوت رویکرد علامه طباطبایی در «تفسیر قرآن به قرآن» اشاره کرد و تصریح نمود: هرچند واژه‌ی «تفسیر قرآن به قرآن» قبل از علامه نیز در ادبیات روشنفکری رواج داشت و روشنفکران مختلفی از آن استفاده می‌کردند، اما تفسیر قرآن به قرآن در اندیشه‌ی علامه طباطبایی، رنگ و بوی متفاوتی دارد. وی افزود: این تفاوت، به دلیل «پایگاه معرفتی متفاوت» علامه است. علامه با مبانی و نگاه معرفتی خاص خود، تفسیر قرآن به قرآن را به گونه‌ای متفاوت از روشنفکران ارائه کرده است.

وی با اشاره به مفهوم «دال مرکزی» تصریح نمود: این مفهوم که در ادبیات تحلیل گفتمان فوکویی مطرح شده، ریشه در زبان‌شناسی مدرن و تحولات آن دارد. تقریباً پنجاه تا شصت سال پیش، زبان‌شناسان به این نتیجه رسیده بودند که در هر متن و کلام واحدی، یک «دال مرکزی» وجود دارد که به مثابه یک موضوع محوری، بر فهم سایر مدلول‌ها و الفاظ و عبارات حاکم است.

استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر اهمیت این مفهوم در تفسیر قرآن، گفت: اگر ما آن «دال مرکزی» را پیدا نکنیم، اصلاً به مراد واقعی خداوند نمی‌رسیم و سوره را درست تفسیر نکرده‌ایم. این رویکرد، در مقابل نگاه سنتی به تفسیر قرآن قرار می‌گیرد که آیات را به صورت جزیره‌جزیره، آیه به آیه و بدون توجه به وحدت موضوعی سوره تفسیر می‌کرد.

نقد تفسیر سنتی؛ تجزیه جزیره‌ای آیات

استاد اسدپور با نقد رویکرد تفسیر سنتی، گفت: در تفسیر سنتی (چه در جهان اسلام و چه در تشیع)، آیات به صورت جزیره‌جزیره تفسیر می‌شدند؛ به این معنا که هر آیه به صورت کامل تفسیر می‌شد و سپس مفسر به سراغ آیه‌ی بعد می‌رفت. وی این رویکرد را «افراطی» در تجزیه آیات دانست و افزود: حتی در تفسیرهای جدیدتر نیز همین رویکرد ادامه یافته است.

مشکل تفسیر در استنادات فقهی و موضوعی

وی با اشاره به مشکل این رویکرد در استنادات فقهی و موضوعی، گفت: حتی در استفاده از آیات در بحث‌های فقهی، گاهی تنها بخشی از یک آیه مورد استناد قرار می‌گیرد؛ در حالی که آن بخش از کلیت آیه جدا شده است. وی این رویکرد را «بدتر» از تفسیر ترتیبی توصیف کرد و گفت: این نگاه، باعث می‌شود که مفسر به فهم درست و معقولی از آیات نرسد.

این استاد درس خارج حوزه در ادامه، با تأکید بر ضرورت وحدت موضوعی سوره‌ها، ابراز داشت: بدون در نظر گرفتن وحدت موضوعی سوره‌ها و اینکه هر سوره به مثابه یک «کلام واحد» باشد، به فهم درستی از آیات نمی‌رسیم. وی افزود: این نگاه، در جریان «قرآن‌گرایی مصر» و در تفاسیر اهل سنت مصر ترویج شد و به شدت بر روشنفکری ما نیز اثر گذاشته است.

رویکرد تفسیر تنزیلی و ترتیب نزول

استاد اسدپور در بخش پایانی سخنان خود، به رویکردهای نوین تفسیری اشاره کرد و اظهار داشت: جریان‌هایی که به «تفسیر تنزیلی» و «تفسیر بر اساس ترتیب نزول» می‌پردازند، بر محوریت موضوع واحد برای سوره‌ها تأکید دارند. در این رویکرد، باید برای هر سوره یک «گفتمان واحد» به دست آورد که در آن، «دال مرکزی» مهم‌ترین مقوله است و نسبت مفاهیم دیگر سوره با آن دال مرکزی، باید تبیین و تعریف شود.

وی با اشاره به ریشه‌های این رویکرد خاطرنشان کرد: «تفسیر تنزیلی بر اساس ترتیب نزول» نیز خود، نوآوری مصری‌هاست. محمد عابد الجابری، نخستین تصویر این رویکرد را بر اساس ترتیب نزول نوشت و پس از آن، جریان‌های ایرانی به تبعیت از او پرداختند.

 

ج, 06/06/1405 - 20:52