استاد میثم زنجیرزن حسینی از اساتید درس خارج حوزه علمیه قم در گفتوگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به تبیین «مقام یقین» و جایگاه آن در مباحث اخلاقی و سیر و سلوک پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدا با اشاره به سلسله مباحث «مقامات صالحین» اظهار داشت: یکی از مباحث در این موضوع، «مقامات کلیه یقین» است و پیش از ورود به مراتب یقین، باید درباره خود مفهوم «یقین» بحث کنیم.
وی با بیان اینکه یقین نتیجهی «مجاهده» و «جهاد نفس» است و مسبوق به جهاد است، به آیه شریفه «وجاهدوا فی الله حق جهاده» اشاره کرد و خاطرنشان کرد: این آیه به مقام «عینالیقین» اشاره دارد. این جهاد، هم «جهاد اصغر» و هم «جهاد اکبر» را شامل میشود.
استاد زنجیرزن حسینی با اشاره به روایاتی که مقاماتی مانند «توکل»، «رضا» و «طمانینه» را مبتنی بر یقین میدانند، ابراز داشت: تا یقین حاصل نشود، این مقامات به معنای دقیق کلمه حاصل نمیشوند. وی به روایاتی از حضرت امیرالمومنین (ع) اشاره کرد که فرمودند: «التوکل من قوة الیقین» (توکل از قوت یقین شکل میگیرد) و «الرضا ثمرة الیقین» (رضا، ثمرهی یقین است. گویی یقین، شجرهای است که ثمرهی آن، مقام رضاست).
وی تصریح نمود: از امام صادق (ع) روایت شده است: «جعل الله الراحة والروح فی الیقین» (خداوند راحت و روح را در یقین قرار داده است)؛ حکیم و متکلم، این «راحت و روح» را همان مقام «سکینه» یا «طمانینه» میدانند. با استناد به این روایات، ترتیب مراتب اینچنین است: ابتدا «مقام یقین» است که مسبوق به «جهاد نفس» است و در پی آن، مقامات «توکل»، «رضا» و «طمانینه» میآیند.
استاد حوزه علمیه قم به تبیین معنای لغوی و اصطلاحی «یقین» پرداخت و یادآور گردید: «یقین» در لغت، مقابل «شک» است و در عرف فلاسفه به معنای «اعتقاد جازم مطابق با نفسالامر» است؛ یعنی تصدیقی که هم جازم و قطعی باشد و هم مطابق با واقع.
وی با تأکید بر اهمیت مطابقت با واقع اضافه نمود: اگر اعتقاد جازم مطابق با واقع نباشد، «جهل مرکب» است. وجه اشتراک یقین و جهل مرکب، در «اعتقاد جازم» است و وجه افتراق آنها در این است که یقین مطابق با واقع است، در حالی که جهل مرکب مطابق با نفسالامر نیست.
استاد زنجیرزن به بحث «نفسالامر» اشاره کرد و با نقل نظر علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: نفسالامر وجود عامی است که بالحمل شامل وجود و بالطبع شامل ماهیات و مقولات ثانی میشود.
استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: یقین مقولهای دارای مراتب است و در مراتب مؤمنین و متقین نیز مطرح میشود. وی با استناد به آیه «...و هم بالآخرة هم یوقنون» تصریح نمود: این یقین به معنای «علمالیقین» است.
وی با تأکید بر تفاوت مراتب یقین ابراز داشت: انسان زمانی به «عینالیقین» میرسد که مجاهده داشته باشد، جهاد اکبر داشته باشد و تصفیهی نفس کند تا چشم شهودش باز شود.
این استاد درس خارج حوزه با هشدار نسبت به خلط مراتب، تأکید کرد: یقین در مراتب مؤمنین و متقین «علمالیقین» است، اما مراتب «عینالیقین» و «حقالیقین» مربوط به مراتب «موطنی» است.
استاد زنجیرزن حسینی خاطرنشان کرد: در فرائض، سلب اختیار تشریعی وجود دارد و به همین دلیل، سالک در مرتبهی قرب فرائض به مقام «فنا» میرسد؛ زیرا در این مرتبه، انسان با خدای متعال اتحاد پیدا میکند و انیت او به کلی نفی میشود.
وی تأکید کرد: انسان به واسطهی فرائض اوج میگیرد و به اتحاد با حق میرسد. وی در این راستا به سیرهی حضرت آیتالله بهجت اشاره کرد و افزود: ایشان به واجبات اکتفا میکردند و از نوافل صرفنظر میکردند؛ زیرا برای ایشان، فرائض به همان مرتبهی نوافل و حتی بالاتر ارتقا یافته بود.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به بیانی از حضرت آیتالله بهجت اظهار داشت: وقتی از ایشان پرسیده شد که چرا علمای سابق اینقدر مقامات شاخص و والا داشتند، ایشان فرمودند: «اینها احکام خمسه نداشتند؛ بلکه برای خودشان دوگانه داشتند.» وی توضیح داد: عالمان سابق، تمام مستحبات را برای خود واجب و تمام مکروهات را برای خود حرام کرده بودند و به جای تقسیمبندی پنجگانه، تنها دو مقولهی «واجب» و «حرام» را برای خود قائل بودند.
وی در این راستا عنوان داشت: برای عارف بالله، حتی مقولهی «مباح» نیز رنگ و بوی خاصی پیدا میکند. به عنوان مثال، برای یک عارف، خواب به مقولهی «واجب» یا «حرام» تبدیل میشود؛ یعنی حتی میزان خواب را هم بر اساس سلوک و احتیاطاتش، واجب یا حرام تنظیم میکند.
استاد میثم زنجیرزن حسینی در ادامه سخنان خود، با تأکید بر اهمیت تشخیص مرتبهی مقولات اخلاقی بیان کرد: اگر مراتب تشکیکی یقین را درست متوجه نشویم، کل پازل به هم میخورد. بسیاری از مقولات ایمانی مبتنی بر یقین هستند، اما باید از باب «تناسب حکم و موضوع» تشخیص دهیم که هر مقوله بر کدام مرتبه از یقین مبتنی است.
وی به چینش خواجه نصیر طوسی در «اوصاف الاشراف» اشاره کرد و یادآور گردید: خواجه بحث رضا را بعد از یقین، اما بحث زهد را قبل از یقین آورده است؛ چینشی که به چینش ما نزدیک است.
استاد درس خارج حوزه به مطرح شدن یقین در مراتب کفار نیز اشاره کرد و اظهار داشت: حتی کافران نیز میتوانند نسبت به وجود خداوند یقین داشته باشند. وی به آیه «وجحدوا بها واستیقنتها أنفسهم ظلماً وعلوا» اشاره کرد و ابراز داشت: کفار با اینکه یقین داشتند، از روی عناد و خبث باطنی آن را انکار کردند.
وی دلیل این امر را چنین بیان کرد: «علمالیقین» مقولهای «حصولی» و «ذهنی» است و وقتی علم حصولی شد، میتواند بر هر ذهنی عارض شود؛ حتی اگر منجر به عمل نشود. کافری که یقین دارد اما اهل عمل نیست، در واقع «مقتضی مبتلا به مانع» است؛ خبث باطن او مانع رسیدن او به سعادت میشود.
سه مرتبه یقین در قرآن
استاد زنجیرزن حسینی با اشاره به اینکه در آیات قرآن، سه مرتبه برای یقین بیان شده است، اظهار داشت: این سه مرتبه عبارتند از «علمالیقین»، «عینالیقین» و «حقالیقین».
وی در توضیح «علمالیقین» ابراز داشت: این مرتبه، اعتقاد جازم مطابق با واقع و مبتنی بر استدلال است که در مراتب ایمان حاصل میشود. وی با تأکید بر تمایز میان «علم حضوری» و «علم شهودی» افزود: هرچند عارف ممکن است خداوند را به علم حضوری بیابد، اما این با علم شهودی متفاوت است. انسان به صورت فطری وجود خداوند را به علم حضوری مییابد، نه به علم شهودی.
استاد زنجیرزن حسینی در توضیح «عینالیقین» عنوان داشت: این مقام به معنای «رویت» و «مشاهده» است؛ در این مرتبه، مغیبات برای انسان مشهود میشود. وی به آیه «لترون الجحیم» اشاره کرد که به عینالیقین و رویت جهنم پرداخته است.
وی به بیان مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی اشاره کرد که بحث جهنم را در اینجا آورده است؛ زیرا جهنم «مفری» (فانیکننده) است و انسان به واسطهی آتش دچار فنا میشود. این فنا، جز با از بین رفتن نفس اماره حاصل نمیشود.
این استاد درس خارج حوزه اظهار داشت: انسان باید در آتش گداخته شود تا به مرتبهی عینالیقین برسد؛ این آتش یا «آتش عشق» است که انسان را فانی میکند، یا «آتش قهر الهی»؛ در هر دو صورت انسان به فنا میرسد.
وی با اشاره به نظر مرحوم صدرالمتالهین خاطرنشان کرد: نار، گویی یک «آتشکده» است که انسان باید در آن گداخته و فانی شود؛ از همین جهت به آتش «مفنی» گفته میشود.
استاد زنجیرزن حسینی در پایان، به مقام «حقالیقین» اشاره کرد و آن را مرتبهی بالاتری از یقین دانست. وی با مثال غذا این سه مرتبه را توضیح داد:
- کسی که از پشت دیوار غذایی را میبیند، «علمالیقین» دارد
- کسی که به آن نزدیک میشود و آن را مشاهده میکند، «عینالیقین» دارد
- کسی که از آن تناول میکند، به مرتبهی «حقالیقین» میرسد