استاد اکبر خادمالذاکرین، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع «تبیین نعمات الهی در سوره مبارکه الرحمن» پرداخت.
/270/260/22/
استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به آیات ۷ تا ۱۰ سوره الرحمن و تبیین نعمات ذکر شده در این آیات اظهار داشت: در این آیات شش نعمت الهی مورد اشاره قرار گرفته است که نعمت ششم، «آسمان» (السماء) است. وی در تبیین این مفهوم بیان کرد: مراد از آسمان را میتوان هم جهت علوه و اشیائی چون کواکب دانست و هم منازل ملائکه و مصادر وحی؛ که در صورت دوم، «رفع» (بالا بردن) آسمان، را باید یک رفع معنوی دانست یا آن را اعم از حسی و معنوی در نظر گرفت.
وی در ادامه با پرداختن به نعمت هفتم یعنی «میزان»، خاطرنشان کرد: مراد از میزان، هر چیزی است که به واسطه آن، امر دیگری سنجیده و تقدیر یابد؛ چه این سنجش در حوزه عقیده باشد، چه در قول و چه در فعل. استاد خادمالذاکرین با استناد به آیه ۲۵ سوره حدید، تأکید کرد که این میزان در واقع همان معیاری است که حق را از باطل، صدق را از کذب و عدل را از ظلم جدا میکند و شأن پیامبر اکرم (ص) این بود که این میزان الهی را برای بشریت به ارمغان بیاورند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با تحلیل تکرار واژه «میزان» در سه جای مختلف از آیات، اظهار داشت: تکرار این واژه به جای استفاده از ضمیر، نشاندهنده سه معنای متفاوت است؛ نخست، «میزان» به معنای قوانین کلی خداوند در سراسر عالم است. دوم، موازین مربوط به زندگی فردی و اجتماعی است که انسان نباید در آنها طغیان کند. و سوم، میزان در وزن اشیاء است که اشاره به رعایت عدالت در معاملات و دوری از کمفروشی دارد. وی در این راستا به نظر فخر رازی اشاره کرد که میزان را در آیه اول «اسم آلت» (وسیله سنجش)، در آیه دوم «مصدری» (وزن کردن) و در آیه سوم «مفعولی» (جنس موزون) دانستهاند.
استاد خادمالذاکرین با بررسی نعمت هشتم یعنی «زمین» (الارض)، اظهار داشت: تعبیر «وضع» برای زمین در مقابل «رفع» برای آسمان، لطفی خاص در کلام الهی است که نشاندهنده تسلیم بودن زمین و منابع آن در برابر انسان است. وی با اشاره به آیه ۱۵ سوره ملک، بیان کرد: زمین برای بهرهمندی انس و جن (انام) رام شده است؛ بهگونهای که با وجود سرعت سرسامآور حرکت انتقالی (۳۵ کیلومتر در ثانیه) و حرکت وضعی (حدود ۱۶۰۰ کیلومتر در ساعت در مناطق استوایی)، انسان هیچ لرزشی احساس نمیکند و زمین برای ما همچون یک «مهاد» یا گاهواره آرام است.
وی در پایان با اشاره به نعمات نهم و دهم، یعنی «میوهها و نخل»، اظهار داشت: در مورد واژه «فاکهه»، برخی مانند مرحوم علامه آن را میوههای غیر از خرما دانستهاند چون در مقابل «نخل» قرار گرفته است، هرچند راغب در مفردات، فاکهه را به معنای هرگونه میوه میداند. همچنین ایشان با تبیین عبارت «ذات الاکمام» اشاره کردند که «اکمام» جمع کُم و کِم است و به معنای غلافی است که میوه نخل را میپوشاند.
استاد خادمالذاکرین در ادامه تبیین نعمات الهی، به بررسی جزئیات لغوی عبارت «ذات الاکمام» پرداخت و اظهار داشت: «اکمام» جمع «کُم» یا «کِم» است که در لغت به معنای آستین یا هرگونه غلافی است که چیزی را میپوشاند. وی توضیح داد که در مورد نخل، این غلاف (تلع) ظرفی است که خوشههای خرما در آن قرار دارند و سپس از آن بیرون میآیند.
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به نعمات یازدهم و دوازدهم در آیات مورد بحث، خاطرنشان کرد: خداوند در این زمین، «حَب» (هرگونه دانه)، «عَصْف» (غلاف دانهها که در گندم به شکل کاه است) و «ریحان» (گیاهان خوشبو) را قرار داده است تا نیازهای بشریت تأمین گردد.
وی در پایان با تحلیل عبارت «فبای آلاء ربکما تکذبان»، تأکید کرد: واژه «آلاء» جمع «الی» به معنای نعمت است و ضمیر «کما» در «ربکما» نشاندهنده این است که خطاب در این آیات، به طور مشترک متوجه «جن و انس» است تا هیچیک از این دو گروه، نعمات بیشمار پروردگار را تکذیب نکنند.