استاد عبداللهی مطرح کرد؛

نقش ایده‌آل‌های برتر در تغییر مسیر جوامع

استاد حسین عبداللهی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به موضوع «بررسی سنت‌های تاریخ در قرآن و نقش ایده‌آل‌های برتر در تغییر مسیر جوامع» پرداخت.

/270/260/20/

نقش ایده‌آل‌ها در هدایت تاریخ و جامعه

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به مبانی کتاب مرحوم شهید صدر در زمینه سنت‌های تاریخ اظهار داشت: ایده‌آل‌های انسانی، نقش تعیین‌کننده‌ای در ترسیم نمودار حرکت جامعه و سرنوشت تاریخ دارند. وی تصریح کرد: اگر ایده‌آل یک جامعه بر محور طبیعت یا مفاهیمی چون «آزادی» باشد، مسیر تاریخ به یک شکل پیش می‌رود، اما چنانچه «خداوند» یا «دین» به عنوان ایده‌آل برتر و مطلق قرار گیرند، سکان جامعه در دست حقیقتی برتر قرار می‌گیرد که می‌تواند تغییرات بنیادینی در سرنوشت بشر ایجاد کند.

 

تبیین آیه «کادِحٌ الی ربّک»؛ خبر از ملاقات یا دعوت به سیر؟

وی در ادامه با اشاره به آیه «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقی» (سوره انشقاق)، به رفع ابهامات مربوط به جلسه پیش پرداخت و خاطرنشان کرد: مرحوم شهید صدر در تبیین این آیه معتقدند که هدف، دعوت به سیر و سلوک «الی‌الله» نیست، بلکه یک «خبر» است. به این معنا که هر انسانی، فارغ از اینکه در چه ایده‌آلی (مادی‌گرا، بت‌پرست یا طبیعت‌گرا) باشد، لاجرم به سوی پروردگارش در حرکت است و در نهایت با او ملاقات خواهد کرد.

 

استاد عبداللهی در پاسخ به این پرسش که آیا این ملاقات برای همه انسان‌ها (حتی گناهکاران) بهره‌ای از خیر دارد، تصریح کرد: منظور از این ملاقات، لزوماً بهره‌مندی از رحمت نیست، بلکه به معنای رسیدگی الهی به حساب هر فرد است. به عبارت دیگر، هم کسی مانند شمر و هم کسی مانند امام حسین (ع) به خدا باز می‌گردند، اما نوع استقبال و نتیجه این ملاقات بر اساس اعمال هر یک متفاوت خواهد بود.

 

تطبیق دیدگاه شهید صدر و علامه طباطبایی

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم برای روشن‌تر شدن مطلب، با استناد به نظرات مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان اظهار داشت: از دیدگاه علامه، هدف نهایی تمام تلاش‌های انسان، خدای سبحان است. انسان به عنوان یک موجود «مربوب» و «مملوک»، هیچ مالکیتی بر نفس و اعمالش ندارد مگر آنکه مولایش اراده کند؛ لذا تمام حرکات او در واقع شتافتن به سوی مدبر امور اوست.

 

وی افزود: این دیدگاه نشان می‌دهد که ربوبیت الهی تا زمانی تمام نمی‌شود که عبودیت بندگان محقق گردد و این امر تنها با مسئولیت‌پذیری، بازگشت به سوی خدا و حساب و جزا کامل می‌شود. بنابراین، انسان تحت یک تدبیر الهی سیر می‌کند و آیه مذکور، پرده از این واقعیت وجودی برمی‌دارد.

 

تغییرات بنیادین در مسیر حرکت انسان

استاد حسین عبداللهی در پایان سخنان خود تأکید کرد: هنگامی که خداوند به عنوان ایده‌آل برتر در جامعه قرار می‌گیرد، حرکت انسان به سمت او دو نوع تغییر بنیادین را به دنبال دارد؛ نخست «تغییر کمی» و دوم تغییری در ماهیت حرکت که باعث می‌شود انسان، چه بخواهد و چه نخواهد، در نهایت به حقیقت مطلق بازگردد.

 

نقد مکاتب مادی و تضاد دیالکتیکی در نجات بشر

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با نقد دیدگاه‌های ماتریالیسم تاریخی و تضاد دیالکتیکی اظهار داشت: مکاتب مادی شاید بتوانند انسان را از چاه دیکتاتوری و ظلم ظالمان نجات دهند، اما در عین حال، او را در چاهی عمیق‌تر به نام «فقدان معنویت» و «ایده‌آل‌های پست» می‌اندازند. وی تصریح کرد: رهایی از یک ظالم کافی نیست؛ بلکه مشکل اصلی این است که مکاتب مادی فکری برای رشد و ارتقای روحی بشر نمی‌کنند و با گره زدن انسانیت به امور پست و محدود، باعث انحطاط انسان می‌شوند.

 

وی در این راستا با اشاره به دیدگاه یکی از متفکران معاصر در مورد فرهنگ اروپا، خاطرنشان کرد: تمدن غرب را می‌توان در مثلثی متشکل از «فساد درونی (دوری از اخلاق)»، «فساد بیرونی (استثمار جوامع)» و «رشد صنعت و تکنولوژی» دید. مرحوم شهید صدر بر این نکته دست می‌گذارد که پیشرفت تکنولوژیک بدون گره زدن مسیر انسانیت به ایده‌آل‌های برتر، منجر به استثمار و سقوط معنوی می‌گردد.

 

توحید به عنوان مدل و راهنمای عملی زندگی

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در تبیین مسیر رسیدن به «ایده‌آل برتر»، دو پیش‌نیاز اساسی را برشمرد. وی نخستین پیش‌نیاز را «دید فکری و ایدئولوژی روشن» دانست و افزود: داشتن دیدی شفاف نسبت به ایده‌آل برتر، متوقف بر «توحید» است. توحید به انسان دیدگاهی می‌دهد که در آن هیچ نقطه تاریکی وجود ندارد و تمام هدف‌ها و اعمال بشری در نقطه‌ای واحد جمع می‌شوند؛ جایی که علم، قدرت، ترحم بر نیکان و انتقام از بدزان، همگی در جایگاه درست خود قرار می‌گیرند.

 

استاد عبداللهی تأکید کرد: توحید تنها یک باور ذهنی نیست، بلکه یک «مدل و راهنمای عملی» است. به این معنا که صفات الهی، تنها در ماوراء قرار ندارند، بلکه از انسان می‌خواهند که در مقام عمل، این صفات را در زندگی خود پیاده کند؛ مثلاً همان‌گونه که خداوند منتقم از ظالمان است، مؤمن نیز باید در برابر ظلم بایستد.

 

نیروی روانی و سوخت اراده؛ نقش مبدأ و معاد

وی در پایان، دومین پیش‌نیاز رسیدن به ایده‌آل برتر را «وجود یک نیروی روانی مطلق یا سوخت پیوسته برای اراده» دانست. ایشان با اشاره به دیدگاه شهید صدر اظهار داشت: برای اینکه اراده بشر در مسیر دشوار رسیدن به ایده‌آل برتر تضعیف نشود، نیاز به یک محرک دائمی دارد که این محرک، همان «اعتقاد به مبدأ و معاد» است.

 

وی تصریح کرد: وقتی انسان باور داشته باشد که تحت نظارت دقیق الهی است و در نهایت باید پاسخگو باشد، میدان محدود زندگی تاریخی را در برابر میدان نامحدود قیامت و برزخ می‌سنجد. این باور است که به انسان نیروی روحی لازم را می‌دهد تا از اهداف پست دست کشیده و در مسیر حقیقت استوار بماند.

 

استاد حسین عبداللهی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به موضوع «عناصر تکوین ایده‌آل برتر و نقش اصول دین در تغییر مسیر تاریخی بشر» پرداخت.

 

عناصر چهارگانه برای دستیابی به ایده‌آل برتر

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به مبانی نظری مرحوم شهید صدر اظهار داشت: برای اینکه بتوانیم به یک ایده‌آل محکم و مطلق در تاریخ دست یابیم و مسیر زندگی را بر اساس آن تنظیم کنیم، نیاز به چهار عنصر اساسی داریم. وی این عناصر را به شرح زیر تبیین کرد:

 

۱. شناخت ایده‌آل برتر: نخستین گام، داشتن دیدی روشن نسبت به هدف نهایی است.

۲. سوخت اراده (نیروی روحی): برای حرکت در مسیر دشوار تاریخ، انسان به یک نیروی روحی همیشگی نیاز دارد که شهید صدر آن را «سوخت اراده» می‌نامند. وی تصریح کرد: قرآن کریم برای ایجاد این اراده، از مفهوم «معاد» استفاده کرده است؛ چرا که باور به پاسخگویی در پیشگاه الهی، باعث می‌شود انسان در میدان‌های اجتماعی و اداری، از متاع نفس خود کوتاه بیاید و اراده‌اش را در مسیر حق تقویت کند.

۳. پیوند با حقیقت (نبوت): از آنجا که ایده‌آل برتر خارج از وجود محدود بشر است، رسیدن به آن مستلزم یک پیوند اصیل است. این پیوند از طریق «پیامبران» محقق می‌شود؛ کسانی که هم دید ایدئولوژیک روشنی نسبت به ایده‌آل برتر دارند و هم از سوخت اراده‌ای بسیار بالا برخوردارند تا بتوانند بشریت را به سوی آن هدف هدایت کنند.

۴. تداوم رهبری در عصر اختلاط (امامت): استاد عبداللهی با اشاره به مفهوم «اختلاط» در قرآن اظهار داشت: در مراحل پیشرفته‌تر تاریخ، موانع و بت‌های جدیدی شکل می‌گیرند که باعث سرگردانی بشر می‌شود. در این مرحله، دیگر تنها بشارت پیامبر کافی نیست و نیاز به «امامت» است؛ یعنی شخصی که توسط پیامبر تربیت شده تا در دوران نبرد و تلاطم، سردمدار مبارزات باشد و بشریت را سربلند از این مسیر خارج کند.

 

نقش اصول دین در تعیین مسیر تاریخی بشر

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم تأکید کرد: اصول دین به طور طبیعی تمام نیازهای یک ایده‌آل معقول را تأمین کرده و در تعیین مسیر تاریخی بشر نقش عظیمی ایفا می‌کنند. وی در این راستا به دو اصل توحید و عدل اشاره کرد:

 

در مورد توحید، وی اظهار داشت: توحید به انسان دیدی روشن می‌دهد که تمام کمالات مطلق (علم، قدرت، رحمت و انتقام) را در یک نقطه جمع می‌کند. با این شناخت، انسان تمام آرمان‌های خود را در دستورات الهی می‌بیند و مسیر تاریخی‌اش را بر اساس اهداف و خواست او تنظیم می‌کند.

 

در مورد عدل، استاد عبداللهی تصریح کرد: ما در مسیر اجتماعی بیش از هر صفت دیگری به «عدل» نیاز داریم. از این رو، عدل را به عنوان یکی از اصول دین می‌شناسیم، اما نه صرفاً به معنای عدل الهی در مقام خالق، بلکه به لحاظ «جنبه رهبری اجتماعی». وی تأکید کرد که جایگاه عدالت در استنباط احکام شرعی و مدیریت جامعه، دقیقاً همان نقطه‌ای است که مسیر تاریخ را به سوی تعادل و حق هدایت می‌کند.

 

مرکزیت انسان در تغییرات اجتماعی و نقش دین

استاد حسین عبداللهی در ادامه سخنان خود به بررسی رابطه میان دین، تاریخ و نقش انسان پرداخت و اظهار داشت: اگرچه دین به عنوان یک «ایده‌آل برتر» می‌تواند مسیر تاریخ و جوامع بشری را تبیین کرده و بر آن مؤثر باشد، اما نقطه ثقل و مرکز این تغییرات، خودِ «انسان» است. وی تصریح کرد: این انسان است که باید در مسیر تعیین‌شده توسط دین گام بردارد و به عنوان «خلیفه خداوند» بر روی زمین، اهداف الهی را دنبال کند و صفات خدایی را در رفتار و مسیر زندگی خود به عنوان یک نماداری به نمایش بگذارد.

 

ایشان با استناد به آیات قرآن کریم تأکید کرد: همان‌طور که در آیه «انا هدیناه السبیل» آمده است، راه هدایت مشخص شده اما این انسان است که انتخاب می‌کند «شاکر» باشد یا «کفور». همچنین با اشاره به آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»، وی خاطرنشان کرد که هرگونه تغییر اجتماعی و تاریخی، پیش‌نیاز آن تغییر درونی انسان است.

 

تبیین جایگاه معاد در بحث «استخلاف»

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در پایان جلسه، در پاسخ به پرسش دانشجویان در مورد جایگاه مسئله «معاد» در بحث استخلاف، اظهار داشت: اگرچه اصول توحید، عدل، نبوت و امامت به عنوان مبانی اصلی مورد بحث قرار گرفتند، اما معاد نیز با بحث استخلاف گره خورده است. وی تبیین کرد: بازگشت به سوی خدا و حساب و جزا، در واقع بخشی از برنامه جامع «مستخلف» (انسان) است؛ چرا که توحید واقعی اقتضا می‌کند انسان بداند در نهایت به حساب و کتاب الهی خواهد رسید.

 

استاد عبداللهی در جمع‌بندی نهایی تأکید کرد که آیه «انک کادح» (تو در تلاش هستی تا به پروردگارت برسی)، بر این واقعیت تأکید دارد که بازگشت به سوی خدا، تکامل‌یافته‌ترین بخش از برنامه وجودی انسان است.

 

عدالت الهی؛ از حقیقت متافیزیکی تا الگوی حکمرانی

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به جایگاه «عدل» در احکام اجتماعی اظهار داشت: ما نباید به صفات خداوند، همچون عدالت و علم، صرفاً به عنوان حقایقی متافیزیکی بنگریم که ارتباطی با زندگی انسان‌ها ندارند. وی تصریح کرد: رفتار ما با صفات الهی باید به گونه‌ای باشد که آن‌ها را «علائم و نمودارهای راه» بدانیم. به این معنا که عدل الهی باید به عنوان یک اصل بنیادین در تقنین قوانین و نحوه حکومت‌ورزی جاری شود؛ لذا عدل، بیشترین تأثیر را در رهبری بشریت دارد.

 

کارکرد اجتماعی اصول پنج‌گانه دین

وی در ادامه با تبیین نقش سایر اصول دین در مسیر هدایت تاریخ، خاطرنشان کرد: توحید، ما را به سوی ایده‌آلی سوق می‌دهد که لزوماً عادلانه است. نبوت و امامت نیز از آن جهت اهمیت دارند که انسان برای پیوند با ایده‌آل برتر، نیازمند پیامبر و سپس رهبری (امام) است تا نهضت و حرکت جامعه را پس از پایان دوره رسالت ادامه دهد.

 

استاد عبداللهی در مورد اصل پنجم (معاد) تأکید کرد: معاد در واقع تأمین‌کننده «سوخت روانی و روحی» انسان است. برای رسیدن به هر ایده‌آل، نیاز به نیرویی محرک است و اعتقاد به معاد، آن نیروی محکمی را فراهم می‌کند که انسان بتواند در مسیر سخت تغییرات اجتماعی استقامت کند.

 

تلفیق اصول دین با طرح چهاربعدی «استخلاف»

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به طرح اجتماعی قرآن که «استخلافه» نام دارد، اظهار داشت: طرح استخلاف دارای چهار بعد است: «خداوند (مستخلف)، انسان (خلیفه)، طبیعت و دیگر انسان‌ها (مستخلف‌علیه)».

 

وی با تحلیل دیدگاه شهید صدر افزود: ترکیب این چهار بعد، در واقع همان تلفیق اصول پنج‌گانه دین است. توحید در مقام «مستخلف»، و نبوت و امامت در مقام «خلیفه» تجلی می‌یابند. همچنین، الگوی رفتاری ما در برابر طبیعت و سایر انسان‌ها (مستخلف‌علیه) باید بر اساس اصل «عدل» باشد. بنابراین، اصول دین با ابعاد چهارگانه روابط اجتماعی کاملاً تطبیق می‌یابند.

 

انسان؛ مرکز ثقل مسیر تاریخی

استاد حسین عبداللهی در پایان سخنان خود تأکید کرد: در مسیر تاریخی بشر، «انسان» مرکز ثقل است. وی در تبیین این مطلب تصریح کرد: منظور از مرکز ثقل بودن، پیکر جسمانی انسان نیست، بلکه محتوای داخلی، معنوی و فکری اوست. این محتوا توسط «ایده‌آل‌های» او ساخته می‌شود و هنگامی که انسان به دنبال ایده‌آل برتر (خداوند) باشد، اهداف او تغییر کرده و در نتیجه توانایی ساختن تاریخ و تغییر مسیر جوامع را پیدا می‌کند.

 

تبیین تغییرات کمی و کیفی در مسیر کمال

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با تبیین دیدگاه مرحوم شهید صدر در مورد اثرات پذیرش «خداوند» به عنوان ایده‌آل برتر، اظهار داشت: پذیرش یک واقعیت نامحدود و دارای کمالات مطلق در خارج از ذات انسان، دو تغییر بنیادین در مسیر حرکت بشر ایجاد می‌کند. نخست، «تغییر کمی» است؛ به این معنا که وقتی مطلوب انسان نامحدود باشد، مسیر خودسازی و کسب کمالات نیز بی‌پایان می‌شود. وی تصریح کرد: توحید به انسان می‌آموزد که در هیچ نقطه‌ای از مسیر کمال توقف نکند و هرگاه «خدایان دروغین» یا موانعی در قالب ادعاهای کاذب سد راهش شدند، با تکیه بر این مسیر نامحدود، بر آن‌ها غلبه کرده و پیش برود.

 

وی در ادامه به «تغییر کیفی» اشاره کرد و افزود: این تغییر از طریق ایجاد «حس مسئولیت» در جان انسان محقق می‌شود. از آنجایی که انسان میان کشاکش تضادهای درونی (ماده و معنا، جسم و روان) قرار دارد، برای نجات از این تناقضات، نیازمند فرمانی از سوی موجودی برتر و نامحدود است. هرچه این ایده‌آل برتر نامحدودتر باشد، حس مسئولیت در عمق جان انسان عمیق‌تر شده و گام‌های او در مبارزه با بت‌ها و موانع، محکم‌تر می‌گردد؛ همان‌گونه که پیامبران الهی در مسیر دعوت خود، هرگز دچار تردید یا عقب‌نشینی نشدند.

 

نقد ماتریالیسم تاریخی و دیدگاه مارکس

استاد عبداللهی با اشاره به دیدگاه جهانی شهید صدر که مخاطب آن قلب اروپا و نگرش‌های مدرن بود، به مقایسه دین توحیدی با مبانی ماتریالیسم تاریخی پرداخت. وی اظهار داشت: برخی ممکن است بپرسند آیا انقلابیون مارکسیست نیز بر اساس تضاد دیالکتیکی و فهم مادی خود از تاریخ، با دیکتاتورها و استثمارگران مبارزه نمی‌کنند؟ پاسخ این است که هدف و مبنای این مبارزات کاملاً متفاوت است.

 

وی با اشاره به جمله مشهور کارل مارکس که «دین، افیون توده‌هاست»، تصریح کرد: مارکس معتقد بود دین باعث سستی و تسلیم انسان‌ها می‌شود، اما احتمالاً او تنها با مدل خاصی از مسیحیت اروپایی آشنا بوده یا عمداً نگرشی متفاوت داشته است؛ زیرا آموزه‌های اصیل دینی هرگز با «افیون بودن» سازگار نیستند.

 

دین به مثابه موتور محرک مبارزه

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در پایان تأکید کرد: نگاهی به آموزه‌های امیرالمؤمنین (ع) یا ایستادگی امام حسین (ع) نشان می‌دهد که دین نه تنها عامل سستی، بلکه بزرگ‌ترین انگیزه‌ی مبارزه با ظلم است. وی خاطرنشان کرد: آموزه‌های دینی، انسان را به جای تسلیم، به مقابله با ظالمان و یاری مظلومان فرا می‌خواند و این همان تفاوتی است که میان یک حرکت الهی و یک حرکت مبتنی بر ماتریالیسم تاریخی ایجاد می‌کند.

پ, 07/02/1405 - 09:41