استاد فاضل چنانی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع «تبیین آموزههای روانشناختی، بهداشتی و اخلاقی در حکمتهای نهجالبلاغه» پرداخت.
/270/260/21/
تجلی باطن در رفتار و سیمای انسان
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به حکمت بیست و ششم نهجالبلاغه که میفرماید: «هیچ کس چیزی در درونش پنهان نمیکند مگر اینکه در سخنان نسنجیده و صفحه صورتش آشکار شود»، اظهار داشت: این حکمت به یک اصل بنیادین روانشناختی اشاره دارد که طبق آن، نیت و سجایای باطنی انسان لزوماً در کردار و رفتار او تجلی مییابد. وی تصریح کرد: گاهی این تجلی ارادی است و گاهی خارج از اختیار انسان رخ میدهد (مانند تغییر رنگ چهره هنگام خشم). ایشان با استناد به آیات قرآن کریم خاطرنشان کرد: همانطور که نورانیت چهره برخی از اثر سجدههاست، در مقابل، منافقان را میتوان از لحن سخنان و چهرههایشان شناخت؛ این نشان میدهد که حقیقت درونی انسان در نهایت از طریق سیمای او آشکار میگردد.
رویکرد پیشگیرانه و تقویت سیستم دفاعی بدن
استاد فاضل چنانی در تبیین حکمت بیست و هفتم امیرالمؤمنین (ع) در مورد همراهی با بیماری تا زمان بهبود، اظهار داشت: این حکمت در واقع یک اصل بهداشتی و درمانی را بیان میکند. وی تبیین کرد: خداوند در بدن انسان نیروی دفاعی قرار داده است و اگر با کوچکترین دردی فوراً به دارو و پزشک مراجعه کنیم، این نیروی دفاعی سرکوب شده و توانایی مقابله با بیماریهای آتی را از دست میدهد. ایشان تأکید کرد: معنای این سخن، نادیده گرفتن پزشک در موارد ضروری نیست، بلکه هشدار میدهد که در مراجعه به دارو عجله نکنیم و اجازه دهیم بدن دوره طبیعی درمان و ترمیم خود را طی کند. همچنین اشاره کرد که تلقین مثبت و ادامه فعالیتهای روزانه، اثر تخریبی بیماری را کاهش میدهد.
تمایز میان زهد واقعی و پارسایی ریایی
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با بررسی مفهوم زهد و اشاره به سخن حضرت علی (ع) مبنی بر اینکه «برترین پارسایی، مخفی کردن آن است»، اظهار داشت: زهد واقعی به معنای دلبسته نبودن به دنیاست، نه لزوماً داشتن ظاهر فقیرانه. وی تصریح کرد: برخی با سادهسازی ظاهری (مانند پوشیدن لباس مندرس) سعی در جذب نظر مردم دارند که این «زهد ریایی» است. اما زاهد واقعی کسی است که دنیا به سراغش آمده اما او به نعیم آن دلبسته نشده است. وی برای تقریب این مفهوم، مثال زد: همانگونه که یک کارمند بانک در هنگام پرداخت یا دریافت پول، چون میداند مال متعلق به او نیست، دچار هیجان نمیشود، انسان زاهد نیز باید نسبت به آمد و شد نعمتهای دنیا، آرامش و بیدلی داشته باشد.
تأمل در گذر عمر و نزدیکی به مرگ
استاد فاضل چنانی در پایان سخنان خود با استناد به حکمت نهم نهجالبلاغه که میفرماید: «هرگاه در حال دور شدن (از دنیا) بودی و مرگ در حال نزدیک شدن، پس چه سریع است ملاقات»، خاطرنشان کرد: هر نفس و هر گامی که انسان برمیدارد، در واقع کاهش سرمایه عمر اوست. ایشان با تشبیه عمر انسان به چراغی که با روشن شدن، سوختش کم میشود، تأکید کرد که انسان باید همواره نسبت به لحظه مرگ آگاه باشد و از فرصتهای زندگی برای تعالی بهره ببرد.
استاد فاضل چنانی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع «تحلیل مفاهیم بیداری از غفلت و تبیین پدیده استدراج در حکمتهای نهجالبلاغه» پرداخت.
تأمل در گذر عمر و هشدار نسبت به غفلت
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به تداوم شرح حکمت نهم نهجالبلاغه، اظهار داشت: عمر انسان محدود است و هر لحظه از زندگی، مانند سوخت اتومبیلی است که با حرکت تمام میشود. وی تصریح کرد: از یک سو انسان با گذشت زمان از عمر خود میکاهد و از سوی دیگر، مرگ با عواملی چون بیماریها، حوادث طبیعی و تصادفات، با سرعت به سوی انسان میآید. ایشان با تشبیه این وضعیت به برخورد دو وسیله نقلیه که با سرعت از روبرو به هم نزدیک میشوند، تأکید کرد: هدف از این تذکر، بیداری انسان از غفلتی است که زندگی دنیوی ایجاد میکند؛ چرا که یاد مرگ، مؤثرترین موعظه برای دور کردن غفلت از روح انسان است.
تبیین مفهوم «استدراج»؛ نعمتهای فریبنده
استاد فاضل چنانی در تبیین حکمت بیست و پنجم امیرالمؤمنین (ع) که میفرماید: «ای آدم، اگر دیدی خداوند پیاپی به تو نعمت میدهد در حالی که گناه میکنی، پس از این مسئله بترس»، به تحلیل گونههای برخورد الهی با گناهکاران پرداخت. وی اظهار داشت:
نخست، کسانی هستند که گناهشان اندک و صفای دلشان زیاد است؛ خداوند برای پاکسازی آنها، گرفتاریهای دنیوی ایجاد میکند تا با قلبی پاک از دنیا بروند.
دوم، کسانی هستند که گناهشان زیاد است و خداوند آنها را به توبه فرا میخواند تا از عذاب آخرت در امان بمانند.
اما دسته سوم، گناهکارانی هستند که در گناه طغیان کرده و از حد گذراندهاند.
وی در ادامه تصریح کرد: در مورد دسته سوم، خداوند دچار عذابی به نام «استدراج» میشوند. در این حالت، خداوند توفیق توبه و هدایت را از آنها میگیرد اما در عین حال، میدان نعمتهای مادی را برایشان باز میکند. ایشان با استناد به آیات قرآن کریم خاطرنشان کرد: خداوند به این افراد مهلت میدهد و آنها را در ناز و نعمت غرق میکند تا در نهایت، در اوج همین نعمتها، آنها را به هلاکت برساند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در پایان تأکید کرد: خطرناکترین وضعیت برای انسان این است که در حال گناه باشد اما شاهد افزایش نعمتهای مادی در زندگیاش باشد؛ زیرا این وضعیت نه نشانهی رضایت الهی، بلکه همان عذاب استدراج است که انسان را به سوی سقوطی سختتر میبرد.