استاد توکل مطرح کرد؛

وجود صفات رذیله یکی از عوامل گناه

استاد سید رحیم توکل از اساتید حوزه علمیه قم و از اعضای مجلس خبرگان رهبری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «وجود صفات رذیله یکی از عوامل گناه» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در روایت آمده است «الذنب داء و الدواء الاستغفار و الشفاء ان لا یعود» علت اقدام به گناه، سه عامل مهم است. یک عامل، غفلت است. که وقتی انسان از خدای عالم غافل بشود، جلوه های گناه در دید او جلوه گری می کند و این جلوه گری برای افراد عادی، جذبه دارد و جذبه گناه ما را جذب خود می کند که به گناه مرتکب می شویم. از این رو اگر عامل گناه، غفلت باشد، راه آن، زدودن غفلت است.

 

وی افزود: عامل دوم در ارتکاب به گناه، ضعف اعتقادات و بلکه نبود اعتقادات است. وقتی باور به معاد و باور به اینکه در محضر خدا هستیم، ضعیف و سست بشود، بالطبع، دنیای نقد و دنیای حاضر، ما را به خودش جذب خواهد کرد. اگر این بود، راه درمان در آن است که انسان، اعتقادات را محکم کند.

 

استاد سید رحیم توکل در ادامه بیان کرد: عامل سوم در ارتکاب به گناه، در اکثر افراد، وجود صفات رذیله است. اگر صفات رذیله در جان ما به طغیان برسد، خود را به شکل ارتکاب به گناه نشان می دهد.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: خداوند تبارک و تعالی عالم دنیا را عالم اسباب و مسببات قرار داد. مراد این است که هر کاری در این عالم بناست انجام بشود، فقط از کانال علتش امکان پذیر است. اگر از این کانال وارد بشود، به مقصود خواهد رسید؛ و الا یقینا کانال، انحرافی است و انسان به مقصود نخواهد رسید؛ این قاعده عام است و هم در امورات مادی و هم در امورات معنوی عالم جاری است و هم این قاعده جاری در عالم ملک است و هم در عالم ملکوت عالم است. در این راستا به دو مثال اشاره می کنیم.

 

استاد توکل افزود: برای مثال اول، به سوره مبارکه والعصر اشاره می کنیم؛ در این سوره مبارکه می خوانیم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ وَ الْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ (2) إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3)» در همان ابتدای سوره خداوند عالم قسم یاد کردند؛ با اینکه دعب الهی بر این است که قسم یاد نکنند؛ اما آنجا که قسم یاد می کنند، حکایت از کلام بلندی است که در ادامه بیان می کنند. در آیه بعد، سه تأکید وجود دارد که خداوند عالم، بعد از تأکید قسمی آورده است؛ مبنی بر اینکه انسان در خسران است. اگر بناست انسان در خسران باشد، چه باید کند؟ در ذیل آیه راه خروج از خسران را در تحت چهار عنوان و چهار عامل بیان می کند؛ عواملی که اگر در کنار هم جمع بشوند، یک علت تامه درست می کنند و این علت تامه راه خروج از خسران است. باید به دنبال ایمان و عمل صالح برویم و باید همدیگر را به حق سفارش کنیم و باید همدیگر را به صبر در این راه توصیه نماییم. اگر چهار عامل کنار هم جمع بشود، علت تامه ای درست می کند که انسان به برکت این علت تامه از وادی خسران بیرون می آید. چون خدای عالم در بیان خروج از وادی خسران است، هر چهار موضوع، موضوعیت دارد و باید انجام بگیرد تا در کنار هم علت تامه درست کند و مقصود، حاصل بشود.

 

وی در ادامه بیان کرد: در مثال دوم به آیه آخر سوره آل عمران اشاره می شود. آنجا که راه صلاح و نجات به ما نشان داده می شود. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (آل عمران: 200)» از همان ابتدای خطاب مزین است به «یا ایها الذین آمنوا» و نفرمودند یا ایها المسلمون و یا ایها الناس. خطاب با اهل ایمان است به عمل به واجبات و ترک محرمات مقید هستند و دل را به گوهر باور نشانده اند. آیه بیان می فرماید اگر بناست ایمان شما تا دم مرگ در جانتان بماند، و با گوهر ایمان وارد عالم آخرت بشوید، باید چهار کار را حتما انجام بدهید. «اصبروا» و «صابروا» و «رابطوا» و «اتقوا الله» این چهار کار باید انجام بشود، امید است که برگه فلاح و نجات به دست شما برسد. باید صبر کرد؛ به چه کسی بدون رنج، گنج داده اند که به ما بدهند. مقام ایمان و صلاح کار ساده ای نیست و مشکلات می طلبد. اگر بناست به صلاح برسیم، تحمل مشکلات می خواهد. از این رو باید در مشکلات صبر کرد. و صابروا. اگر خداوند متعال شما را بیدار کرد، باید دیگران را بیدار کنید. زکات علم، نشر علم است. چه اینکه اگر به کسی زیبایی داده شد، زکاتش عفاف است؛ و اگر به کسی شجاعت داده شد، زکاتش جهاد فی سبیل الله است. و اگر کسی صاحب مقام صبر شد، زکاتش صابروا است. که دیگران را هم به صبر تشویق کنیم. و «رابطوا» با امام زمان خود مرتبط بشویم. تا حضرت ظهور نکند، تنهاییم؛ باید دست ایشان بالای سر ما باشد و مشمول دعای حضرت بشویم. و ارتباط معنوی در جان ما ایجاد بشود تا عنایات حضرت شامل حال ما بشود. «و اتقوا الله» تمام نکبت های دنیا و آخرت از ناحیه گناه است. اگر این چهار کنار هم درست، شد، چهار عامل کنار هم، یک علت تامه درست می کند؛ و برگه فلاح و نجات را به دست ما می دهند. که اگر این باشد، زمان مرگ به بعدش زمان آقایی و سعادت اوست.

 

استاد توکل خاطرنشان کرد: یکی از عواملی که موجب اقدام به گناه می شود، وجود صفات رذیله است. آنقدر این عامل مهم است که اگر انسان مراقب آن نباشد، بعید است که انسان ایمان سالم خود را حفظ کند. اگر مطلبی برای خداوند مهم باشد، یک تأکید می آورد؛ مطلب اگر مهمتر باشد، دو تأکید؛ بلکه به میزان اهمیت مطلب، تأکیدات بیشتر می آورد. اگر مطلب مهمتر باشد، قسم یاد می کند و به تعداد قسم ها می توان دید که مطلب، تا چه حد مهم است. در تمام آیات و روایات، فقط یک جا داریم که خداوند عالم مکرّر در مکرّر، قسم یاد کردند تا به مطلبی اشاره کنند. آن هم در سوره شمس است که می فرماید: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ وَ الشَّمْسِ وَ ضحَئهَا(1) وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا (2) وَ النهَّارِ إِذَا جَلَّئهَا (3) وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَئهَا (4) وَ السَّمَاءِ وَ مَا بَنَئهَا (5) وَ الْأَرْضِ وَ مَا طحَئهَا (6) وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا (7) فَأَلهَمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَئهَا (8) قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا (9) وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّئهَا (10) (به نام خداوند بسيار بخشنده و بسيار مهربان‏ به نام خداوند بسيار بخشنده و بسيار مهربان. سوگند به خورشيد و گسترش نور آن. و سوگند به ماه در آن‏ هنگام كه بعد از آن درآيد. و سوگند به روز هنگامى ‏كه صفحه زمين را روشن سازد. و سوگند به شب آن هنگامى‏كه صفحه زمين را بپوشاند. قسم به آسمان و كسى‏كه آسمان را بنا كرد. و قسم به زمين و كسى‏ كه آن‏ را گسترانيده. و قسم به نفس آدمى و آن‏ كس كه آن ‏را منظم ساخته . سپس فجور و تقوا (شر و خير) را به او الهام كرده است. به ‏تحقيق هركس نفس خود را تزكيه كرد رستگار شده. و به ‏تحقيق آن‏ كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نااميد و محروم گشته است.) می بینیم که در آیات 9 و 10 هم باز با تأکید کلام را بیان کرده است؛ که اگر تهذیب نفس نکنیم، یقینا اهل هلاکت خواهیم بود. و اگر تهذیب نفس بکنیم، اهل نجات خواهیم بود. مطلب ساده نیست.

 

این استاد درس خارج حوزه افزود: دو آیه را با هم قیاس کنیم؛ یک آیه درباره مکر و حیله شیطان است؛ که آیه شریفه می فرماید: «إنّ کَیدَ الشیطان کان ضعیفا» در این آیه شریفه با 5 تأکید بیان می فرماید که آنچنان در این زمینه خود را معطل نکنیم. چرا که مکر شیطان ضعیف است. اما در همین قرآن کریم در جای دیگر در سوره مبارکه یوسف می فرماید: «إنّ النّفس لأمّارة بالسّوء إلّا ما رحم ربّی» 6 تأکید سنگین آورده است و از خطر عظیم نفس صحبت می کند. و فقط یک عامل می تواند ما را از این عامل رها سازد؛ و آن، رحمت الهی است. اگر رحمت خدا بر انسانی نازل شد، نجات پیدا می کند. اهل دقت در نظر دارند که نفرمود: «ان النفس ... الا به نماز شب یا هر هفته جمکران رفتن و حافظ قرآن شدن و ...» مطلقا بیان نشده است؛ بلکه راه نجات در رحمت الهی است. برای اینکه اگر رحمت خدا بر ما نازل نشود و دست رحمت الهی بالای سر ما نیاید، همان نردبانی که برای اهل معنا نردبان اوج بود، همان نردبان، وسیله سقوط ما می شود. نماز شبی را که در قرآن به تعبیری «مقام محمود» آورده اند، نماز شبی را که نردبان اوج هر اهل معنایی در طول تاریخ بوده است، اما انسان نماز شب می خواند و حال خوشی هم دارد و اشک و آهی دارد، اما بعد از مدتی نماز شب خواندن، این فکر به ذهنش می آید، که همه خوابند و ما بیداریم و حال و هوایی داریم. این نماز شب، «عجب» آورد و محکم با سر به زمین می خورد. همان که نردبان اوج بود، نردبان سقوط می شود. و آنقدر نفس اماره قوی است که می تواند چنین کند. «الا ما رحم ربی» همه کار را باید داشت، نماز اول وقت را باید داشت و نماز شب را باید خواند و به حرم باید مشرف شد و ... اما اگر جمع شد و رحمت خدا نازل شد، آن رحمت الهی است که موجب نجات انسان می شود؛ و نه اینها. و خطر، بسیار جدی است و نباید آن را دست کم گرفت.

 

استاد توکل در ادامه بیان کرد: در آیاتی از سوره ابراهیم محاجه شیطان با جهنمیانی که او را باعث جهنمی شدنشان می نامند را می خوانیم: «وَ بَرَزُواْ لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَؤُاْ لِلَّذِينَ اسْتَكْبرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِن شىَءٍ  قَالُواْ لَوْ هَدَئنَا اللَّهُ لهَدَيْنَاكُمْ  سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَ جَزِعْنَا أَمْ صَبرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيصٍ (21) وَ قَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضىَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الحَقِّ وَ وَعَدتُّكمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ  وَ مَا كاَنَ لىَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَنٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لىِ  فَلَا تَلُومُونىِ وَ لُومُواْ أَنفُسَكُم  مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ مَا أَنتُم بِمُصْرِخِىَّ  إِنىِّ كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ  إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (ابراهیم: 22) و (در قيامت) همه آنها در برابر خدا ظاهر مى ‏شوند؛ در اين هنگام ضعفاء (پيروان نادان) به مستكبران مى‏گويند: ما پيروان شما بوديم؛ آيا (اكنون كه به خاطر پيروى از شما گرفتار مجازات الهى شده ‏ايم) شما حاضريد سهمى از عذاب الهى را بپذيريد و از ما برداريد؟ آنها مى‏گويند: اگر خدا ما را (به سوى رهائى از عذاب) هدايت كرده بود، ما نيز شما را هدايت مى‏كرديم (كار از اينها گذشته است) چه بيتابى كنيم و چه شكيبائى تفاوتى براى ما ندارد راه نجاتى نيست. (21) و شيطان هنگامى كه كار تمام مى‏شود، مى‏گويد خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده (باطل) دادم و تخلّف كردم من بر شما تسلّطى نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما پذيرفتيد؛ بنابراين مرا سرزنش نكنيد؛ خود را سرزنش كنيد؛ نه من فريادرس شما هستم، نه شما فريادرس من، من نسبت به شرك شما درباره خود كه از قبل داشتيد (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و كافرم مسلّما ستمكاران عذاب دردناكى دارند. (22)

 

وی خاطرنشان کرد: یک عامل قوی در اینکه انسان تمایل به گناه دارد، طغیان نفس اماره است. یک مشکل ما این است که در فکر این نیستیم که به کدام گناه مرتکب می شویم. آیا گناهان ما زبانی است یا چشمی یا خطورات حرام، یا قلبی است یا لقمه حرام؟ اگر هم انسانی در این فکر است که گناهانش را شناسایی کند، کمتر در این وادی هستیم که علت و چرایی ایجاد این گناه باشیم. اگر انسان به غیبت کردن عادت دارد، چرا اینگونه است. اگر کسی به فکر نامحرم می گردد، چرا اینگونه است. با وجود اینکه اگر بیماری داشته باشیم، به سراغ پزشک می رویم؛ و حتی اگر این پزشک نتوانست درمان کند، به پزشک دیگر در شهر، یا پزشکان دیگر در شهرهای دیگر رجوع می کنیم. اما چقدر از ما درد دین داشتیم و مشکل گناه پیدا کردیم و در پی علت و درمان آن بودیم.

ج, 03/16/1404 - 18:41