استاد حسینی مطرح کرد؛

مظلومیت های امیرالمؤمنین علیه السلام «قسمت سوم»

آن حضرت پس از گذشت 25 سال از ماجرای سقیفه، در یکی از خطبه هایی که پس از خبر شهادت محمد بن ابوبکر (حاکم مصر به دست ایادی معاویه به وقوع پیوست) ایراد نمود، پرده از این حقیقت برمی داشت و چنین فرمود: نگاه کردم دیدم که برای گرفتن حق خود یاوری جز خاندان خویش ندارم و اگر اقدام می کردم همه کشته می شدند و لذا به مرگ آنان راضی نشدم، چشم های پر از خاشاک را فرو بستم، و با همان گلویی که گویا در آن استخوانی گیر کرده بود [جرعه حوادث] را نوشیدم، و با اینکه تحمل گلو گرفتگی و نوشیدن جرعه حوادث از حنظل هم برای من تلخ تر بود، اما شکیبایی کرده و صبر نمودم».

 

به مناسبت ایام شهادت امیر مؤمنان علی علیه اسلام، استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان برخی از نمونه های مظلومیت امیر مؤمنان علیه السلام پرداخت.

 

یکم: مظلومیت  امیر مؤمنان علیه السلام در سقیفه

1. غصب خلافت

این استاد حوزه علیمه قم در ابتدای این قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: از جمله مظلومیت های امیرمؤمنان علی علیه السلام این بود که بعد از شهادت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم عده ای انگشت شمار، جلسه ای در سقیفه بنی ساعده تشکیل دادند و حق مسلّم آن حضرت را غصب کردند و تمام امتیازات او را نادیده انگاشتند.

 

وی افزود: آن حضرت پس از گذشت 25 سال از ماجرای سقیفه، در یکی از خطبه هایی که پس از خبر شهادت محمد بن ابوبکر (حاکم مصر به دست ایادی معاویه به وقوع پیوست) ایراد نمود، پرده از این حقیقت برمی داشت و چنین فرمود: نگاه کردم دیدم که برای گرفتن حق خود یاوری جز خاندان خویش ندارم و اگر اقدام می کردم همه کشته می شدند و لذا به مرگ آنان راضی نشدم، چشم های پر از خاشاک را فرو بستم، و با همان گلویی که گویا در آن استخوانی گیر کرده بود [جرعه حوادث] را نوشیدم، و با اینکه تحمل گلو گرفتگی و نوشیدن جرعه حوادث از حنظل هم برای من تلخ تر بود، اما شکیبایی کرده و صبر نمودم».

«فنظرت فاذا لیس لی معین الا اهل بیتی، فضننت بهم عن الموت، و اغضیت علی القذی، و شربت علی الشّجی، و صبرت علی اخذ الکظم و علی اَمرَّ من طعم العلقم» (نهج البلاغه، خطبه 26)

 

استاد حسینی در ادامه بیان کرد: امیر مؤمنان علیه السلام در جای دیگر فرمود: صبر کردم در حالی که به کسی می ماندم که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلویش را گرفته و با چشم خود می دیدم که میراثم (حکومت) را به غارت می برند..»

 «فصبرت و فی العین قذی و فی الحق شبحی اری تُراثی نهبا» (نهج البلاغه، خطبه 3)

 

وی افزود: این عبارات گرچه خیلی کوتاه و مختصر است، اما حکایت از عمق فاجعه و شدت ناراحتی و مظلومیت آن حضرت در دوران پس از شهادت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دارد؛ و در کنار غصب خلافت ظلم های بیشماری دیگر نیز تحقق یافت.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: ابن ابی الحدید به این حقیقت اعتراف نموده و می گوید: «عمر همان کسی است که پایه های خلافت ابوبکر را محکم کرد، و مخالفین او را در هم شکست، او بود که شمشیر زبیر را هنگامی که از غلاف کشید و گفت خلافت باید به اهلش برسد، شکست، و نیزه به سینه مقداد کوبید، و سعد بن عباده را در سقیفه زیر لگد گرفت و گفت: سعد را بکشید که خدا او را بکشد، و نیز بینی حباب بن منذر را له کرد، و او بود که هاشمیون را که در خانه فاطمه [علیها السلام] پناهنده شده بودند، تهدید کرد و آنان را از خانه خارج نموده [وخانه را به آتش کشید] و اگر او نبود کار ابوبکر و امور او روبراه نمی گردید.» (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، همان, ج 1، ص 174)

 

2. با اهانت به مسجد بردن

استاد سید جواد حسینی خطارنشان کرد: معاویه بعد از سال ها در نامه این اهانت  را به رخ علی علیه السلام کشید و او را سر زنش کرد!!

 

وی افزود: حضرت صلوات الله علیه در جوابش فرمود: «و گفته اى كه مرا چونان شتر مهار كرده به سوى بيعت مى كشاندند. سوگند به خدا خواستى نكوهش كنى، امّا ستودى، خواستى رسوا سازى كه خود را رسوا كرده اى. مسلمان را چه باك كه مظلوم واقع شود، مادام كه در دين خود ترديد نداشته، و در يقين خود شك نكند. اين دليل را آورده ام حتّى براى غير تو كه پند گيرند، و آن را كوتاه آوردم به مقدارى كه از خاطرم گذشت»

«وَ قُلْتَ إِنِّي كُنْتُ أُقَادُ كَمَا يُقَادُ الْجَمَلُ الْمَخْشُوشُ حَتَّى أُبَايِعَ، وَ لَعَمْرُ اللَّهِ لَقَدْ أَرَدْتَ أَنْ تَذُمَّ فَمَدَحْتَ وَ أَنْ تَفْضَحَ فَافْتَضَحْتَ، وَ مَا عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضَاضَةٍ فِي أَنْ يَكُونَ مَظْلُوماً مَا لَمْ يَكُنْ شَاكّاً فِي دِينِهِ وَ لَا مُرْتَاباً بِيَقِينِهِ، وَ هَذِهِ حُجَّتِي إِلَى غَيْرِكَ قَصْدُهَا وَ لَكِنِّي أَطْلَقْتُ لَكَ مِنْهَا بِقَدْرِ مَا سَنَحَ مِنْ ذِكْرِهَا.» (نهج البلاغه  ترجمه محمد دشتی, قم, ,پارسایان, دوم، 1379، ص 510، نامه 28)

لینک قسمت قبلی مصاحبه:https://www.neshasteasatid.com/node/6247

/270/260/22/

 

 

س, 02/14/1400 - 15:15