استاد حسینی مطرح کرد؛

مظلومیت های امیرالمؤمنین علیه السلام «قسمت چهارم»

این همه سب علی علیه السلام در حالی بود که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که علی علیه السلام  را دشنام بدهد، مرا دشنام داده و کسی که مرا دشنام بدهد، خدا را دشنام داده، و کسی که خدا را دشنام بدهد، خدا او را به رو در آتش جهنم می افکند.»

 

به مناسبت شهادت مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام، استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام» پرداخت.

 

دوم. سبّ و اهانت بر حضرت نمونه ای بارز از مظلومیت علی علیه السلام

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بارزترین صورت مظلومیت امام امیرمؤمنان علیه السلام آن بود که پس از شهادتش در شرق و غرب حکومت امویین به مدت 70 سال، منابر اسلام جای سبّ و شتم آن حضرت شده بود، و در خطبه های نماز جمعه بدترین و زشت ترین اهانت ها را به مقام شامخ سید الوصیین، امام المتقین، پسر عمّ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، زوج فاطمه زهرا علیها السلام و ابوالسبطین، علی بن ابی طالب علیه السلام می کردند، تا جایی که این عمل شیطانی به صورت یک سنّت الهی جلوه کرده بود و نمازی به پایان نمی رسید، مگر آنکه در  قنوت نماز لعن و سبّ به آن مجسمه علم و تقوا می نمودند.

 

وی افزود: امیرمؤمنان صلوات الله علیه در یک خبر غیبی به این واقعه اسفبار اشاره کرده است و به یاران و شیعیان هشدار داده است؛ آنجا که می فرماید:

«آگاه باشید که پس از من مردی با گلوی گشاده و شکمی بزرگ بر شما مسلط می شود که هر چه بیابد می خورد، و به دنبال آن چیزی را که ندارد، بدست می آورد، او را بکشید ولی هرگز نمی توانید او را به قتل برسانید! آگاه باشید که به زودی او شما را به بیزاری و بدگویی نسبت به من وادار می کند، شما برای نجات خود در برابر دشمن مرا بدگویی کنید، که برای من پاکی به بار می آورد و برای شما نجات خواهد بود، اما از من بیزاری و برائت هرگز مجویید که من بر فطرت توحید متولد شده ام و در ایمان و مهاجرت از همه پیش قدم تر بوده ام»

«اما انّه سیظهر علیکم بعدی رجل رجب البعلوم، مندحق البطن، یاکل ما یجد، و یطلب ما لا یجد، فاقتلوه، الا و انه سیامرکم بسبّی و البراءه منّی، فامّا السّب فسبّونی، فانه لی زکاه، و لکم نجاه و اما البرائه فلا تتبرّا منّی، فانی ولدت علی الفطره و سبقت الی الایمان و الهجره» (نهج البلاغه، خطبه 57)

بخشنامه معاویه در مورد سبّ و لعن به  امیرمؤمنان علیه السلام

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: معاویه در زمان حکومت خویش بر فراز منبر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را لعن کرد؛ خوب است که  محققین در این  رابطه به این منابع رجوع بنمایند:

عقد الفرید، أبو عمر، شهاب الدين أحمد بن محمد بن عبد ربه ابن حبيب ابن حدير بن سالم المعروف بابن عبد ربه الأندلسي, دار الكتب العلمية  بيروت الطبعة: الأولى، 1404 هـج4، ص 366؛

شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص 356؛ و ج 3، ص 258.

شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، همان, ج4، ص 56.

صحیح مسلم، ج 2، ص 360؛

صحیح ترمذی، ج 5، ص 301، ح 3808؛

مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج3، ص 109؛

تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ترجمه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام ج1، ص 206 ح 271 و 272؛

خصائص امیرالمؤمنین علیه السلام، نسائی، ص 48، و 81؛

نظم دررالسمطین، زرندی الحنفی، ص 107؛

کفایه الطالب، کنجی الشافعی، ص 84-86؛

مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام، خوارزمی الحنفی، ص 59؛

اسدالغابه، ابن اثیرالجرزی، ج1، ص 134، و ج 4، ص 25-26؛

الاصابه، ابن حجر عسقلانی، ج2، ص 509؛

عقد الفرید، ج 4، ص 29؛

وقعه صفین، نصر بن مزاحم، ص 82 و 92؛

تذکره الخواص، سبط بن الجوزی الحنفی، ص 63؛ و ..)

 

وی افزود: معاویه به تمام عمّال خود که در بلاد اسلامی مستقر بودند، نوشت که بر فراز منبرها آن حضرت را لعن نمایند؛ خوب است که در این زمینه به این منابع رجوع گردد:

(شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، همان، ج 4، ص 56.

صحیح مسلم، ج 2، ص 360؛

صحیح ترمذی، ج 5، ص 301، ح 3808؛

مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 109؛

تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ترجمه الامام علی بن ابی طالب علیه السلام ج 1، ص 206 ح 271 و 272؛

خصائص امیرالمؤمنین علیه السلام، نسائی، ص 48، و 81؛

نظم دررالسمطین، زرندی الحنفی، ص 107؛

کفایه الطالب، کنجی الشافعی، ص 84-86؛

مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام، خوارزمی الحنفی، ص 59؛

اسدالغابه، ابن اثیرالجرزی، ج1، ص 134، و ج 4، ص 25-26؛

الاصابه، ابن حجر عسقلانی، ج2، ص 509؛

عقد الفرید، ج 4، ص 29؛

وقعه صفین، نصر بن مزاحم، ص 82 و 92؛

تذکره الخواص، سبط بن الجوزی الحنفی، ص 63؛ و ..)

 

این استاد حوزه علمیه  قم در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: مرحوم علاّمه امینى با استناد به منابع معتبر اهل سنّت مى نویسد: «معاویه پیوسته اصرار داشت که روایاتى در نکوهش مقام امیرمؤمنان على علیه السلام جعل کند و این کار را آن قدر ادامه داد که کودکان شام با آن خو گرفتند و بزرگ شدند و بزرگسالان به پیرى رسیدند. هنگامى که پایه هاى بغض و عداوت نسبت به اهل بیت علیهم السلام در قلوب ناپاکان محکم شد، سنّت زشت لعن و سبّ مولا على علیه السلام را به دنبال نمازهاى جمعه و جماعت و بر منابر، در همه جا، حتّى در محل نزول وحى یعنى مدینه رواج داد. (الغدیر، علامه عبد الحسین امینی، ، دارالكتب الاسلامیه، اول, ج ۲، ص ۱۰۱-۱۰۲)

 

وی افزود: «جاحظ» نقل مى کند که معاویه در پایان خطبه نماز، با کلماتى زشت، على علیه السلام را مورد سبّ و لعن قرار مى داد و آنگاه همین جملات را طىّ بخش نامه اى به همه بلاد اسلامى فرستاد، تا خطباى جمعه! نیز هماهنگ با او این گونه آن حضرت را لعن نمایند. .  (این کلمات را ابن ابى الحدید در شرح خود (ج ۴، ص ۵۶) به نقل از جاحظ آورده است که به علّت زشتى این کلمات، از نقل آن خوددارى مى کنیم.

 

استاد حسینی در ادامه بیان کرد: همچنین نقل شده است که معاویه در قنوت نماز خویش على، حسن و حسین(علیهم السلام) را لعن مى کرد. (تاریخ الطبرى، چاپ چهارم: بیروت، مؤسسة الاعلمى، 1403ق  ج 3، ص 144-145. ج ۴، ص ۵۲ و بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۶۹)

 

وی اضافه نمود: ابن ابى الحدید معتزلى مى نویسد: «به دستور معاویه خطبا در هر آبادى و بر فراز منبرها، على علیه السلام را لعن مى کردند و به او و خاندان پاکش ناسزا مى گفتند. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، همان, ج ۱۱، ص ۴۴)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: طبرى (مورّخ معروف) مى نویسد: «وقتى که معاویه، مغیرة بن شعبه را والى کوفه ساخت، به وى گفت: از ناسزاگویى و مذمّت نسبت به على پرهیز نکن!

«لا تَتَحَمَّ عَنْ شَتْمِ عَلیٍّ وَ ذَمِّهِ» (تاریخ طبرى، همان,ج ۴، ص ۱۸۸ (حوادث سال ۵۱ هجرى) و کامل ابن اثیر، همان,ج ۳، ص ۴۷۲)

 

وی افزود: اصرار معاویه بر این کار تا آنجا بود که وقتى در مراسم حج شرکت کرد و وارد مدینه شد، تصمیم داشت، بر منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، على علیه السلام را لعن کند.

به او گفتند: «سعد بن ابى وقّاص» در اینجا حضور دارد و از این کار ناخشنود خواهد شد؛ بنابراین، خوب است پیش از آن، با وى مشورت کنى .معاویه قصد خویش را با وى در میان گذاشت.

 سعد گفت: اگر چنین کنى، من دیگر به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نخواهم آمد.

 معاویه که چنین دید، تا زمانى که سعد زنده بود در آنجا اقدام به لعن نکرد. (عقد الفرید، أبو عمر، شهاب الدين أحمد بن محمد بن عبد ربه ابن حبيب ابن حدير بن سالم المعروف بابن عبد ربه الأندلسي (المتوفى: 328هـ) دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 هـج ۴، ص ۳۶۶)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: در کتاب «صحیح مسلم» (از کتاب هاى معروف و معتبر اهل سنّت) آمده است: معاویه به سعد بن ابى وقّاص گفت: چرا ابوتراب على علیه السلام را ناسزا نمى گویى؟

سعد در پاسخ گفت: به خاطر سه جمله اى که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در عظمت على علیه السلام شنیده ام که اگر یکى از آنها در حقّ من بود، از داشتن شتران سرخ مو (کنایه از اموال فراوان است) برایم بهتر بود.

آنگاه سعد بن ابى وقّاص آنها را نقل کرد که آن سه فضیلت عبارتند از:

 

الف) در جریان تبوک که على علیه السلام را در مدینه به جاى خود گذاشت، خطاب به وى فرمود: آیا خشنود نیستى که جایگاه تو در نزد من همانند هارون نسبت به موسى باشد جز آن که بعد از من نبوّتى نیست

«أَما تَرْضى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نُبُوَّةَ بَعْدِی»

 

 ب) در جنگ خیبر بعد از آن که دیگران نتوانستند قلعه خیبر را بگشایند فرمود:

«لاُعْطِیَنَّ الرّایَةَ رَجُلا یُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ»؛ (پرچم را به دست مردى خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست مى دارند). آنگاه پرچم را به دست على(علیه السلام) داد وفتح و پیروزى حاصل شد.

 

ج) وقتى که در ماجراى مباهله، آیه ۶۱ سوره آل عمران «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ...» نازل شد، رسول خدا صلى الله علیه و آله، على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواند و فرمود: «اَللّهُمَّ هؤُلاءِ أَهْلِی»; (خداوندا! اینان خاندان من هستند که مشمول این آیاتند) (صحیح مسلم، - مسلم بن الحجاج النیشابوری (206ـ261ق)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 2000کتاب فضائل الصحابة، باب فضایل على بن ابى طالب، حدیث سوم، با تلخیص)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به هر حال، با این برنامه، لعن على علیه السلام و خاندان وى به صورت یک سنّت درآمد و هفتاد هزار منبر در عصر امویین در سراسر کشور اسلامى نصب شد و بر فراز آنها، على علیه السلام را لعن مى کردند.( (ربیع الابرار ,محمود زمخشری,مؤسسه الا علمی للمطبوعات, بیروت, اول، 1414، زمخشرى، ج ۲، ص ۱۸۶ ,الغدیر، ج ۱۰، ص ۲۶۶)

 

وی افزود: این برنامه تا زمان عمربن عبدالعزیز ادامه داشت و آثار منفى آن هر روز آشکارتر مى شد; تا آن که وى در زمان خلافت خویش (سال ۹۹ هجرى) طىّ بخش نامه اى به همه بلاد اسلامى دستور لغو این سنّت زشت را صادر کرد. (کامل ابن اثیر، ج ۵، ص ۴۲ و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۴، ص ۵۸. (براى آگاهى بیشتر از ماجراى سنّت معاویه و پیروانش در سبّ و لعن مولا(علیه السلام) رجوع کنید به: الغدیر، ج ۲، ص ۱۰۱ به بعد و ج ۱۰، ص ۲۵۷ به بعد; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۴، ص ۵۶ به بعد ; پیام امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج ۲، ص ۶۵۲)

 

استاد حسینی خاطرنشان کرد: آرى! بنى امیّه براى پوشاندن سابقه زشت خود و جلوگیرى از نشر فضایل على علیه السلام و در نتیجه گرایش مردم به «خطّ علوى» به سبّ و لعن آن حضرت روى آوردند. 

 

وی افزود: وقتى از «مروان حکم» سؤال شد که چرا شما على را سبّ و لعن مى کنید؟ و این کار چه نفعى براى شما دارد؟ پاسخ داد: «لاَ یَسْتَقِیمُ لَنَا الاَمْرُ إِلاَّ بِذَلِکَ»؛ حکومت ما جز با این کار سامان نمى یابد. (عقد الفرید، ابن عبد ربّه، ج4، ص 366؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج1، ص 356؛ و ج 3، ص 258)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جالب است بدانید که امام باقر علیه السلام از پدرش امام سجاد علیه السلام نقل کرده کی یکی از همسرانش را زنش بخاطر سب به علی طلاق  داد. (حسین بلقان‌آبادی، شواهد نصب در آثار بخاری،قم ,پژوهشکده ای مدیریت اطلاعات,1396ص۷۹)

 

وی اضافه نمود: بنی امیه با طرح و گسترش چنین حرکت زشت و ناجوانمردانه اى، آزار، کشتن و اسارت خاندان هاشمى را براى مزدوران خویش امرى ساده و حتّى مورد رغبت و پسندیده مى ساختند و در پناه آن به اهداف شوم دنیا طلبانه خویش دست مى یافتند. (در این بخش از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص۱۸۳بهره برده ایم.)

 
استاد حسینی خاطرنشان کرد: این همه سب علی علیه السلام در حالی بود که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که علی علیه السلام  را دشنام بدهد، مرا دشنام داده و کسی که مرا دشنام بدهد، خدا را دشنام داده، و کسی که خدا را دشنام بدهد، خدا او را به رو در آتش جهنم می افکند.»

«من سبّ علیّاً فقد سبّنی، و من سبّنی فقد سبّ الله و من سبّ الله اکبّه الله علی منخریه فی النّار» (شبلنجی، مؤمن بن حسن، نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار صلی الله علیه و آله و سلم، قم، رضی، بی ‌تا.، ، ص 100؛ ینابیع الموده، قندوزی حنفی، ص 205؛ ذخائر العقبی، ص 66؛ مناقب علی بن ابی طالب علیهما السلام، خوارزمی الحنفی، ص 81 و 82؛ مناقب علی بن ابی طالب علیهما السلام ابن مغازلی الشافعی، ص 394، ح 447؛ کفایه الطالب، کنجی الشافعی، ص 83؛ اخبار الشعراء الشیعه، مرزبانی، ص 30؛ فصول المهمه، ابن الصباغ المالکی، ص 111؛ ریاض النضره، ج2، ص 219؛ فرائد السمطین، ج1، ص 302، ح 241؛ نظم دررالسمطین، زرندی، ص 105)

 

 

وی افزود: ابن حجر عسقلانی» در کتاب «تهذیب التهذیب» که از کتب معتبر اهل سنت است، چنین آورده است: دشنام دهندگان به صحابه پیامبر[صلی الله علیه و آله و سلم] دجّال و ملعونند. (تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، دار صادر, بیروت, اول, 1325ق ج 1، ص 447.)

 

اگر دیگران به اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دشنام بدهند، دجال و ملعونند اما معاویه و عمروعاص و ابوهریره و امثال آنها هرچه که به امیرمؤمنان علی علیه السلام ناسزا بگویند هیچ اشکالی ندارد؟!! یا للعجب!!!

 

لینک قسمت قبلی مصاحبهhttps://www.neshasteasatid.com/node/6248

/270/260/20/

 

پ, 02/16/1400 - 17:17