استاد علی احمدپور، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، با شرح روایت امامزاده ناصرالحق در حکمت ۸۲ نهجالبلاغه، به موضوع «اهمیت و جایگاه صبر» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از خداوند متعال مسئلت دارم که انشاءالله در زندگی ما نیز حکمت قرار دهد و حکمتهای نمایندهٔ علیالاطلاق، حکیم ذوالجلال و پیغمبر اکرم (ص)، که علی (ع) نفس اوست، در زندگی ما گرهگشا باشد و از حکمتهای آن حضرت بهره ببریم.
حکمت 82 نهج البلاغه، روایت امامزاده ناصرالحق
وی با اشاره جایگاه والای امامزاده ناصرالحق به عنوان یکی از علمای امامیه و از شخصیت های مؤثر در تمدن ایران و اسلام اظهار داشت: یکی از جلوه های شکوه امامزاده ناصرالحق، آن است که ایشان راوی صدها کلام از اهل بیت (ع) می باشد؛ اگر سید رضی، به عنوان یکی از نوادگان ایشان مؤلف نهج البلاغه است، روایات ایشان از امیرالمؤمنین علی (ع) را نیز می توان در هفت خطبه و حکمت های نهج البلاغه ملاحظه نمود.
استاد احمدپور اظهار داشت: یکی از روایات امامزاده ناصرالحق، جلوه گر حکمت 82 نهج البلاغه است؛ آنجا که در کتاب «البساط»، تألیف این امامزاده عظیم القدر، صفحه 17 می خوانیم: «قال: وحدثني محمد بن منصور عن أبى هشام عن أبى خالد الأحمر عن عمرو بن قيس عن أبى إسحاق قال: قال أمير المؤمنين علي عليه السلام: «الصبر من الإيمان بمنزلة الرأس من الجسد فإذا ذهب الصبر ذهب الإيمان» شبیه این روایت را می توان در دیگر منابع نیز ملاحظه نمود؛ از جمله: «صحيفة الإمام الرضا عليه السلام؛ ص 81؛ قرب الإسناد (ط - الحديثة)؛ النص؛ ص 155؛ الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 2؛ ص 87؛ الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 2؛ ص89؛ الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 2؛ ص 89؛ الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 2؛ ص 90؛ التمحيص؛ ص64؛ تكامل و طهارت روح / ترجمه التمحيص؛ ص 144؛ كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر؛ ص 111؛ تحف العقول؛ النص؛ ص 202؛ تحف العقول؛ النص؛ ص 281؛ الخصال ؛ ج 1؛ ص 315؛ الخصال؛ ج 1؛ ص 315؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام؛ ج 2؛ ص 44؛ رسالة في المهر؛ ص 31؛ الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج 1؛ ص 297؛ معدن الجواهر و رياضة الخواطر؛ ص 49؛ شرح فارسى شهاب الأخبار (كلمات قصار پيامبر خاتم ص)؛ متن؛ ص 47؛ جامع الأخبار(للشعيري)؛ ص 116؛ جامع الأخبار(للشعيري)؛ ص 116؛ مشكاة الأنوار في غرر الأخبار؛ النص؛ ص 21؛ مشكاة الأنوار في غرر الأخبار؛ النص؛ ص 278؛ إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)؛ ج 1؛ ص 126؛ مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد؛ ص 42؛ وسائل الشيعة؛ ج 3؛ ص 255؛ وسائل الشيعة؛ ج 3؛ ص 257؛ وسائل الشيعة؛ ج 3؛ ص 258؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج 8؛ ص 122؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج 8؛ ص 129؛ مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول؛ ج 8؛ ص 129»
تعریف ایمان
استاد احمدپور یادآور گردید: ایمان به این معنا نیست که ما فقط بگوییم «بله، من به خدا ایمان دارم و به پیامبر ایمان دارم»، بلکه به معنای باور داشتن است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «آمَنَ الرَّسُولُ...». باور داشتن یک چیز است و عمل در کنار آن، چیزی دیگر. از این رو قرآن میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات». ایمان همان اعتقاد و باور قلبی است که انسان باید در آن مسیر عمل کند. به عنوان مثال، یک مریض اگر باور نکند که یک شخص، طبیب حکیم است، هیچوقت داروی او را استفاده نخواهد کرد. پس نخست «باور»، و پس از باور، «عمل کردن طبق باور» است. و از این رو گفتهاند: «ایمان، الاقرارُ باللِّسان و العَقدُ بالجَنان و العَمَلُ بالأرکان». چون ایمان بدون عمل مانند کسی است که به مریض و طبیبی مراجعه کرده، طبیب دارو را برایش تجویز کرده و او دارو را گرفته ولی نمیخورد؛ هزاران بار هم همان دارو نوشته شود، در او مؤثر نخواهد شد، مگر اینکه عمل کند.
صبر، عامل ایجاد امنیت
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: پیش از آنکه در این دنیا قرار بگیریم، در رحم مادر در قرار مکین و در محل امن بودیم؛ هیچ ناامنی از ما صادر نمیشد و ما هم با هیچ ناامنی مواجه نمیشدیم. پس از رفتن از این عالم نیز در آن دنیا نمیتوانیم امنیت کسی را به هم بزنیم؛ و کسانی که در جهنماند، آنجا هم نمیتوانند امنیت کسی را به هم بزنند. اما کسانی که در بهشتاند، بهشت دارالامان است و دارِ امنیت است.
وی ابراز داشت: بنابراین اگر امنیت نباشد، زندگی آن حقایق خودش را آشکار نمیکند؛ مانند درختی که تازه نشاندهاند. دیدید دور آن درخت چوب و خشکی میگذارند یا حصاری میکشند تا دیگری به آن دست نزند و ریشه بدواند؟ وقتی ریشه دواند، در مقابل طوفانها، تهاجمات و گرفتاریها از خود استقامت نشان میدهد و خودش ایجاد امنیت میکند.
این استاد سطوح عالی حوزه خاطرنشان کرد: ما بشر در این دنیا گاهی میتوانیم خودمان ایجاد ناامنی کنیم و گاهی دیگران در ما ایجاد ناامنی میکنند. اگر ما بخواهیم ایجاد آن ناامنی کنیم، چرا؟ به خاطر هوای نفس یا وسوسههای شیطان. و لذا قرآن میفرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبین». ببینید، این دعوت به تعدیگری و تجاوز به حریم دیگران باعث میشود ما امنیت دیگران را به هم بزنیم؛ آنها برمیگردند و از خودشان دفاع میکنند، امنیت ما هم به هم میریزد و امنیتی در کار نمیماند.
وی تصریح نمود: برای یافتن این امنیت، چیزی لازم است. آن چیست؟ آن صبر است. ما صبر کنیم، به خواستههای نفسانیمان عمل نکنیم و به وساوس شیطانی عمل نکنیم تا تعدی به حریم دیگران رخ ندهد؛ آنگاه ما آن امنیت را ایجاد میکنیم.
صبر در برابر تعدی نادانسته و عمدی
استاد علی احمدپور اضافه کرد: اما گاهی دیگران در ما تعدی میکنند. دیگرانی که در ما تعدی میکنند بر دو نوع هستند: یک مرتبه نادانسته، از روی جهل، نادانی و غفلت بر ما تعدی میکنند. در آنجا ما فوراً نباید عکسالعمل نشان بدهیم؛ آنجا صبور باشیم. چرا؟ چون جاهل وقتی عالم شد، خود پشیمان خواهد شد و معذرتخواهی خواهد کرد. غفلت دارد؛ وقتی به خود آمد، قطعاً و قطعاً پشیمان خواهد شد. یا اگر ما صبر کردیم و این کار را انجام دادیم، پس از آنکه متوجه میشود، خود پشیمان خواهد شد.
وی تأکید کرد: انسانها خودبهخود وجدان و درونشان را در خطاها و گرفتاریها متنبه میکنند و این خیلی اثر اجتماعی دارد. ما اگر در مقابل این رفتار صبر کردیم، قطعاً و قطعاً انسانها را تربیت میکنیم، بزرگ میکنیم، به رشد میرسانیم و دیوار امنیتی اجتماع را بالا میبریم؛ فوراً عکسالعمل نشان نمیدهیم. اما اگر کسی عمداً این کار را در مقابل ما انجام داد، قرآن کریم میفرماید: «فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ»، یعنی مثل آن را انجام بده، دیگر اضافه نه. یک نفر اگر به من عمداً گفت «شما بیخود میکنید»، من اگر خواستم جواب بدهم، من هم باید بگویم «شما بیخود میکنید»، دیگر اضافه نه. اما بله، اگر آنجا هم قدری صبر کنم و جواب ندهم، چون آن را عمداً گفته است، شاید این عکسالعمل نکردن من هم باعث شود که او پشیمان شود و از کردهٔ خود پشیمان گردد.
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: خدا به پیغمبر اکرم (ص) میفرماید: حبیب من، «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»؛ صبر کن و «وَ احْجُرْهُمْ حَجْراً جَمیلاً»، یعنی از اینها دوری کن. و نه دوریای که ارتباط تو با آنها بهکلی قطع شود. مانند طبیبی که وقتی میبیند مریضش مرض مُسری دارد، نمیتواند بگوید «من این را مداوا نمیکنم»؛ طبیب او را مداوا میکند و ارتباطش را قطع نمیکند، ولی فاصله میگیرد؛ از راههای دور، درمان او را برایش تجویز میکند تا مداوا شود. از این رو، این وجود، قلعهٔ امنیت میشود.
استاد احمدپور تصریح نمود: برای درک قلعهٔ امنیت، اگر بخواهیم آن را در وجود یک انسان حساب کنیم، بدن ما آدمها در این عالم بیسر شناخته نمیشود. یعنی اگر انسان سر نداشته باشد، شاید خانوادهاش بفهمند فلانی کیست، و شاید آنها هم به سختی بشناسند، چون تمام مشخصات این انسان در سر اوست. و لذا فرمود: همانگونه که بدن شناخته نمیشود، ایمان انسانها هم شناخته نمیشود مگر به آن صورتی که بدن با سر شناخته میشود؛ یعنی با صبر انسانها. بنابراین اگر بخواهیم ببینیم در جامعه چقدر امنیت هست، صبور بودن انسانها را نگاه میکنیم. اگر ما هم بخواهیم اهل صبر باشیم و بدانیم که واقعاً چقدر در خانواده، در محیط کار و در رفتارهای اجتماعی میتوانیم ایجاد امنیت کنیم، به صبرمان نگاه میشود. و لذا صبر اینقدر مهم است.
وی خاطرنشان کرد: حضرت فرمود: آنگونه که سر را از بدن جدا کنند، دست هست ولی حرکت ندارد، پا هست ولی حرکت ندارد، قلب و کلیه و همهٔ اعضا و جوارح این دستگاهها هست ولی هیچکدام کار نمیکند؛ وقتی سر نباشد، کاراییشان نیست. اگر صبر نباشد، همهٔ ابزار امنیت در جامعه هم باشد، هیچ تأثیری نخواهد داشت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم تصریح کرد: قرآن کریم که از سوی آن حکیم علیالاطلاق است، فرمود: «یاسین وَ الْقُرْآنِ الْحَکیم»؛ خود قرآن حکیم است و صاحب قرآن حکیم است، پیغمبری که حکیم است. و قرآن هم میفرماید: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً»، یعنی هر کس حکمت داده شده، خیر کثیر داده شده است.
وی ادامه داد: پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «انا مدینة الحکمة و علیٌّ بابُها؛ انا مدینة العلم و علیٌّ بابُها». اگر بخواهیم از در حکمت وارد شویم، باید در خانهٔ امیرالمؤمنین علی (ع) زانو بزنیم. و از در خانهٔ امیرالمؤمنینی که یکی از راویان این روایت در حکمتهای نهجالبلاغه، ناصرالحق است؛ آنجا که فرمود: «الصَّبرُ لِلإِیمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ لِلجَسَد». وقتی سر برود، دیگر جسد کارایی نخواهد داشت.
استاد حوزه علمیه قم اضافه کرد: به همین خاطر است که خدا و پیغمبر (ص) میفرماید: «فَاصْبِر کَما صَبَرَ اولُوا العَزمِ»؛ چون اگر صبری در کار نباشد، امنیت درونی برای بشر و امنیت در سطح اجتماعی برای جامعه محقق نخواهد شد. و اگر ما صبر کردیم، خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ اللهَ مَعَ الصّابِرین» و به مؤمنان سفارش میکند: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا»؛ صبر کنید، خودتان را به صبرکنندگان تشبیه کنید و رابطتان را از این خالق هستی و حکیم علیالاطلاق بگیرید.
استاد علی احمدپور اظهار داشت:خدای متعال، انسان را خلق کرده و راه تجلی تکامل و تعالی شما را از حکمت حکیمانهٔ خود بیان کرده است؛ از آن راه روگردان مباشید و در این طریق محکم باشید. امیدوارم انشاءالله ما هم از داروی حکیمانهٔ قرآن در لسان نبیّ بزرگوار اسلام، با بیان امیرالبیان علی (ع) در نهجالبلاغه، برای هدایت انسان و از آن روایتی که از طریق ناصرالحق رسیده، برای تجلی حق در وجود انسان بهره برده باشیم.