استاد باقریان ساروی مطرح کرد؛

فرازهایی از جایگاه و زندگانی زهرای مرضیه (س)

استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «فرازهایی از جایگاه زهرای مرضیه (س)» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از تاریخ شهادت دختر عزیز پیامبر گرامی اسلام محمَّد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم؛ یعنی صدِّیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در سال یازدهم هجری تاکنون بیش هزار چهارصد و سی و هفت سال سپری می‌شود، اکنون پس از گذشت چهارده قرن، آن واقعه جانسوز را با آنچه مردم ما آن را پاس داشته‌اند در فرازهایی بازخوانی می‌کنیم.

فراز اول: سخن خدا و پیامبر (ص) در باره اهل بیت

استاد باقریان ساروی افزود: حدا در قرآن کریم در باره دوست داشتن اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «ِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور».

 

وی یادآور گردید: در تفسیر این آیه شریفه گفته اند: خدای متعال به پیامبر (ص) فرمان داد تا به مردم بگوید: من در برابر دعوت شما به ایمان هیچ پاداشی نمیخواهم، جز اینکه خویشاوندانم را دوست داشته باشید (فخر رازی، مفاتیح الغیب 27: 594). 

 

استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در باره اهل بیت توصیه‌های فراوان فرموده است؛ حاكم نيشابورى از زيد بن ارقم نقل كرده است كه گفت: [در هنگام بازگشت از حجة الوداع] پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در ميان راه مكه و مدينه در كنار درختانى كه در پنج قسمت [بيشه] بزرگ قرار داشته است فرود آمد، مردم از شدت گرما به سايه درختان پناه بردند، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا عصر آن روز به استراحت پرداخت و نماز را خواند؛ سپس براى سخنرانى ايستاد و به حمد و ثناى خدا پرداخت و بسيار در اين باره سخن گفت؛ آنگاه فرمود: «أَيُّهَا النّاسُ اِنّى تارِكٌ فيكُمُ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا اِنْ اتَّبَعتُمُوهُما، وَ هُما كِتابُ اللّهِ وَ أَهْلُ بَيْتى وَ عِتْرَتى؛ اى مردم من دو چيز را در ميان شما مى‏گذارم، تا هنگامى كه از آن دو پيروى كنيد گمراه نمى‏شويد: و آن دو كتاب خدا و عترت من هستند»؛ سپس فرمود: «آيا مى‏دانيد من نسبت به مؤمنان از خودشان براى تصرّف در جان و مال آنان سزاوارترم؟». اين سخن را سه بار فرمود، مردم گفتند: «آرى»، پس پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ». (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118، ح 4577/ 175)

 

استاد باقریان اظهار داشت: در روايت ديگر آورده است: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از حمد و ثناى خدا فرمود: «كَأَنّى قَدْ دُعيتُ فَاَجَبْتُ، إنّى قَدْ تَرَكْتُ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ أَحَدُهُما أكْبَرُ مِنَ اْلآخَرِ: كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى...»؛ سپس دست على را گرفت و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ وَلِيُّهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ». (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118، ح 4576/ 174؛ ابوحمزه حسينى، البيان والتعريف، ج 2، ص 493، ش 1291، نقل از طبرانى در الكبير و حاكم از ابوالطفيل از زيد بن ارقم؛ صاعدى، المقتطفات من كتاب فضائل الصحابه، الفصل الثامن، القسم الثالث، ص 221، ح 267/1؛ ابن عبد ربّه، العقد الفريد، ج 4، ص 286)

 

وی افزود: از جابر نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ستارگان سبب امنيت براى ساكنان آسمان هستند، آن‏گاه كه ستارگان بروند آنچه در انتظار ساكنان آسمان است بر آنان فرود مى‏آيد و من سبب امنيت براى اصحابم هستم، آن‏گاه كه من بروم آنچه در انتظار آنان است بر آنان فرود مى‏آيد و اهل بيت من سبب امنيت براى امّتم هستند، آن‏گاه كه اهل بيت من بروند آنچه در انتظار آنان [امّت من] است بر آنان فرود مى‏آيد».( كنز العمّال، ج 12، ص 102، ح 34190؛ سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 6)

 

این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: ابن جرير، ابن ابى حاتم، طبرانى و ابن مردويه از امّ سلمه رضى اللّه‏ عنها همسر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم روايت كرده‏اند: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه امّ سلمه در حال خواب بود و كساء بر روى او پوشيده شده بود، فاطمه رضى اللّه‏ عنها ديگ سنگى آورد كه در آن خوراك گوشت بود، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم [به فاطمه عليهاالسلام] فرمود: «شوهرت و دو پسرت حسن و حسين را نزد من فرا بخوان»، او [فاطمه عليهاالسلام] آنان را نزد پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرا خواند، آنان در حال خوردن بودند كه اين آيه بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ...»، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دنباله پارچه‏اى را كه بر روى او بود گرفت و آن را بر روى آنان پوشاند، آن‏گاه دست خود را از كسا بيرون آورد و به سوى آسمان گرفت؛ سپس گفت: «اَللّهُمَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَيْتى وَ خاصَّتى، فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهيرا»، اين جمله دعا را سه بار گفت؛ امّ سلمه رضى اللّه عنها گفت: من سر خود را به داخل كسا بردم و گفتم: «اى پيامبر! آيا من نيز با شما هستم؟»، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم دو بار فرمود «اِنَّكِ عَلى خَيْرٍ» (الدرّ المنثور، ج 6، ص 6.3)؛ يعنى «تو خوبى».

 

وی افزود: حديث ياد شده را احمد حنبل در كتاب فضائل با سه سند (فضائل أهل البيت من كتاب فضائل الصحابه، ص 89 - 90، ح 119 - 120)، واحدى و صالحى شامى با سندهاى فراوان، همگى از ام سلمه روايت كرده‏اند، با اين تفاوت كه صالحى آورده است جمله دعا در حق آنان را سه بار گفت و او و واحدى نام آن خوردنى را ديزى كه در آن خُزَيره (خوراكى كه گوشت را با آب در ديگ داخل كرده، چون پخته شود در آن آب بريزند) بود ذكر كرده‏اند.

 

استاد باقریان یادآور گردید: صالحى سپس روايتى ديگر در تفسير آيه نقل كرد كه مقصود از اهل بيت: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام است، واحدى در ادامه آورده است: ام سلمه گفت من سر خود را به داخل خانه كردم و گفتم: «اى پيامبر! من با شما هستم؟»، فرمود: «اِنَّكِ اِلى خَيْرٍ، اِنَّكِ اِلى خَيْرٍ». (واحدى، اسباب النزول، ص 203)..

 

وی ابراز داشت: در حديثى نيز آمده است: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بيمارى وفات خود فرمود: «أَلاْ اِنّى مُخْلِفٌ فيكُمْ كَتابَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ وَ عِتْرَتى أَهْلَ بَيْتى».«آگاه باشيد! من در ميان شما دو چيز را مى‏گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بيتم را»؛ سپس دست على را گرفت و آن را بالا برد و فرمود: «هذا عَلِىٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِىٍّ، لايَفْتَرِقانِ حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ، فَاَسْاَلُهُما ما خَلَّفْتُ فيهِما». (ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 126) «اين على با قرآن و قرآن با على است، اين دو از هم جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر نزد من وارد گردند، پس [در آنجا] آنچه را در مورد اين دو سفارش كرده‏ام پرسش خواهم كرد».

 

استاد حوزه علمیه قم بیان نمود: از زيد بن ارقم نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در باره على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام فرمود: «أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ». (طبرانى، المعجم الكبير، ج 5، ص 184، ح 5031؛ ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 13، ص 218 و ج 14، ص 158؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 23، ص 173) و نيز با عبارت «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ و َ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ».(سنن الترمذى، ص 1096، ص 3895؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 52، ح 145؛ المعجم الكبير، ج 3، ص 40، حديث 2619 - 2621 و ج 5، ص 184، ح 5030؛ خوارزمى، المناقب، ص 150، ح 177؛ گنجى، كفاية الطالب، باب 93، ص 330 و 331).

 

وی افزود: در روايت ديگر از ابوهريره آمده است: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم [به على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام] فرمود: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ»( ابن مغازلى، مناقب على بن ابى‏طالب عليه‏السلام، ص 63 - 64، ح 90؛ كنز العمال، ج 12، ص 97، ح 34164؛ ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 257 - 258). حديث ياد شده از زيد بن ارقم نيز نقل شده است كه پيامبر آن را در بيمارى وفات خود فرموده است (تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 157، ح 3481)، ابن عقده آن را از طريق زيد بن ارقم نقل كرده و گفته است: او صلی الله علیه و آله و سلم اين سخن را به آنان در حالى فرمود كه از خانه بيرون آمده و چهار تن ياد شده را ديده بود.( فضائل امير المؤمنين، ص 28، ح 20). ذهبى نيز آن را از زيد بن ارقم نقل كرده است (تاريخ الاسلام، ج 3، ص 45).

 

وی یادآور گردید: آنچه بیان شد، اندکی از احادیث فراوان از پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در باره ارزش و اهمیت اهل بیت او است که علی، فاطمه، و حسن و حسین علیهم السلام مصداق قطعی و قدر متیقن آن هستند.

 

فراز دوم: هشدار پیامبر (ص) از فتنه های پس از رحلت خود

استاد احمد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: مقريزى، ابن ابى الحديد و موصلى از عبد اللّه بن عمر از ابو مويهبه، غلام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل كرده‏اند كه گفت: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «به من فرمان داده شد براى اهل بقيع استغفار كنم»، من با او در دل شب به بقيع رفتيم، آن‏گاه كه بر سر گور آنان ايستاد [پس از سلام بر آنان] فرمود: «أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللّيْلِ الْمُظْلِمِ، يَتْبَعُ آخِرُها أَوَّلَها، أَلآخِرَةُ أَشَدُّ مِنَ اْلأُولى». (سنن الدارمى، ج 1، ص 36 - 37؛ امتاع الاسماع، ج 2، ص 128؛ شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 27؛ مناقب آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم، ص 42). «فتنه‏ها و آشوب‏ها مانند پاره‏هاى شب تاريك روى آورده است، آخر آنها نخستين آنها را پيروى مى‏كند، آخر آنها سخت‏تر از نخستين آنها است».

 

وی افزود: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در دوشنبه [روز وفات] وارد مسجد شد و نماز خواند، پس از نماز صداى خود را بلند كرد و با مردم سخن گفت، تا آنجا كه صداى او از درب مسجد بيرون مى‏آمد، فرمود: «أَيُّهَا النّاسُ سُعِّرَةِ النّارُ وَ أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ، كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ» (ابن هشام، السيرة النبوية، ج 4، ص 653 - 654؛ مقريزى، امتاع الاسماع، ج 14، ص 442 و 473). «اى مردم آتش افروخته شده و فتنه‏ها همانند شب‏هاى تاريك رو كرده است».

 

فراز سوم: نگرانی های پیامبر (ص) برای آینده اهل بیت

این استاد درس خارج حوزه ابراز داشت: در باره نگرانیهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای آینده اهل بیت روایات فراوان است، به عنوان نمونه، از ابن عباس نقل شده كه پيامبر صلی الله علیه وآله به على فرمود: «آگاه باش كه تو پس از من به رنج و زحمت دچار خواهى شد»، على پرسيد: «آيا اين رنج و زحمت با سلامت دين من همراه است»، پيامبر صلی الله علیه وآله ‏ فرمود: «فى سَلامَةٍ مَنْ دينِكَ». (حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 151، ح 4677/275). «با سلامت دين تو همراه است».

 

وی افزود: حاكم با سندى از حيان اسدى نقل كرده است كه از على شنيده است كه مى‏گفت: پيامبر خدا صلی الله علیه وآله ‏ به من فرمود: «اِنَّ اْلأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِكَ بَعْدى، وَ أَنْتَ تَعيشُ عَلى أُمَّتى، وَ تُقْتَلُ عَلى سُنَّتى، مَنْ أَحَبَّكَ أَحَبَّنى، وَ مَنْ أَبْغَضَكَ أَبْغَضَنى، وَ اِنَّ هذِهِ سَتُخْصَبُ مِنْ هذا، [يَعْنى لِحْيَتَهُ مِنْ رَأْسِهِ]». حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 153، حديث 4686/284؛ با تفاوتى ناچيز: (متقى هندى، كنز العمّال، ج 11، ص 297، ح 31562).

 

استاد باقریان اظهار داشت: با سندى از ابن عباس نقل كرده‏اند كه گفت: من و پيامبر صلی الله علیه وآله و على از شهر بيرون رفتيم، به باغى رسيديم، على گفت: «اى پيامبر خدا اين باغ چه زيبا است!»، پيامبر  صلی الله علیه وآله فرمود: «باغ تو در بهشت از اين باغ بهتر است»؛ سپس به باغ ديگر رسيديم، على گفت: «اى پيامبر اين باغ چه زيبا است!»، ابن عباس گفت: تا به هفت باغ رسيديم، [على علیه السلام از زبيايى هر باغ سخن مى‏گفت] و پيامبر صلی الله علیه وآله [به على علیه السلام] مى‏فرمود: «اِنَّ حَدائِقَكَ فِى الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْها» [یعنی: «باغ تو در بهشت از اين باغ بهتر است»]. سپس دست خود را بر سر و ريش خود كشيد و به گريه افتاد، تا آنجا كه صداى او به گريه بلند شد، على گفت: «اى پيامبر چه چيز سبب گريه تو شد؟»، پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: ضَغائِنُ فى صُدُورِ قَوْمٍ لايُبْدُونَها لَكَ حَتّى يَفْقُدُونَنى». (ابن مردويه، مناقب على بن ابى طالب (ع)، ص 123- 124، ح 156؛ طبرانى، المعجم الكبير، ج 11، ص 60 - 61، ح 11084؛ عسقلانى، المطالب العالية، ج 9 مكّة، ص 270، ح 4356)

 

وی در ادامه بیان کرد: محبّ طبرى از طريق ابو حاتم بن حِبّان و ابن السّرى با تفاوتى در بعضى از الفاظ، از عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ اخْتارَ اللّهُ لَنا اْلآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيا، وَ اِنَّ أَهْلَ بَيْتى سَيُلْقَوْنَ بَعْدى اثْرَةً وَ شِدَّةً وَ تَطْريدا فِى الْبِلادِ حَتّى يَأْتِىَ قَوْمٌ مِنْ ههُنا - وَ أشارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ - أصحابُ راياتِ سُودِ...». (مختصر ذخائر العقبى، ص 29).

 

فراز چهارم: رازگویی پیامبر (ص) با علی و فاطمه در هنگام وفات

استاد احمد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: هیچ یک از محدثان و مورخان نقل نکرده است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام وفات خود با جز علی و فاطمه علیهما السلام به رازگویی پرداخته باشد؛ ولی رازگویی آن حضرت آن دو را هیچ کس انکار نکرده است؛ در باره رازگویی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام وفاتش با دختر پاکش فاطمه زهرا سلام الله علیها در منابع شیعه و سنی مشهور است؛ از ابن عباس نقل شده است که گفت: فاطمه [سلام الله علیها] در بیماری وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد او رفت، [پیامبر] به او گفت: من برای مرگ آماده شده ام، فاطمه گریه کرد، پیامبر به او فرمود: «گریه نکن، زیرا تو پس از من زندگی نمی‌کنی جز هفتاد و دو روز و نصفی تا اینکه به من ملحق می‌شوی.» (بحار الانوار ج 43، ح 3).

 

چنانکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در موارد  فراوان از جمله در هنگام وفات خود با علی علیه السلام رازگویی داشته است:

 از ام سلمه [يكى از همسران پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم كه همواره گوش به فرمان خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود] نقل شده است كه گفت: «به خداوندى كه به او سوگند ياد مى‏كنم على نزديك‏ترين مردم به پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود»، ام سلمه گفت: ما هر روز به عيادت پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم مى‏رفتيم، بارها مى‏گفت: «آيا على آمد؟»، ام سلمه گفت: من گمان بردم كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم على را براى كارى فرستاده بود، على آمد و ما گمان كرديم كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم با او كارى دارد، از خانه بيرون رفتيم و در كنار درب نشستيم، من از ميان آنان [زنان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم] به درب نزديك‏تر بودم، على گونه خود را بر گونه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم گذاشت و در سمت چپ او قرار گرفت و با او آهسته سخن مى‏گفت و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن روز قبض روح شد. (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 149، ح 4671/269؛ المصنّف، ج 7، كتاب الفضائل، ب 18، ص 494، ح 3؛ مسند ابى يعلى، ج 5، ص 256 - 257، ح 6928 و ص 267 - 268، ح 6962؛ طبرانى، المعجم الكبير، ج 23، ص 375، ح 887؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 24، ص 175 - 176؛ احمد حنبل، فضائل اهل البيت من كتاب فضائل الصحابه، ص 198، ح 296).

 ابن عساكر اين حديث را با سندها و از راويان متعدد از امّ سلمه، هندى آن را از طريق فاطمه زهراء عليهاالسلام، از ام سلمه روايت كرده‏اند. (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 394 - 395؛ كنز العمّال، ج 13، ص 146، ح 36459).

 

فراز پنجم: رضايت فاطمه (ع)، نشانه حق

استاد باقریان ساروی اظهار داشت: رضايت فاطمه عليهاالسلام از فرد يا افرادى در نگاه پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نشانه حق بودن فرد یا افرادی و خشم و نارضايتى او نشانه باطل بودن آن فرد يا افراد است، اين چيزى است كه از احاديث پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم استفاده مى‏شود. چنان‏كه براى خوانندگان گرامى روشن مى‏شود كه فاطمه عليهاالسلام در حالى از دنيا رحلت كرد كه دو تن را از خود رانده و بر آن دو خشمگين بود.

 

 1. وی افزود: در صحيح مسلم با دو طريق از عايشه نقل شده است: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام وفات خود با فاطمه سخنى آهسته گفت، فاطمه غمگين شد و گريه كرد، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم براى بار دوم فاطمه را خواست و با او سخن گفت، فاطمه خنده كرد، از فاطمه راز آن خنده و گريه را پرسيدم، پاسخ نداد، تا پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم وفات كرد، از او پرسيدم، در پاسخ گفت: ... پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بار دوم به من فرمود: «يا فاطِمَةُ"! أَلا تَرْضَيْنَ أَنْ تَكُونى سَيِّدَةَ نِساء الْمُؤْمِنينَ أَوْ سَيِّدَةِ نِساءِ هذِهِ الاُمَّةِ؟». (صحيح المسلم بشرح النووى، ج 16، ص 7 - 8، ح 98/2450 و 99/2450؛ ذهبى، تاريخ الاسلام، ج 1، ص 546). «آيا راضى نمى‏شوى كه سرور زنان مؤمن، يا سرور زنان اين امّت گردى؟». ذهبى این حديث را متفق عليه [مورد اتفاق محدثین] خوانده است. (تاريخ الاسلام، ج 2، ص 546).

 

2. این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به اسماء فرمود: «اِنَّ فاطِمَةَ حُورِيَّةٌ فى صُورَةٍ اِنْسِيَّةٍ». (ابو نعيم، مناقب آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم، ص 73).«فاطمه حوريه‏اى در شكل انسان است».

 

3. وی ابراز داشت: مسلم با سندى از مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّى، يُؤْذينى ما اذاها» (صحيح المسلم بشرح النووى، ج 16، ص 5، ح 94/2449). در صحيح بخارى  جمله آخر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اين‏گونه آورده است: «... فَمَنْ اَغْضَبَها اَغَضَبَنى». (صحيح البخارى، ج 4، كتاب فضائل اصحاب النبى، ص 252، ح 3714 و ب 29، صفحه 264، ح 3767).  طبرانى نيز آن را با سندى از ابو مليكه، از مِسور بن مخرمه روايت كرده است. (المعجم الكبير، ج 22، ح .....1012).

 

4. استاد باقریان اظهار داشت: طبرانى، حاكم و سمهودى با سندى از جعفر بن محمد، از پدرش، از على بن حسين بن على، از حسين بن على، از على [عليه ‏السلام] نقل كرده‏اند كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه عليهاالسلام فرمود: «اِنَّ اللّهَ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ، وَ يَرْضى لِرِضاكِ». (المعجم الكبير، ج 1، ص 108، ح 182؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 167، ح 4730/328؛ جواهر العقدين، القسم الثانى، ج 1، ص 265). ابن حجر در باره اين حديث نوشته است: ابو سعيد در شرف النبوّه و ابن مثنّى آن را اخراج كرده‏اند. (الصواعق المحرقة صيدا، ص 217).

 

5. وی افزود: با سندى صحيح از ميسور نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم[به على عليه‏السلام] فرمود: «به تو سه چيز داده شد كه به هيچ‏كس و به من داده نشد: به تو پدر خانمى مانند من داده شد و به من مانند تو داده نشد، به تو همسرى راستگوى راستكردار مانند دختر من داده شد و به من مانند آن داده نشد، حسن و حسين از صلب تو به تو داده شد و مانند آن دو از صلب من به من داده نشد، ليكن شما از من هستيد و من از شما هستم».(مناقب الامام امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه‏السلام من الرياض النضره، ص 202 – 203).  فاطمه چنين شخصيتى بود كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به على عليه‏السلام فرمود: همسرى به مانند همسر تو به من داده نشد»؛ يعنى فاطمه بر همه زنان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جمله بر حضرت خديجه عليهاالسلامبرترى داشت، بر خديجه‏اى كه مورد محبّت فوق العاده پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده و تا او زنده بود با هيچ زنى ازدواج نكرده بود، با اين حال پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در اين احاديث، به ويژه در حديث اخير مقام فاطمه را از خديجه نيز بالاتر دانسته است.

 

این استاد حوزه علمیه قم یادآور گردید: در كنار اين احاديث سخن خدا در قرآن کریم را قرار بدهيد كه فرمود: «وَالَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ». (التوبه، 61).«آنان‏كه پيامبر را بيازارند براى آنان عذابى دردناك خواهد بود» و «اِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ * وَالَّذينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَااكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانا وَ اِثْما مُبينا». (الاحزاب، 57 و 58). بنا براين آنان كه فاطمه عليهاالسلام را آزار رسانده‏اند خدا و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را آزار رسانده‏اند، و در دنيا و آخرت استحقاق لعن و و عذاب خدا را دارند.

 

فراز ششم: کودتای سقیفه

استاد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: پیامبر گرامی اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم در روز بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری رحلت فرمود، علی علیه السلام با کمک برخی از بستگان نزدیک به غسل و کفن پیکر مطهَّر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  قیام کرد؛ ولی در همان حال – به رغم سفارشات مؤکَّد خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در باره اهل بیت علیهم السلام از یک سو و در باره ولایت علی علیه السلام از سوی دیگر - گروهی در سقیفه گرد آمدند و بدون مشارکت و آگاهی اهل بیت از میان خود خلیفه برگزیدند.

 

وی افزود: به دنبال انتخاب خلیفه برای بیعت گرفتن از مردم به انواع ترفندها و حیله ها متوسل شدند، تا آنجا که تعدادی از صحابه به عنوان اعتراض به گزینش سقیفه و کودتاگران به منزل فاطمه زهرا سلام الله علیها رفته و در آنجا متحصّن شدند. کودتاگران به تهدید ساکنان خانه پرداختند، تا آنجا که بدون اجازه علی و فاطمه علیهما السلام و با شکاندن درب خانه به درون آن رفتند و متحصّنان را بیرون کشیدند.

 

این استاد درس خارج حوزه یادآور گردید: ابن قُتَيبه دينورى نقل كرده است: پس از بيعت مردم با ابوبكر، على كرّم‏اللّه‏ وجهَه را نزد ابوبكر آوردند در حالى كه او مى‏گفت: «أَنَا عَبْدُ اللّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ»، به او گفته شد: «با ابوبكر بيعت كن»، در پاسخ گفت: «من با شما بيعت نمى‏كنم، سزاوارتر اين است كه شما با من بيعت كنيد، شما اين امر [حكومت] را از انصار گرفتيد و [براى به دست گرفتن حكومت و كنار زدن انصار] استدلال كرديد به اينكه خويشاوند پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستيد، آنان [انصار به اين جهت كه از خويشاوندان پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستيد] آن [خلافت] را به شما دادند و زمامدارى را به شما واگذار كردند، من با شما استدلال مى‏كنم به مانند آن‏چه شما با انصار استدلال كرديد: ما در حال حيات پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و در حال وفاتش به پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم سزاوارتريم، پس با ما به انصاف رفتار كنيد اگر ايمان داريد، و الاّ - در حالى كه مى‏دانيد - به سبب ظلم خود به آتش جهنم مى‏سوزيد»، عمر گفت: ما تو را رها نمى‏كنيم تا بيعت كنى، على عليه‏السلام به او گفت: «از پستان خلافت شير بدوش كه تو را از آن بهره‏اى است و كار او را امروز محكم كن تا فردا به تو بر گرداند»؛ سپس گفت: «اى عمر به خدا سوگند من سخن تو را نمى‏پذيرم و با او بيعت نمى‏كنم»، ابوبكر به او گفت: «اگر بيعت نمى‏كنى من تو را وادار نمى‏كنم»، [سپس ابو عبيده جراح سخنانى گفت]، على كرّم‏اللّه‏ُوَجْهَه گفت: اى مهاجران! خدا را در نظر بگيريد، سلطنت محمّد در ميان عرب را از خانه و درون منزلش به درون خانه‏ها و منزل‏هاى خودتان نبريد و اهل آن و حق آن را در ميان مردم باز نداريد، به خدا سوگند اى مهاجران ما به اين امر سزاوارتريم، چون ما از اهل بيت هستيم و ما از شما به اين امر سزاوارتريم، آن چه در ميان ما وجود دارد قارى كتاب خدا، فقيه در دين خدا، عالم به سنت‏هاى پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم، متخصّص به كار رعيت، بازدارنده امور ناپسند از آنان و تقسيم كننده برابر در ميان آنان است، به خدا سوگند چنين انسانى در ميان ما وجود دارد، پس هواى نفس را پيروى نكنيد كه راه خدا را گم مى‏كنيد و دورى خود از خدا را افزايش مى‏دهيد. بشير بن سعد انصارى گفت: اى على، اگر انصار اين سخن تو را پيش از بيعت با ابوبكر شنيده بودند؛ حتى دو تن در تو اختلاف نمى‏كردند. (دينورى، الامامة و السياسة، ج 1، ص 28 - 29؛ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 12). راوى گفت: على كَرَّمَ‏اللّه‏ُوَجْهَهُ از منزل بيرون مى‏آمد و فاطمه دختر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بر حيوانى سوار مى‏كرد و شبانه به مجالس انصار مى‏برد و از آنان يارى مى‏خواست، آنان در پاسخ مى‏گفتند: اى دختر پيامبر! بيعت ما با اين مرد انجام گرفته است و اگر شوهر و پسر عموى تو از ابوبكر پيشى مى‏گرفت ما از او سر بر نمى‏تافتيم، على كَرَّمَ‏اللّه‏ُوَجْهَهُ مى‏گفت: «آيا من پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در خانه‏اش رها مى‏كردم و او را دفن نمى‏كردم و براى سلطنت بر مردم با آنان به نزاع بر مى‏خاستم؟»، فاطمه گفت: «آن چه ابو الحسن انجام داد جز آن نبود كه سزاوار بود، آنان كارى انجام داده‏اند كه خدا از آنان حساب مى‏كشد و از آنان مطالبه مى‏كند. (الامامة و السياسة، ج 1، ص 28 – 29).

 

وی افزود: بخارى از على عليه‏السلام نقل كرده است كه گفت: «أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَىِ الرَّحْمنِ لِلْخُصُومَةِ يَوْمَ الْقِيامَةِ؛ من نخستين كسى هستم كه در روز رستاخيز در پيشگاه خداوند رحمان براى خصومت (شكايت از دشمنانم) زانو بر زمين مى‏زنم». (الصواعق المحرقه، ص 126؛ جواهر المطالب، ج 1، ب 8، ص 49؛ صحيح البخارى، ج 5، ص 8، حديث 3965؛ سيوطى، الدر المنثور، ج 6، ص 19).

 

پ, 08/07/1405 - 16:20