به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، استاد حسن آقا خرمی آرانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «علت دفاع نکردن مولی امیرالمومنین علی علیه السلام با آن همه شجاعت از حضرت فاطمه سلام الله علیها» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحث درباره دفاع از مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط امام علی علیه السلام مبتنی بر این است که رویکرد و سکوت امیرالمومنین علیه السلام در برابر خلفا را بطور ویژه، مورد بررسی قرار دهیم، زیرا این امر بخشی از همان سیاست است.
وی افزود: صبر امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام در برابر خلفا در راستای حفظ دین و وحدت اسلامی و فراهم نبودن شرایط قیام بود. از این رو آن حضرت بارها از وضع موجود و ظلمهایی که بر خاندان ایشان روا داشته شد، شکایت کردند.
استاد خرمی یادآور گردید: آن حضرت، در خطبه «شقشقیه» در نهجالبلاغه، علل سکوتشان در برابر خلفا را بیان کردهاند: «من ردای خلافت را رها ساختم، دامن خود را از آن در پیچیدم (کنار رفتم)، در حالی که در این اندیشه فرو رفته بودم که آیا با دست تنها (بدون یاور) به پاخیزم (و حق خود و مردم را بگیرم) و یا در این محیط پرخفقان و ظلمتی که پدید آوردهاند، صبر کنم؟ (فَصَبَرْتُ وَ فِیالْعَیْنِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا) محیطی که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را مانند واپسین دم زندگی به رنج وا میدارد. (عاقبت) دیدم بردباری و صبر، به عقل و خِرَد نزدیکتر است، شکیبایی ورزیدم، ولی به کسی میماندم که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، با چشم خود میدیدم میراثم را به غارت میبرند».
وی ابراز داشت: این سخنان را امام علیه السلام در وضعی بیان کردند که دین اسلام در خطر بود و جهان اسلام نیز نیاز به وحدت داشت، زیرا هم در حوزه اسلام عواملی تهدید کننده وجود داشت و هم دشمن خارجی جامعه اسلامی را تهدید میکرد.
استاد حسن آقا خرمی آرانی تصریح نمود: خطرها را میتوان به این ترتیب دستهبندی کرد:
۱. اگر حضرت علی علیه السلام با توسل به قدرت و قیام مسلحانه درصدد قبضه حکومت و خلافت بر میآمدند، بسیاری از افراد را که از جان و دل به امامت و رهبری ایشان معتقد بودند، از دست میدادند و چه بسا او را به دنیاطلبی متهم مینمودند.
۲. از آن جا که بسیاری از گروهها و قبایلی که در سالهای آخر عمر پیامبر(ص) مسلمان شده بودند، هنوز آموزشهای لازم اسلامی را ندیده بودند و دارای بصیرت در دین نبودند، پرچم «ارتداد» و بازگشت به بتپرستی را برمیافراشتند و بنابراین عملا با حکومت اسلامی مخالفت میکردند و این خطری جدی بود.
۳. علاوه بر خطر مرتدان، مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند «مسیلمه کذاب»، «طلیحه» و «سجاح» نیز در صحنه ظاهر شده و هر کدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند که با همکاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شکست خوردند.
۴. خطر حمله احتمالی رومیان نیز میتوانست مایه نگرانی دیگری برای جبهه مسلمانان باشد؛ زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رودررو درگیر شده بودند و آنان مسلمانان را خطری جدی تلقی میکردند و در پی فرصتی بودند که به مرکز اسلام حمله کنند.
وی افزود: در چنین وضعی بود که امام علی علیه السلام در جای دیگر از حفظ دین و وحدت اسلامی سخن گفتند: «به خدا سوگند، هرگز فکر نمیکردم که عرب خلافت را از خاندان پیامبر (ص) بگیرد یا مرا از آن باز دارد. مرا به تعجب وا نداشت جز توجه مردم به دیگری که دست او را به عنوان بیعت میفشردند. از این رو، دست نگاه داشتم. دیدم که گروهی از مردم از اسلام بازگشتهاند و میخواهند آیین حضرت محمد (ص) را محو کنند. ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم، رخنه و ویرانی در پیکر آن مشاهده کنم که مصیبت و اندوه آن بر من بالاتر و بزرگتر از حکومت چند روزهای است که به زودی مانند سراب یا ابر از میان میرود. پس به مقابله با این حوادث برخاستم. مسلمانان را یاری کردم تا آن که باطل محو شد و آرامش به آغوش اسلام بازگشت».
استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: با در نظر گرفتن نکات یاد شده، روشن میشود که چرا امام علیه السلام پس از آن که مکرر حق خود را درخواست کرد و شدیدا بر غاصبان حقش اعتراض کرد، اما صبر را بر قیام ترجیح داد و با صبر، تحمل، تدبیر و دوراندیشی، جامعه اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد.
وی در ادامه بیان کرد: اگر علاقهای به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دو دستگی نمیترسید، هرگز اجازه نمیداد رهبری مسلمانان از دست اوصیا و خلفای راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران بیفتد.