استاد سید محمدتقی قادری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «سلوک عبادی رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: هرچند همه بخش های سیره عملی رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) دلپذیر، جذاب، زیبا و نورانی است اما آن سیره عملی که دلپذیرتر است و سیره عملی دیگر، در پرتو آن معنا پیدا می کند، عبادت، عرفان، مناجات و ذکر رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) است. برای اینکه عبادت ایشان، چند خصوصیت ویژه داشت.
عشق و تشنگی رسول الله (ص) به عبادت
وی در ادامه بیان کرد: نخستین خصوصیت سیره عبادی رسول خدا «عشق و تشنگی» به عبادت، مناجات و خلوت به حضرت حقّ است؛ به عبارت دیگر رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) عبادت و مناجات را از سر تکلیف و این که امر به انجام آن شده، انجام نمی داده است؛ که اگر چنین امر و دستوری نسبت به انجام عبادت وجود نداشت، آن را ترک می کرد؛ چرا که پیش ازبعثت و تشریع نماز در شرایطی که مردم جزیره العرب از دین حنیف ابراهیمی دست کشیده وبه بت پرستی رو اورده بودند؛ ولی رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) تنها عارف، سالک، واصل الی الله بود که برنامه ویژه چهل شبانه اعتکاف در غار حرا داشت که به عبادت مناجات می پرداخت؛ و پس از بعثت و تشریع نماز چون عشق به عبادت از عمق وجودش بر می خاست رنگ دیگری گرفت و شعله ورتر شد و به اوج رسید که به اباذر می فرمود: «يا أبا ذر جعل الله جل ثناؤه قرة عيني في الصلاة، و حبب إلي الصلاة كما حبب إلى الجائع الطعام، و إلى الظمآن الماء، و إن الجائع إذا أكل شبع، و إن الظمآن إذا شرب روى، و أنا لا أشبع من الصلاة؛ ای ابوذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را آنچنان محبوب من ساخته که غذا را برای گرسنه و اب را برای تشنه، گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر و سیراب می شوند؛ اما من از نماز سیر نمی شوم» (الوافي؛ ج 26؛ ص 188)
وی افزود: این تشنگی و عشق به عبادت در مرتبه ای قرار داشت که در روایت آمده است: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) نزدیک وقت اذان که می شد، به بلال فرمود: «ابرد یا بلال، ابرد یا بلال» بنابر یک احتمال یعنی: بلال! جگرم از تشنگی می سوزد اب گوارای اذان را برسان» (خطبه مقام معظم رهبری:1۵\ ٩\ 1375)
حضور قلب رسول الله (ص) در عبادت
استاد قادری ابراز داشت: دومین خصوصیت سیره عبادی رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) که دست یافتن به آن توفیق من الله رامی طلبد «حضور قلب» است؛ به این معنا آن چنان رسول الله معرفت کامل به حضرت حق پیدا کرده بود و به هنگام عبادت خود را واله وغرق تماشای جمال و جلال می دیدید و منقطع ما سوی الله می شد و تنها توجه اش به خدا بود، که نه تنها می فرمود: «قره عینی فی الصلوه»: (مهجه البیضا، ج ۳، ص ۶۸)، بلکه عایشه گزارش می دهد: «کان اذا حضر الصلاه فکانّه لم یعرفنا و لم نعرفه اشتغالا بعظمه الله» (مهجه البیضا ،ج۳، ص۳۵۱) و نیز در روایت آمده است: «اذا قام الی الصلاه تربد وجهه خوفا من الله» (مستدرک، ج ۴، ص ۹۳) و همچنین آمده است: «اذا قام الی الصلاه کانه ثوب ملقی» هنگامی که به نماز می ایستاد، گویی مانند لباسی است که کناری افتاده باشد.» و در گزارش دیگر آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) چون به نماز می ایستاد، ازترس خدا رنگش می پرید و صدایی سوزناک، مانند صدا جوشش دیگ از سینه یا درونش به گوش می رسید.
وی یادآور گردید: همچنین روایت شده است كه شبى پیامبر در خانه یكى از همسرانش به نام (ام سلمه) بود. اندكى از شب نگذشته بود كه ام سلمه دید رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در بستر نیست؛ برخاست و دنبال او گشت. ناگهان متوجه شد كه حضرت كنار اتاق ایستاده، دستها را بلند كرده و اشك از دیدگانش جارى است و چنین با خدا راز و نیاز مىكند: «خدایا! نیكىهایى كه به من عطا فرمودهاى، از من مگیر. خدایا! دشمنان و حسودان مرا شاد مگردان. خدایا! مرا به بدىهایى كه از آنها نجاتم دادى، باز مگردان. خدایا! یك لحظه مرا به خودم وا مگذار.» در این هنگام، ام سلمه گریست. پیامبر فرمود: ام سلمه! چرا مىگریى؟ گفت: پدر و مادرم فدایت چرا گریه نكنم؟ تو با آن مقام بلندى كه دارى، چنین با خدا راز و نیاز مىكنى؛ حال آن که ما به ترس از خدا و گریه سزاوارتریم.. پیامبر فرمود: چگونه در امان باشم، حال آن كه خداوند یك لحظه، یونس پیامبر را به خودش واگذاشت و بر سرش آمد، آنچه آمد. (بحار، ج ۶، ص ۲۱۸) و چون خود عبادت با حضور قلب و عاشقانه را تجربه کرده و لذت معنوی آن دریافته بود به دیگران هم تجربه این جنس ازعبادت را توصیه می کرد ومی فرمود: «افضل الناس من عشق العباده فعانقها و احبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرغ لها، فهو لا یبالى على ما اصبح من الدنیا: على عسر ام على یسر؛ برترین مردم كسى است كه عاشق عبادت شود. پس دست در گردن آن آویزد و از صمیم دل دوستش بدارد و با پیكر خود با آن درآمیزد و خویشتن را وقف آن گرداند و او را باكى نباشد كه دنیایش به سختى بگذرد یا به آسانى» (تحف العقول، ص ۳۵)
کثرت عبادت رسول الله (ص)
استاد سید محمدتقی قادری اظهار داشت: سومین خصوصیت سیره عبادی رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) در «کثرت عبادت» است؛ سیره عبادی رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) در این بود که به همان نسبت و مرتبه به عبادت عاشقانه و خالصانه اهمیت می داد، به همان نسبت به کثرت عبادت و سحرخیزی و مناجات در دل شب اهمیت می داد، از همین رو فیض کاشانی در ذیل آیات (۱-۲) سوره (طه) :«طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی؛ طه! ما قرآن را برتو نازل نکردیم که این قدر به زحمت ومشقت بیا فتی» می نویسد:«پیامبراکرم آنچنان در عبادت الهی حریص بود که از کثرت عبادت، پاهای مبارکش متورم شده بود، تا این که خداوند متعال این آیه را فرستاد.» (تفسیر صافی ،ج2,ص۲۹۹).
وی یادآور گردید: امام صادق (علیه السلام) درباره سیره کثرت عبادی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) واینکه شب تا صبح را به طور متناوب به عبادت و انجام نوافل مشغول بود، می فرماید: وقت خواب آب برای وضو را در ظرفی سر پوشیده بالای سر خود میگذاشت، و مسواک را نیز زیر بستر خود مینهاد، آنگاه تا وقتی خدا میخواست میخوابید، و چون بیدار میشد مینشست و به آسمان نگاه می کرد و آیات سوره آل عمران را تلاوت میفرمود، آنگاه مسواک میزد و وضو میگرفت و به جایگاه نماز خود میرفت و چهار رکعت نماز میخواند، رکوع را به قدر قرایت وسجود را نیز به قدر رکوع انجام می داد، رکوع را آنقدر طول می داد که می گفتند کی سر بر می دارد؟ و سجود را نیز تا حدی که می گفتند کی سر از سجده بر می دارد؟ آنگاه به بستر خود باز می گشت سپس بار دیگر بیدار می شد و آیات سوره آل عمران را می خواند و به اطراف آسمان نگاه می کرد، و مسواک می زد و وضو می گرفت و در جایگاه نماز می ایستاد و سه رکعت شفع و وتر را می خواند، آنگاه از خانه برای نماز صبح بیرون می آمد و به مسجد می رفت»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت امام زینالعابدین (علیه السلام) نیز درباره کثرت عبادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده اند: «جدّ من رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) با آنکه خداوند گذشته و آینده او را بخشوده و آمرزیده بود، کوشش و بندگی برای خدا را رها نمیکرد؛ تا آنجا که ساق و قدمش (از کثرت عبادت) ورم کرد؛ پدر و مادرم فدای او؛ برخی به او گفتند آیا اینطور عمل میکنی در حالی که خدا گناه گذشته و آیندهات را آمرزیده است؟! فرمود: آیا بنده شاکر و سپاسگزار نباشم» (المناقب، ج ۲؛ ص:۲۸۷)