استاد ربانی گلپایگانی مطرح کرد؛

پاسخ به شبهات شبکه وهابی «کلمه» درباره شهادت حضرت زهرا (س)

به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه (س) استاد علی ربانی گلپایگانی، از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «پاسخ به شبهات شبکه وهابی «کلمه» درباره شهادت حضرت زهرا (س)» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج کلام در ابتدای گفتگو با اشاره به لزوم نقد برنامه تناقضات شهادت حضرت زهرا (س) در شبکه وهابی کلمه اظهار داشت: برنامه ای با عنوان «تناقضات در قضیه شهادت حضرت زهرا (س)» توسط شبکه وهابی «کلمه» برگزار شده و در آن آقای سلیمانی اردستانی به عنوان عالم شیعه به گفت و گو با مجری برنامه درباره این موضوع می پردازد و شبهاتی را در این زمینه بیان می کنند. از این رو در ادامه به بررسی این گفت و گو و پاسخ به شبهات آن می پردازیم.

 

معنای شهادت

استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: شهادت به این معنا است که فردی که بر حقّ است، در راه حقّ و توسط فردی که بر باطل است، کشته شود. این قتل، گونه های مختلفی می تواند داشته باشد: گاه در میدان جنگ است که مصداق بارز و مشهور شهید است. گاه در میدان نیست؛ اما توسط ظالم، فرد ترور می شود؛ اعمّ از اینکه با سلاح گرم یا سلاح سرد و یا با دست و پای ظالم باشد. و گاه بر اثر آسیب های روحی، فرد از دنیا می رود. همه این ها مصداق شهید به شمار می روند.

 

وی یادآور گردید: حضرت صدیقه طاهره (س) قطعا مصداق شهید هستند؛ زیرا اولا: ایشان به نصّ روایت پیامبر اکرم (ص) که در منابع فریقین آمده است، بر حقّ بودند. مانند روایت: «إنّ اللَّه يرضى لرضى فاطمة و يغضب لغضبها» و روایت «و أما ابنتي فاطمة فإنها سيّدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين و هي بضعة مني و نور عيني و ثمرة فؤادي‏». ثانیا: در اینکه آن حضرت در راه حق و امیرالمومنین علی (ع) دفاع می کردند نیز تردیدی نیست. ثالثا: ایشان توسط افرادی و کارهای تلخی که انجام شد، جسما و روحا آسیب دیده و در نتیجه کشته شدند. بنابراین ایشان قطعا مصداق شهید هستند.

 

مستندات شهادت حضرت زهرا (س)

1. استاد حوزه علمیه قم در بیان مستندات شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) خاطرنشان کرد: وقایعی که درباره صدیقه طاهره رخ داده، در منابع شیعه و اهل سنت آمده است. مسأله آتش زدن خانه در منابع شیعه آمده؛ اما در منابع اهل سنت مساله تهدید به آتش زدن آمده است؛ کما اینکه از عمر نقل شده است که گفت: «اگر بیرون نیایید خانه و اهلش را آتش می زنم». در منابع اهل سنّت آمده است که عمر چندین بار به درب خانه رفتند و در نهایت بدون اجازه وارد خانه شده و امیرالمومنین (ع) را با تهدید و اجبار به سمت مسجد برد. در این صحنه آنچه مهم است ورود عدوانی و بدون اجازه به خانه فاطمه (س) است. در این هجوم، حضرت زهرا (س) جلو می آیند تا از ورود آنان جلوگیری کنند؛ اما همان طور که در منابع آمده است مورد هجوم قرار گرفته و سیلی می خوردند و با کعب شمشیر به ایشان زده می شود و دست ایشان تازیانه می خورد.

 

2. وی اضافه نمود: این صحنه آن قدر زشت و ناراحت کننده است، که ابوبکر در اواخر عمر می گفت: ای کاش سه کار را نکرده بودم. به گزارش تاریخ طبری، ابوبکر در آخرین ساعت‌های عمرش در حضور عبدالرحمن بن عوف، از انجام چند کار ابراز تأسف و پشیمانی کرد و گفت: «دوست داشتم این کار را نمی‌کردم»؛ از جمله: 1. درِ خانه فاطمه را در هیچ صورتی نمی‌گشودم، هرچند به قصد جنگ با ابوبکر بسته شده بود. 2. فُجائة سُلَمی را به آتش نمی‌سوزاندم؛ بلکه یا او را می‌کشتم یا می‌بخشیدم. 3. روز سقیفه بنی‌ساعده، خلافت را به گردن یکی از آن دو مرد (ابوعبیده یا عمر) می‌انداختم و او امیر می‌بود و من وزیر.» (طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۳، ص۴۳۰.)

 

3. استاد ربانی گلپایگانی ابراز داشت: در این مساله، حتی اگر آسیب های جسمی را کنار بگذاریم، همان گونه که در متن صحیح بخاری آمده است، حضرت زهرا (س) از نظر روحی بشدت آزرده شدند؛ به گونه ای که تا آخر عمر شریف ایشان ادامه داشت.

 

وی افزود: عروه بن زبیر از قول عایشه نقل می کند: «انَّ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام ابْنَةَ رسول اللَّهِ سَأَلَتْ أَبَا بَكْرٍ الصِّدِّيقَ بَعْدَ وَفَاةِ رسول اللَّهِ أَنْ يَقْسِمَ لها مِيرَاثَهَا ما تَرَكَ رسول اللَّهِ مِمَّا أَفَاءَ الله عليه فقال أبو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قال لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ  فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ سِتَّةَ أَشْهُرٍ» (صحیح بخاری، ج3، ص1126) عروه بن زبیر از قول عائشه نقل می کند که گفت: فاطمه علیها سلام دختر رسول الله (ص)، بعد از وفات رسول خدا (ص) از ابوبکر درخواست کرد میراثش را تقسیم کند از آنچه که از رسول خدا باقی مانده است از آنچه که خدا فیء قرار داده برای او. پس ابوبکر گفت همانا رسول خدا گفت: ما ارث به جا نمی گذاریم، آنچه که از ما باقی می ماند صدقه است. پس فاطمه دختر رسول خدا غضبناک شد و ترک کرد او را (با او قهر کرد)، و قهر او از بین نرفت تا از دنیا رفت.

 

4. استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بلاذری (متوفای 270) در کتاب «انساب الاشراف» نقل می کند: «انّ أبابکر أرسل إلی علی یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة! فتلقته فاطمة علی الباب. فقالت فاطمة: یابن الخطاب، أتراک محرقاً علی بابی؟ قال: نعم، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک.»  ابوبکر به دنبال علی(علیه السلام) فرستاد تا بیعت کند، ولی علی(علیه السلام) از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟! عمر گفت: بلی، این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است!!.  (انساب الاشراف، ج1، ص 586)

 

وی اظهار داشت: این تعبیر عمر بن خطاب که من این کار را می کنم که به دین پدرت کمک کنم، جمله عجیبی است. قرآن درباره فرعون نقل می کند که به مردم می گفت: «ذَرُوني‏ أَقْتُلْ مُوسى‏ وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ»: مرا بگذاريد موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند. من مى‏ترسم دین شما را تغيير دهد يا در اين سرزمين فساد كند».  (سوره غافر، آیه 26)

 

استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: شبیه همین سخن را هارون الرشید در هنگام زندانی کردن حضرت امام کاظم (ع) دارد. وی در سفر حج كنار قبر پيامبر (ص) رفت و به آن حضرت خطاب كرد: «اي رسول خدا! مي خواهم كاري انجام دهم از تو عذر مي خواهم تصميم دارم موسي بن جعفر را زنداني نمايم زيرا او مي خواهد ميان امتت تفرقه اندازد و خون آنان را بريزد».

 

وی یادآور گردید: محمد رضا شاه پهلوی نیز در اوقاتی که انقلاب کم کم داشت شکل می گرفت و تظاهرات انجام می شد، در سفر به مشهد وقتی به زیارت امام رضا (ع) رفت گفت: خدایا ما به زیارت امام رضا (ع) آمده ایم تا دین تو را نجات دهیم. اینان می خواهند دین را از بین ببرند». (کانه امام خمینی و مراجع تقلید می خواهند دین را از بین می برند)

 

5. استاد درس خارج حوزه ابراز داشت: عروه بن زبیر که خود بغض امیرالمومنین (ع) داشت در جریان ابن زبیر که گروهی از بنی هاشم را در جایی حبس کرده بود و می خواست آنان را آتش بزند می گوید ما این رفتار را از آنچه با فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) کردند الگو گرفتیم. « كان عروة بن الزبير يعذّر أخاه إذا جرى ذكر بني هاشم، و حصره إيّاهم في الشعب و جمعه الحطب لتحريقهم، و يقول: إنّما أراد بذلك إرهابهم ليدخلوا في طاعته كما ارهب بنو هاشم و جُمع لهم الحطب لإحراقهم فيما سلف‏» (مروج الذهب، ج3، ص 77؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، شرح حکمت 461)

 

6. وی در ادامه بیان کرد: ابن بی شیبه که از اساتید محمد بن اسماعیل بخاری بوده، در کتاب المصنف می‌گوید: «انه حین بویع لابی بکر بعد رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) کان علی والزبیر یدخلان علی فاطمة بنت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فیشاورونها ویرتجعون فی امرهم، فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتی دخل علی فاطمة فقال: یا بنت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)! والله ما من احد احب الینا من ابیک، وما من احد احب الینا بعد ابیک منک، وایم الله ما ذاک بمانعی ان اجتمع هؤلاء النفر عندک، ان امرتهم ان یحرق علیهم البیت، قال: فلما خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون ان عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیکم البیت وایم الله لیمضین لما حلف علیه» (ابن أبی‌شیبه، أبوبکر، المصنف، ج۸، ص۵۷۲): هنگامی که مردم با ابی‌بکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره می‌پرداختند، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: ‌ای دختر رسول خدا! محبوب‌ترین فرد برای ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو!!! ولی سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، وقتی علی (علیه‌السّلام) و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامی پیامبر به علی (علیهم‌السّلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام می‌دهد!

 

استاد علی ربانی گلپایگانی اظهار داشت: آنچه بیان شد، نشان می دهد که بر اساس تعریفی که از شهادت هست و بر حسب وقایعی که رخ داده است، قطعا فاطمه زهرا (س) شهیده هستند.

 

شبهه تناقض آمیز بودن نقل ها

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مجری این برنامه در ابتدا دو شبهه را طرح کرده است. یکی اینکه می گوید نقل هایی که در کتاب ها آمده است تناقض آمیز است، و وقتی چنین شد باید این نقل ها را کنار گذاشت. در برخی نقل ها آمده که شهادت زهرا (س) توسط عمر و با سیلی زدن رخ داد. برخی نقل ها آمده به خاطر فشار ما بین در و دیوار بود. نقل دیگر می گوید توسط قنفذ و به دستور عمر بوده و ضربه توسط غلاف شمشیر صورت گرفته است. برخی نقل ها می گوید توسط خالد بن ولید آن حضرت ضربه دیده است.

 

پاسخ

وی در ادامه بیان کرد: کمی توجه در معنای تناقض نشان می دهد که این نقل ها تناقض آمیز نیستند. تناقض وقتی است که دو نقل قابل جمع نباشد، مثل اینکه در نقلی از ادات حصر استفاده شده باشد مثل اینکه گفته باشد فاطمه (س) تنها به خاطر فلان قضیه کشته شده است و نقل دیگر آن حصر را رد کند. و یا گفته باشد عمر، فاطمه (س) را به شهادت رساند و لا غیر. اما آنچه در این روایات آمده است قابل جمع و اصطلاحا مثبتان هستند و لذا تناقضی با هم ندارند. این مثل آن است که یک ساختمان را چند نفر ساخته اند. اکنون در نقلی گفته شود زید ساختمان را بنا کرد و در نقل دیگری گفته شود بکر و در نقل دیگر عمرو آمده است. در جریان شهادت حضرت زهرا (س) نیز همه نقل ها درست است و هر کدام در این جنایت دخالت داشته اند.

 

شبهه ثبت نشدن شهادت زهرا (س) در تقویم های گذشته

استاد گلپایگانی ابراز داشت: مجری در شبهه دیگری می گوید: اگر حضرت زهرا (س) به شهادت رسیده است، چرا در تقویم ها گذشته سخنی از آن به میان نیامده است و وفات ثبت شده و از سال 94 به بعد ایشان به شهادت رسیدند؟

پاسخ

وی تصریح نمود: سخن در واقعیت و مستندات قول به شهادت حضرت زهرا (س) است که مربوط به دوران قبل است و اینکه در تقویم ها نوشته نشده، حقیقت مطلب را تغییر نمی دهد. در این مستندات که منبع جدیدی پیدا نشده است، بلکه همه آنها مربوط به گذشته است. این مانند آن است که گفته می شود: اصطلاح شیعه از چه زمانی مطرح شده است؟ برخی آن را مربوط به زمان پیامبر (ص) و برخی دوران های بعد دانسته اند. آنچه درست است این است که منابع تشیع مربوط به زمان پیامبر اکرم (ص) است، اما طرح مساله به بعد از زمان پیامبر خدا (ص) مربوط می شود. بنابراین طرح مساله در آینده، حقیقت مطلب را تغییر نمی دهد.

چ, 08/06/1405 - 11:58