استاد سید پور آذر مطرح کرد؛

واکنش‌های فرقه احمد الحسن به شیعیان، مسائل سیاسی و علما

استاد سید حسن سید پورآذر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «واکنش‌های فرقه احمد الحسن به شیعیان، مسائل سیاسی و علما» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو با اشاره به لزوم جریان‌شناسی فرقه احمد الحسن، به واکنش‌های این فرقه نسبت به شیعیان مخالف، مسائل سیاسی و اجتماعی و نیز علما و فقهای شیعه پرداخت تا روشن شود آیا این جریان برای امنیت اجتماعی خطر به شمار می‌آید یا خیر.

 

۱) دوران غیبت؛ «دوران مطرودیت»

وی افزود: نخستین مسئله این است که این جریان دوران غیبت حضرت صاحب‌الزمان علیه‌السلام را «دوران مطرودیت» می‌داند و علت غیبت را به گردن شیعیان می‌اندازد. آنان معتقدند شیعیان در دوران غیبت از دایره ایمان خارج‌اند؛ نه مؤمن‌اند و نه کافر، بلکه مانند مستضعفان به شمار می‌آیند که یا خدا توبه‌شان را می‌پذیرد یا آنان را به سبب اعمالشان عذاب می‌کند. این سخن برخلاف ده‌ها روایتی است که در آن‌ها آمده شیعیان در عصر غیبت بالاترین رتبه ایمان را دارند.

 

۲) بیانیه سیزده رجب و تکفیر مخالفان

استاد سیدپورآذر در ادامه بیان کرد: پس از ادعای سفارت و وصایت از سوی امام زمان (عج)، احمد الحسن بیانیه‌ای به نام «بیانیه سیزده رجب» یا «بیانیه برائت» صادر کرد و در آن اعلام داشت هر کس تا سیزده رجب ۱۴۲۵ با او بیعت نکند و بیعتش را علنی نسازد، از ولایت امیرالمؤمنین خارج است، اعمالش مقبول نیست و پیامبر از او اعلام برائت می‌کند؛ یعنی جهنمی و کافر است. این نخستین گام برای تکفیر شیعیانی است که به احمد الحسن ایمان نمی‌آورند.

 

۳) تطبیق عنوان «ناصبی» بر مخالفان و تجویز دزدی

این مستبصر از فرقه ضاله احمد الحسن یادآور گردید: او سپس در کتاب‌های خود تصریح می‌کند شیعیانی که دشمن او باشند و بغض او را داشته باشند، «ناصبی» و نجس‌اند؛ همان‌گونه که در تفکر اسلامی بغض امیرالمؤمنین علیه‌السلام مایه کفر است. در روایات شیعه و سنی آمده حب آن حضرت معیار ایمان و کفر است و احمد الحسن خود را با امیرالمؤمنین مقایسه می‌کند؛ لذا مخالفان خود و کسانی که علیه او فعالیت علمی، سیاسی و اجتماعی می‌کنند را ناصبی می‌داند و حکومت‌ها را «حکومت ناصبی» می‌خواند.

 

وی افزود: بر این اساس او به پیروانش اجازه می‌دهد از اموال شرکت‌های خصوصی و دولتی دزدی کنند، زیرا معتقد است اینان ناصبی‌اند و مالشان محترم نیست و اموال امام زمان را غصب کرده‌اند؛ می‌گوید می‌توانید از اینترنت شرکت‌ها یا اموالی که در دست شماست دزدی کنید و تنها یک شرط می‌گذارد: اگر این کار شما را به خطر و زیان نمی‌اندازد، دزدی کنید. پس اگر این جریان قدرت پیدا کند و امنیتی برای خود دست و پا کند، طبق همین مبانی به جان و ناموس و اموال مردم رحم نخواهد کرد؛ چنان‌که در سال‌های گذشته گزارش‌های متعددی از تعرض و دزدی آنان نسبت به اموال دولتی، شهرداری و اموال خصوصی افراد در ایران رسیده است.

 

۴) نامه به رهبری و ادعای براندازی

استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: احمد الحسن در طیّ نامه‌ای به رهبر شهید انقلاب، با توهین و جسارت مدعی شد امام زمان دستور داده حکومت را به او تحویل دهد و اگر تحویل ندهد، غاصب حکومت است؛ همچنین به مردم ایران خطاب کرد که باید از دستورهای او پیروی کنند، نه از حکومت ایران. این یعنی براندازی آشکار. شایان ذکر است که وقتی این نامه به محضر رهبری رسید، ایشان فرمودند «این شخص احمد الحسن نیست، احمق‌الحسن است»؛ کسی که خود را با پیامبری مقایسه می‌کند که یهود و نصارا با ادله متواتر از تورات و انجیل به پیامبری‌اش معترف بودند. پیامبر اکرم حکومت تشکیل داد و به خسرو پرویز نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد، اما درخواست حکومت نکرد؛ در حالی که احمد الحسن بدون آنکه حکومتی تشکیل داده باشد، نامه می‌فرستد و حکومت را طلب می‌کند.

 

۵) تکفیر شرکت‌کنندگان در انتخابات

استاد سید پورآذر اظهار داشت: احمد الحسن هر کس را که انتخابات را برای تعیین حکومت پذیرفته باشد «یزیدی» می‌داند. به گفته او شرکت در هر انتخاباتی،  به هر شکلی که در عراق یا ایران برگزار می‌شود، مساوی با حاکمیت مردم و نقض حاکمیت خدا و شرکت در لشکر یزید و شریک شدن در قتل امام حسین علیه‌السلام است؛ پس خطاب به آنان می‌گوید شما یزیدی هستید و باید برای امام حسین گریه کنید. همین سخنان سبب می‌شود پیروان این فرقه بغض و کینه شدیدی نسبت به شیعیان پیدا کنند و آنان را «قاتلان اصلی امام حسین علیه‌السلام» بدانند.

 

۶) تهدید به خونریزی و شادی از ترورها

وی افزود: رهبران این جریان در سخنان و صوت‌های خود تصریح می‌کنند «شما یزیدی هستید و روزی خون شما را می‌ریزیم»؛ یکی از لیدرهای این جریان آشکارا آرزو می‌کند که «دو شکار روی موکب احمد الحسن بگذارد و زائران اربعین را به رگبار ببندد». کسانی که پیش از پیوستن به این فرقه شخصیت‌هایی معتدل و انقلابی بودند، پس از ورود به آن به افرادی با بغض و کینه نسبت به شیعیان تبدیل می‌شوند؛ زیرا شیعیان را قاتلان واقعی امام حسین می‌دانند و به دروغ به آنان گفته می‌شود دشمن اصلی، خود شیعیان مخالف احمد الحسن‌اند و نه آمریکا و اسرائیل. از این رو وقتی سردار سلیمانی توسط آمریکایی‌ها ترور شد، اینان شیرینی پخش کردند و خوشحال شدند؛ و هنگامی که رهبری شهید توسط اسرائیلی‌ها ترور شد، شاد شدند. در حمله اسرائیل به غزه و جنگ دوازده‌روزه و حمله به ایران نیز آنان در انتظار نابودی ایران بودند، به یکدیگر بشارت می‌دادند که سال ۱۴۰۴ پایان جمهوری اسلامی ایران است و آذوقه انبار کرده بودند و از شنیدن خبر جنگ هسته‌ای خوشحال بودند؛ در فضای مجازی نیز هم‌صدای سلطنت‌طلب‌ها علیه حکومت پست و استوری منتشر می‌کردند.

 

۷) دشمنی با علما و تطبیق «دجال» و «سفیانی»

استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: دشمنی این جریان تنها با حکومت ایران و شیعیان موافق انتخابات و فقهای حامی حکومت نیست؛ با هر شیعه و عالمی که مخالف احمد الحسن باشد دشمنی می‌کنند. آنان همه فقها را «دجال» و «سفیانی» می‌خوانند؛ آیت‌الله ناصر اصفهانی را «دجال اصفهان» و آیت‌الله سیستانی را در عراق «دجال یک‌چشم» معرفی می‌کنند. کتابی به نام «المعممون بالنفاق» نوشته حسین منصوری که سایت مکتب احمد الحسن منتشر کرده، هشت‌ونه روایت مربوط به دجال را بر آیت‌الله سیستانی تطبیق می‌دهد و مدعی است دجال یک‌چشم همان آیت‌الله سیستانی است؛ همچنین می‌گویند سفیانی چندتاست، یکی از شام و عراق می‌آید و یکی از کوفه خروج می‌کند و کوفه را همان آیت‌الله سیستانی می‌دانند. یعنی این جریان به دروغ مدعی دشمنی با آمریکا و اسرائیل است، اما در عمل همراه آنان علیه فقهای شیعه و آیت‌الله سیستانی عمل می‌کند.

 

وی افزود: اینان هرگز با فراخوان آیت‌الله سیستانی برای همراهی با «حشدالشعبی» و دفاع از عراق و مسلمانان در برابر داعش همراه نشدند و هرگز با داعش نجنگیدند؛ اما وقتی مقتدی صدر فراخوان داد که هر جمعه در زمانی که داعش تا فلوجه پیشروی کرده بود تجمع کنند و علیه فساد اعتراض کنند، احمد الحسن نیز با فراخوان او همراه شد و به پیروانش دستور داد در تجمع‌ها شرکت کنند، اما پرچم نماد فرقه خود را نبرند و تنها پرچم عراق را ببرند. با فراخوان آیت‌الله سیستانی همراه نشد و گفتیم باید پرچم خودمان را ببریم. از این رو این جریان را جریانی آمریکایی-اسرائیلی می‌دانیم؛ چنان‌که درخواست خلع سلاح حشدالشعبی را مطرح می‌کند و همیشه حشدالشعبی را به عنوان میلیشیا و مزدوران ایران معرفی می‌کند که همان خواسته آمریکا و اسرائیل است. اینان آیت‌الله سیستانی را دجال می‌دانند و حتی از درگذشت عالم شیعی آیت‌الله صافی گلپایگانی اظهار شادی کردند.

 

۸) شورش مسلحانه عاشورای ۲۰۰۸ در ناصریه

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: فعالیت این جریان به بیان اعتقادات و نظرات محدود نشد؛ در سال ۲۰۰۸ در روز عاشورا در ناصریه عراق خروج مسلحانه کردند و شورش کردند تا ظهور احمد الحسن را اعلام کنند و او را از غیبت به خیابان بیاورند و دستور داشتند هر کس جلویشان را گرفت، بکشند. مبلغان این فرقه در ایران به دروغ می‌گویند این ماجرا واقعی نبوده و پیروان احمد الحسن در حسینیه نشسته بودند و پلیس به آنان حمله کرد؛ در حالی که خود احمد الحسن در کتاب‌هایش اعتراف کرده که ما برای دفاع از خود قیام کردیم و «بیانیه قیام» در روز عاشورا صادر کرده‌اند. این قیام در واقع برای اعلام ظهور مهدی و احمد الحسن بود، نه دفاع از خود.

 

۹) تغییر تاکتیک و رویکرد نفاق

استاد سید پورآذر در ادامه یادآور گردید: پیروان این جریان در ایران دشمنی شدیدی نسبت به شیعه و علمای شیعه دارند و علما را دشمن امام زمان می‌دانند. در جریان کودتای هجده و نوزده دی و پیش از جنگ رمضان، در فضای مجازی همچون سلطنت‌طلب‌ها علیه علما، شیعه و جمهوری اسلامی نفرت‌پراکنی می‌کردند و حکومت ایران را حکومت طاغوت می‌دانستند و از حمله آمریکا استقبال می‌کردند.

 

وی تصریح نمود: خطر اصلی این جریان آن است که پس از شورش مسلحانه ۲۰۰۸ تغییر تاکتیک داده و رویکرد نفاق را در پیش گرفته‌اند؛ به‌صورت رسمی دیگر علیه حکومت‌ها و علما موضع‌گیری و نفرت‌پراکنی نمی‌کنند — هرچند گاهی در کامنت‌ها با اغتشاشگران همراهی کرده‌اند — ولی غالباً حلقه‌های دوم و سوم پیروان، بغض و کینه خود را نسبت به جمهوری اسلامی و علما در فضای مجازی و محافل عمومی و خصوصی ابراز می‌کنند و در عین حال بیانیه‌هایی رسمی صادر می‌کنند که ما با حکومت ایران دشمنی نداریم.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم تأکید کرد: در جنگ رمضان که حقانیت ایران بر همه روشن شد، نتوانستند علیه حکومت و قیام مردم موضع بگیرند و خود را با مردم ایران در دشمنی با اسرائیل و آمریکا همراه کردند و از جمهوری اسلامی حمایت نشان دادند؛ اما این حمایت صادقانه و خالصانه نیست، زیرا دشمنی‌هایی که سال‌ها در دل این جریان انباشته شده، یک‌شبه تغییر نمی‌کند. اگر واقعاً تغییر کرده باشند، همه استقبال می‌کنیم تا زیر یک پرچم در دفاع از میهن متحد باشیم؛ امیدواریم صادقانه باشد. اما حقیقت پشت پرده آن است که اینان می‌خواهند از اتحاد و همدلی ایجادشده میان مردم ایران برای دفاع از نظام و دستاوردهای انقلاب در برابر هجمه آمریکایی و صهیونیستی، خود را همراه مردم نشان دهند و عقاید خود را تبلیغ کنند و بگویند این قیام به‌حق شما تنها در صورتی پیروز می‌شود که رهبر اصلی، یعنی احمد الحسن یمانی موعود، را پیدا کنید و با او بیعت کنید.

 

وی افزود: هدف این است که بگویند ما با حکومت دشمنی نداریم و صرفاً یک جریان اعتقادی هستیم؛ و این همان رویکرد نفاق است، زیرا هرگز از فعالیت‌های نظامی و سیاسی-سرکوبی دست برنمی‌دارند. اینان از ابتدا نامه نوشتند که حکومت را تحویل بده و اکنون گفتن «ما مشکلی با حکومت نداریم» تنها از روی نفاق است. امیدواریم پیروان فرقه احمد الحسن نفاق این جریان را دریابند و در دفاع از میهن صادقانه پای کار بمانند و اگر روزی این جریان را در مقابل نظام اسلامی دیدند، بیدار شوند

 

س, 08/05/1405 - 18:28