استاد دلیری مطرح کرد؛

بررسی جامعه شناسانه شرایط ایراد خطبه های حضرت زینب و امام سجاد در کوفه و شام

در این خطبه ای که اگر از اول تا آخر آن شاید یک ربع کمتر طول بکشد حضرت سجاد علیه السلام چه باید فرموده باشند که «فضج الناس ضجا» به یک باره ضجه مردم به آسمان رسید و فریاد مردم به گریه و بکاء بلند شد، آن حضرت چگونه باید صحبت کنند باید اعتراف کنیم از بزرگترین معجزات حضرت امام سجاد علیه السلام این خطبه کوتاهی است که این گونه آن مردمی که اسلام را در معاویه و سقیفه خلاصه می دانستند بدین صورت تغییر عجیبی در آنها ایجاد شد که صدای گریه و ضجه آنها بلند شد.

 

استاد مهدی دلیری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: بعد از کربلا اقلا پنج خطبه بسیار مشهور شدند که خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه و امام سجاد علیه السلام در شام اشهر از سه خطبه دیگر است و این پنج خطبه یکی خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه است و امام سجاد علیه السلام هم در کوفه خطبه ای دارند که برخی از مورخین آن را نقل کردند و خطبه دیگری از دختر امام حسین علیه السلام فاطمه صغری است که آن هم در کوفه ایراد شد این سه خطبه در کوفه ایراد شده است.

 

وی افزود: دو خطبه از این پنج خطبه مشهور هم در شام ایراد شده است که یکی از امام سجاد علیه السلام است که بسیار مشهور و معروف است که شروحی بر این خطبه نوشته اند و خطبا در ایام مختلف این خطبه را یادآوری می کنند و خطبه دیگر خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در قصر یزید است، خطبه امام سجاد علیه السلام در شهر شام در مسجد اموی ایراد شده است ولی خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در مجلس یزید اتفاق افتاده است این پنج خطبه بسیار مهم هستند که بعد از واقعه کربلا از بازماندگان کربلا در احیای واقعه کربلا و زنده نگه داشتن نام امام حسین علیه السلام ایراد شدند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: خطبه امام سجاد علیه السلام در شهر شام را عده ای از مورخین نقل کرده اند مقتل ابی مخنف و الفتوح ابن اعثم، مقاتل الطالبین و مقتل الحسین خوارزمی نقل کرده است، مناقب آل ابیطالب علیه السلام، کامل بهایی، تسلیة المجالس هم از جمله کتاب هایی هستند که این خطبه را نقل کردند، محدثین و مورخین شیعه و عامه و زیدیه و دیگران هم این خطبه را نقل کرده اند، مرحوم سید بن طاووس به خطبه امام سجاد علیه السلام در کتاب لهوف اشاره کرده است و همین طور ابن نما در مثیر الاحزان هم این خطبه را نقل می کند و در کتاب منتخب هم ذکر شده است.

 

وی اضافه کرد: نکته بسیار مهمی که هم در مورد خطبه حضرت زینب سلام الله علیها و هم در مورد خطبه امام سجاد علیه السلام باید به آن پرداخت این است که در بحث سند می بینیم که گاهی اوقات مورخین و محدثین این دو خطبه را به صورت مرسل نقل می کنند و این به خاطر شهرت این دو خطبه می باشد یعنی این دو خطبه این قدر مشهور بوده اند که مورخ و محدث احتیاج نمی دیده است که بخواهد که برای خطبه سند ذکر کند لذا می بینیم که مرحوم طبرسی، صاحب احتجاج وقتی می خواهند خطبه امام سجاد علیه السلام را نقل کنند می نویسند: «روت ثقات الروات و عدولهم» سپس شروع به نقل خطبه می کنند این تعبیر که راویان ثقه و عادل این خطبه را نقل کردند یعنی این خطبه را از مسلمات در نظر می گرفتند و لذا احتیاجی به ذکر سند نمی دیدند.

 

استاد دلیری اظهار داشت: در خصوص حضرت زینب سلام الله علیها مشاهده می کنیم که ابن تیفور که از علمای غیر شیعه می باشد و کتاب «بلاغات النساء» وی بسیار معروف و مشهور است و در قرن سوم می زیسته است خطبه حضرت زینب در شام و کوفه و فاطمه صغری را نقل می کنند که بسیار حائز اهمیت است که کسی که غیر شیعه است و این که در قرن سوم این مساله را نقل کرده است نیز مزید بر علت می شود بعد از وی هم علمای شیعه و غیر شیعه این خطبه را نقل کرده اند.

 

وی خاطرنشان کرد: نکته خیلی مهم در این رابطه از ابوالفرج اصفهانی است که ایشان در کتاب مقاتل الطالبین صفحه 121 می گوید: «قال علی بن الحسین علیه السلام ان یصعد المنبر فیخطب» امام سجاد علیه خواستند که به منبر روند و خطبه بخوانند «فحمد الله و اثنی علیه ثم قال» ایشان حمد خداوند را به جا آوردند ابوالفرج اصفهانی قسمت کوتاهی از خطبه را نقل می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: ابوالفرج می گوید: «هی خطبة طویلة» که «کرهت الاکسار بذکرها و ذکر نظائرها» من مکروه می دارم که این خطبه را به خاطر طولانی بودنش ذکر کنم به جهت این که می خواهم کتابم طولانی نشود حال آن که می بینیم در همین کتاب بعضی از مطالبی را نقل می کند که از جهت اهمیت در سطح پایین تری می باشد و قابل قیاس با این خطبه نیست حتی از جهت فصاحت و بلاغت و معانی که در این خطبه وجود دارد مطالبی را نقل می کند که هیچ ارزشی ندارند ابوالفرج اصفهانی در نقل آن چه معارض با بنی امیه باشد به تصریح خودش مراعات می کند لذا این مساله عامل اصلی ذکر مختصر خطبه حضرت سجاد علیه السلام است.

 

وی اضافه کرد: بعد از این بحث سندی که در مورد این دو خطبه مطرح شد نکته بسیار مهم دیگر مقایسه بین این دو خطبه امام سجاد علیه السلام در شام و حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه و بین مردم کوفه و شام می باشد برای فهم بهتر خطبه حضرت زینب در کوفه باید فضای کوفه را بهتر بشناسیم مردم کوفه مردمی بودند که امیر المومنین علی علیه السلام را دیده بودند و ایشان مدتی بر آنها حکومت کرده بودند و روش و سیره امیرالمومنین علیه السلام را دیده بودند و با خانواده امیرالمومنین علیه السلام و اعتقادات آن حضرت و خاندانشان و شیعیان ایشان را می شناختند لذا وجود مقدس و نازنین حضرت زینب سلام الله علیها در این خطبه ای که ایراد می فرمایند در ابتدای خطبه ندایشان این است: «یا اهل الکوفة یا اهل الختر و الخذل».

 

استاد دلیری اظهار داشت: حضرت زینب سلام الله علیها اهل کوفه را از همان ابتدا به عنوان انسان های فریب کار و کسانی که می دانند حق با علی و اولاد علی است و از روی عمد و قصد در مقابل حق می ایستند به عنوان چنین افرادی با آنها برخورد می کنند و کلماتی که به کار می برند با کلماتی که امام سجاد علیه السلام در شام متفاوت است.

 

وی خاطرنشان کرد: این مطلب کاملا روشن است که وجود نازنین حضرت زینب سلام الله علیها این نکته را کاملا در نظر دارند و از همان ابتدا به حالت خطاب و عتاب شدید با اینها برخورد می کنند چون شیعیان امیرالمومنین علیه السلام را می شناسند و می دانند که با علم به حق امام حسین علیه السلام در مقابل حضرت می ایستند اما مردم شام این گونه نبودند در زمان خلیفه اول فتح شام کلید خورد و کسانی که خلیفه اول گمارد که شهر شام را تسخیر کنند عمر بن عاص و ابوعبیده جراح و یزید ابی سفیان بوده اند و خالد بن ولید را هم به عنوان رئیس لشگر و سپاه گمارده بود که بعضی فاتح را خالد بن ولید گفته اند و حاکم شام بعد از فتح شام معاویه بوده است یعنی کسانی که با مکتب اهل بیت علیهم السلام و آل علی ارتباطی نداشتند بلکه دشمنی دیرینه داشتند و این دشمنی را ابراز کردند اینها فاتح شام بودند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بعد از فتح شام حاکم از طرف خلیفه اول دوم معاویه قرار داده می شود که در حقیقت دشمنیش با اهل بیت علیهم السلام و امیرالمومنین علیه السلام خیلی واضح و آشکار بوده است که این دشمنی در جنگ صفین خودش را نشان می دهد و کسی نمی تواند این مساله را رد کند. بعد از جنگ صفین و شهادت امیرالمومنین علیه السلام معاویه بحث سب امیرالمومنین علیه السلام در شام را مطرح می کند به گونه ای که مردم شام با چنین فاتحین و حاکم اسلامی ای که شناخته بودند مسلمان سقیفه بودند که آن اسلام در مقابل اسلام اهل بیت علیه السلام ایستاد، افکار مردم شام افکاری بوده است و از اسلام چیزی را می شناختند که حقیقت و واقعیت نداشت چون آنها اسلام سفیانی را می شناختند.

 

وی افزود: امام سجاد علیه السلام خطبه ای می خوانند که بر اساس همین مساله و همین مطلب بوده است که آنها بویی از اسلام واقعی نبرده اند لذا وجود مقدس و نازنین آن حضرت در شام بخلاف حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه تعبیری که در شروع خطبه دارند این است که می فرمایند: «ایها الناس من اعرفنی فقد عرفنی» باید حضرت سجاد علیه السلام خودشان را معرفی کنند یعنی احتیاج به معرفی دارند اما اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در کوفه نیازی به معرفی ندارند و برای آنها خطاب و عتاب شدید لازم است که دانسته دست به دشمنی اهل بیت علیهم السلام زدند اما در شهر شام اول باید معرفی می شدند فلذا می فرمایند: کسی که من را می شناسد، می شناسد و اگر نمی شناسد من نسبم را می گویم.

 

استاد دلیری اظهار داشت: طریقه معرفی کردن هم امر بسیار مهمی است که امام سجاد علیه السلام در ابتدا نمی فرمایند که من پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم من پسر امیرالمومنین یا پسر حضرت زهرا علیها السلام هستم ایشان ابتدائا به صورت مبهم این مساله را مطرح می کنند: «انا ابن مکة و المنا انا ابن زمزم و الصفاء» یکی یکی فضایل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را مطرح می کنند و بعد که مردم فکر می کنند مکه و منا را ما می شناسیم اما این فرد خارجی است چه ربطی به مکه و منا و زمزم و صفا دارد ما پیامبر و این افراد را می شناسیم اما این فرد خارجی چه ربطی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارد تا وقتی که حضرت می فرمایند: «انا ابن محمد المصطفی» به یکباره انقلابی رخ می دهد.

 

وی اضافه کرد: در این خطبه ای که اگر از اول تا آخر آن شاید یک ربع کمتر طول کشد در این زمان اندک حضرت سجاد علیه السلام چه باید فرموده باشند که «فضج الناس ضجا» به یک باره ضجه مردم به آسمان رسید و فریاد مردم به گریه و بکاء بلند شد، آن حضرت چگونه باید صحبت کنند باید اعتراف کنیم از بزرگترین معجزات حضرت امام سجاد علیه السلام این خطبه کوتاهی است که این گونه آن مردمی که اسلام را در معاویه و سقیفه خلاصه می دانستند بدین صورت تغییر عجیبی در آنها ایجاد شد که صدای گریه و ضجه آنها بلند شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مردم شام کارشان این بود که بیست و چند سال بر بالای منابر سب امیرالمومنین را بشنوند آنها بعد از نمازهای جمعه چهار هزار مرتبه به تعلیم معاویه، امیرالمومنین علیه السلام را سب می کردند کسانی بودند که بدین صورت اسلام را شناخته بودند، آنها کسانی بودند که سه روز در دروازه شام اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را معطل کردند که با دشمن بی دین هم چنین رفتاری ناشایسته است فاصله کوتاه بین دروازه شام و تا قصر و خرابه را به گونه ای حرکت کردند که صبح حرکت کردند و شب هنگام خودشان را به خرابه شام رساندند این مساله چقدر طولانی شده است و مردم شام چه مقدار با اهل بیت پیامبرشان رفتار ناشایستی داشته اند.

 

وی خاطرنشان کرد: وقتی می بینیم که در مجلس یزید یک نفر بلند می شود که از اهل شام بوده است و به حضرت فاطمه یا سکینه اشاره می کند و می گوید: «هب لی هذه الجاریة» این دختر را به عنوان کنیز به من عنایت کن و همین طور ماجرای سنگ زدن به سرها همه این مطالب بسیار عجیب ما را نسبت به فضای داخل شهر دمشق راهنمایی می کند که این افراد کاملا با مکتب اهل بیت بیگانه بودند، در چنین فضایی کمتر از یک ربع ساعت امام سجاد علیه السلام خطبه ای خواندند که چنان تغییری در مردم شام ایجاد کرد «فضج الناس ضجا» که مردم شروع به فریاد و ضجه زدن کردند و حتی خود یزید بعد از ایراد سخنرانی توسط امام سجاد بلند می شود و از مجلس خارج می شود.

 

استاد دلیری اظهار داشت: اثر مهم دیگری که این خطبه کوتاه دارد پایان اسارت اهل بیت علیهم السلام است یعنی اسارت تمام می شود و اثری باقی نمی ماند یزید به التماس می افتد چه می شود که یزید سرمست از قدرت با این کلمات مجبور به ترک مجلس می شود، آیا غیر از امام معصوم علیه السلام و کسی که به خدا متصل است می تواند کاری کند که در کوتاه ترین زمان یزید این گونه به التماس افتد و بیان کند شما اهل بیت پیامبر چه می خواهید؟ هر چه بخواهید من در اختیار شما قرار می دهم و بحث اسارت تمام می شود که اگر این خطبه نبود اسارت تمام که نمی شد بلکه به قتل تمام اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منجر می شد اما خطبه امام سجاد علیه السلام ورق را برگرداند و همه را نجات داد.

 

وی اضافه کرد: یزیدی که قبل از خطبه حضرت سجاد و حضرت زینب در شهر شام می گوید: «لیت اشیاخی ببدر شهدوا» کاش بودند و می دیدند  «لا خبر جاء و لا وحی نزل» کسی که وحی الهی و نزول قرآن را انکار می کند با خطبه امام سجاد علیه السلام در مسجد اموی و خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در این مجلس کاری به سرش می آید که امر به لعن کردن بر قتله امام حسین علیه السلام می کند و خود او هم از این قتله دوری می کند و ابن مرجانه و شمر و سنان و کسانی که در درجه پایین تری از جهت جرم و جنایت بودند به عنوان قاتل معرفی می کند در بعضی از تواریخ داریم که اقدام به ساخت سقاخانه هایی کرد که در شهر دمشق و منطقه شام که مردم از آن آب استفاده کنند و تشنگی اباعبدالله را یاد کنند حتی در تاریخ دارد که به بحث قرآن خواندن برای امام حسین علیه السلام امر می کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در شهر کوفه حضرت زینب سلام الله علیها با آن خطبه ای که ایراد فرمودند سبب ذلت قاتلین امام حسین علیه السلام شدند که این کار مقدمه ای برای قیام توابین و مختار شد که این افراد اثر پذیری عجیبی از خطبه حضرت زینب سلام الله علیها داشتند که آن خطبه هم از ابتدا تا آخرش بیشتر از ربع ساعت طول نمی کشد اما به کلماتی اشاره می کنند که امام سجاد به ایشان خطاب می کنند: «انت بحمدالله یا عمتی عالمة غیر معلمة فهمة غیر مفهمه» ایشان با کلامی الهی و معجزه وار با بیان حضرت امیرالمومنین علیه السلام و با صدای امیرالمومنین علیه السلام تاثیری می گذارند که قاتلین امام حسین علیه السلام به شدت ذلیل می شوند و بحث توابین مطرح می شود این اثرات خطبه حضرت امام سجاد علیه السلام در شام و حضرت زینب سلام الله علیها در شهر کوفه می باشد.

 

وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم مطالب خطبه امام سجاد علیه السلام را خلاصه کنیم که در شام چه کردند یک کلمه را بیان می کنیم اسلام اهل بیت علیهم السلام و اسلام ناب محمدی و اسلامی که قرآن به آن اشاره دارد و وحی بر آن اشاره دارد حضرت آن را به مردم شام معرفی کردند حال این که مردم شام قبول کنند یا نکنند بحث جداگانه ای است و این که این خطبه چه تاثیراتی در شام و در کل ممالک اسلامی داشت نه فقط در آن جا بلکه بعد از آن چه تاثیری داشته است شرح های مبسوطی بر خطبه امام سجاد علیه السلام وجود داشته است و بعضی از علما هم بر این خطبه شرحی نوشته اند که مرحوم آقا بزرگ تهرانی بعضی از این شرح ها را در کتاب الذریعه نقل کردند.

 

استاد دلیری اظهار داشت: حضرت امام سجاد علیه السلام وقتی می خواستند امیرالمومنین علیه السلام را معرفی کنند می فرمایند وجود مقدس حضرت امیرالمومنین علیه السلام دو بیعت در موردشان مطرح است بیعت رضوان و بیعت عقبه که نکته خیلی مهمی است «..و وارد بسیفین و برمحین» با دو شمشیر می جنگیدند و با دو نیزه می زدند این دو شمشیر و دو رمح چیست؟ بعضی از بزرگان شیعه در تاویل این سخن فرموده اند امیرالمومنین علیه السلام در زمان پیامبر با تنزیل قرآن و برای اثبات اصل وحی با کفار شمشیر و نیزه می زدند و نیزه و شمشیر بعد از پیامبر تفاوت می کند یعنی نسبت به دو گروه متفاوت به دو شیوه مختلف برخورد کردند.

 

وی افزود: وقتی جنگ مهم صفین و نهروان رخ می دهد، امیرالمومنین علیه السلام جنگشان جنگ تاویل قرآن بود و شمشیری که زدند غیر از شمشیری بود که در زمان پیامبر بر ابوسفیان و ابولهب می زدند البته در مورد ضارب بالسیفین بعضی گفته اند که آن شمشیر ذوالفقاری که از آسمان آمد که بعد از جنگ احد این سخن «لا فتی الا علی» مشهور و معروف شد یک شمشیر بوده است و شمشیری که قبل از آن امیرالمومنین علیه السلام با آن می جنگیدند شمشیر دیگری بوده است بعضی بسیار زیبا گفته اند که امام سجاد علیه السلام تعبیر تثنیه به کار بردند چون دلالت بر کثرت می کند مثل آیه شریفه که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «ارجع البصر کرتین ثم ارجع البصر کرتینم این دو مرتبه نگاه کردن دلالت بر کثرت می کند «المراد بالتثنیة التکثیر» یعنی زیاد نیزه و شمشیر زدند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در خطبه حضرت زینب سلام الله علیها هم اگر به یک جمله نگاه کنیم جمله بسیار مهم و قابل دفاع ایشان در مجلس یزید می باشد که وجود مقدس و نازنینشان فرمودند: «حسبک بالله حاکما و بمحمد» یعنی خداوند کفایت می کند که قاضی و حاکم باشد در مورد تو و سپس فرمودند: «و سیعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمین أن بئس لظالمین بدلا» حضرت به نکته خیلی مهمی در مجلس یزید اشاره می کنند و می فرمایند بزودی کسانی که تو را بر این تخت نشانده اند و تو را خلیفه کردند و بر این کار گماردند و بر رقاب مسلمین قرار دادند می فهمند و می دانند که «بئس للظالمین بدلا» نتیجه کار خودشان و ظلمی که کرده اند را متوجه می شوند و به زودی می فهمند که کدام یک از شما از جهت مکان مکان بدتری دارید.

 

وی تاکید کرد: کلام حضرت زینب سلام الله علیها به نکته خیلی مهمی اشاره می کند که هم شیعه و هم غیر شیعیان و هم علمای شیعه و محدثین و هم خود اهل بیت علیهم السلام به این مطلب اشاره کرده اند که کربلا نتیجه ثقیفه می باشد و در تحلیل تاریخی امثال یزید کسی است که دست نشانده معاویه می باشد و معاویه او را بر گردن مسلمانان سوار کرد و به عنوان خلیفه قرار داد وقتی به خود معاویه نگاه می کنیم می بینیم نتیجه ثقیفه و غصب حکومت از امیرالمومنین علیه السلام و دست نشانده خلیفه دوم و تنفیذ خلیفه سوم می باشد بنابراین ریشه یزید در سقیفه و عمل خلیفه اول و دوم می باشد.

 

استاد دلیری اظهار داشت: حضرت زینب سلام الله علیها در این کلام مقدسشان به این مطلب اشاره می کنند که کسانی که تو را در این مکان و مسند قرار دادند و حضرت زینب سلام الله علیها نمی توانستند به اسامی این افراد تصریح کنند به جهت این که تقیه شدیدی از این جهت وجود دارد چون صحبت در مورد صحابه در میان اهل شام تبعات زیادی برای آنها داشته است لذا با این کلمات بسیار کوتاه مساله را به یزید بیان می کنند و یزید را مورد خطاب و عتاب قرار دادند و به شدت او را سرکوب کردند که البته این مساله عجیب هم نیست و وجود مقدس حضرت زینب سلام الله علیها در بعضی از روایات است که بالای سر امام حسین علیه السلام آمدند و تعبیری دارند که می فرمایند «بابی من عسکره یوم الإثنین نهبا» پدرم فدای تو حسینی شود که لشگر او را در روز دوشنبه نهب کردند.

 

وی افزود: بعضی از محققین بیان می کنند که این مطلب اشاره است به روز دوشنبه شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و غصب خلافت از امیرالمومنین علیه السلام که در آن روز در حقیقت امام حسین علیه السلام شهید شدند و در آن روز عسکر و لشگر ایشان به غارت رفت و تصریح دقیقی از امام صادق علیه السلام در این باره وجود دارد که در کتاب شریف کافی روایتی است که می فرماید: «یوم کتب الکتاب یوم قتل الحسین» که می فرمایند روزی که روز نوشتن صحیفه ملعونه بود شهادت امام حسین علیه السلام هم در همان روز اتفاق افتاد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: قسم دیگری از روایات هم وجود دارد که خوارزمی و دیگران نقل می کنند که وقتی تیر به قلب امام حسین علیه السلام اصابت کرد و مثل ناودان خون از سینه نازنینشان می ریخت و سر و صورت خودشان را به این خون آغشته می ساختند « و قال: هكذا أكون حتى ألقى جدي رسول الله صلى الله عليه و آله و أنا مخضوب‏ بدمي‏، و أقول‏: يا رسول الله، قتلني فلان و فلان» من می گویم که فلانی و فلانی باعث قتل من شدند که علامه امینی می فرمایند در این جا فلان و فلان نه یعنی شمر و دیگران بلکه منظور اولی و دومی هستند.

 

وی اضافه کرد: عبارت دیگری در زیارت عاشورا است که دال بر این کلام بی بی حضرت زینب سلام الله علیها در این خطبه است که به عبارات مختلف در زیارات عاشورا آمده است که می فرمایند: «أسس اساس الظلم و الجور» آن کسی که بنیان ظلم و جور بر اهل بیت علیهم السلام را گذاشت که اثر این بنیان در کربلا هویدا شد در این جا تصریحی از ابن اثیر جزری تاریخ دان غیر شیعی وجود دارد که او تصریح می کند: «ما قتل الحسین علیه السلام یوم کربلا» که کشته شدن امام حسین علیه السلام در روز عاشورا نبود و بلکه کشته شدن ایشان در یوم سقیفه اتفاق افتاد.

 

استاد دلیری در انتهای سخنانش اظهار داشت: مرحوم شیخ محمد حسین غروی در شعر معروفشان در مورد حضرت علی اصغر علیه السلام می فرمایند: «و ما رماه اذ رماه حرمله و انما رماه من نحب له و سهم أصاب من جانب السقیفة» و از شعرای دیگر فارسی زبان هم مرحوم نیر شیرازی می فرمایند: «آن که طرح بیعت شورا فکند   خود همان جا طرح عاشورا فکند   چرخ در یثرب رها کرد از کمان   تیر کاندر نینوا شد در نشان»./20/42/260

 

ي, 01/12/1397 - 10:47

دیدگاه جدیدی بگذارید