استاد هدایتی مطرح کرد؛

دوره های مختلف کتب فقهی شیعه در کلام استاد هدایتی

از اول قرن اول هجری یعنی بعد از امام صادق علیه السلام تا سال 300 هجری قمری در روایات ما حلقه مفقوده ای وجود دارد که کار را مشکل می کند چون هر کسی با روایات متعارض کاری کرده است و شیوه ای را در پیش گرفته است.

 

استاد علی هدایتی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: این بحثی که ارائه می شود از استاد احمد مددی بهره گرفتم. راجع به تدوین تراث شیعی و فقه شیعی تقسیمات متعددی ارائه می شود گاهی اوقات در بررسی کتب روایی می شود ترتیب را ملاحظه کرد و گاهی اوقات به حسب ساختار آن چه که تدوین شده است در فقه امامیه می شود تقسیماتی ارائه کرد و گاهی اوقات می شود به شکل ادوار فقه متعرض این مطلب شد بنده هر سه شکل این مطلب را به صورت خلاصه بیان می کنم و به تدریج اگر فرصتی باشد وارد مباحث مشروح تر در این رابطه خواهم شد.

 

وی افزود: در بررسی کتب روایی برای پی بردن به حکم یک مساله به ترتیب اقدمیت می شود به این کتاب ها مراجعه کرد و سیر موضوع حکم را در لابه لای آنها جستجو کرد و با فضای حکم و موضوع در آن روایت بیشتر آشنا شد و در واقع این مساله کمک می کند به این که فتوای فقیه بتواند تاثیر بیشتری از نظر محتوا داشته باشد و بتواند جوانب دیگر حکم را که احیانا در لسان اهل بیت علیهم السلام وجود داشته است مثل تقیه از لابه لای آن استخراج شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این کتب به حسب زمان این گونه قابل عرضه است اولین کتاب هایی که ما در اختیار داریم و قابل عرضه است کتب زیدیه است که تعداد زیادی از این کتب را در یمن چاپ کردند و هم اکنون هم در اختیار عالمان فقیه مسلمان است، دومین کتاب، کتاب فقه الرضا علیه السلام است که با تحقیقی که صورت گرفته است قطعا این کتاب متعلق به امام رضا علیه السلام نیست ولی کتاب فوق العاده ارزشمندی است که بحث خودش را دارد.

 

وی اضافه کرد: کتاب های دوره سوم، کتاب های مربوط به ثلث قرن چهارم هجری است که مهم ترین این کتاب ها همین کافی شریف است و بعد از آنها فقه اسماعیلیه است که منحصر در دعائم الاسلام است، ما فقهی از اسماعیلیه غیر از دعائم الاسلام در اختیار نداریم و خود اسماعیلیه هم کتاب دیگری غیر از دعائم الاسلام ندارند که بشود به آن کتاب ها استناد کنند که وفات مولف این کتاب یعنی قاضی نعمان حدود صد سال پیش از رحلت مرحوم شیخ طوسی بوده است.

 

استاد هدایتی اظهار داشت: پنجمین دوره کتاب های فقیه و المقنع است که مربوط به شیخ صدوق است و ششمین دوره مربوط به کتاب هایی است که مربوط به شیخ مفید است، دوره هفتم کتاب های مربوط به سید مرتضی رضوان الله تعالی علیه است و دوره هشتم مربوط می شود به تالیفات ارزشمند شیخ الطائفه مرحوم طوسی رضوان الله تعالی علیه این مساله به حسب ترتیب کتب روایی از نظر زمان قابل طرح است.

 

وی خاطرنشان کرد: مساله دیگر راجع به تفکیک دیگری در مورد فقه امامیه است فقه امامیه را در یک تقسیم بندی به دو گونه می شود ارائه کرد وقتی به حسب تاریخی فقه امامیه می نگریم آن را فقهی منصوص و ماثور می یابیم که روایات اهل بیت علیهم السلام در آنها آمده است و بدون این که تفریعات در آنها اضافه و کم شود عین روایت در آنها آورده می شود کتاب هایی مانند فقه الرضا علیه السلام یا کتاب هایی مثل کتاب المقنع مرحوم شیخ صدوق یا مقنعه مرحوم شیخ مفید از این قبیل هستند که اینها سعی کردند که عین روایت را با حذف اسانیدش در کتاب های فقهی خودشان منتقل کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در برخی از کتاب های فقهی شیعه مخصوصا هر چه متاخرتر می شویم و از نظر زمان از دوره های اول اهل بیت علیهم السلام فاصله می گیریم فقه ما حالت تفریعی به خودش پیدا می کند و حالت تقدیری و تخمینی پیدا می کند به روایت دیگر فرعة الفقها و اعتمد الفقها و از وجوه مختلف آن چه فقها بر ماثورات و منصوصات تفریع می کنند به خاطر نیازهایی است که در موضوعات جدید پیدا می شود فقها از لابه لای روایات و قواعد فقهی احکامی را استخراج می کنند که دامنه تفریعات فقهی به این شکل بزرگ و عظیم می شود و گاهی اوقات هم وجوه استحسانیه به سراغ آن می آید مثل کارهایی که مرحوم ابن جنید و مرحوم ابن عقیل در لابه لای کتب فقهیه انجام دادند، مرحوم شیخ صدوق و مرحوم کلینی حتی مانند مرحوم سلار صاحب مراسم متعرض فقه تفریعی نشدند.

 

وی افزود: از مرحوم شیخ طوسی صاحب کتاب مبسوط به بعد یعنی از اوایل قرن پنجم کم کم فروعات فقهی وارد فقه امامیه می شود و تا دویست سال بر آراء و نظرات مرحوم شیخ طوسی اعتماد می شود و از آنها تبعیت می شود. این سرنوشت تاریخی فقه شیعی است که به صورت مدون در کتب فقهی ما آمده است و فقهای بزرگوار ما متعرض آن شدند.

 

استاد هدایتی اظهار داشت: تقسیم دیگری که می شود ارائه کرد راجع به ادوار فقه است که روی هم رفته می شود فقه امامیه را به چهار دوره تقسیم کرد من ابتدائا فهرست این دوره ها را بیان می کنم و سپس به تفصیل این تقسیم می پردازم دوره اول عهد تاسیس است که از زمان وجود مبارک امام باقر علیه السلام شروع می شود و تا زمان امام هفتم علیه السلام، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ادامه پیدا می کند این که می گوییم از امام باقر علیه السلام شروع می شود یعنی اوج مطلب از زمان امام باقر علیه السلام است نه این که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم تاسیس احکام فقهی نداشتند یا حضرت امیر علیه السلام نداشتند ولی شکوفایی از زمان امام باقر علیه السلام شروع می شود تا زمان امام هفتم علیه السلام.

 

وی اضافه کرد: دوره دوم عهد تصحیح و پالایش است در این دوران نمی خواهیم بیان کنیم که تاسیس وجود ندارد یعنی اهل بیت علیهم السلام از امام هفتم به بعد روایات و احکام جدید را تولید می کردند و به سمع و نظر شیعیان می رساندند و شاگردان خدمت این حضرات می رسیدند و این احکام منتقل می شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نکته مهم قابل طرح از امام هفتم علیه السلام به بعد و مخصوصا در زمان امام جواد یا امام هادی علیهما السلام این است که این حضرات روایات ائمه گذشته را تصحیح می کردند منظور من از تصحیح توسط این حضرات چیست؟ چون سرنوشت حدیث تا زمان امام هفتم علیه السلام دستخوش تغییرات عجیب و غریبی شد و یکی از مهم ترین کارهای اهل بیت متاخر این بوده است که آن روایات گذشته از اجداد طاهرینشان را پالایش می کردند و صحت و سقم آنها را بررسی می کردند.

 

وی خاطرنشان کرد: دوره سوم دوره انتقال از نصوص به فتاوا است که در واقع دوران غیبت صغری تا اوایل غیبت کبری را هم در بر می گیرد که حدود سال های 150 تا 250 هجری قمری است کاری که فقها در این دوران انجام دادند این بوده است که نصوص روایی را می گرفتند و اسانید و روات آن را می انداختند و عین آن روایات را در کتب فقهی خودشان مطرح می کردند کاری که کتاب فقه الرضا علیه السلام انجام می دهد این است که متن روایت را به یک فرع فقهی منتقل می کند و متعرض احکام آن فرع بر اساس نص روایات می شود منتهی این مساله به شکل روایی مطرح نمی شود و مشاهده نمی شود که فرموده باشند قال الرضا علیه السلام یا به حسب ظاهر چنین چیزی دیده نمی شود و از راویانی که این روایات را نقل کرده اند نیز چیزی مشاهده نمی شود متن این احادیث ذکر می شود و نکته ای که وجود دارد مضمون حدیث یا برداشت حدیث نیست و خود متن حدیث در ذیل یک فرع فقهی آورده می شود این دوره سوم است.

 

استاد هدایتی اظهار داشت: دوره چهارم عهد فقه تفریعی است که جرقه های نخستینش از مرحوم ابن جنید است که ایشان از جمله کسانی هستند که برای نخستین بار فقه تفریعی را وارد فقه امامیه کردند که اوج این مطلب به مرحوم شیخ طوسی می رسد که ایشان کتاب های مختلفی را می نویسند مثل خلاف و مبسوط که این کتب به بیان فقه تفریعی می پردازند.

 

وی تاکید کرد: مرحله اول در فقه امامیه مرحله انتاج و تولید علم است که از سال 80 تا سال 190 قمری مدت این دوران است یعنی حدودا از زمان حضرت امام سجاد علیه السلام این دوران شروع می شود و تا اواخر دوران امام صادق علیه السلام و اوایل دوران امام کاظم علیه السلام ادامه می یابد، کار روات در این دوره این بوده است که از شهرهای مختلف و به خصوص از قم و کوفه رحله علمی انجام می دادند و در مدینه خدمت امام علیه السلام می رسیدند که این کار یا در ذیل سفرهای حج و عمره انجام می گرفته است و یا به شکل مستقیم وارد مدینه می شدند و برای مدتی از محضر ائمه علیهم السلام استفاده می کردند و مطالب را می نوشتند و یا به حافظه خودشان می سپردند و وقتی که به کوفه و شهرهای خودشان می رفتند این فروعات مطرح می شد و روایات گفته می شد و سینه به سینه نقل می شد و بعد به صورت مکتوب ارائه می شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این دوره دوره تولید علم است منتهی مشکلی که در فقه شیعه در این دوران وجود دارد این است که مکان نقل روایات با مکان تدوین آن یکی نیست روایات در مدینه نقل می شود ولی تدوین و تالیف آن روایات در کوفه اتفاق می افتد چون مدینه ظرفیت این را نداشته است که شیعیان دور هم جمع شوند و از محضر امام علیه السلام به شکل رسمی استفاده کنند و انتشار فقه امامیه صورت گیرد چون مدینه در دست فقه اهل سنت بود و فقه مالکی در آن جا رواج داشت فلذا این فرصت را به شکل رسمی به شیعه امامیه نمی دادند لذا شیعیان به کوفه می رفتند و فرمایشات اهل بیت علیهم السلام را در آن جا تدوین می کردند.

 

وی افزود: مرحله دوم، مرحله تنقیح و تصفیه روایات است خصوصا در زمان امام هادی و امام جواد علیهما السلام که ما معتقد هستیم که یکی از مهم ترین و بالاترین شئون ائمه متاخر یعنی امام موسی بن جعفر علیه السلام به بعد تصحیح تراث ائمه متقدمین علیهم السلام بوده است چون گاهی اوقات کلام نقل می شده است در حالی که از اهل بیت علیهم السلام صادر نشده بودند و یا اینکه تقیتا صادر شده بودند، خیلی از مواقع روایات همراه با خطا و اشتباه در نقل گفته و نقل می شده است، اهل بیت متاخر این روایات را به طایفه معینی از روایات ائمه متقدم علیهم السلام ارشاد می کردند که امام صادق علیه السلام این کلام را فرموده اند نه آن را.

 

استاد هدایتی اظهار داشت: نکته ای که در این مرحله فوق العاده اهمیت دارد و به شکل خیلی بارز تاثیر تراث امامیه را نشان می دهد این است که باید توجه داشته باشیم که سر اختلاف فرق شیعی با امامیه دقیقا در همین زمان بوده است به عبارت دیگر سر اختلاف در وجود یا عدم روایات نبوده است، این گونه نبوده است که ما با زیدیه یا اسماعیلیه که به عنوان شاخصه های مهم فرق شیعه هستند در بود یا نبود چند روایت اختلاف نظر داشته باشیم.

 

وی اضافه کرد: کسانی که تسلیم ائمه متاخر علیهم السلام بودند فرمایشات این ائمه را برای تصحیح روایات گذشته می گرفتند و کسانی که تسلیم نبودند به سراغ قواعد برای حل بسیاری از شبهات در روایات می رفته اند یعنی برای تصحیح یا انتخاب درست ائمه گذشته عده ای که امامیه بوده اند این تصحیح را از اهل بیت متاخر یاد می گرفتند و کسانی که پیرو اهل بیت علیهم السلام نبودند کسانی بودند که برای انتخاب یا گزینش چند روایتی که متعارض و مختلف نقل شده است به سراغ قواعد یا استحسانات یا یک سری چارچوب های فکری خودشان می رفتند و به گونه ای سعی می کردند که یکی از روایات را انتخاب کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: از اول قرن اول هجری یعنی بعد از امام صادق علیه السلام تا سال 300 هجری قمری در روایات ما حلقه مفقوده ای وجود دارد که کار را مشکل می کند چون هر کسی با روایات متعارض کاری کرده است و شیوه ای را در پیش گرفته است این که علما راجع به روایات متعارض چه می کردند و چه شیوه ای را در انتخاب و گزینش روایات استفاده می کردند اول این فتره مدرسه بغداد و افرادی مثل هشام بن سالم و هشام بن حکم و یونس بن عبدالرحمن و صفوان جمال بوده اند./20/43/260

 

ي, 04/31/1397 - 20:21

دیدگاه جدیدی بگذارید