استاد قادری مطرح کرد؛

علل عدم استقبال امیرالمومنین نسبت به اخذ خلافت از غاصبین

اگر ما بخواهیم پاسخ این سوال را پیدا کنیم و علل و عوامل سکوت امیرالمومنین علیه السلام را جستجو کنیم مجموعا می توانیم هفت یا هشت علت را از لابه لای کلام خود امیرالمومنین علیه السلام برای سکوت آن حضرت جستجو کنیم علت اولی که باعث شد امیرالمومنین علیه السلام راه سکوت و صبر را بر جنگ مسلحانه ترجیح دهند احترام به بدن وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده است به این معنا که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفتند.

 

استاد سید تقی قادری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: از آن جا که در آستانه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها هستیم به طور طبیعی این ایام پرسش هایی را در برابر ما قرار می دهد یکی از پرسش های قابل تامل در این ایام سکوت امیرالمومنین علیه السلام در برابر غصب خلافت و تشکیل سقیفه بنی ساعده است و آن سوال مهم این است که چرا با وجود این که عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و همچنین ابی سفیان رئیس قبیله بنی امیه و همچنین دوازده تن از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام که پیشنهاد جنگ مسلحانه را در برابر غاصبان خلافت را داده بودند ایشان از این پیشنهاد استقبال نکردند و راه صبر و سکوت را در پیش گرفتند.

 

وی افزود: اگر ما بخواهیم پاسخ این سوال را پیدا کنیم و علل و عوامل سکوت امیرالمومنین علیه السلام را جستجو کنیم مجموعا می توانیم هفت یا هشت علت را از لابه لای کلام خود امیرالمومنین علیه السلام برای سکوت آن حضرت جستجو کنیم علت اولی که باعث شد امیرالمومنین علیه السلام راه سکوت و صبر را بر جنگ مسلحانه ترجیح دهند احترام به بدن وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده است به این معنا که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفتند.

 

وی تاکید کرد: انصار همچون سعد بن عباده و مهاجرین همچون ابوبکر و عمر بدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را رها کردند و زیر سقف سقیفه بنی ساعده جمع شدند و مشغول رقابت برای خلافت در این سقیفه شدند اما امیرالمومنین با شناختی که از جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشتند نه تنها آسان نبود بلکه امری محال بود که بخواهند دست از غسل و تجهیز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر دارند و در مقام رقابت با حزب اوس و خزرج و تیم و عدی بر آیند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: وقتی که عباس بن عبدالمطلب به امیرالمومنین علیه السلام اعتراض می کند و می گوید: چرا دیر جنبیدید و گذاشتید دیگران به خلافت برسند؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: آیا جنازه پیامبر را رها می کردم و به دنبال مردم می رفتم و در امر خلافت با مردم درگیر می شدم هرگز من چنین کاری نمی کردم.

             

وی اضافه کرد: علت دوم که باعث شد که امیرالمومنین علیه السلام وارد جنگ مسلحانه با غاصبان خلافت نشوند احترام گذاشتن به وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود چون قرآن کریمی که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد دو شکل داشت، صورت نخست از قرآن وحی قرآن بود یعنی متن و الفاظ آیات قرآن کریم که به مدت بیست و سه سال بر پیامبر نازل شده بود و در قالب 114 سوره بود که در اختیار مسلمین قرار گرفت.

 

استاد قادری اظهار داشت: صورت دوم از وحی، وحی بیانی بود یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هر آیه ای که نازل می شد به تفسیر آن آیه می پرداختند با این تفاوت که محتوا و معنای این تفسیر آسمانی بود ولی الفاظ آن از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود مثلا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره آیه 60 از سوره اسراء و مصداق «شجرة الملعونة» در قرآن کریم به عبدالله بن مسعود فرمودند که مقصود از این شجره ملعونه بنی امیه هستند.

 

وی افزود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از نزول هر آیه به اصحاب دستور می دادند که این وحی بیانی را بر روی کاغذ یا تخته یا استخوان یا شانه گوسفندی بنویسند وقتی که زمان فوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک شد به وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام دستور دادند که حضرت از خانه خارج نشوند و حتما به جمع آوری این وحی بیانی قرآن بپردازند لذا یکی از دلایلی که وجود مقدس امیرالمومنین به جنگ مسلحانه نپرداختند این بود که می خواستند به این وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمل کنند، علت سوم که امیرالمومنین علیه السلام به جنگ مسلحانه با سران سقیفه بنی ساعده بر نخواستند حفظ موجودیت اقلیت شیعه و قبیله بنی هاشم بود.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: ارزیابی امام علیه السلام در آن شرایط این بود که اگر در مقام مقابله با سران سقیفه بر می آمدند قطعا جنگ داخلی بین اقلیت شیعه جان بر کف و اکثریت مهاجرین و انصار و وفادار به ابوبکر راه می افتاد در آن صورت اقلیت شیعه موجودیت خودش را بدون کسب پیروزی از دست می داد، امیرالمومنین علیه السلام با وجود این که اصحابی چون خالد بن سعید بن عاص، مقداد بن اسود، عمار بن یاسر ابوذر غفاری، سلمان فارسی به محضر آن حضرت رسیدند و پیشنهاد دادند که ما حاضر هستیم که ابوبکر را از منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پایین آوریم ولی حضرت به آنها اجازه چنین کاری را نداد و استدلال حضرت این بود که اگر شما چنین اقدامی کنید جنگ به راه می افتد و این جنگ موجب خواهد شد که همه شما از بین بروید پس حضرت علی علیه السلام برای این که اقلیت شیعه موجودیت خودش را از دست ندهد اقدام به جنگ مسلحانه نکردند.

 

وی اضافه کرد: علت چهارم که موجب شد وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام در غصب خلافت راه صبر را در پیش گیرند و خانه نشینی را انتخاب کنند و سکوت را در مقابل چنین توطئه ای در پیش روی خودشان قرار دهند این بود که اگر حضرت اقدام به جنگ مسلحانه می کردند از دو حال بیرون نبود یا حضرت در آن جنگ شکست می خوردند و آیندگان ایشان را توبیخ و ملامت می کردند که چرا با علم و آگاهی از چنین شکستی اقدام به چنین کاری کردند و اگر امام علی علیه السلام پیروز می شدند همیشه در ذهن ها باقی می ماند که ایشان برای کسب ریاست و قدرت طلبی دست به چنین جنگ داخلی ای زدند.

 

استاد قادری اظهار داشت: امام علی علیه السلام برای این که از اتهام ریاست طلبی برحذر باشند راه سکوت و سکون را در پیش گرفتند فلذا خود آن حضرت در جمله و کلامی می فرمایند: اگر سخنی گویم می گویند برای رسیدن به حکومت گفته است و اگر سکوت کنم می گویند که از مرگ هراس دارد فلذا امام علیه السلام برای پرهیز از چنین اقداماتی اقدام به جنگ مسلحانه نکردند.

 

وی افزود: علت پنجمی که باعث شد که امام امیرالمومنین علیه السلام از هر گونه جنگ مسلحانه پرهیز کنند و راه صبر و سکون را برای خودشان اصل قرار دهند پرهیز از قبیله گرایی و تعصب حزبی بود چون کسانی که به امام علیه السلام پیشنهاد می دادند که ما با تو بیعت می کنیم بر اساس قبیله گرایی و تعصب حزبی بود نه بر اساس این که ایشان شایستگی و صلاحیت امامت را دارند لذا می بینیم که در همین راستا عباس بن مطلب به امام علیه السلام می گوید: دستت را دراز کن که من با تو بیعت کنم و گفته شود عموی پیامبر بیعت کرد تا دو نفر درباره خلافت تو با تو مخالفت نکنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: ابوسفیان هم به امام علیه السلام گفت: ای ابوالحسن دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم، به خدا قسم اگر مایل باشی مدینه را پر از سرباز سواره و پیاده نظام خواهم نمود. هر چند بین عباس بن مطلب و ابی سفیان تفاوت فاحشی وجود دارد اما واقعیت این امر را هم نمی توان نادیده گرفت که پیشنهاد هیچ یک از این دو طرف بر اساس مبنای شرعی نبوده است که امیرالمومنین علیه السلام وصی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است بلکه اصرار این دو طرف بر این بود که نباید قبیله تیم و عدی به حکومت رسند امیرالمومنین علیه السلام نمی خواستند حکومتی بر اساس قبیله گرایی بر سر کار آید و برای همین حاضر نشدند که چنین بیعت و همراهی و چنین حمایتی را برای خودشان بپذیرند.

 

وی اضافه کرد: علت ششم که باعث شد امیرالمومنین سکوت را در پیش گیرند وحدت مسلمین و جلوگیری از فتنه داخلی بود چون اگر امیرالمومنین وارد قضیه می شدند یقینا بین انصار و مهاجرین و بین بنی هاشم و گروه های دیگر جنگ داخلی پیش می آمد و در این جنگ داخلی قطعا وحدت مسلمین از بین می رفت نیروها به صورت کامل از بین می رفتند و این جنگ داخلی جز این که راه را برای بنی امیه فراهم کند نتیجه دیگری نداشت لذا امیرالمومنین علیه السلام برای این که مانع از فتنه و جنگ داخلی شوند اصل را بر سکوت و سکون گذاشتند.

 

استاد قادری اظهار داشت: علت آخر که می شود این مطلب را از کلام امیرالمومنین علیه السلام استفاده کرد این بود که آن حضرت احساس می کردند که اگر بخواهند با جنگ مسلحانه خلافت را به جای اصلی آن برگردانند موجودیت اصل اسلام در معرض خطر قرار می گیرد به خاطر این که اسلام در جزیرة العرب به وجود آمده بود و جزیرة العرب بین دو قدرت بزرگ امپراطوری روم و ایران قرار داشت، از طرف دیگر مرتدین و منافقین هم لحظه شماری می کردند که چنین اتفاقی بیفتد.

 

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: امام برای این که مبادا دشمنان و بیگانگان از اختلاف بین مسلمین سوء استفاده کنند و اصل اسلام را در معرض خطر قرار دهند جنگ مسلحانه را آغاز نکردند تا فرصت را از بیگانگان و دشمنان بگیرند لذا در نامه 62 نهج البلاغه به مردم مصر می نویسند: تنها چیزی که نگرانم کرد شتاب کردن مردم به سوی فلان شخص بود که با او بیعت کردند من دست بازکشیدم تا آن جا که دیدم گروهی از اسلام بازگشتند و می خواهند دین محمد را نابود سازند پس ترسیدم اگر اسلام و طرفدارانش را یاری نکنم رخنه ای در آن ببینم یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن بر من سخت تر از رها کردن حکومت بر شما است لذا اینها عوامل متعددی است که دست به دست هم داد و امیرالمومنین علیه السلام در مساله غصب خلافت راه سکون را در پیش گرفتند./20/20/260

 

ي, 11/29/1396 - 10:45

دیدگاه جدیدی بگذارید