استاد مفتح مطرح کرد؛

لزوم پاسخگویی حوزه نسبت به نیازهای انقلاب اسلامی

حوزه های علمیه نمی توانند حساب خودشان را از حساب نظام جدا کنند به هر حال مردم با گوش دادن به حرف علما و روحانیون پای کار آمدند انقلاب کردند و بعد از انقلاب هم وارد جنگ شدند و در مراحل بعدی سختی ها را تحمل کردند لذا اکنون حوزه نمی تواند شانه خالی کند و خودش را از نظام جدا کند مردم این حرف را نمی پذیرند مردم بیان می کنند ما به واسطه حرف شما فرزندانمان را لب تیغ بردیم با توجه به حرف شما شهید دادیم پس حوزه و روحانیت و علما نمی توانند حساب خودشان را از حساب انقلاب جدا کنند و نسبت به کشور و نظام و انقلاب بی تفاوت باشند.

 

استاد محمد هادی مفتح در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: چون در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 هستیم چند نکته قابل توجه است، نکته اول این که رویکرد مرحوم امام به عنوان رهبر این ملت و انقلاب از ابتدا بر براندازی رژیم پهلوی قرار نگرفته بود. وقتی در تاریخ ملاحظه می کنیم می بینیم که ابتدا مرحوم امام با رعایت همه آداب و رسومی که در آن زمان وجود داشت شروع به مکاتبه با شاه کردند، در این نامه نگاری با همان تعابیری که در آن زمان مرسوم بود شاه را به عنوان اعلی حضرت همایونی خطاب می کنند و مطالب و نصایح مشفقانه که آنها را لازم می دانستند برای حکومتی که می خواهد بر کشور ایران حکومت کند می نویسند.

 

وی افزود: امام خمینی رحمة الله علیه سخنرانی ها و نصایح و تذکرات مصلحانه و مشفقانه خود را به محمد رضا پهلوی به عنوان کسی که بر کشور ایران سلطنت می کرد بیان می داشتند تا آن زمانی که احساس کردند که این حکومت قابل اصلاح نیست و هر چقدر به آنها تذکر می دهند که مطالب و نکات دینی و اسلامی را رعایت کنید گوش نمی دهند روند حکومت پهلوی به گونه ای بود که در مقابل این نصایح برخوردهای تندی از جانب رژیم پهلوی با طلاب و مبارزین انجام شد و قضایای قبل و بعد از پانزده خرداد هم موید همین مطلب هستند که امام خمینی به این واسطه به این نتیجه می رسند که این رژیم قابل اصلاح نیست در این جا است که باز هم به شاه اعلام می کنند که تذکرات من را گوش ده تا کار به جایی نرسد که از ملت بخواهم تو را از کشور بیرون کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام خمینی این مطلب را در اوایل دهه چهل و قبل از ده چهل در سخنرانی های قم خودشان دارند یعنی این تذکر را هم به شاه می دهند که اگر کار به جایی رسد که دیگر اصلاحی در کار نباشد آن وقت است که به مردم می گویم که تو را از کشور بیرون کنند، این قضیه در سال 57 اتفاق می افتد و وقتی که رژیم پهلوی آن قدر غوطه ور در فساد و دوری از دین و آرمان های اسلامی شد که قابل اصلاح نبود به این نتیجه می رسند که نباید این شعار را داد که شاه بر طبق قانون اساسی حکومت کند و یا این که شاه سلطنت کند و نه حکومت امام در سال 56 و 57 می فرمودند که چون این حکومت اصلاح شدنی نیستند تنها راه چاره این است که رژیم سرنگون شود پس از ابتدا مرحوم امام به دنبال سرنگونی رژیم پهلوی نبودند.

 

وی اضافه کرد: انقلاب و سرنگونی رژیم در هر کشوری به دنبال خودش خرابی ها و کشته شدن هایی را دارد، امام و رهبران پیرو معصومین و کسانی که رهبران این انقلاب بودند می خواستند تا جایی که می شود بدون کشتن و درگیری قضایا اصلاح شود اما عملکرد رژیم پهلوی به جایی رسید که چاره ای نبود جز این که رژیم سرنگون شود و نظام جدیدی تاسیس شود، در آن زمان بود که قضیه به نحو جدی تری مطرح شد.

 

استاد مفتح اظهار داشت: طبیعتا جزای خون هایی که از دو طرف ریخته شده است چه طرفداران و سربازان رژیم پهلوی و چه مبارزین و انقلابیونی که در خیابان ها و در تظاهرات ها به شهادت رسیدند به گردن رژیم پهلوی است و از ابتدا امام و رهبران نهضت به دنبال این قضایا و سرنگونی رژیم نبودند و به دنبال اصلاح بودند اما وقتی دیدند که رژیم اصلاح پذیر نیست در آن زمان به سمت انقلاب و سرنگونی رژیم پهلوی رفتند.

 

وی خاطرنشان کرد: نکته دوم این که آن چه که ملت را به میدان کشاند و در عرصه های مختلف انقلاب چه قبل از پیروزی انقلاب و چه قضایایی که بعد از انقلاب رخ داد و به دنبال آن شهادت ها اتفاق افتاد مردمی که به میدان آمدند به دنبال انگیزه های دینی بودند، درست است که مبارزان مسلمان و غیر مسلمانی بودند که با پهلوی به صورت مسلحانه و غیر مسلحانه مبارزه می کردند، زندان می رفتند و شکنجه می شدند و کشته می شدند اما این گروه ها و گروه های مسلمانی که مبارز بودند نمی توانستند آن قدر به مردم انگیزه دهند و خودشان و فرزندان خودشان در معرض کشته شدن قرار دهند اما آن چه مردم را به میدان آورد مرجعیت بود و امام به عنوان یک مرجعیت تقلید با استفاده از این جایگاه مردم را به میدان کشاند و روحانیت و علما و حوزه با استفاده از انگیزه های دینی مردم را به صحنه آوردند و انقلاب اسلامی را اوج دادند و به پیروزی رساندند.

 

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: انگیزه اصلی مردم در به پیروزی رساندن انقلاب دینی بود علت این که مردم در طول سال های بعد از انقلاب این همه فشارهای اقتصادی و غیر اقتصادی را تحمل کردند هم همین مطلب بوده است و هنوز هم می بینیم مردم پای دینشان ایستادند و الا اگر دین در کار نبود و پشتوانه دینی به دنبال این نظام نبود طبیعی بود که مردم این همه فشار را تحمل نکنند، مردم چهل سال است که تحت فشار و تحریم جهانی کشورهای سلطه گر هستند و چهل سال است که دارند فشار را تحمل می کنند تنها عامل تحمل مردم بحث دین است و مردم با توجه به حرف علما و مراجع و مرحوم امام به عنوان یک مرجع تقلید به میدان آمدند و انقلاب را تا این جا به پیروزی رساندند و جنگ تحمیلی را هم با با همین انگیزه به پیروزی ختم کردند تا حال هم پای کار ایستادند.

 

وی تاکید کرد: حوزه های علمیه نمی توانند حساب خودشان را از حساب نظام جدا کنند به هر حال مردم با گوش دادن به حرف علما و روحانیون پای کار آمدند انقلاب کردند و بعد از انقلاب هم وارد جنگ شدند و در مراحل بعدی سختی ها را تحمل کردند لذا اکنون حوزه نمی تواند شانه خالی کند و خودش را از نظام جدا کند مردم این حرف را نمی پذیرند مردم بیان می کنند ما به واسطه حرف شما فرزندانمان را لب تیغ بردیم با توجه به حرف شما شهید دادیم پس حوزه و روحانیت و علما نمی توانند حساب خودشان را از حساب انقلاب جدا کنند و نسبت به کشور و نظام و انقلاب بی تفاوت باشند.

 

استاد مفتح اظهار داشت: حوزه ها و علما نسبت به نظام اسلامی عهده دار چه وظایفی هستند چه نحوه حمایتی را بر عهده دارند، شان حوزه به عنوان یک مرکز علمی و به عنوان یک مرکز آموزشی و پژوهشی تامین نیازهای مذهبی و معرفتی نظام است حوزه باید برای قانون گذاران و مجریان و مشکلاتی که از حیث قوانین در جامعه وجود دارد قدمی بردارد چه از حیث اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و سایر مشکلاتی که در جامعه وجود دارد.

 

وی افزود: آرزو و ادعای این نظام این است که بر اساس فقه و معارف اهل بیت علیهم السلام و بر اساس قرآن و حدیث مشکلات کشور را به سرانجام رسانند و حوزه علمیه هم مکانی است که متکفل این کار است، از ابتدای انقلاب بین رهبران کشور و مقامات عالیه این دعوت و اصرار وجود دارد که حوزه در این راستا قدمی بردارد بحث فقه حکومتی و فقه سیاسی که چند سالی است در حوزه ها رشد کرده است جزء نیازهای نظری و معرفتی حکومت و جمهوری اسلامی است، حوزه در بعد حمایت و حفظ شئون خود مکلف است که نیازهای نظری و معرفتی نظام را تولید کند چون تخصص در استنباط مطالب از میان منابع در اختیار حوزویان است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این توقع از حوزویان می رود که این انقلابی که به پیشوایی حوزه و مرجعیت و علما و روحانیت اوج گرفته است و به پیروزی رسیده است و این چهل سال پر فراز و نشیب ها را با انگیزه دینی و پیشوایی روحانیت و مرجعیت پشت سر گذاشته است و مردم این انقلاب و نهضت را تا به این جا پیش آوردند مشکلات خود را با پشتوانه های علمی حوزوی پشت سر گذارد و نیازهای معرفتی و نظری نظام با استنباط از کتاب و سنت توسط حوزه ها تولید شود.

 

وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: نظریه ها و تئوری های مورد نیاز قانون گذاران باید توسط حوزه اختیار حاکمان قرار گیرد تا آنها بتوانند این نظام را بر اساس معارف دینی و فقه اهل بیت علیهم السلام و آموزه های قرآن و حدیث مدیریت کنند و بر اساس آموزه های قرآنی و حدیثی جامعه را مدیریت کنند و آن اهداف عالیه ای که در نظر بنیان گذاران انقلاب و رهبران نهضت و یاران امام و همه مردمی که به میدان آمدند، خون دادند و شهیدان بسیاری را تقدیم این انقلاب و اسلام کردند و فرزندانشان را به جبهه فرستادند محقق شود./20/20/260

 

ج, 11/20/1396 - 14:58

دیدگاه جدیدی بگذارید