سر تاویل «لیلة» به حضرت فاطمه در بیان استاد موسوی حجازی

چنانچه لیل ظرف برای اختفاء و پنهان سازی جواهر عالیه است، وجود نازنین آن مخدره نسبت به جواهرِ حِکَم و معارف و نفائس طرق اهتداء خلایق به خالق، مثل لیل بود که آن حِکَم و معارف در وجود مقدس ایشان به واسطه‌ جور و ستم ناکسان مستور و مخفی ماند.

 

استاد سید محمد موسوی حجازی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: «حم والكتاب المبين انّا أنزلناه فى ليلة مباركة فیها یفرق کلّ امر حکیم»(سوره دخان. آيات ١ تا ۴) در تفسیر این آیه شریف مفسرین شیعه «لیلة‌ مبارکة» را به «لیلة القدر» تفسير نموده‌اند که شب نزول قرآن است. ( مجمع البیان ۹/ ۶۱) اما در تأویل این آیات شریفه «لیلة مبارکة»، به وجود مقدس حضرت صدیقه‌ طاهره سلام الله عليها تاویل شده است.

  

وی افزود: در روایتی می فرماید: «اما «حم» فهو محمد صلّى الله عليه و آله... و اما «الكتاب المبين» فهو أميرالمؤمنين على عليه السلام و اما «الليلة» ففاطمة عليها السلام و اما قوله تعالى «فيها يفرق كل أمر حكيم» يقول: يخرج منها خير كثير فرجل حكيم و رجل حكيم و رجل حكيم...» .(تفسير نورالثقلين ج٤. ص٦٢٣).

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: کلمه‌ لیل در قرآن، به سه وجه در روایات تاویل شده است: اول رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و تسلط اعداء و باقی ماندن مردم در ظلمات جهل زیرا بعد از ارتحال آن جناب، منافقین با دسیسه، بر اوضاع مسلط شدند و بسیاری از مردم هم کورکورانه از آنان پیروی کردند. امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه‌ کریمه‌: «و آیة لهم اللّيل نسلخ منه النهار فإذا هم مظلمون» مي فرمايند: «يعنى قُبِض محمّد و ظَهَرت الظُّلمة فلم يبصروا فضلَ أهل بيته» (تفسير نورالثقلين. ج٤. ص ٣٨٤).

  

وی اضافه کرد: دوم این که از لیل به امامانى تاويل شده است كه اشراقات نور امامتشان از جور ائمّه‌ ضلال و بواسطه‌ خوف از مخالفین در پرده‌ خفا باقی مانده است. امام صادق علیه السلام در تفسیر «و لیال عشر» می فرمایند: مراد ائمه‌اند از (امام) حسن (بن علی) تا (امام) حسن (العسکری) علیهم السلام: «عن أبى عبدالله عليه السلام قال: قوله عزوجل: «والفجر» الفجر هو القائم. «و ليال عشر»: الائمة من الحسن الى الحسن. «والشفع»: أميرالمؤمنين و فاطمة عليهماالسلام «و الوتر»: هوالله وحده لاشريك له. «والليل اذا يسر»: هى دولة حبتر فهى تسرى الى دولة القائم عليه السلام.» (البرهان فى تفسيرالقرآن. ج٥. ص ٦٥٠. گرچه در احادیث دیگری «شفع» به پیامبر و علی علیهماالسلام و «وتر» به خداوند متعال و در برخی دیگر «شفع» به حسنین و «وتر» به امیرالمومنین علیهم السلام تاویل شده است).

   

استاد موسوی حجازی اظهار داشت: سوم این که از لیل به وجود مقدس فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام تاویل شده است مثل آیه‌ کریمه‌ «إنّا انزلناه فی لیلة مباركة» اما در تاویل «لیل» به وجود مقدس آن مخدّره، نکاتی نهفته است که برخی از آن نکات بدین شرح است: اول این که چنان که لیل نسبت به نهار، مخفی و مستور است، هم چنین آن مخدره در مقام ستر و عفاف مثل لیل مستور و مختفی بود، دوم این که چنانچه لیل ظرف برای اختفاء و پنهان سازی جواهر عالیه است، وجود نازنین آن مخدره نسبت به جواهرِ حِکَم و معارف و نفائس طرق اهتداء خلایق به خالق، مثل لیل بود که آن حِکَم و معارف در وجود مقدس ایشان به واسطه‌ جور و ستم ناکسان مستور و مخفی ماند. آری اگر ظلم منافقان و ظالمانی که درب خانه‌ علم امیرالمومنین و فاطمه‌ زهرا سلام الله علیهما را بستند نبود، حکمتها و معارف از زبان گهربار و کلمات درر بار و چشمه‌ جوشان آن بزرگواران جاری می گشت و تشنگان معرفت را سیراب می کرد.

 

وی افزود: سوم این که چنان چه لیل بالاخره به طلوع فجر منتهی می شود هم چنین وجود این مخدره هم بالاخره به طلوع فجر حقیقی که وجود حجّت بن الحسن عجل الله فرجه است، منتهی می شود چنان که ستارگان ثواقب _ که هدایت کننده‌ گم گشتگان هستند _ در شب خودنمایی می کنند و هدایت آنان وابسته به وجود شب است همچنین کواکب ثواقب آسمان ولایت و امامت که هدایت کننده‌ مردم به صراط مستقیم‌ هستند در وجود فاطمه‌ اطهر و وابسته به آن مخدره است کما اینکه در حدیثی که در ابتدای سخن نقل شد فرمود: «...یخرج منها خیر کثیر فرجل حکیم و رجل حکیم...».

 

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: در خصوص مبارکه بودن آن مخدره نیز به این دو حدیث بسنده می کنیم: در حديث اول كه در خصوص اوصاف رسول مكرّم اسلام صلی الله علیه و آله وارد شده اين چنین آمده است که: «...إنّما نسلُهُ مِن مبارکة لها بيت فى الجنة...». ( بحار ج۱۶. ص ۱۴۵)  در روایت دوم، زنانی که در هنگام تولد حضرت زهرا علیها السلام از بهشت آمده بودند به حضرت خدیجه سلام الله علیها گفتند: «...خُذیها یا خدیجة طاهِرةً مُطَهّرةً زكيةً ميمونةً بورك فيها و فى نسلها...» (بحار ج٤٣. ص ٣ و امالى صدوق مجلس ٨٧. حديث١ )./20/22/260

 

د, 11/30/1396 - 10:42

دیدگاه جدیدی بگذارید