استاد رحمانی سبزواری مطرح کرد؛

علل حوادث غمبار بعد از رحلت پیامبر اکرم

حادثه غمبار دوم غصب فدک بود که تنها مایملک حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها بود و حادثه سوم که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رخ داد این بود که مردم را از در خانه اهل بیت علیهم السلام کنار زدند و دیگر این که خانه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را آتش زدند اما این کارها به همین سادگی نبود هر یک از این سه حادثه از پیش برنامه ریزی شده بود و با آن برنامه ها بود که توانستند مردم را نسبت به این مطالب اقناع کنند.

 

استاد علی رحمانی سبزواری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: کلماتی را پیرامون شخصیت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیان می دارم که این کلمات باید در تاریخ مورد توجه قرار گیرد من برای ورود به مساله باید مقدمه ای را بیان کنم و آن مقدمه این است که بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سه حادثه غم بار تحقق یافت، یکی غصب خلافت بود که عده ای در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و با یک برنامه از پیش حساب شده خلافت را از اهلش گرفتند و به دست کسی سپردند که اهلیت این منصب را نداشت.

 

وی افزود: حادثه غمبار دوم غصب فدک بود که تنها مایملک حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها بود و حادثه سوم که بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رخ داد این بود که مردم را از در خانه اهل بیت علیهم السلام کنار زدند و دیگر این که خانه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را آتش زدند اما این کارها به همین سادگی نبود هر یک از این سه حادثه از پیش برنامه ریزی شده بود و با آن برنامه ها بود که توانستند مردم را نسبت به این مطالب اقناع کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: من اشاره مختصری به این برنامه ها می کنم تا ذهن شما متوجه تاریخ شود در مورد غصب خلافت آنها کسانی نبودند که غدیر و خلافت را فراموش کرده باشند ولی همه وصایای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اقوال و رفتار آن حضرت را کنار گذاشتند یعنی همان ها که بایستی به سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عمل می کردند سنت یعنی قول و فعل و تقریر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این مطالب را کنار گذاشتند و به برنامه ای به نام رای مردم و اجماع دست زدند و این مساله را معیار قرار دادند یعنی این سخن بسیار سخیف که رای مردم مشروعیت بخش به کار آنها است را در مقابل حرف خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار دادند و آن را با رای مردم کنار زدند این بنیاد خطرناک در آن زمان ریخته شده و به بهانه رای مردم وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و قول و فعل ایشان را به بوته فراموشی سپردند یعنی اگر خلافت را غصب کردند به این بهانه بود.

 

وی اضافه کرد: آنها فدک را هم غصب کردند و از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفتند با وجود این که این عمل پیامدهای بسیاری داشت که خطبه آتشین حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد النبی از جمله آن پیامدها است که این خطبه برای همه تاریخ می تواند درس عبرت و زندگی باشد این کار پیامد های ناگوار دیگری هم داشت که تاریخ باید آنها را تحلیل کند اما مساله غصب فدک و مصادره کردن اموال حضرت زهرا سلام الله علیها به همین آسانی نبود این افراد بسیار فکر شده و حساب شده این کارها را کردند.

 

استاد رحمانی سبزواری اظهار داشت: آنها برای غصب فدک حدیث دروغینی را جعل کردند و به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «نحن معاشر الانبیا لا نورث» ما پیامبران چیزی را به ارث نمی گذاریم در حالی که این حدیث را هیچ کس تایید نکرد و به روشنی در تناقض با آیات قرآن کریم قرار دارد در عین حال یک عده به این حدیث متمسک شدند و عده دیگری از ترس ساکت شدند و این بهانه ای شد که بتوانند اموال حضرت زهرا سلام الله علیها را مصادره کنند و ثروتی که از بیت اهل بیت علیهم السلام برای دیگران مصرف می شد را در اختیار خودشان قرار دهند.

 

وی خاطرنشان کرد: اگر حقیقتا این حدیث از جانب پیامبر صادر شده بود جای بحث نبود اما آیات ارث و انفاقی که در قرآن کریم وجود دارد این مطلب را تایید نمی کند پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم یا این زمین را به حضرت زهرا سلام الله علیها هبه کرده بودند و یا این که برای آن حضرت به معنای واقعی کلمه به ارث گذاشته بودند این که فدک در زمان حیات پیامبر به حضرت زهرا سلام الله علیها داده شده بوده است را آنها قبول داشتند اما آنها به بهانه این حدیث دروغین فدک را از حضرت زهرا سلام الله علیها گرفتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مساله سوم در این رابطه بود که آنها اهل بیت علیهم السلام را تنها گذاشتند و به غربت سپردند و مردم را از در خانه اهل بیت علیهم السلام راندند و این عمل آنها به این بهانه بود که «حسبنا کتاب الله» قرآن ما را بس است در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بارها توصیه کرده بودند «إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» که نشان می دهد باید دنباله رو عترت اهل بیت علیهم السلام و آیات مبین قرآن کریم باشیم با توجه به این حدیث شریف کتاب الهی نمی تواند به عنوان منبعی قلمداد شود که هر کس هر چیزی را از آن فهمید به خدا نسبت دهد؛ قرآن ناسخ و منسوخ و اطلاق و تقیید دارد، عام و خاص دارد به هر حال ظاهر و اظهر دارد بنابراین بایستی قرآن مفسر داشته باشد و مفسر و مبین قرآن عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند اما آنها آمدند و با شعار «حسبنا کتاب الله» در خانه عترت را بستند و مردم را از آنها بازداشتند و در نتیجه در فهم کتاب خدا به مشکلاتی دچار شدند و آراء و برداشت های گوناگونی در این رابطه به وجود آمد.

 

وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: با این عمل در حقیقت فهم کتاب خدا به شورشی در افکار تبدیل شد و کتاب خدا را به این شکل از تفسیر اصلیش بیرون راندند و تحریفی در مفاهیم قرآن و در فهم آیات و برداشت های غلط رخ داد بالاخره این مساله اصلاح هم نشد و ماند و تاریخ ضربه بزرگی از کناره گیری از در خانه عترت علیهم السلام بر خود دید. امیدوار هستیم که با ظهور حضرت حجت و رجعت اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین این راه حقیقی به سوی اسلام گشوده شود و عترت مبیّن قرآن شوند و آن چه که خداوند در قرآن آورده است توسط عترت روشن گردد./20/21/260

 

د, 11/30/1396 - 23:54

دیدگاه جدیدی بگذارید