استاد مسجد جامعی:

حضرت زهرای اطهر حلقه اتصال نبوت و امامت و محور چرخ نبوت و ولایت هستند

در این هنگام حضرت فاطمه علیها سلام به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اینک برای تو وصیت هایی دارم اولا پس از من با «امامه» دختر خواهرم ازدواج کن زیرا که او فرزندان من را دوست دارد و از نظر چهره نیز شباهت زیادی به من دارد و مرد نیز ناگزیر به داشتن همسر است ثانیا برای من تابوتی بساز به گونه ای که فرشتگان صورت آن را برای من نشان دادند، از تو می خواهم برای من تابوتی بسازی که حجم بدنم قابل تشخیص نباشد و چگونگی آن را اسماء بنت عمیس در حبشه دیده و به من آموخته است.

 

استاد مهدی مسجد جامعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: «اللهم صل و سلم و زد و بارك على السيدة الجميلة الجليلة المعصومة المظلومة الكريمة النبيلة المكروبة العليلة ذات الأحزان الطويلة في المدة القليلة الرضية الحليمة العفيفة السليمة المجهولة قدرا و المخفية قبرا المدفونة سرا و المغصوبة جهرا سيدة النساء الإنسية الحوراء أم الأئمة النقباء النجباء بنت خير الأنبياء الطاهرة المطهرة البتول العذراء فاطمة التقية النقية الزهراء عليها السلام الصلاة و السلام عليك و على ذريتك يا فاطمة الزهراء يا بنت محمد رسول الله أيتها البتول يا قرة عين الرسول يا بضعة النبي يا أم السبطين يا حجة الله على خلقه يا سيدتنا و مولاتنا إنا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك إلى الله و قدمناك بين يدي حاجاتنا في الدنيا و الآخرة يا وجيهة عند الله اشفعي لنا عند الله»، بحقک و بحق بعلک و بحق ذریتک الطاهرین.»

 

وی افزود: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «إنما سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها و فطم محبیها من النار» عیون اخبار الرضا جلد دوم صفحه 46 همانا دخترم فاطمه نامیده شده است زیرا خداوند متعال او و هر کس که او را دوست دارد از جهنم جدا می کند حضرت صدیقه علیها السلام در مهبط وحی و نزول قرآن و محیط ولایت و امامت رشد یافتند و چون ذاتشان قابل این تربیت بود به زودی توانستند موصوف به صفات کمال و جمال و جلال نبوت و امامت گردند ایشان در خانه پدری چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تربیت شدند و علوم و معارف آسمانی را آموختند و فضایل و مناقب نفسانی و خصایص ذاتی ایشان در خانه شوهر بروز کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها حلقه اتصال نبوت و امامت هستند، حضرت زهرای اطهر محور چرخ نبوت و ولایت است و از این بابت است که خداوند متعال خاندان وحی را بر محور شخصیت ایشان استوار نموده است و فرموده است: «هم اهل بیت النبوة و معدن الرسالة هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها».

 

وی اضافه کرد: نام آن حضرت فاطمه علیها سلام و القاب آن حضرت زهرا، زهره، طاهره، راضیه، مرضیه، انسیه، حوریه، محدَثه و محدِثه است، کنیه آن حضرت ام حسنین، ام ابیها، ام الائمة است پدر آن حضرت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم هستند و مادر آن حضرت حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها هستند، زمان و محل تولد آن حضرت سحرگاه جمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه مکرمه است، نام همسر آن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است، زمان ازدواج آن حضرت اول ذی الحجة سال دوم هجری است، نام فرزندان آن حضرت امام حسن و امام حسین علیه السلام و زینب کبری علیها السلام و ام کلثوم و محسن است زمان و محل شهادت ایشان ما بین نماز و مغرب و عشا در 15 یا 13 جمادی الاول یا سوم جمادی الثانی سال یازده هجری قمری در مدینه منوره است عمر آن حضرت هجده سال بوده است، مرقد مطهر حضرت فاطمه سلام الله علیها بنابر وصیت آن حضرت نامعلوم می باشد.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از گذشت چهار بهار از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمدند در این زمان جبرئیل امین به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید و از سوی خداوند به ایشان پیغام داده شد: مامور هستی چهل شبانه روز از حضرت خدیجه سلام الله علیها دوری کنی و به عبادت و تهجد بپردازی.

 

وی اضافه کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم طبق فرمان خداوند خانه خدیجه سلام الله علیها را ترک گفتند و چهل شب را تا به صبح به عبادت و راز و نیاز با خداوند گذراندند و روزها را روزه گرفتند آن حضرت برای این که خدیجه علیها السلام نگران نشوند پیامی توسط عمار یاسر برای آن حضرت فرستادند و فرمودند: ای خدیجه دوری و جدایی من از تو به فرمان الهی است و خداوند به مصالح بندگانش آگاه تر است، ای خدیجه آرام باش، شب ها در خانه را محکم کن و آسوده خیال باش و همان گونه که من منتظر فرمان الهی هستم تو نیز در انتظار فرمان خداوند عالم باش هر چند این پیغام اندکی خاطر خدیجه را آرام ساخت ولی با این وجود همچنان از تنهایی و فراق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اندوهناک بود و می گریست.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: کم کم روزهای فراق به پایان می رسید تا این که ناگاه جبرئیل امین به هنگام افطار از طرف خداوند بر رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرود آمد و فرمود: ای محمد خداوند به تو درود می فرستد و تو را امر می کند تا از تحفه و هدیه او برخوردار شوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آن هدیه الهی چیست؟ جبرئیل اظهار بی اطلاعی کرد در این حال میکائیل فرود آمد و طبقی مقابل آن حضرت گذاشت، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روی طبق را کنار زد و در آن خوشه ای خرما و خوشه ای انگور یافت.

 

وی خاطرنشان کرد: جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: خداوند می فرماید: امشب با این غذای بهشتی افطار کن، پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم با غذای بهشتی افطار نمود آن گاه وضو گرفت و برای نماز برخواست جبرئیل فرمود اکنون نماز بر تو حرام است برخیز و کنار همسرت خدیجه برو زیرا خداوند اراده نموده است که در امشب از صلب تو فرزندی طیب و طاهر بیافریند، پیامبر برخواستند و به خانه خدیجه رفتند بعد از ورود به خانه دو رکعت نماز به جا آوردند و به سوی بستر رفتند، حضرت خدیجه سلام الله علیها گوید: سوگند به خدا پیامبر از من دور نشد تا آن که نور فاطمه علیها السلام را در رحم خود یافتم و سنگینی حمل را احساس نمودم بحار الانوار جلد 16 صفحه 78 تا صفحه 80

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: ازدواج حضرت خدیجه علیها السلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم موجب شد تا زنان مکه جملگی از ایشان رویگردان شوند و به ایشان اعتنا نکنند لیکن آن بانوی والا مقام از سرزنش سرزنش گران نهراسید و به حمایت خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و دین او ادامه داد هنگامی که ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نزدیک شد خدیجه کبری از زنان قریش کمک خواست ولی آنان به سبب کینه و عداوتی که با اسلام داشتند پیام دادند که ما هرگز تو را یاری نخواهیم کرد.

وی تاکید کرد: حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها گوید: هنگامی که به فاطمه باردار شدم و کسی را کنار خودم ندیدم بسیار غمگین و اندوهناک شدم ناگاه چهار زن که از کثرت زیبایی و نورانیت قابل وصف نبودند بر من داخل شدند و یکی از آنها گفت: ای خدیجه غمگین نباش ما از جانب خداوند به سوی تو آمدیم ما خواهران تو هستیم من ساره همسر ابراهیم خلیل علیه السلام هستم، این آسیه و آن دیگری مریم علیه السلام و چهارمی کلثوم خواهر حضرت موسی علیه السلام است، خداوند ما را برای کمک به جانب تو فرستاده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این چهار زن برگزیده در چهار جانب خدیجه علیه السلام نشستند و در این هنگام حضرت زهرا سلام الله علیها چشم به جهان گشودند در حالی که به طور کامل پاک و منزه بودند نخستین سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها در آغازین روز ولادت چنین بود: «أشهد أن لا إله إلا الله و اشهد أن أبی رسول الله و أن بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط» گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و پدرم رسول خدا و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم سرور نوه های پیامبر هستند بحارالانوار جلد 43 صفحه 3.

 

وی افزود: روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم به خانه دخترشان فاطمه سلام الله علیها رفتند و جویای احوال آنها شدند، حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: علاوه بر این که بیمار هستم غذایی هم برای خوردن در خانه نداریم، رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آیا همین که سرور زنان دو عالم باشی تو را راضی نمی کند، فاطمه علیها السلام فرمود: ای پدر پس حضرت مریم چه می شود؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مریم سرور و بزرگ زنان زمان خود بوده است اما تو بزرگ زنان دو عالم از اولین و آخرین ایشان هستی و به خدا سوگند همسر تو بزرگ و سرور دنیا و آخرت است، «إن قيل حـوّاء قــلت فاطم فخرها أو قيل مريم قلت فاطم أفضل أفـــــهل لـــــحوّا والــــــد كمـــــحــــمد؟ أم هــــــل لمــــــريم مــــثل فاطم أشبُل كــــلٌّ لهــــــا حـــــين الـــولادة حــــالة منها عــــــــقول ذوي البصــــائر تذهل هــــــذي لنخــــــلتها التــجت فتساقطت رطباً جـــــــنــــــياً فــــــهي مـــنه تأكل وضعــــت بعيـــسى وهـي غير مروعة أنّي وحـــــــارســـــــها ...»، مناقب ابن شهر آشوب جلد 3 صفحه 370 و 371.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: شب جمعه مادرم را دیدم که از بستر برخواست و به نماز ایستاد و همچنان به رکوع و سجود و عبادت پروردگار ادامه داد تا آن که سپیده سحر دمید به دعاهای او گوش کردم نام مردان و زنان با ایمانی را به زبان می آورد و برای مومنین بسیار دعا می کرد ولی یک بار هم برای خود دعا نکرد پس عرض کردم: مادرم چرا برای خودت دعا نمی کنی آن گونه که برای دیگران دعا فرمودی؟ فرمود: «یا بنیّ الجار ثم الدار» پسرم اول همسایه و بعد صاحب خانه بحار الانوار جلد 43 صفحه 82 و وسایل الشیعه جلد 4 حدیث 1151.

 

وی اضافه کرد: از حسن بصری نقل شده است که گفت: در امت اسلام هیچ کس عابدتر از فاطمه علیها السلام نبود او آن قدر به عبادت می ایستاد که پاهایش ورم می کرد بحار الانوار جلد 43 صفحه 83. کوتاه سخن آن که روایت شده است: هنگام عبادت نور حضرت زهرا سلام الله علیها برای اهل آسمان می درخشید همان گونه که ستارگان آسمان برای اهل زمین می درخشند بیت الاحزان مرحوم محدث قمی صفحه 42.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در مورد حجاب حضرت فاطمه علیها السلام، امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: شخصی که نابینا بود از حضرت فاطمه علیها السلام اجازه خواست تا به حضور آن حضرت رسد آن حضرت اجازه داد اما در طول ملاقات آن حضرت با حجاب کامل ظاهر شدند، پیامبر فرمودند: دخترم چرا حجاب در بر نمودی در حالی که او تو را نمی بیند، حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند آری او مرا نمی بیند اما من او را می بینم و او بوی مرا حس می کند در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: شهادت می دهم که تو پاره ای از وجود من هستی بحار الانوار جلد 43 صفحه 84.

 

وی افزود: هرگاه رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم قصد مسافرت می کردند آخرین کسی که با او وداع می کردند حضرت زهرا سلام الله علیها بودند و چون از سفری باز می گشتند نخست به دیدار آن حضرت می رفتند و مدتی طولانی نزد ایشان توقف می کردند، در یکی از سفرهایی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مدینه خارج شده بودند حضرت زهرا علیها السلام دو خلخال از نقره، یک گردنبند، یک گوشواره و پرده ای خریداری نمودند تا در بازگشت پدر از سفر منزل تنوع داشته باشد، هنگامی که پیامبر از مسافرت بازگشتند مثل همیشه نخست به منزل حضرت زهرا سلام الله علیها رفتند ولی هنوز مدت زیادی سپری نشده بود که از جا برخواستند و هنگامی که آثار ناراحتی در چهره ایشان مشهود بود از منزل خارج گشتند و در همان حال به مسجد رفتند و در کنار منبر نشستند.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: حضرت زهرا علیها السالم به زیرکی دریافتند که ناراحتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سبب مشاهده زیور آلات و آن پرده بوده است لذا به سرعت آنها را جمع آوری نمودند و به حضور پدر خویش فرستادند و پیغام فرستادند که آنها را در راه خدا مصرف کنند چون رسول خدا صلی الله علیهو آله و سلم این عمل فرزندشان را مشاهده کردند بسیار مسرور شدند و سه مرتبه فرمودند: «فداها ابوها» و فرمودند: دنیا در نزد محمد و آل محمد ارزشی ندارد چرا که اگر دنیا به اندازه بال پشه ای ارزش داشت خداوند ذره ای از آن را نصیب کافر نمی کرد بعد از این سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برخواستند و نزد دخترشان حضرت زهرا سلام الله علیها رفتند، بحار الانوار جلد 43 صفحه 86.

 

وی خاطرنشان کرد: نزدیک عید قربان یا عید فطر بود که بچه های مدینه لباس های رنگارنگ پوشیده بودند و با هر وسیله ای که بود خود را برای آن روز آراسته می نمودند و توجه مردم را به خود جلب می کردند، امام حسن و امام حسین علیهما السلام که در آن روز دوران کودکی خود را سپری می کردند از دیدن آن کودکان و لباس های تازه و زیورهایشان به سراغ مادر خود حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آمدند و بیان داشتند: مادر جان بچه های مدینه لباس های تازه پوشیدند بر ما نیز لباس های نو بپوشانید، حضرت زهرا سلام الله علیها برای این که دل کودکان معصومش را نشکند با توریه فرمودند: لباس های شما نزد خیاط است و هر وقت آماده شد آنها را خواهید پوشید.

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: شب عید فرا رسید اما از لباس های نو خبری نشد بار دیگر آن دو کودک معصوم درخواست خود را به مادرشان ابلاغ کردند، آن حضرت بار دیگر کودکان را به صبر و آرامش دعوت نمودند و آنان را به خواب دیدن وادار فرمودند: هنوز پاسی از شب نگذشته بود که در خانه امیرمومنان علی علیه السلام زده شد و حضرت زهرا علیها السلام جواب داد: کیستی؟ شخصی از پشت در پاسخ داد: من خیاط هستم و لباس ها را آورده ام.

 

وی خاطرنشان کرد: حضرت زهرا سلام الله علیها در را باز کردند و ناگهان مشاهده کردند که فردی بسته ای را تحویل داد و رفت چون آن را باز کردند دو عدد قبا، دو عدد پیراهن و دو عدد شلوار و دو جفت کفش و دو امامه بی نظیر یافتند پس فرزندانشان را بیدار کردند و فرمودند: برخیزید که خیاط لباس های نو را آورد و آنها را به اندام ایشان پوشانیدند در این میان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم از در وارد شدند و بچه های خود را آراسته و شادمان دیدند پس از دیدن آنها در این حالت بسیار مسرور گشتند و آنها را در بغل گرفتند و سر و صورتشان را غرق در بوسه نمودند آن گاه به دخترشان فرمودند: فاطمه جان خیاط را دیدی عرض کرد: بلی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آیا او را نشناختی فاطمه علیها السلام بیان داشت: نه، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: او خیاط نبود بلکه ملکی بود به نام رضوان او خادم بهشت است فاطمه علیها السلام عرضه داشت: پدر جان چگونه از این قضیه آگاه گشتی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: دخترم او پیش از آن که به آسمان ها بازگردد نزد من آمد و مرا از آمدن خود آگاه ساخت، اثبات الهداة مرحوم شیخ حر عاملی جلد دو صفحه 565.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: حضرت علی علیه السلام می فرماید من همواره در فکر ازدواج با فاطمه بودم ولی شرم می کردم که این مطلب را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در میان گذارم تا آن که عاقبت عزم خود را جزم کردم و به قصد خواستگاری از فاطمه علیها السلام نزد پیامبر رفتم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تا مرا دیدند لبخندی زدند و فرمودند: یا علی گویا قصد بیان مطلبی را داری اما از اظهار آن شرم می کنی، گفتم: ای رسول خدا من پسر عموی شما و در میان مردان تنها کسی هستم که به شما و دین اسلام ایمان آورده است و شما از مجاهدت هایی که برای پیشرفت اسلام داشته ام اطلاع کامل دارید حال نزد شما آمده ام تا تقاضا کنم مرا به همسری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مفتخر نمایید.

 

وی افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ای علی قبل از تو نیز مردان دیگری چنین خواسته ای داشته اند ولی هر گاه تقاضای آنها را با او در میان گذاشتم در چهره او علامت عدم رضایت را مشاهده می کردم حال نیز اندکی صبر کن تا نظر فاطمه را در این رابطه جویا شوم پس چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نزد فاطمه علیها السلام رفت ایشان برخواستند و قبا و کفش آن حضرت را گرفتند و برای ایشان آب آوردند تا وضو گیرند و پاهایشان را شستشو دهند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه را در مقابل خود نشاندند و فرمودند: فاطمه جان تو مراتب خویشی علی بن ابیطالب را با ما می شناسی و فضل و برتری او را بر دیگری می شناسی و چگونگی اسلام و ایمان او را نیک می دانی و نیز آگاهی که من از خدای خود خواسته ام که تو را برای بهترین و محبوب ترین بندگانش نزدیک کند هم اکنون او درباره ازدواج با تو گفتگویی با من داشت نظر تو درباره این موضوع چیست؟ حضرت زهرا علیها السلام چون این سخنان را شنیدند از حیا و خجالت سکوت کردند و از شرم سر به زیر انداختند در این حال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برخاستند در حالی که زیر لب زمزمه می کردند: «الله اکبر سکوتها رضاها» خدا بزرگ است همانا سکوت او نشانه رضایت او است.

 

وی اضافه کرد: در این حال جبرئیل امین بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرود آمدند و بیان داشتند: ای محمد خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید ما در آسمان ها نور را به نور تزویج کردیم تو نیز در زمین زهرا را به ازدواج علی در آور که همانا خداوند از این وصلت خوشنود است و آن دو نیز شایسته یکدیگر می باشند، کشف الغمه جلد یک صفحه 363.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: هنگامی که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ مثبت حضرت زهرا علیها السلام را دریافت کردند به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: آیا چیزی داری که به عنوان مهریه به او بدهی علی علیه السلام فرمود: جانم به فدایت تو خود وضعیت زندگی من را می دانی من بیش از یک شتر و یک اسب و یک شمشیر و یک زره ندارم هر کدام را بفرمایید می فروشم تا صرف عروسی نمایم پیامبر فرمود: یا علی به شتر نیاز داری تا به وسیله آن کار یا سفر کنی شمشیر و اسب نیز بر تو لازم است تا به وسیله آن به جهاد با دشمنان بپردازی بنابراین زره تو را به عنوان مهریه پذیرفتم حال برخیز تا به مسجد رویم و مراتب ازدواج تو و فاطمه را به اطلاع مردم رسانیم.

 

وی خاطرنشان کرد: به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بلال حبشی مهاجرین و انصار را در مسجد جمع کرد پس آن حضرت بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: ای مردم خداوند به من دستور داده است که فاطمه را به عقد و ازدواج علی در آورم و فاطمه نیز با این امر موافقت کرده است حال شما آگاه و شاهد باشید که من آن دو را به عقد یکدیگر در می آورم آن گاه از منبر فرود آمدند و به علی علیه السلام فرمودند: برخیز، در این هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حضور مردم با ایراد خطبه ای را به عقد ایشان در آوردند پس از مدتی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام به خانه بازگشتند پس آن حضرت فرمود: یا علی برو و زره را بفروش و پولش را نزد من بیاور تا وسایل عروسی شما را فراهم کنم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: علی علیه السلام زره را به چهارصد و هشتاد درهم نقره فروخت و پول ها را در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گذاشتند، آن حضرت مشتی از آن درهم ها را به بلال دادند و از او خواست برای فاطمه علیها السلام عطریات تهیه نماید و مشتی دیگر از پول ها را به ابابکر دادند و فرمودند: همراه با سلمان به بازار روید و برای حضرت زهرا علیها السلام وسایل جهاز و زندگی تهیه نمایید و آنها را تحویل ام سلمه دهید و باقی مانده پول را به یکی از خدمتکاران داد تا برای تامین سایر چیزها مانند ولیمه و غیره نگهداری کند.

 

وی اضافه کرد: صورت جهیزیه حضرت زهرا سلام الله علیها طبق نقل یکی از روایات به شرح زیر تهیه شده است: یک پیراهن، یک روسری، یک چادر مشکی، تخت خواب بافته شده از لیف خرما، رخت خواب دو عدد، متکا چهار عدد، پرده پشمی یک عدد، یک قطعه حصیر به عنوان فرش، آسیاب دستی، تشت مسی برای لباسشویی و کاسه سفالین یک عدد، مشک آب یک عدد، آفتابه یک عدد، فرش پوستین یک عدد، عبای سفید یک عدد، ظرف آبخوری یک عدد، هنگامی که این وسایل ساده و بی آلایش را به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آوردند اشک در چشمان حضرت حلقه زد و سر به آسمان بلند کردند و فرمودند: خدایا به قومی که بیشتر اساس خانه آنها از جنس سفال و گل است برکت ده اعیان الشیعه جلد یک صفحه 312.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: یک ماه از عقد فاطمه علیها السلام و علی علیه السلام می گذشت تا آن که ام ایمن خدمت کار دیرینه و با وفای خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد ایشان رفت و گفت: ای رسول خدا علی دوست دارد همسرش را به خانه برد و زندگی مشترک را با او آغاز کند، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چه شده است که خود علی این تقاضا را از من نمی کند، ام ایمن گفت: حیا و شرم او را مانع شده است.

 

وی افزود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه السلام را احضار کردند و نظر او را جویا شدند و علی علیه السلام نظر ام ایمن را تایید کردند پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دستور دادند تا فاطمه سلام الله علیها را آماده کنند زنان پیامبر و همراهان فاطمه علیها السلام ایشان را زینت کردند و لباس عروسی بر تن آن حضرت کردند و معطر نمودند، آن گاه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه السلام را احضار کرد و فرمودند: من دستور دارم تا گوسفندی را از برای ولیمه زفاف شما ذبح نمودند و تو فقط مقدار زیادی نان و روغن و خرما از برای پذیرایی مردم فراهم کن.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آستین های لباسشان را بالا زدند و غذایی که آن را «حیس» می نامیدند و بسیار مقوی و خوش خوراک بود تدارک کردند سپس فرمودند: اینک به مسجد برو و هر که را می خواهی برای صرف ولیمه عروسی دعوت نما، علی علیه السلام از این که فقط عده ای خاص را به عروسی دعوت کند شرم نمود لذا به درب مسجد آمد و با صدای بلند فرمود: «ایها الناس هلموا الی ضیافة» ای مردم بشتابید برای خوردن ولیمه عروسی حضرت زهرا سلام الله علیها، مسلمانان دسته دسته وارد خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدند و آن حضرت به دست مبارک خویش ظرف ها را پر از نان و خورش می کردند و مقداری نیز گوشت بر روی آن می گذاشتند و دستور می دادند که هر ظرفی را مقابل دو نفر گذارند.

 

وی اضافه کرد: هر کس غذا می خورد به فوریت از جا بر می خاست و از منزل خارج می شد تا جای برای دیگران باز شود از طرف دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ظرف هایی را از طعام پر کردند و برای زنان فرستادند تا زنان مسلمان نیز از ولیمه عروسی حضرت زهرا سلام الله علیها بهره مند شوند بدین ترتیب رسول خدا به دست اعجاز جمع بسیاری را با غذایی اندک سیر نمودند و ظرفی پر از طعام را برای ام سلمه فرستادند و فرمودند: این غذا اختصاص به حضرت زهرا و شوهرش علی دارد آن را در حجره آنها بگذار بعد از فراغت از ولیمه چون هنگام نماز بود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام با همکاری سایر مسلمانان به مسجد رفتند و نماز را به جای آوردند.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: پس از بازگشت از مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امیر المومنین علیه السلام را در کنار خود نشانیدند و دستور دادند تا فاطمه علیها السلام را بیاورند آن گاه دختر و دامادشان را بوسیدند و برای آنها دعا فرمودند و سپس دست حضرت زهرا علیها السلام را در دست علی علیه السلام گذاشتند و فرمودند: علی جان فاطمه پاره تن من است او امانت خدا و رسول خدا است پس با او مهربان باش، به فاطمه علیها السلام فرمودند: شوهر تو مردی شایسته است سخنان او را بپذیر و تسلیم خواسته های او باش سپس به آنها فرمودند: برخیزید و به خانه خودتان روید سپس رسول خدا حضرت زهرا علیه السلام را سوار شتر خود نمودند و مهار ناقه را به دوش سلمان افکندند و به عموی خود حمزه و عموزاده شان عقیل فرمودند: با شمشیر کشیده در عقب ناقه حرکت کنند و سایر جوانان بنی هاشم از پشت سر رجز می خواندند و به دنبال آنان حرکت می کردند و به دستور پیامبر فقط تکبیر می گفتند لیکن بعضی از همراهان پیامبر از شادی شعر می خواندند، بحارالانوار جلد 43 صفحه 96.

 

وی افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در عروسی حضرت زهرا سلام الله علیها لباسی زیبا و نو به عنوان لباس عروس به آن حضرت داده بودند هنگامی که فاطمه سلام الله علیها به خانه زفاف رفتند و بر سجاده عبادت خود نشسته بودند و با خدا مناجات می کردند ناگاه زن مستمندی به در خانه حضرت آمد و با صدای بلند گفت: مسکینی هستم که از خاندان نبوت یک پیراهن کهنه می خواهم، حضرت زهرا علیها السلام در این هنگام دو پیراهن داشت یکی کهنه و دیگری نو تصمیم گرفت که پیراهن کهنه را طبق تقاضای فقیر به او ده،د ناگاه به یاد این آیه شریفه افتاد: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر آن چه را که بیشتر دوست دارید انفاق کنید پس لباس زیبای عروسی را به فقیر داد فردای آن شب هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دخترشان را با لباس کهنه دیدند فرمودند: چرا لباس نو را بر تن نکردید؟

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت زهرا سلام الله علیها خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرضه داشتند: آن را به فقیر دادم پیامبر فرمود: اگر پیراهن نو را برای شوهرت می پوشیدی بهتر بود فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: این روش را از شما آموختم و به یاد آوردم هنگامی را که تمام اموال مادرم خدیجه را در راه خدا بخشیدید تا آن جا که فقیری که به در خانه آمد و تقاضای لباس کرد و در خانه لباسی نبود پس شما پیراهن خود را از تن بیرون آوردید و به او دادید تا مایوس بازنگردد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که بسیار تحت تاثیر محبت و خلوص دخترشان قرار گرفته بودند ایشان را به سینه شان چسبانیدند، وسایل الشیعه جلد 15 صفحه 6.

 

وی افزود: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از امیرالمومنین علیه السلام پرسیدند: زهرا را چگونه همسری یافتید در پاسخ عرضه داشتند: «نعم العون علی طاعة الله» او را در راه طاعت خداوند یاوری نیکو یافتم، نقل است که امام علی علیه السلام فرمودند: هر گاه به چهره حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کردم هر گونه غم و اندوه از من برطرف می شد، حضرت زهرا سلام الله علیها در حدود نه سالی که همسر امام علی علیه السلام بودند حتی یک بار تقاضایی که مربوط به امور دنیوی باشد نکردند، بحار الانوار جلد 43 صفحه 117.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه امیرالمومنین علیه السلام شدند و دیدند که علی و فاطمه علیهما السلام مشغول کار با آسیاب دستی و فراهم کردن مقدمات پختن نان هستند پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آنان پرسیدند: کدام یک از شما خسته تراست، علی علیه السلام پاسخ داد: فاطمه، در این حال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: برخیز دخترم پس فاطمه برخاست و پیامبر به جای وی نشستند و با علی علیه السلام مشغول کار شدند، صفحه 148 کتاب فضایل که مولف آن ابن شاذان است.

 

وی اضافه کرد: روایت شده است که امیر المومنین علیه السلام مقداری جو را از یک یهودی قرض گرفتند، یهودی گفت باید به ازاء آن متاعی را به عنوان رهن نزد من گذاری، علی علیه السلام به ناچار چادر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را که از پشم بود به او دادند، آن شخص چادر را گرفته و به خانه برد و در اتاقی گذاشت و چون شب شد زن او برای انجام کاری وارد اتاق شد و در کمال حیرت نوری را دید که اتاق را روشن کرده است فورا از اتاق خارج شد و جریان را به شوهرش اطلاع داد، مرد یهودی که فراموش کرده بود چادر فاطمه علیها السلام در آن اتاق است به سرعت وارد اتاق شد و دریافت که آن نور از چادر حضرت زهرا سلام الله علیها ساطع می شود، مرد یهودی و همسرش از خانه خارج شدند و هر یک به سوی اقوام خویش شتافتند و آنان را از معجزه ای که دیده بودند مطلع کردند و در اثر این واقعه حدود هشتاد نفر از یهودیان مسلمان شدند، کتاب الخرایج جلد دو صفحه 537.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: راجع به گردنبند حضرت زهرا سلام الله علیها هم که مشهور است که گردنبند حضرت گرسنه ای را سیر کرد برهنه ای را پوشاند فقیری را بی نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و در نهایت نیز به دست صاحب اصلیش حضرت زهرا سلام الله علیها بازگشت، یکی از همسایگان یهودی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه مجلس عروسی ای داشت او نزد آن حضرت آمد و گفت: ما یهودیان به شما حق همسایگی و دوستی داریم از شما تقاضا داریم تا فاطمه علیها السلام را به عروسی ما بفرستی تا موجب سرافرازی ما باشد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه همسر علی علیه السلام است و باید علی علیه السلام در این خصوص اجازه دهد، آنان چون این جواب را شنیدند از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواستند تا رضایت علی علیه السلام را در این باره جلب نمایند.

وی اضافه کرد: زنان ثروتمند یهودی برای شرکت در آن مجلس هر چه از جواهرات و لباس های فاخر داشتند در بر کرده بودند و گمان می کردند که فاطمه علیها السلام با همان لباس های معمولی ساده در عروسی حاضر خواهد شد و آنها می توانند آن حضرت را مورد توهین و تحقیر قرار دهند چون موعد عروسی فرا رسید جبرئیل امین فرود آمد و لباسی زیبا و زیورهایی بی مانند از بهشت برای حضرت هدیه آورد، هنگامی که حضرت زهرا سلام الله علیها آن لباس ها و زیور های بی نظیر را پوشیدند، ناگاه همه زنان از مشاهده آن همه زیبایی و رنگ و بوی خوش غرق در حیرت و تعجب شدند به طوری که در مقابل آن حضرت به خاک افتادند و بسیاری از آنان به سبب مشاهده آن شکوه و جلال آسمانی به دین اسلام گرویدند، بحار الانوار جلد 43 صفحه 30.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت:روزی زنی به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها آمد و عرض کرد: مادر ناتوانی دارم که درباره نماز مسائلی را نمی داند من را نزد شما فرستاده است تا آن سوالات را بپرسم، حضرت فرمودند: بپرس، او تمامی سوالات خود را پرسید و پاسخ کامل شنید لیکن از بسیاری سوال خود شرمنده شد و گفت: ای دختر رسول خدا بیش از این شما را زحمت نمی دهم فاطمه علیها السلام فرمود: هر آن چه را که نمی دانی بپرس و ابدا شرم نکن، آیا شخصی را می شناسی که در برابر صد هزار سکه طلا اجیر شود تا بار سنگینی را یک روزه بالای بامی برد و اظهار خستگی کند، او گفت: نه، فاطمه علیها السلام فرمود: من نیز در پیشگاه خدا اجیر شده ام تا در مقابل هر پاسخی که به تو می دهم پاداشی گیرم که اگر بین زمین تا عرش را پر از مروارید کنند و به من دهند باز ارزش آن پاداش بیشتر است از پدرم شنیدم که فرمود: علما در قیامت به اندازه علم و به قدر تلاشی که در راهنمایی مردم کرده اند پاداش داده می شوند، منیة المرید صفحه 33.

 

وی خاطرنشان کرد: یکی از اقدامات ابوبکر در راستای گردآوری زکات و سامان بخشیدن درآمدها تصرف منطقه اقتصادی فدک بود، انگیزه اصلی ابوبکر از تصرف فدک چه بود و او چه دلیلی از این کار داشت؟ آیا واقعا درگیری بر سر باغستان بود اینها بخشی از پرسش هایی است که هنوز در حافظه تاریخ به خوبی مانده است، در فرهنگ شیعه فدک نمادی از معنایی بزرگ است که هرگز در چارچوب آن قطعه زمین نمی گنجد و همین معنا رمزی است که درگیری را از مخاصمه سطحی و محدود به مبارزه سیاسی تبدیل می کند، منازعه فدک در واقع فریاد اعتراض یادگار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به انحراف پدید آمده در جهان اسلام است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: حضرت زهرا سلام الله علیها همراه زنان بنی هاشم به مسجد آمدند، ابوبکر با گروهی از مهاجران و انصار نشسته بودند در این هنگام آه سوزان و دردناک دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جمعیت را متاثر ساخت خدای را سپاس گفتند و به یگانگی او و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گواهی دادند همه را به حفظ قرآن که امانت بزرگ الهی است سفارش کردند پس از تبیین مشروح فلسفه و هدف احکام به قاطعیت و زحمات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در راه تقویت ایمان و هدایت و سعادت مردم اشاره کردند و نقش مهم علی علیه السلام را در دفاع از اسلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم را یادآور شدند و در انتقاد از بی وفایی مردم فرمودند: شما آن قدر صبر نکردید که بحران فروکش کند و اندکی از مصیبت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بگذرد و شتابان فتنه را دامن زدید و شعله های اخلال و فساد را افروختید احکام و سنن پیامبر را ترک کردید و به اهل بیت و خانواده ایشان ستم و خیانت روا داشتید.

 

وی تاکید کرد: سرور بانوان جهان درباره فدک چنین استدلال کرد: ای پسر ابو قحافه آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث بری اما من از پدرم ارث نبرم «لقد جئت شیئا فریّا» همانا سخن تازه و بی اساسی گفتی، آیا به عمد کتاب خدا را ترک کرده ای و احکام آسمانی اش را پشت سر می اندازی، خداوند فرموده است «و ورث سلیمان داوود» سلیمان از پدرش داوود ارث برد در داستان یحیی بن زکریا خداوند فرمود: «و هب لی من لدنک ولیا و یرثنی و یرث من آل یعقوب» خدایا فرزندی به من ده تا از آل یعقوب ارث برد و نیز فرمود: «إن ترک خیرا الوصیة للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین» اگر کسی اموالی از خود به جا گذاشت باید نسبت به پدر و مادر و اقوام نزدیکش وصیتی شایسته کند و این کار بر مومنین سزاوار است.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: آیا خداوند متعال در این آیه همه مردم را به طور عموم در نظر نگرفته است، آیا همه طبقات شامل این آیات نیستند آیا شما در تشخیص عموم و خصوص و دلالت آیات از پسر عمویم آگاه تر هستید، آگاه باشید گفتنی ها را گفتم، یقین دارم خواری شما را فراگرفته است و گفتن حقیقت با شما سودی ندارد ولی چه کنم که اندوه طغیان کرد و سینه ام تنگ شد و اتمام حجت کردم آری شما آن چه را که می خواستید به چنگ آوردید و به مرکب مراد سوار شدید و آن را رام خویش ساختید ولی ننگ حق کشی برای شما باقی ماند و داغ آن چنان بر پیشانی شما نقش بست که تا پایان کار جهان محو نخواهد شد، در آخرت نیز آتش عذابی که بر دل ها اثر می کند آنها را می گدازد و گریبان گیر شما خواهد شد «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون».

 

وی افزود: ابن ابی الحدید می گوید: می دانستم که در مساله فدک مساله میراث یا صدقه مطرح نیست و به نظرم این امر تحت سیاست حاکم مربوط یعنی ابوبکر مشتبه جلوه داده می شد، ابن ابی الحدید این نکته را با ظرافت خاصی این گونه مطرح می کند: از مدرّس مدرسه غربی بغداد پرسیدم آیا فاطمه علیها السلام در مورد فدک راست می گفت، گفت: آری مطمئن باش، گفتم: اگر راست می گفت چرا فدک را به او برنگرداندند، استاد پاسخ داد: «لو اعطاه الیوم الفدک...» اگر آن روز فدک را به او می داد فردا خلافت شوهرش علی علیه السلام را ادعا می کرد و او نمی توانست سخن وی را بپذیرد چون قبول کرده بود که دختر پیامبر صلی الله علیه واله و سلم هر چه می گوید راست است شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 16 صفحه 284.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از روزها به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: دوست دارم اذان موذن پدرم بلال را بشنوم، بلال که به عنوان اعتراض و از روی ناراحتی به واسطه عمل غاصبان حکومت عهد کرده بود که هرگز اذان نگوید خواهش دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را پذیرفت پس بالای بلندی رفت و چون صدای الله اکبر او بلند شد فاطمه علیها السلام پدرشان و روزگار خوش با ایشان بودن را به یاد آوردند و به قدری دگرگون شدند که دیدگانشان پر از اشک گردید وقتی که بلال گفت: «اشهد ان محمدا رسول الله» فاطمه علیها السلام از شدت اندوه و غم آن چنان صیحه زدند که بیهوش بر زمین افتادند در این حال مردم به جانب بلال دویدند و گفتند: اذان را ادامه نده که فاطمه علیها لاسلام از دنیا رفت، بلال اذان را قطع کرد، طولی نکشید که حال فاطمه علیها السلام بهتر شد و از بلال خواست تا اذان را تمام کند ولی بلال نپذیرفت و گفت: ای بزرگترین زنان مرا معذور دار زیرا که اندوه و ناراحتی به شما رو می آورد پس حضرت زهرا علیها السلام عذر بلال را پذیرفت، بحار الانوار جلد 43 صفحه 156.

 

وی اضافه کرد: هنگامی که لحظه وفات حضرت فاطمه علیها السلام نزدیک شد، امیرمومنان علی علیه السلام را صدا کردند و خطاب به ایشان فرمودند: ای پسر عمو دل تمنای مرگ دارد و نگرانم که ساعتی کم یا بیش از تو جدا شوم، آیا در این مدتی که همسر تو بوده ام دروغ، خیانت یا مخالفتی از من دیده ای، امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: پناه بر خدا هرگز، تو خود داناتری به راه خدا و نیکوکار و پرهیزکارتر و گرامی تر از هر کسی در نزد خداوند هستی و من نیز از خدا در مخالفت تو بیمناک بودم، ای فاطمه دوری از تو برای من بسیار سخت و ناگوار است به خدا سوگند که هیچ تسلیتی جبران مصیبت تو را نمی کند و هیچ نعمتی آن را از یاد من نمی برد، در این حال امیرمومنان علیه السلام سر فاطمه سلام الله علیها را به سینه چسباندند و این دو بزرگوار مدتی بلند بلند گریستند.

 

استاد مسجد جامعی اظهار داشت: در این هنگام حضرت فاطمه علیها سلام به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: اینک برای تو وصیت هایی دارم اولا پس از من با «امامه» دختر خواهرم ازدواج کن زیرا که او فرزندان من را دوست دارد و از نظر چهره نیز شباهت زیادی به من دارد و مرد نیز ناگزیر به داشتن همسر است ثانیا برای من تابوتی بساز به گونه ای که فرشتگان صورت آن را برای من نشان دادند، از تو می خواهم برای من تابوتی بسازی که حجم بدنم قابل تشخیص نباشد و چگونگی آن را اسماء بنت عمیس در حبشه دیده و به من آموخته است.

 

وی افزود: ظاهرا در آن زمان بدن زن را روی تخته ای می گذاردند و پارچه ای بر روی آن می کشیدند فلذا برجستگی های بدن زن قابل تشخیص بود ثالثا راضی نیستم هیچ یک از این مردم که در حق من ظلم کردند و حق من را غصب نمودند برای تشییع جنازه ام حاضر شوند، علی جان من را شبانه و در تاریکی شب دفن کن و به خاک بسپار آن گاه که چشم مردم به خواب فرورفته باشد، بحار الانوار جلد 43 صفحه 217.

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: خدایا به حق محمد و آل محمد به همه ما ایمان کامل و عمل صالح عنایت فرما، خدایا خیر دنیا و آخرت را نصیب همه ما گردان و شر دنیا و آخرت را از همه ما دور فرما، امام زمان علیه السلام را از ما راضی و خشنود فرما و در فرج آن حضرت تعجیل فرما، خدایا خدمتگزاران به اسلام و مسلمین مراجع معظم تقلید و مقام معظم رهبری را موید و منصور بدار، خدایا این مملکت علوی و فاطمی را در پناه امام زمان علیه السلام از همه اشرار و بدی ها محفوظ دار عاقبت امر همه ما ختم به خیر فرما.  /20/40/260

 

س, 12/01/1396 - 11:29

دیدگاه جدیدی بگذارید