استاد محمدی خراسانی:

تهذیب و صیانت نفس اصلی اساسی است که از ویژگی های ارجاع عوام مردم به فقها است

اصل دوم اخلاق محوری در حوزه است. تهذیب حتما بر تعلیم و تعلم مقدم است. اگر هم مقدم نباشد دستکم ملازمه شرعی با این مساله دارد. در کنار یادگیری و یاد دادن، تهذیب و صیانت نفس اصلی اساسی است که از ویژگی های ارجاع عوام مردم به فقها است و بزرگی مثل شیخ اعظم با آن همه قداست و تقوا که محقق رشتی ایشان را تالی تلو مقام عصمت می داند، وقتی به این حدیث می رسد بیان می کنند: ما کاری به سند این حدیث نداریم متن آن چنان قویم است که آثار صدق و راستی از این حدیث آشکار است.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد علی محمدی خراسانی در اجلاسیه عمومی نشست دوره ای اساتید که امشب در مدرسه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی برگزار شد، بیان داشت: خداوند متعال در آیه 28 سوره مبارکه فاطر می فرماید: «انما یخشی الله من عباده العلماء». «خشیت» غیر از خوف است، خوف هم می تواند مقدس و هم رذیله ای از رذایل باشد اما خشیت همواره مقدس است. تعریف خشیت از زبان محقق طوسی خواجه نصیر الدین قدس سره القدوسی در اوصاف الاشراف چنین است: «الخشیة حالة تحصل بسبب الشعور بعظمة الحق و هیبته و بسبب الوقوف علی نقصان نفسه» اگر دو معرفت در آدمی تحقق پیدا کرد نتیجه آن چیزی جز خشیت نخواهد بود. اول معرفت به شعور و عظمت ذات باری تعالی که کمال و جمال مطلق است و دیگری آگاهی به نقصان ذاتمان که سراسر وجود ما کاستی و نقصان است و اساسا عالم امکان این گونه است «الممکن من شأنه أن یکون لیس» وقتی انسان این دو مطلب را فهمید «فیحصل الخوف» در ذات این انسان ترس مقدسی پیدا می شود «بسبب القصور عن اداء حق العبودیة» به سبب این که خود را از ادای حق عبودیت و اخلال به طاعت قاصر می بیند.

 

در حدیثی از امام صادق علیه السلام در مصباح الشریعه صفحه 20 آمده است: «و من حرم الخشیة لا یکون عالما» علم حقیقی که فقط یاد گرفتن اصطلاحات نیست کسی که از مقام خشیت محروم باشد به حقیقت عالم نیست «و ان شق الشعر فی متشابهات العلم» ولو این که صبح تا شب به موشکافی علمی بپردازد و مسائل متشابه و مجملات را از یکدیگر جدا کند مثل فخر رازی ها و تفسیر کبیر او که مصداق بارزی برای این مطلب است «دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت    یک موی ندانست و بسی موی شکافت    گرچه ز دلم هزار خورشید بتافت    آخر به کمال ذره ای راه نیافت».

 

خوب بود اعضای دبیرخانه نشست دوره ای اساتید تعداد نشست ها را هم ثبت می کردند که این اجلاسیه چندمین نشست است، به جهت این که نشان از کمال اهتمام و عنایت اساتید بزرگوار سطوح عالیه و دروس خارج حوزه به این جلسه و نشست متین و سنگین و وزین است. محورهای برای اصالت حوزه اصیل و ارزش مدار ذکر می کنم که بخشی از اصالت ها در این محوها آمده است و چالش های عمده ما حوزویان هم در همین محورها است، راهکار مبارزه با چالش ها هم بازگشت به همین اصالت ها است.

 

اصل اول: حوزه اصیل علم محور است. تعلم و تعلیم وظیفه ماهوی و اولی و ذاتی حوزه های علمیه است. با تمام وجود باید درس خواند و سپس در کرسی تدریس با تمام وجود باید تدریس کرد. ما بازنشستگی هم نداریم. دو سال پیش با تعدادی از اساتید بزرگوار خدمت مرجع عظیم الشأن آیت الله العظمی صافی گلپایگانی رسیدیم، ایشان در آستانه صد صالگی فرمود: «هم اکنون از اطراف و اکناف عالم 200 مساله رسیده است که باید بنشینم و آنها را جواب دهم.» بدیهی است که جواب این عالم علمی و اجتهادی است. آیا حوزه علمیه علی رغم همه تلاش هایی که انجام می دهد با تمام ظرفیت در مسیر تعلیم و تعلم قدم بر می دارد، این مطلب جای تأمل دارد؛ اگر چنین بود خیلی از فضاهای جدید هم به روی حوزه و حوزویان باز شده بود.

 

اصل دوم: اخلاق محوری در حوزه. تهذیب حتما بر تعلیم و تعلم مقدم است. اگر هم مقدم نباشد دست کم ملازمه شرعی با این مساله دارد. در کنار یادگیری و یاد دادن، تهذیب و صیانت نفس اصلی اساسی است که از ویژگی های ارجاع عوام مردم به فقها است و بزرگی مثل شیخ اعظم با آن همه قداست و تقوا که محقق رشتی ایشان را تالی تلو مقام عصمت می داند، وقتی به این حدیث می رسد بیان می کنند: ما کاری به سند این حدیث نداریم متن آن چنان قویم است که آثار صدق و راستی از این حدیث آشکار است.

 

اصل سوم: عمل مداری در حوزه. حوزه اصیل به آن چه می گوید پیش و بیش از دیگران عامل است. بزرگان، علما، سلف صالح و مراجع ما همواره چنین بوده اند و هستند.

 

اصل چهارم: تبلیغ مداری در حوزه. کرسی خطابه و منبر متعلق به شما است. شما باید منبرهای سنگین را اداره کنید چون آشنای به مبانی هستید. اگر شما وعظ و تبلیغ و منبر را کنار بگذارید افرادی می آیند و در مراکز حساس منبر می روند و خواب تعریف می کنند، داستان می گویند و شعر می خوانند تا جایی که حتی یک آیه هم در یک سخنرانی آنها مطرح نمی شود.

 

اصل پنجم: هجرت در حوزه علمیه. خاک پاک قم ما را در این جا زمین گیر نکند. از سنت های اصیل حوزه در گذشته هجرت بود. وقتی روحانیون به مراتب و مقاماتی می رسیدند به گوشه و کنار عالم هجرت می کردند. بنده امسال نزدیک به سه ماه در بالکان بودم. شیعیان مظلوم و طلبه های نجیب نیاز به این دارند که از نظر معارف دینی پشتیبانی شوند.

 

اصل ششم: مناعت طبع و عزت نفس و کرامتی است که یک روحانی و یک طلبه حوزه علمیه و شاگرد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باید داشته باشد و به هیچ قیمت حاضر نباشد عزت نفس خودش را با چیز دیگری معاوضه کند.

 

اصل هفتم: ساده زیستی روحانیون حوزه. ما نباید با دیگران مسابقه بگذاریم که ما هم زندگی آن چنانی داشته باشیم. 37 سال پیش آیت الله العظمی جوادی آملی در تدریس جلد 7 اسفار این حدیث نبوی که مرحوم صدر المتالهین از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده بود را بیان کردند: «أنا النذیر العریان» من آن انذار کننده ای هستم که دلبستگی به هیچ یک از این ظواهر دنیا و غیر خدا ندارم. ساده زیستی از اصول اساسی حوزه های ما است.

 

اصل هشتم: در حوزه اصیل کسی برای مرجع شدن درس نمی خواند بلکه برای این درس می خواند که دین را بشناسد و حافظ و نگهبان دین باشد. مرجعیت با اشاره سرانگشت صاحب حوزه مشخص می شود. ان شاء الله دروغ باشد که مائة رساله وجود داشته باشد.

 

اصل نهم: وحدت در حوزه علمیه. حوزه علمیه علی رغم این که باید مجموعه های متعددی را داشته باشد اما اگر این مجموعه ها به وحدت حوزه علمیه ضرر می زنند نباید باشند. نزدیک به پانزده سال پیش در جمعی مرحوم آیت الله اشتهاردی رحمة الله علیه جریانی را از آیت الله العظمی بروجردی نقل می کردند که اگر هم قلبا و واقعا وحدت نیست ولی تظاهر به وحدت داشته باشیم. جامعه تشیع و ایتام آل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از ما این انتظار را دارند. سرانجام تمام این مطالب که از علم و عمل و اخلاق و تبلیغ بیان شد باید برای خدا باشد تا به کار ما ارزش دهد./20/31/260

 

چ, 09/07/1397 - 23:34