لزوم حفظ شئون روحانیت در بیان استاد تبریزی

کسانی که مسئول هستند باید کاری کنند که این لباس حرمتش حفظ شود، از پدرم سوال کردم که پدر شما تاجر بود و خانواده مذهبی ای نداشتید چه شد که طلبه شدید؟ ایشان فرمود: «صورت نورانی طلاب تبریز من را به حوزه کشاند، من از خانه به مسجد می آمدم به خطیب که نگاه می کردم یاد خدا می افتادم.»

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد جعفر تبریزی در اجلاسیه عمومی نشست دوره ای اساتید که امشب در مدرسه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی برگزار شد، بیان داشت: در لحظات آخر مرحوم والدم می فرمود: «من از دنیا خسته شدم و بیش از این نمی توانم ادامه دهم، می خواهم داخل قبر استراحت کنم اما خدا را شکر می کنم که به من و دیگران توفیق داد طلابی را تربیت کردیم که بتوانند بعد از ما این راه را ادامه دهند.»

 

افتخار است برای من که در جمع شما حاضر شوم و کلماتی را ادا کنم. امیدوارم به عنوان یک شاگرد کوچک که با شما درد دل می کند به این مطالب گوش دهید تا راه چاره ای برای این مشکلات پیدا کنیم. وظیفه ما این است که مشکلات حوزه را بگوییم و ان شاء الله کسانی که توانایی این کار را دارند که بتوانند به طلاب خدمت کنند به این مطالب ترتیب اثر دهند.

 

دو مساله بسیار مهم وجود دارد. اولی در مورد اخلاقیات و دیگری در مورد معیشت طلاب است. عده ای از طلاب قربانی برخی از افعال کسانی هستند که لباس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به تن کردند. «حسنات الأبرار سیئات المقربین» من نمی خواهم بیان کنم که تمام کارهایی که برخی انجام می دهند خلاف شرع است اما گاهی اوقات برخی از افراد که لباس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را پوشیده اند کاری می کنند که مردم نسبت به طلاب بدبین می شوند لذا مسئولین محترم باید در این خصوص اقدام کنند.

 

برای این که عده ای از مردم از ما خوششان بیاید حق نداریم با لباس رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حرکتی کنیم که مردم بگویند ببینید دروغ می گویند، خودشان می گویند اما به آن عمل نمی کنند. مردم در مورد عمامه به سری که به شکل ترجیع آواز می خواند و در کنارش نی و گیتار می زنند یا در مورد آن روحانی که موزیک می گذارد و بیان می کند که من گوش می دهم و هیچ مانعی ندارد چه فکری می کنند؟

 

کسانی که مسئول هستند باید کاری کنند که این لباس حرمتش حفظ شود. از پدرم سوال کردم که پدر شما تاجر بود و خانواده مذهبی ای نداشتید چه شد که طلبه شدید؟ ایشان فرمود: «صورت نورانی طلاب تبریز من را به حوزه کشاند. من از خانه می آمدم بیرون به مسجد می آمدم به خطیب که نگاه می کردم یاد خدا می افتادم.» متاسفانه در حال حاضر کار به جایی رسیده است که خود من دیدم که طلبه مسنی در بازار حرکت می کرد و خانم جوانی پشت سر او فریاد می زد دزد دزد. چرا مسئولین محترم جلو افرادی که زی طلبگی را حفظ نمی کنند و کاری می کنند که تمام فضلا و طلاب زیر سوال روند را نمی گیرند.

 

دومین مسأله در مورد معیشت طلاب است. کسی که پایه هشت را می گذارند و امتحان شفاهی را می دهد شهریه اش 600 هزار تومان می شود. مسئولین محترمی که همیشه سخن از دشمن می گویید، احتمال نمی دهید دشمن عده ای از طلاب را به خاطر دنیا بفریبد؟ این طلبه وقتی می بیند که دخترش سرطان گرفته است و دارد از دستش می رود از چه کسی کمک بخواهد؟ دشمن از این مساله استفاده می کند لذا به هر طریق ممکن باید معیشت طلاب تضمین شود. در هر حال این طلبه ها هستند که می خواهند در اجتماع راه گذشتگان را ادامه دهند. درست است که عنایت امام زمان علیه السلام شامل حوزه بوده است اما آن زمان گذشت که طلبه ها با آن شدت و سختی زندگی می کردند.

 

مرحوم والد بنده می فرمود: «من از تبریز به قم آمدم و مدتی در فیضیه بودم خدا می داند که یک روز ما ناهار نداشتیم. من و هم حجره ایم داخل حجره نشسته بودیم در حجره را زدند در را باز کردم، دیدم یک نفر کت و شلوار پوشیده است. به ما گفت شما نماز وحشت می خوانید؟ ما مرده خود را آورده ایم که دفن کنیم اما کسی بلد نیست که برای ما نماز وحشت بخواند و مبلغی را به ما داد و ما آن روز را گذراندیم.» این مطالب درست است و وجود دارد ولی در هر حال باید کاری کرد که طلاب از جهت معیشت در امان بمانند.

 

حوزه باید الگوی در ولاء باشد در همین حوزه طلبه ای کتابی نوشت و منکر حضرت رقیه شد. پیش من آمد و گفت: «شنیده ام تو کتابی در مورد حضرت رقیه نوشته ای. رقیه ای که وجود ندارد چه چیزی در موردش نوشته ای». ما سال ها و قرون زیادی است که برای مردم دم از حضرت رقیه می زنیم اما عده ای از طلاب بدون این که معلوم شود هدفشان چیست و کارشان در حوزه چیست دست به اقداماتی می زنند که تمام تلاش علمای سلف را از بین ببرند، مسئولین محترم باید دقت کنند و جلوی این موارد را بگیرند.

 

آیت الله العظمی وحید خراسانی آیت الله العظمی صافی گلپایگانی اعلامیه نوشتند که عده ای در حوزه علمیه قم کلماتی را به کار می برند که این مطالب با شیعه سازگاری ندارد، فضلا و نور چشمی های حوزه هم امضا کردند و بیانیه دادند اما آن آقا هنوز ادامه می دهد. من یک جمله از آن فرد می گویم و از شما معذرت می خواهم، مردم همه آمالشان حوزه علمیه است و به حوزه علمیه نگاه می کنند حوزه جای این سخنان نیست. آن فرد صحبت های فراوانی کرده است اما یک جمله اش این بوده است: «کجا امیرالمومنین زاهد بوده است این شکمی که امیرالمومنین داشت از زهد ایشان است؟» جای چنین سخنی در حوزه علمیه قم است؟ باید مسئولین محترم در خصوص افرادی که نطق می کنند و مظلومیت اهل بیت علیهم السلام را زیر سوال می برند اقدام کنند.

 

مسئله دیگر در مورد بیمه طلاب است، گاهی اوقات با طلاب به گونه ای برخورد می شود که در شأن طلبه نیست. طلبه ای که می خواهد از بیمه تکمیلی استفاده کند باید ابتدا به بیمه مراجعه کند و معرفی نامه بگیرد سپس این معرفی نامه را به مرکز درمانی ارائه دهد و از آنها هم کاغذی بگیرد و دوباره با این کاغذ به بیمه تکمیلی مراجعه کند و آن را به بیمه تحویل دهد تا وجهی دریافت کند. آیا ممکن نیست چاره جویی شود و عزت طلبه مانند سایر ارگان ها حفظ شود؟ سیستمی راه اندازی شود که طلاب با استفاده از این سیستم به راحتی کارشان را انجام دهند. کسانی که این کار به دست آنها است و توانایی دارند باید عزت طلبه را حفظ کنند.

 

مسأله دیگر مشکلی است که روز به روز در حال زیاد شدن است، این مشکل مربوط به کسانی است که با مسأله عرفان طلاب را جذب می کنند. بابیت، بهاییت، شیخیه و احمد الحسن با شعار امام زمان علیه السلام جلو آمدند به جهت این که مردم به امام زمان علیه السلام علاقه دارند. عده ای با ادعای این که با آن حضرت ارتباط دارند طلاب را به سمت خودشان می کشند. مسئولین محترم باید توجه کنند که این طلبه جوان خام است باید او را ارشاد و راهنمایی کنند تا گرفتار چنین مسائلی نشود. من از پدرم پرسیدم آقا این ادعا چطوری است؟ ایشان فرمودند: «استاد من آیت الله خویی که هیچ درسی خالی از بیانات ایشان نیست، چنین ادعایی نکرده است.» حال چگونه است که این ادعا از جانب چنین افرادی مطرح می شود؟

 

مسأله دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد آفت غیر معممین است، کسانی که غیر معمم هستند اخیرا بالای منبر هم می روند و متأسفانه هیآت مذهبی آنها را برای سخنرانی دعوت می کنند. اگر واقعا این هیآت و مساجد ادعا می کنند که اگر طلبه بیاید توقع بیشتری دارد باید به این مطلب رسیدگی شود البته این ادعا است ما آن قدر طلبه مومن و متدین داریم که بالای منبر می روند و خطابه می خوانند و توقعی هم ندارند و امرشان را به خدا وامی گذارند، باید کسانی که متصدی امر طلاب هستند بیان کنند که غیر معمم حق ندارد که در مساجد و تکایا منبر برود. حوزه و مدیریت مدارس باید روحانیان مورد نیاز هیآت مذهبی تامین کند.

 

ما به امر الهی لبیک گفتیم «لیتفقهوا فی الدین»، چرا برخی از طلاب در اموری وارد می شوند که ما را متهم کنند. برخی از طلاب پول جمع می کنند به این جهت که به فلان منطقه کمک کنند و سپس با خود وسایلی را به این مناطق می برند، من نمی گویم که این امر اشتباه است و نباید بشود اما باید چارچوب داشته باشد چون مردم می گویند: «ببینید پول ها در دست آخوندها است، ببینید چه چیزی با خودش به این جا آورد!» مگر کشور هلال احمر و بودجه ندارد باید مسئولین محترم برای این کمک های خیریه چارچوبی قرار دهند. هر طلبه ای که ادعا کند من برای کمک به مردم پول جمع می کنم مردم هم به او اطمینان می کنند اما مردمی که به واسطه این طلبه امکانات به دستشان می رسد که نمی دانند این طلبه از کجا این امکانات را تهیه کرده است فلذا بیان می کنند که همه پول ها در دست طلاب است که این گونه امکانات را به دست ما می رساند. چرا ما کاری می کنیم که این سربازان امام زمان علیه السلام که مخلصند و به عشق آن حضرت درس می خوانند را زیر سوال ببریم.

 

مسأله دیگری که الان رواج پیدا کرده است و خصوصا برای طلابی است که در آپارتمان ها زندگی می کنند این است که عده ای از مردم از نظر معیشت در فشار هستند و ما را مقصر می دانند لذا با طلاب یا خانواده طلاب برخورد می کنند. یکی از شاگردان بنده یک سید بزرگوار است، خانمی در آپارتمان مسکونی این طلبه خانم او را کتک زده است و این طلبه شکایت کرده است اما سه ماه است که هیچ نتیجه ای نگرفته است. باید مسئولین محترم و عزیزانی که متصدی امر طلاب در شورای مدیریت یا جاهای دیگر هستند جایی را در نظر بگیرند که طلاب بتوانند درد دلشان را بگویند ما چوب افراد دیگر را می خوریم لا اقل هوای ما را داشته باشید کاری کنید که زن و بچه ما از این برخوردها در امان باشند.  

 

این امر مسلم است که امر طلاب در دست امام زمان علیه السلام است و آن حضرت دستگیر آنها است. والده ما می گفت: «پدر تو در نجف تب شدیدی گرفته بود ظهر از سرداب بالا آمد به من فرمود: می شود از همسایه ده دقیقه پنکه شان را امانت بگیری من دارم هلاک می شوم.» آقایان بزرگان با تحمل چنین سختی هایی این تراث را برای من و شما به یادگار گذاشته اند. آنها روزهای سختی را سپری کردند اما دین را حفظ کردند من و شما امانت دار این تراث هستیم و باید کاری کنیم که این امانت حفظ شود.

 

مسئولین باید در خصوص کسانی که مسائلی را مطرح می کنند که مسائل اعتقادی مردم را زیر سوال می برند و چهره آخوند را در اجتماع خراب می کنند، برخورد کنند. به آنها بگویند که شما چه کسی هستید و در این لباس چه کار می کنید و وظیفه شما چیست؟ چرا این کارها را می کنید؟ نباید آخوند با این لباس دوچرخه سواری کند تا مردم را به ورزش دعوت کند این وهن روحانیت است. امیدوارم خداوند متعال به همه ما توفیق دهد که کارهایمان مرضی امام زمان علیه السلام باشد./20/30/260

 

چ, 09/07/1397 - 23:11