درخت و درختکاری در آموزه های اسلامی از منظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

درختکاری در قرآن/ درخت، متاع و معيشت/ اهمیت و نقش جنگل ها و درخت در زندگی انسان/ درخت؛ کلید حیات انسان!/ درخت؛ نماد قدرت الهی/ درخت و تسبيح خداوند/ درخت و سجده در برابر خداوند/ کاشت درخت؛ در ردیف مقدس ترین کارها/ ثواب شگفت انگیز درختکاری !/ امام علی علیه السلام و درختکاری/ منع قطع درخت؛ توصیه پیامبر صلی الله علیه و آله به رزمندگان/ قطع درختان به هیچ وجه قابل توجیه نیست

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی، مطالعه اجمالى در جهان آفرينش، ما را از حقيقت روشنى به نام تكامل و پرورش موجودات جهان آگاه می سازد . [1] بدین نحو که هر موجودى از جماد و نبات و حيوان، با برنامه مخصوصى به سوى كمال مى شتابد و همه موجودات جهان به شيوه خاصّى به سوى كمال حركت مى نمايند و هر روز و هر سال از صورت هاى ناقص ترى به صورت كامل ترى در مى آيند.[2]

 

به عنوان نمونه يك درخت برومند روز نخست سلّولى بيش نبوده، سپس پس از طىّ مراحلى به صورت عظيم ترين درختان جهان در مى آيد و بعداً در پرتو اراده حكيمانه خداوند جهان از نازل ترين مرحله زندگى به آخرين مرحله كمال شايسته خود می رسد. تو گويى اين جهان عالى ترين مهد براى پرورش استعدادهاى نهفته در گياه و جاندار است تا هر موجودى به كمال شايسته خود برسد.[3]

 

از این رهگذر زيبايى هاى جهان طبيعت در آرامش روح و رفع خستگى و ايجاد قدرت و نيرو براى فعاليت حيات، غیر قابل انکار است؛[4] زيبائى هایی که اثر شگفت انگیز درختان است و با زيبائى خيره كننده خود روح انسان را نوازش مى دهد؛ قلب را آرام و در برابر فشارهاى شديد زندگى به انسان تسكين مى دهد، بی جهت نیست که هميشه انسان ها براى رفع خستگى و تجديد نيرو به آغوش طبيعت در ميان درختان و جنگل ها پناه مى برند.[5]

 

از سوی دیگر بیان این مقدمه نشان می دهد درختان و جنگل ها و آنچه خداوند براى زندگى و حيات بشر در جهان طبيعت آفريده هر كدام امانتى گران بها در دست انسان ها است، كه خيانت نسبت به آنها گناه بزرگى است.[6] لذا در آموزه های اسلامى بايدها و نبايدهاى فراوانى در زمينه مسائل مربوط به ضرورت صیانت از طبیعت وجود دارد، كه انسان را از امور زيانبار باز می دارد.[7]

 

شاهد اين سخن وجود آیات و روایات فراوان و كتب متعدد فقهی در تحريم بعضى از تصرف هاى زيانبار در طبيعت و ضرورت درختکاری است که در این نگاشته به أهم آن اشاره می شود.[8]

 

درختکاری در قرآن

در وهلۀ نخست و در بیان اصل درختکاری در قرآن می توان به این آیۀ شریفه اشاره کرد؛«أَفَرَأَیتُم ما تَحْرُثُونَ، ءَأَنتُم تَزرَعُونَهُ أَم نَحنُ الزّارِعُونَ[9]؛ آیا آنچه را می کارید، دیده اید؟ آیا شما آن را می رویانید یا رویاننده ماییم؟»، در دو آیه مذکور، سخن از زراعت و کشت و کار است، ولی از آن جا که درخت و کاشت و نگهداری آن نیز خود جزیی از زراعت به شمار می آید، می توان گفت «درختکاری» نیز مورد شمول این آیات شریفه و در واقع مصداق روشن آن هاست.[10]

 

درخت، متاع و معيشت

قرآن کریم، گاهی از درختان و گیاهان، به عنوان متاع[11] و گاهی به عنوان «معیشت»،[12] یعنی وسیله برآوردن نیازهای انسان یاد می کند و کرامت و شأن ویژه ای برایث درختان و گیاهان قائل است.[13]،[14]

 

اهمیت و نقش جنگل ها و درخت در زندگی انسان

«درختان و گیاهان» نقش حیاتی در زندگی انسان و سایر موجودات زنده ایفا می کنند؛ هم چنین خداوند متعال سرنوشت بشر را به گونه ای رقم زده که در دامن طبیعت رشد نمایند و بدان وابسته و نیازمند باشد. لذا جنگل و درخت در شریعت اسلام به ویژه قرآن کریم از جایگاهی ویژه برخوردارند و مورد بحث قرار گرفته است.[15]

 

به عنوان نمونه در قرآن کریم می خوانیم:« وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ او است كه باغ هاى معروش (باغ هايى كه درختانش روى داربست ها قرار مى گيرند) و باغهاى غير معروش (درختانى كه نياز به داربست ندارند) آفريد، و همچنين نخل و انواع زراعت را كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند و (نيز) درخت زيتون و انار را كه از جهتى با هم شبيه و از جهتى تفاوت دارند (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است در حالى كه طعم ميوه آنها فوق العاده متفاوت) از ميوه آن به هنگامى كه به ثمر مى نشيند بخوريد».[16]

 

و یا در فراز قرآنی دیگر به آفرينش كوه ها، و معادن و بركات زمين، و مواد غذايى اشاره شده و آمده است: «وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ[17]؛ او در زمين كوه هايى قرار داد و بركات و منافعى در آن آفريد، و مواد غذايى مختلف آن را مقدر فرمود، اينها همه در چهار روز بود»، به اين ترتيب خداوند نيازمندي هاى همه نيازمندان را از درختان و گیاهان پيش بينى كرده، و براى همه آنها، آنچه لازم بوده است آفريد.[18]

 

جالب اينكه در پايان اين آيه مى گويد: «سَواء لِلسّائِليْنَ»[19] ، اشاره به اين معنى كه اين مواد غذائى درست مساوى نياز نيازمندان و تقاضا كنندگان است؛ که تعبير به «سائلين» می تواند اشاره به همه انسان ها و حيوانات و گياهان باشد.[20]

 

تعبير «بارك فيها» نیز اشاره به معادن و منابع زير زمينى و روى زمينى و درختان و نهرها و منابع آب است كه مايه بركت و استفاده همه موجودات زنده زمين مى باشد.[21]

 

هم چنین خدواند در کلام آسمانی، هدف آفرينش درختان پر بار را چنين بيان مى كند:« لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ[22]؛غرض اين است كه از ميوه آن بخورند، در حالى كه دست آنها در ساختمان آن كمترين دخالتى نداشته، آيا شكر خدا را به جا نمى آورند»! [23]

 

آرى! ميوه هايى كه به صورت غذاى كامل بر شاخسار درختان ظاهر مى شود بى آنكه كمترين نيازى به پختن و يا تغييرات ديگر داشته باشد به مجرد چيدن از درخت قابل استفاده است، و اين نهايت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسان ها نشان مى دهد.[24]

 

جمله «ما عَمِلَتهُ أَيدِيهِم؛دست آنها در ايجاد آن دخالتى نداشته» اشاره لطيفى به اين نكته است كه ميوه ها غذاهايى از هر نظر آماده اند؛ غذاهايى كاملًا مطبوع كه بدون احتياج به پختن و طبخ كردن و اضافه نمودن ادويه و زوائد ديگر، قابل خوردن هستند. نه در اصل وجود آنها انسان دخالتى داشته، و نه در آماده كردن آنها براى خوردن؛ بلکه كار انسان فقط بذرافشانى و آبيارى درختان بوده است.[25]

 

حتى اين غذاى آماده و لذيذ به عنوان میوۀ درختان را می توان آن چنان بسته بندى كرد كه براى مدت زيادى قابل نگهدارى باشد، بى آنكه ارزش غذايى خود را از دست دهد، بر خلاف غذاهايى كه انسان از مواد طبيعى خداداد با دست خود مى سازد كه غالباً به سرعت فاسد مى شود! [26]

 

از سوی دیگر انسان ها نه تنها براى تغذيه از این مواهب جهان طبيعت بهره مى گيرند، بلكه لباس و مسكن و مركب آنها و در يك كلام: «همه نيازمندى هاى آنها» از اين طريق تأمين مى شود. [27]

 

در این زمینه در قرآن مجيد مى خوانیم: «أنا صببنا الماء صبا ثم شققنا الأرض شقا فأنبتنا فيها حبا و عنبا و قضبا و زيتونا و نخلا و حدائق غلبا و فاكهة و أبا متاعا لكم و؛ ما آب فراوانى از آسمان فرو ريختيم. سپس زمين را از هم شكافتيم، و در آن دانه هاى فراوان رويانديم، و انگور و سبزى بسيار، و زيتون و نخل فراوان، و باغ هاى پر درخت، و ميوه و چراگاه؛ تا وسيله اى براى بهره گيرى شما و چهارپايانتان باشد».[28]،[29]

 

اين كه بعضى از ميوه ها بالخصوص در این آیه ذكر شده مانند انگور و زيتون و خرما (به قرينه درخت نخل) به خاطر اهميت فوق العاده اى است كه از ميان ميوه ها دارند، و اما اين كه چرا «فاكهه» (ميوه) جداگانه از «حدائق» (باغ ها) ذكر شده، ممكن است به خاطر اين باشد كه باغ ها منافع ديگرى غير از ميوه نيز دارند، منظره زيبا، طراوت و هواى سالم و مانند آن.[30]

 

از اين گذشته برگ بعضى از درختان و ريشه و پوست بعضى ديگر، جزء مواد غذائى هستند (مانند چاى و دارچين و زنجبيل و امثال آن) به علاوه برگ هاى بسيارى از درختان خوراك مناسبى براى حيوانات است و مى دانيم آنچه در فراز فوق آمده، هم خوراك انسان را شامل مى شود، هم خوراك حيوان را، لذا خداوند در اين آيه مى افزايد: «متاعا لكم و لانعامكم؛تا وسيله اى براى بهره گيرى شما و چارپايانتان باشد»[31]،[32]

 

آرى! انسان نه تنها از گياهان و ميوه ها تغذيه مى كند و از الياف مختلف، لباس و فرش براى خود مى سازد؛ بلكه از چوب ها خانه مى سازد و از الياف، خيمه بر پا مى كند و از حيواناتى كه از گياهان تغذيه مى كنند فراورده هاى مختلفى براى انواع نيازمندى هاى زندگى خود تهيه مى بيند.[33]

 

بنابراین، از دیدگاه قرآن کریم، درختان و گیاهان، نعمت الهی بوده و در زندگی انسان و سایر جانداران نقش ارزشمند و حیاتی دارند.[34]

 

درخت؛ کلید حیات انسان!

درختان در طول عمر خود، مرتباً نور و حرارت خورشيد را مى مكند و در خود ذخيره مى كنند، و به هنگامى كه چوب هاى خشك را مى سوزانيم، آن نور و حرارتى كه ساليان دراز در خود ذخيره كرده اند در مدت كوتاهى بيرون مى دهند، و ما از آن بهره مى گيريم، يعنى انرژى هاى مرده در اين رستاخيز عظيم، جان مى گيرند و اظهار وجود مى كنند، بنابراين هر زمان آتش مى افروزيم، صحنه معاد را در برابر چشم خود مى بينيم![35] همانگونه که در کلام وحی می خوانیم: « الَّذى جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَاذا انْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ[36]؛ همان كسى كه براى شما از درخت سبز آتش آفريد و شما به وسيله آن آتش مى افروزيد»[37]

 

توضيح اين كه انسان و بسيارى از موجودات زنده به طور دائم از اكسيژن هوا استفاده كرده و آن را مى سوزانند؛ و اگر منبع جبران كننده اى وجود نداشت، در مدّتى نه چندان زياد تمام اكسيژن هاى جوّ زمين مصرف مى شد؛ و اين دسته از موجودات زنده بر اثر خفگى هلاك مى شدند؛ ولى خداوند حكيم جبران اين ضايعه را بر عهده گياهان گذارده است و از آنجا که آنها تنفسى برعكس تنفّس انسان دارند، گازهاى كربن را گرفته و تجزيه كرده و اكسيژن آن را پس مى دهند و به همين دليل هواى باغ ها و مزارع بسيار لذت بخش و نشاط آور است، و نيز به همين دليل امروز توصيه مى كنند كه هر شهرى بايد پارك هاى مشجّر داشته باشد و براى هريك نفر سهميه اى از نظر متر مربع از اين پارك ها در نظر گرفته اند و آنها را ريه شهر مى نامند.[38]

 

آری درختان جنگل ها منابع اصلى توليد اكسيژن و ادامه حيات بشر بر كره خاكى به شمار می آید؛[39] در این بین ساختمان برگ ها بسیار عجیب و شگفت انگیز است، اگر يك برگ را در مقابل آفتاب بگيريم رشته هاى بسيار نازكى كه در سرتاسر آن به شكل منظّمى گسترده شده و كار آن رساندن آب و غذا به تمام سلّول هاى برگ است توجّه ما را به خود جلب مى كند، در واقع هر برگ براى خود شهرى است و اين رشته ها لوله كشى منظّم آن شهر را از شاه لوله هاى بزرگ گرفته، تا كوچك ترين انشعابات، نشان مى دهد.[40]

 

برگ در عين نازكى داراى هفت طبقه است و هر طبقه اى ساختمان مخصوص و برنامه ويژه اى دارد كه انسان را در حيرت فرو مى برد! پوشش نازك روى برگ مانند پوست تن انسان است كه سوراخ هاى بساير ريزى دارد و هر سوراخ سلّول، نگهبانى دارد كه باز و بسته شدن آن را تنظيم مى كند![41]

 

برگ از اين سوراخ ها تنفّس مى كند؛ هوا را فرو مى برد، كربن را از آن جدا كرده، و كلروفيل گياهى را با آن مى سازد و در مقابل اكسيژن و مقدارى رطوبت را براى پاكسازى و تلطيف هوا به عنوان دو موهبت بزرگ به جهان انسانيت عرضه مى كند.[42]

 

درخت؛ نماد قدرت الهی

تأمل در خلقت، از ارتباط و هماهنگى خاصّ در بين تمام اجزا و موجودات عالَم هستى به ویژه طبیعت سرسبز حکایت دارد؛ به عنوان مثال براى آنكه دانه اى سر از خاك در آورد و به صورت درخت سرسبزى در آيد و سرانجام ميوه دهد، بايد آب، هوا، زمين و حرارت مناسب و مشخّصى داشته باشد و همچنين مى بايست مسائلى از قبيل: تنفّس، تغذيه، توليد مثل و تمام فعّاليّت هاى حياتى آن، مطابق با شرايط و قوانين خاصّى انجام پذيرد و سرانجام مى بايست از انتهاى ريشه ها تا سَرِ شاخه ها، زير نظر يك سلسله قوانين منظّم تكوينى و طبيعى اداره شود تا به كمال برسد. بدين ترتيب روشن و واضح است كه عدم يكى از شرايط موجود، آن را به نابودى و تباهى مى كشاند.[43]

 

لذا در قرآن کریم می خوانیم: «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؛[44] ما به زودى آيات و نشانه هاى خود را در آفاق و اطراف جهان، و همچنين در درون جان خود آنها، به آنان، نشان مى دهيم، تا براى آنها روشن شود كه خداوند حق است» [45]

 

«آيات آفاقى» همچون آفرينش خورشيد و ماه و ستارگان با نظام دقيقى كه بر آنها حاكم است، و آفرينش انواع جانداران و گياهان و كوه ها و درياها با عجائب و شگفتي هاى بى شمارش، و موجودات گوناگون اسرار آميزش، كه هر زمان اسرار تازه اى از خلقت آنها كشف مى شود. هر يك آيه و نشانه اى است بر حقانيت ذات پاك او![46]

 

چه شهادتى از اين برتر و بالاتر كه خداوند با خط تكوين قدرت خويش را بر صفحه برگ هاى درختان ، در لابلاى گلبرگ ها، و خلاصه بر همه چيز نشانه هاى توحيد خود را نوشته و گواهى تكوينى داده است.[47]

 

شگفت‌انگيزتر از برگ درختان سبز، آن نيرويی است كه باعث سبزی و حيات آن مي‌شود براین اساس در قرآن کریم[48]، بعد از اشاره به آفرينش آسمان‌ها و زمين و نزول باران از آسمان به رويش بستان‌ها اشاره شده است، سپس به اين نكته مهم پرداخته می‌شود كه، «ای انسان‌ها به كيفيت ايجاد حيات در درختان بنگريد كه اگر آن نيروی حيات‌ دهنده از سوی خدا نبود هرگز قادر نبوديد كه آن‌ها را رويانيده و از محصول‌ شان برخوردار شويد».[49]

 

آرى اگر همگان در اين همه گياهان رنگارنگ، گل ها، ميوه ها، اشجار و درختان، سبزه ها و سنبل ها، و انواع زراعت ها، دقت كنند؛ نشانه هاى او را به روشنى در اينها مى بينند.[50]

 

البته تنوّع گياهان به قدرى زياد است كه بعضى از دانشمندان نوشته اند: نخل بيش از سه هزار نوع، و كاكتى» يا انجير هندى يكهزار و هفتصد نوع، و گل ثعلب يك هزار و دويست نوع دارد. براى قارچ ها از يكصد هزار نوع نام مى برند، و براى جلبك ها چهار هزار نوع![51]

 

براى سيب هفت هزار نوع، و براى گندم سى و پنج هزار نژاد ذكر كرده اند![52]راستى چه عجيب است عالم گسترده گياهان با اين همه تنوّع! و چه بزرگ است خالق و مدبّر آنها![53]

 

البته در این میان كار انسان تنها افشاندن بذر و آبيارى و مانند آن است. كسى كه حيات را در دل اين بذر كوچك آفريده، و به آن قدرتى داده كه تبديل به درخت بلند قامت بارور و خرّم و سرسبز گردد كه مشاهده منظره آن در باغ ها انسان را به وجد و سرور مى آورد؛ تنها خدا است.[54]

 

درخت و تسبيح خداوند

بايد قبول كرد كه عالم شگرف هستى با آن نظام عجيبش، با آن همه رازها و اسرار، با آن عظمت خيره كننده اش و با آن ريزه كاريهاى حيرت زا همگى«تسبيح و حمد» خدا مى گويند.[55]

 

اگر يك روز آن شاعر نكته پرداز هر برگى از برگ هاى درختان سبز را دفترى از معرفت كردگار مى دانست، دانشمندان گياه شناس امروز در باره اين برگ ها نه يك دفتر بلكه كتاب ها نوشته اند، و از ساختمان اسرار آميز كوچكترين اجزاى آن يعنى سلول ها گرفته تا طبقات هفتگانه برگ، و دستگاه تنفسى آن، و رشته هاى آبيارى و تغذيه و ساير مشخصات بسيار پيچيده برگ ها در اين كتاب ها، بحث ها كرده اند.[56]

 

لذا اگر يك روز بهارى، انسان گام در ميان يكى از اين باغ هاى خرّم و سرسبز بگذارد، و چشم دل را همراه چشم ظاهر باز كند، و آن همه تنوّع و شگفتى ها و زيبائى ها و گل هاى رنگارنگ و برگ ها و ميوه هاى مختلف را ببيند؛ چنان از باده توحيد سرمست و از جام عبوديت سيرآب و مسحور و مفتون مى گردد كه بى اختيار به نغمه توحيد مترنّم شده و به اين حقيقت معترف مى شود كه:[57]

 

يكى هست و هيچ نيست جز او           وحده لا اله الا هو

و در اينجا است كه اين مطلب را باور مى كند كه: هر گياهى كه از زمين رويد                  وحده لا شريك له گويد[58]

 

آری هر برگى شب و روز نغمه توحيد سرمى دهد و آواز رساى تسبيحش را در درون باغ و جنگل، بر فراز كوه ها، در خميدگى دره ها پخش مى كند، اما بي خبران چيزى از آن نمى فهمند، خاموشش مى شمارند و زبان بسته! اين معنى براى تسبيح و حمد عمومى موجودات كاملا قابل درك است و نياز به آن ندارد كه ما براى همه ذرات عالم هستى درك و شعور قائل شويم.[59]

 

در واقع تسبيح عمومى موجودات زمين و آسمان اعم از فرشتگان و انسان ها و حيوانات، درختان و گياهان و جمادات جلوه ای از نظام شگفت انگيزى است كه در آفرينش هر ذره اى به كار رفته و بيانگر علم و قدرت و عظمت و حكمت خدا است.[60]

 

لذا در کلام وحی می خوانیم: «أَ لَمْ تَرَ أَنَ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ؛ آيا نديدى تمام كسانى كه در آسمان ها و تمام كسانى كه در زمين هستند براى خدا سجده مى كنند، و خورشيد و ماه و ستارگان و كوه ها و درختان و جنبندگان»؟! [61]

 

درخت و سجده در برابر خداوند

و یا در قرآن می خوانیم: «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ ؛و گياه و درخت براى او سجده مى كنند»؛ «نجم» گاه به معنى ستاره مى آيد، و گاه به معنى گياهان بدون ساقه و در اينجا به قرينه «شجر» (درخت) منظور معنى دوم يعنى؛ گياهان بدون ساقه است.[62]

 

و تعبير «يسجدان» (اين دو سجده مى كنند) اشاره به تسليم بى قيد و شرط آنها در برابر قوانين آفرينش، و در مسير منافع انسان هاست. در ضمن اشاره به اسرار توحيدى آنها نيز هست، چرا كه در هر برگ و هر دانه گياهى آيات عجيبى از عظمت و علم پروردگار وجود دارد.[63]

 

کاشت درخت؛ در ردیف مقدس ترین کارها

پايه زندگى انسان ها روى كارهاى توليدى از جمله کاشت درخت و تولید فرآورده هاى كشاورزى است، و انواع تجارت ها حتى بسيارى از صنايع، بدون آن مفهومى نخواهد داشت؛ زيرا مواد خام اوليه خود را از كشاورزى مى گيرند.[64]

 

به علاوه آن قدر كه تقلّب و تزوير در چيزهاى ديگر ممكن است در كشاورزى و درخت کاری ممكن نيست؛ زيرا اساس آن بر عوامل و اسباب طبيعى است و عوائد آن صرفاً نتيجه زحمات صادقانه انسان هاست. به همين دليل در روایتی از امام صادق علیه اسلام، زراعت و درخت كارى پاكترين و گواراترين كارها شمرده شده است و آمده است:« إزْرَعُوا وَأَغرِسُوا وَاللَّهِ ما عَمِلَ النَّاش عَمَلًا أَحَلَّ وَلا أَطْيَبَ مِنْهُ [65]؛ زراعت كنيد و درخت بنشانيد، به خدا سوگند مردم عملى حلال تر و پاكتر از اين انجام نداده اند».[66]

 

ثواب شگفت انگیز درختکاری !

در بسيارى از روايات آمده كه آثار كارهاى نيك و بد انسان بعد از مرگ او به او مى رسد؛ به اين ترتيب پرونده اعمال او از نظر حسنات يا سيّئات سنگين تر مى شود، در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى خوانيم:«سبعة اسباب يكتب للعبد ثوابها بعد وفاته، رجل غرس نخلا او حفر بئرا او اجرى نهرا او بنى مسجدا او كتب مصحفا او ورّث علما او خلّف ولدا صالحا يستغفر له بعد وفاته، هفت سبب (از اسباب خير) است كه ثوابش براى بنده خدا بعد از مرگ او نوشته مى شود: كسى كه نخلى بكارد، يا چاه آبى حفر كند، يا نهرى به جريان اندازد، يا مسجدى بنا كند، يا قرآنى [و يا كتابى سودمند] بنويسد، يا علمى از خود به يادگار بگذارد، يا فرزند صالحى بعد از او بماند كه پس از درگذشت وى برايش استغفار كند.»[67]،[68]

 

شبیه این روایت از امام صادق عليه السلام نقل شده است که فرمود:«سِتَّةٌ يَلحَقْنَ المؤمنَ بَعدَ وَفاتِهِ: وَلَدٌ يَستَغْفِرُ لَهُ، وَمُصحَفٌ يُخَلِّفُهُ، وغَرْسٌ يَغرِسُهُ، وَصَدَقَهُ ماءٍ يُجْرِيهِ، وقَليبٌ يَحْفِرُهُ وَسُنَّةٌ يُؤخَذُ بِها مِن بَعِدِهِ ؛ شش چيز است كه ثواب آنها بعد از وفات مؤمن به او مى رسد: فرزندى كه برايش آمرزش طلبد، مصحفى (نوشته و كتابى) كه از خود بر جاى گذارد، نهالى كه بكارد، صدقه آبى (مانند نهر و قنات) كه جارى سازد، چاهى كه حفر كند، و سنّتى (كردار نيكى) كه بعد از او به كار بسته شود»[69]

 

حکمت این روایات روشن است، زيرا انسان بعد از مرگ عمل تازه اى نمى تواند انجام دهد، نه اين كه آثار اعمال گذشته به او نمى رسد، آرى پرونده اعمال جديد بسته مى شود و چيزى بر آن افزوده نمى گردد، ولى پرونده اعمال پيش از مرگ همواره گشوده است و انسان از ميوه هاى درخت هاى اعمال صالحه اش در برزخ و قيامت بهره مند مى شود. حتى از اعمالى كه فرزند صالح او انجام مى دهد و از آثار تربيت صحيحى است كه او در حال حياتش در مورد فرزند انجام داده بهره اى به او مى رسد، و طبيعى است كه انسان از ميوه هاى درخت برومندى كه نشانده است بهره ببرد.[70]

 

امام علی علیه السلام و درختکاری

در این زمینه باید گفت امام علی عليه السلام سه منبع درآمد داشت؛ يكى منبع سهم غنايم كه عايد همه سربازان اسلام مى شد و گاه مبلغ قابل توجّهى را تشكيل مى داد. دوم اينكه خراج اراضى خراجيه كه تعلق به عموم مسلمانان داشت، و سهمى از آن نيز به امام عليه السلام تقديم مى شد. سوم اينكه امام عليه السلام ساليان دراز به درختکاری و ایجاد نخلستان پرداخت و باغ هاى متعدّدى ايجاد كرد سپس آنها را به صورت وقف خاص و عام در آورد.[71]

 

منع قطع درخت؛ توصیه پیامبر صلی الله علیه و آله به رزمندگان

هدف همه انسان ها عمران و آبادى زمين در سایۀ نفی تخريب محیط زیست به وسيله جنگ ها و اختلافات ويرانگر و يا تنبلى و سستى و بيكارى است[72]

 

در این میان مطالعه قوانين متعالى و دستورات حساب شده و مترقّى اسلام، عظمت و گستره رحمت اسلامى را آشکار می سازد به نحوی که رحمت اسلامى در كانون خشونت، حتّى شامل درختان نيز مى گردد؛ لذا پيامبرِ رحمةٌ للعالمين به سربازان خويش دستور مى دهد كه هيچ درختى را در هنگام جنگ و نبرد قطع نكنند و به محيط زيست احترام بگذارند.[73]،[74]

 

سخن آخر:( قطع درختان به هیچ وجه قابل توجیه نیست)

در خاتمه باید گوشزد کرد درختکاری از واجبات زندگی بشریت است و انسان باید برای استمرار حیات خود و موجودات دیگر درخت کاشته و از آن حفظ و حراست کند.[75]

 

لذا احیای سنت درختکاری در نظام اسلامی اقدام شایسته‌ای است؛ اگر چه بر اساس برخی اخبار، افرادی سودجو و مجرم درخت‌ها را به بهانه‌های مختلف قطع می‌کنند، در صورتی که تنفس شهر و روستا نیازمند فضای سبز است و این اقدام آن‌ها به هیچ وجه قابل توجیه نیست.[76]

 

حال برای برون رفت از این چالش، بر نسل کنونی واجب است برای استفاده خود و آیندگان، فضای سبز را توسعه دهند و در اقصی نقاط کشور برای درختکاری در حد وسیع و گسترده عمومی اقدام کنند.[77]

 

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) makarem.ir

 


[1] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص79.

[2] همان ؛ ص80.

[3] همان.

[4] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 4 ؛ ص158.

[5] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص80.

[6] اخلاق در قرآن ؛ ج 3 ؛ ص174.

[7] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص68

[8] همان.

[9] سوره واقعه؛ آیۀ64-63.

[10] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص68.

[11] «مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ ؛ تا وسيله بهره گيرى شما و چارپايانتان باشد» سورۀ عبس؛ آیۀ32.

[12] سورۀ حجر؛آیۀ20.

 [13] سورۀ لقمان؛ آیۀ10.

[14] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص68.

[15] همان.

[16] تفسير نمونه ؛ ج 6 ؛ ص2.

[17] سورۀ فصلت؛ آیۀ 10.

[18] تفسير نمونه ؛ ج 20 ؛ ص223.

[19] سورۀ فصلت؛ آیۀ 10.

[20] پيام قرآن ؛ ج 2 ؛ ص225.

[21] تفسير نمونه ؛ ج 20 ؛ ص226.

[22] سورۀ یس؛ آیۀ 35.

[23] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج 4 ؛ ص93.

[24] تفسير نمونه ؛ ج 18 ؛ ص375.

[25] پيام قرآن ؛ ج 2 ؛ ص306.

[26] تفسير نمونه ؛ ج 18 ؛ ص375.

[27] همان؛ ج 9، ص .22

[28] سوره عبس؛ آيات 25- 32.

[29] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج 5 ؛ ص414.

[30] تفسير نمونه ؛ ج 26 ؛ ص153.

[31] سورۀ نازعات؛ آیۀ 33.

[32] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 4 ؛ ص159.

[33] همان.

[34] همان.

[35] پيام قرآن ؛ ج 5 ؛ ص159.

[36] سورۀ یس؛ آیۀ80.

[37] پيام قرآن ؛ ج 5 ؛ ص157.

[38] همان ؛ ج 2 ؛ ص322.

[39] استفتاءات جديد ؛ ج 2 ؛ ص188.

[40] پيام قرآن ؛ ج 2 ؛ ص320

[41] همان.

[42] همان.

[43] آفريدگار جهان ؛ ص49.

[44] سورۀ فصلت؛ آیۀ 53.

[45] تفسير نمونه ؛ ج 20 ؛ ص330.

[46] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج 4 ؛ ص322.

[47] تفسير نمونه ؛ ج 20 ؛ ص331.

[48] سوره نمل؛ آیۀ60.

[49] پيام قرآن ؛ ج 2 ؛ ص302.

[50] همان.

[51] همان ؛ ص303.

[52] جهان گل ها؛ صفحات 99 تا 118.

[53] پيام قرآن ؛ ج 2 ؛ ص303.

[54] همان ؛ ص304.

[55] تفسير نمونه ؛ ج 12 ؛ ص136.

[56] همان.

[57] پيام قرآن ؛ ج 2 ؛ ص304.

[58] همان.

[59] تفسير نمونه ؛ ج 12 ؛ ص136.

[60] همان.

[61] همان ؛ ج 14 ؛ ص48.

[62] همان ؛ ج 23 ؛ ص103.

[63] همان.

[64] يكصد و پنجاه درس زندگى (فارسى) ؛ ص131.

[65] سفينة البحار؛ ج 1؛ ص 549.

[66] يكصد و پنجاه درس زندگى (فارسى) ؛ ص131.

[67] ميزان الحكمه؛ ج 3؛ ص 24- 23.

[68] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 2 ؛ ص472.

[69] گفتار معصومين(ع) ؛ ج 2 ؛ ص170.

[70] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 2 ؛ ص472.

[71] همان؛ ج 9 ؛ ص292.

[72] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 4 ؛ ص167.

[73] «وَ لا تَقْطَعُوا شَجَراً؛ و درختان را قطع نكنيد»،( آيين رحمت ؛ ص36).

[74] از تو سوال مى كنند(مجموعه سوالات قرآنى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله) ؛ ص97.

[75] مدرسه امام کاظم بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ مدرسۀ امام کاظم علیه السلام؛19/12/1394.

[76] همان.

[77] همان.

 

/20/12/20

 

پ, 12/16/1397 - 22:17