استاد میرمعزی مطرح کرد؛

بازخوانی مراحل مقابل قوم یهود با پیامبر اسلام به مناسبت سالروز فتح قلعه خیبر

استاد سید مهدی میرمعزی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به مناسبت سالروز کَندن در خیبر توسط امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام در این نبرد، به این جنگ و نقش یهودیت در تاریخ اسلام پرداخت و این سؤال را مطرح کرد که یهودیان در مدینه چه می کردند و چرا قلعه های مستحکم خیبر را بنا کردند؟

 

وی در پاسخ یهودیان را قومی نژاد پرست عنوان کرد و گفت: با مراجعه به تاریخ کامل ابن اثیر و تاریخ طبری این مطلب می تواند به اثبات برسد که آنها دنبال تفوق جهانی بودند و اینکه در برهه ای از زمان، حکومت جهانی را به دست گرفته، بر همه نژادها برتری پیدا کنند.

 

استاد میرمعزی خاطرنشان کرد: این نکته در سؤال های بسیاری که از حضرت موسی علیه السلام درباره پیغمبر آخر الزمان می پرسیدند، معلوم بوده است. یکی از سؤال هایی که می پرسیدند، نژاد ایشان بوده است که آیا از یهود است و یا از نژاد دیگری می باشد؟

 

استاد میرمعزی برای توضیح بیشتر به ریشه قوم یهود اشاره کرد و گفت: حضرت ابراهیم خلیل الله دو فرزند پسر به نام حضرت اسماعیل و حضرت اسحاق داشت که قوم یهود از نسل حضرت اسحاق علیه السلام و فرزندشان یعقوب نبی علیه السلام بوده است که پیغمبر اولوالعزم حضرت موسی علیه السلام نیز از بنی اسرائیل و فرزندان یعقوب نبی می باشد.

 

وی افزود: حضرت موسی علیه السلام در مقابل این سوال یهودیان که از نژاد پیغمبر آخر الزمان می پرسیدند، اشاره کرد که ایشان از بنی اسرائیل نیست و از نسل حضرت اسماعیل علیه السلام می باشد. از این روی یهودیان برای مقابله با این اتفاق چند طرح داشتند؛

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: یکی از طرح هایی که داشتند، این بود که به هر صورتی که شد، ولو از طریق مادر، نسل پیغمبر آخر الزمان را به یهود منتقل کنند لذا سعی کردند کاری کنند تا پدر پیامبر آخر الزمان با دختری از بنی اسرائیل ازدواج کند و به این ترتیب پیامبر آخر الزمان از نسل بنی اسرائیل باشد. در تاریخ آمده است دختری از بنی اسرائیل به پدر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم جناب عبدالله اظهار علاقه می کرده و خواستار ازدواج با ایشان بوده است پس از ازدواج جناب عبدالله با آمنه مادر پیامبر اکرم، وقتی این دختر یهودی با درخواست ازدواج از طرف عبدالله روبرو می شود، می گوید من به دنبال نوری که در صلب تو وجود دارد، بودم، نه دنبال خود تو. این نکته در تاریخ ابن اثیر ذکر شده است.

 

وی افزود: اولین مرحله برای شناسایی پیامبر آخرالزمان از طرف قوم یهود این بود که پدران پیغمبر آخر الزمان را بشناسند، در دو جای قرآن هم آمده است که یهودیان آنچنان ایشان را می شناختند که گویی فرزندان خود را می شناسند؛ و با این شناخت، روشی را اتّخاذ نمودند تا نسل پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به یهودیت منتسب گردد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: خداوند تبارک و تعالی در آیه 146 سوره مبارکه بقره می فرماید: «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» (اهل كتاب، پيامبر اسلام را [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خوانده‏اند] مى‏شناسند، به گونه‏اى كه پسران خود را مى‏شناسند و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى كه مى‏دانند، پنهان مى‏دارند.) «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» : (كسانى كه به آنان كتاب آسمانى داديم، همان گونه كه پسرانشان را مى‏شناسند [بر اساس اوصافى كه در كتاب‏هايشان بيان شده‏] پيامبر را مى‏شناسند فقط كسانى كه سرمايه وجودشان را تباه كردند، ايمان نمى‏آورند). (سوره مبارکه انعام 20)

 

استاد میر معزی به مرحله دوم مقابله یهودیت با پیامبر اسلام اشاره کرد و گفت: بعد از آن که آنها نتوانستند ریشه یهودیت را در پیغمبر آخر الزمان قرار بدهند، به مرحله «ترور پدران و شخص پیامبر اسلام» رسیدند. این است خاصیت برتری جویی یهودیان که قومی هستند که حتی اعتقاد دارند که دستان خدا بسته است و مطیع آنها می باشد.

آیه قرآن این ویژگی یهود را چنین توصیف می کند : «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ إِلَی يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ» (و يهود گفتند: دست [قدرت‏] خدا [نسبت به تصرّف در امور آفرينش، تشريع قوانين و عطا كردنِ روزى‏] بسته است. دست‏هاشان بسته باد و به كيفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد بلكه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چيز و به هر كس‏] هر گونه بخواهد، روزى مى‏دهد. و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده است، بر سركشى و كفر بسيارى از آنان مى‏افزايد. و ما ميان [يهود، نصارى و گروه‏هاى ديگر] آنان تا روز قيامت كينه و دشمنى انداختيم. هر زمان آتشى را براى جنگ [با اهل ايمان‏] افروختند خدا آن را خاموش كرد، و همواره در زمين براى فساد مى‏كوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد). ( سوره مبارکه مائده64)

 

وی در زمینه «ترور پدران پیامبر اسلام» به تاریخ کامل ابن اثیر اشاره کرد که از قول حمزه سید الشهداء بیان می دارد که گفت: «من بارها عبدالله را از چنگ یهود، که قصد جان ایشان را داشتند، نجات دادم.»

 

استاد میرمعزی درباره «ترور خود پیامبر اسلام» متذکر شد که موارد زیادی در این باره نقل شده است؛ در این رابطه به ایام نوزادی پیامبر اشاره کرد. در تاریخ آمده است که کسی نمی توانست دایه پیامبر شود، علت آن را یتیم بودن پیامبر عنوان کردند و اینکه کسی نیست که اجرت دایگی بر ایشان را بپردازد؛ در صورتی که این قضیه دروغی آشکار است و سرپرستی جناب عبدالمطلب به عنوان یکی از اشراف مکه از پیامبر اسلام، کذب این مسأله را نشان می دهد.

 

استاد میرمعزی این دروغ را ساخته یهودیان و ناشی از کینه آنها دانست و افزود: قضیه بر عکس است، یعنی حضرت عبدالمطلب به خاطر حفظ امنیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هر کسی را برای دایگی آن حضرت قبول نمی کرد. حتی در تاریخ ابن اثیر ذکر شده است که در گفتگوی حلیمه و عبدالمطلب، به این نکته اشاره شده است که حلیمه باید از این فرزند به شدت مراقبت کند، چرا که یهود در پی او است.

 

این استاد حوزه علمیه قم به عنوان شاهد مثالی دیگر بر اینکه قوم یهود از زمان کودکی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، در پی ایشان بوده اند، به ماجرایی دیگر از حلیمه سعدیه اشاره کرد: روزی پیامبر بیرون خیمه با دیگر بچه ها مشغول بازی بودند، چند نفر که اتفاقا از قبیله حلیمه نبودند، از دور نزدیک می شدند و با دست حضرت را به یکدیگر نشان می دادند. مردان قبیله آنها را خلع سلاح کردند تا اجازه پیدا کنند که حضرت را ببینند. وقتی که این کودک را دیدند در برگشت به یکدیگر می گفتند که «هذا ذاک»، یعنی این کودک همان است که دنبال او می گشتیم. بعد از نقل این قضیه اشاره می کند که با اینکه رسم بر این بود که کودکان را تا 5 سال بیرون از مکه دایگی می کردند، زودتر از موعد فرزند را به مکه و عبدالمطلب برگرداندند و به ایشان گفتند: این کودک بیش از این نزد ما امنیت ندارد و یهود جای او را پیدا کرده است.

 

وی به موارد دیگری از این دست پرداخت؛ از جمله به این مورد که جناب ابیطالب پیش از آنکه پیامبر غذایی را بخواهد تناول کند، خود می خوردند که این پیش مرگی حضرت بودن، نشان از شرایط امنیتی بالایی بود که در آن دوران حکم فرما بوده است.

 

وی به ماجرای سفر پیامبر اسلام با عموی بزرگوارشان به شام و راهب دیر اشاره کرد و گفت: راهب دیر ابوطالب را از ادامه سفر برحذر داشت؛ چه اینکه شام مرکز یهودیت بود که دشمن خونخوار پیامبر بوده اند.

 

استاد میرمعزی بعد از بیان این دو مرحله _ یعنی ورود پیامبر آخر الزمان به قوم یهودیت، ولو از طریق مادر و ترور پدران حضرت و ترور خود ایشان، حتی از همان دوران کودکی _ به مرحله سوم پرداخت.

 

وی گفت: بیت المقدس مرکز اصلی قوم یهودیان است که قوم یهود بر آنجا تفوق داشتند. یهودیان برای محافظت از این مرکز و اینکه پیامبر نتواند به آنجا دست یابد و این تفوق را از بین ببرد، قلعه های متعددی از شام تا مدینه ساختند.

 

وی خاطر نشان کرد: اطراف مدینه دو دسته از غیر بومی ها زندگی می کردند، یک دسته نصرانی ها و راهبه هایی بودند که خبر آمدن پیغبر آخرالزمان از این منطقه به آنها هم رسیده بود و از این رو در نزدیکی این شهر سکنی گزیدند تا با آمدن ایشان، از اولین افرادی باشند که به آن حضرت ایمان بیاورند.

 

دسته دوم از غیر بومی های اطراف مدینه یهودیانی بودند که اطراف مدینه قلعه هایی ساختند تا اگر زمانی پیغمبر در این منطقه به حکومت رسید، بتوانند موانعی ایجاد کنند تا از دسترسی ایشان به بیت المقدس جلوگیری نمایند.

 

استاد میر معزی در مقام بیان نکته ای، کنار یکدیگر قرار دادن قرائن مختلف را برای تحلیل دقیقتر راهگشا و لازم دانست و افزود: اقوام یهود از عِده و عُده بالایی برخوردار بودند که حتی مشرکان به آنها تکیه می کردند و در کنار این مسأله روابط آنها است، به نحوی که در قرآن بارها اشاره شد که از مردم مکه خواسته می شود «بروید از اهل کتاب بپرسید» این مسأله نشان دهنده وجود خط فکری و ارتباط با یهود در بین مشرکان است.

 

استاد میرمعزی در ادامه بیان قرائن دشمنی سرسختانه یهود با پیامبر اسلام به «نحوه استقرار قلعه ها» اشاره کرد که هیچ کدام به سمت ایران نبوده است، بلکه قلعه های هفتگانه خیبر همه در مسیر مدینه به بیت المقدس بنا گردیده اند.

 

وی افزود: پیامبر اسلام نیز اگر چه نامه های مختلفی به روم، حبشه و ایران و جاهای دیگر گسیل کردند اما هدف اصلی را بیت المقدس دانستند، به طوری که آخرین غزوه ایشان تبوک بوده است که تا نزدیکی بیت المقدس رسیده بودند. آخرین سپاهی هم که ایشان تشکیل دادند، سپاه اسامه بوده است که به سمت شام در حرکت بوده است.

 

وی در ادامه مصاحبه با خبرنگار پایگاه نشست دوره ای اساتید، به مسموم شدن پیامبر اسلام محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله توسط زنی یهودی اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در تاریخ ذکر شده است که جناب عبدالله بن عبدالمطلب، پدر بزرگوار پیامبر گرامی اسلام نیز توسط زنی یهودیه مسموم شدند.

 

وی بعد از بیان مراحل چهارگانه تلاش برای ورود پیامبر به قوم یهودیت، ترور پدران پیامبر و خود پیامبر و ایجاد موانع برای عدم دستیابی پیامبر اسلام به مرکز یهودیت که بیت المقدس بوده است، افزود: در تکمیل این مراحل، جلوگیری از تصرف بیت المقدس توسط وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش می آید که در این جهت نیز یهودیان کار کردند.

 

استاد میرمعزی متذکر شد که یهودیان بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم کمترین آسیب را دیدند و در زمان امیرالمومنین علیه السلام هم با جنگ های پیاپی حضرت را مشغول کردند که به این قوم آسیبی وارد نشود.

 

وی در ادامه گفت: یهودیت در جریان فکری نیز ورود کردند. کمی بعد از شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، منع تدوین حدیث صورت گرفت. روایتی از امام باقر علیه السلام است که می فرماید: بلایی بر سر اندیشه مسلمانان آمده بود که شیعیان پدرم امام سجاد علیه السلام حتی وضو گرفتنشان را هم بلد نبودند!

 

استاد میر معزی به اسرائیلیات وارده به احادیث اشاره کرد و در این راستا به معرفی کتاب «سیری در صحیحین» پرداخت و طلبه ها را به خواندنِ این کتاب توصیه کرد.

 

وی به برخی از این روایات در این کتاب اشاره کرد؛ از جمله: شب جمعه خداوند سوار الاغی به زمین می آید و یا اینکه در مقام تواضع و فروتنی در مقابل خدا به کشتی گرفتن یعقوب پیغمبر و پروردگار عالم اشاره می کند که خداوند در کشتی شکست می خورد و از یعقوب می خواهد تا کناری برود تا بتواند برگردد و امور عالم را اداره کند، در این راستا یعقوب تواضع می کند و حرف خداوند را اطاعت می کند!

 

وی تاکید کرد: این اسرائیلیات نسخه اسلامیزه شده کلام علمای یهود است، با این تفاوت که در کلام آنها به جای شب جمعه، شب شنبه است و در اینجا سقف کعبه بوده است و در آنجا سقف بیت المقدس ذکر شده است.

 

استاد میرمعزی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به یکی دیگر از مراحل مقابله یهودیان با اسلام پرداخت که بحث «نفوذ فرهنگی» است. وی در این زمینه خاطرنشان کرد: این کار از همان آغاز تا کنون ادامه یافته است که امروزه با فیلم ها و سریال های فراوان ساماندهی می شود. شبهه های فراوانی که در بین نوجوانان شکل گرفته است، از آثار این کار است.  270/260/43/

 

پ, 12/29/1398 - 12:45