استاد نوآبادی:

سنجش حجیت اخبار تاریخی

علامه طباطبایی در تفسیر قیّم المیزان می فرماید: حجت دانستن خبر واحد در عقاید و قضایای تاریخی و امور خارجیه محال است؛ زیرا لازمه ای دارد که آن لازمه محال می باشد.

 

استاد علی نوآبادی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید بیان داشت: در قضایای تاریخی و در بیان وقایع خارجی دست ما بسته است؛ زیرا آنچه که در دست ماست، غالبا بیش از یک سری اخبار واحد نیست لذا باید دست به عصا راه برویم و در این باب به یقینیات اکتفا کنیم. حجیت خبر واحد، فقط در احکام ثابت است و خبر واحد نسبت به ثبوت واقع و نفس الامر ساکت می باشد و بهتر بگوییم که اصلا حجیت در این امور عقلا باطل است.

 

وی در این رابطه به بیان علامه طباطبایی در تفسیر قیّم المیزان اشاره کرد که حاصل فرمایش ایشان این است: حجت دانستن خبر واحد در عقاید و قضایای تاریخی و امور خارجیه محال است؛ زیرا لازمه ای دارد که آن لازمه محال می باشد.

 

وی در مقام تفصیل بیشتر کلام گفت: از حجیت خبر واحد محالی لازم نمی آید، زیرا معنای حجیت در این باب این است که شارع مقدس از جهت تکوینی در خبر واحدی که در واقع بیش از ظن افاده ای ندارد تصرفی نمی کند و فقط از جهت اعتباری شارع مقدس این ظن را بعنوان علم قبول کرده است و به این ترتیب «جًعَل هذا الظن، علماً اعتباراً، لا تکویناً» و این معنای حجیت اخبار آحاد است.

 

این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: به زبان ساده خبر واحد در واقع و نفس الامر ظن است، ولی شارع  به ما می گوید: «من این ظن را  بعنوان علم در عالم اعتبار قبول دارم، نه در عالم تکوین؛ یعنی به انسان مکلف می گوید: اگر به مؤدّای خبر علم می داشتی، چه میکردی؟ الآن همان کار را بکن. اگر به واقع رسیدی فبها و نعم و اگر نرسیدی، معذور هستی؛

 

ولی در قضایای تاریخی حجیت به این معنا (که اصلا معنای حجیت همین است) اگر شارع بگوید که خبر واحد  حجت است؛ اگر اثری عملی و شرعی بر آن مترتب باشد، باز همان حرف قبل می شود؛ ولی اگر منظور این باشد که با خبر واحد بخواهد، واقع خارجی را صد در صد بداند؛ زیرا ظن همیشه ظن است، مادامی که ظن باشد و علم همیشه علم است، مادامی که علم باشد و اینکه معنای حجیت در قضایای تاریخی این باشد که این ظن را ثبوت  واقعی به وی ببخشد؛ حاصلش این می شود که شارع بگوید: «انی جعلت الظن علما تکوینا» و این محال است که ظن به صرف گفته شارع تکوینا علم شود.

 

وی در ادامه افزود: مثلا اگر در تاریخ خبری نقل شود که سامری «رجلٌ من کرمان»؛ این خبر، اثری عملی که ندارد، می ماند ثبوت واقعی؛ و به صرف یک خبر واحد ثابت نمی کند که وی اهل کرمان بوده است. این مطلب را علامه در جلد چهاردهم تفسیرالمیزان به مناسبتی آورده است.

 

این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در غیر از احکام شرعیه عملیه، خبر واحد ، ولو صحیح السند، کاربردی  ندارد؛ مگر اینکه محفوف به قرائنی شود که قطع آور شود که در این صورت موضوعاً دیگر خبر واحد مورد بحث نخواهد بود.

 

وی در ادامه گفت: عمده دلیل حجیت خبر واحد، «سیره عقلا» می باشد و سیره عقلاء  فقط حجیت اخبار آحاد را در احکام و امور شرعی که اثر عملی داشته باشد، می داند؛ آن هم نه در تمام شرعیات بلکه در احکام عادی و معمولی؛ ولی اگر در احکامی که پای عرض، ناموس، اموال، انفس و در جایی که پای امور مهم مردم و جامعه در میان باشد، سیره عقلا به خبر واحد اکتفاء نمی کند و پا را فراتر گذاشته و به جستجوی خبر قطعی الصدور می گردند: مثل خبر متواتر یا خبر واحد محفوف به قرائن قطعیه.

 

وی افزود: اصل مسأله بعثت وجود داشته است اما حتی در تاریخ وقوع بعثت هم اختلاف است، اگر شیعه به بیست و هفتم رجب تکیه می کند، اهل سنت به روزهایی در ماه رمضان اشاره می کند که از جهتی می توان گفت این قول به آیات قرآن نزدیک تر است؛ در قرآن آمده است: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن»؛ اما در هر صورت نه قول اهل سنت و نه قول شیعه در این باب نمی تواند حجیت داشته باشد.

 

استاد علی نوآبادی در بخشی دیگر از این گفتگو گفت: یکی از اهداف بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را «اتمام مکارم اخلاق» بیان کرد و گفت: وقتی پزشکی حاذق و جراح می خواهد غده سرطانی را از بدن بیمار بیرون بکشد، نمی توان او را به بد اخلاقی متهم کرد؛ چه اینکه مکارم اخلاق در هر حیطه ای ویژگی خاص خود را می پذیرد و اقتضاء خاص خود را دارد.

 

وی در مقام توضیح بیشتر، افزود: بلاغت مکان، بلاغت زمان و مقتضای حال در این باب مطرح است، مثلا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله زمانی که با کسی صحبت می کردند تا زمانی که طرف مقابل ایشان خداحافظی نمی کرد، با او وداع نمی کردند اما همین پیغمبر خدا ممکن است در جایی بحث اهمّی پیش بیاید که موجب ترک این عمل گردد. قتل سران بنی قریظه، جنگ احد، بدر، خیبر، خندق و سایر جنگ ها نیز شامل همین قضیه می شود که شرایط و اهداف ایجاب می کند که عملی متناسب با شرایط انجام بدهد، اگر زمان بیرون آوردن غده ای سرطانی باشد، انجام این کار، خود یک عمل اخلاقی و پسندیده است که باید انجام شود تا آن آسیب را از جامعه دور کنند.

 

وی با اشاره به حدیث «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»، به حدیثی دیگر اشاره کرد که تقریبا در همین سیاق است که فرمودند: «انما بعثت لاتمم حسن الاخلاق»؛ وی افزود: اگر چه به واسطه این حدیث می توانیم به هدف بعثت پیامبر پی ببریم اما اینگونه نیست که هدف از بعثت منحصر در این نکته باشد، بلکه آیاتی در قرآن وجود دارد که برای بعثت اهدافی را بیان کرده است؛

 

وی در این زمینه «اتمام حجت» را یکی از اهداف بعثت عنوان کرد و برای شاهد سخن، به این آیه شریفه استناد کرد که می فرماید:«رسلا مبشرین و منذرین لأن لا یکون للناس علی الله حجة بعد الرسل»

 

وی یکی دیگر از از اهداف بعثت را «حکم کردن و برطرف کردن اختلافات» دانست و این آیه شریفه از سوره بقره را آورد: «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم»ٍ (مردم [در ابتداى تشكيل اجتماع‏] گروهى واحد و يك دست بودند [و اختلاف و تضادى در امور زندگى نداشتند]، پس [از پديد آمدن اختلاف و تضاد] خدا پيامبرانى را مژده دهنده و بيم رسان برانگيخت، و با آنان به درستى و راستى كتاب را نازل كرد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داورى كند. [آن گاه در خود كتاب اختلاف پديد شد] و اختلاف را در آن پديد نياوردند مگر كسانى كه به آنان كتاب داده شد، [اين اختلاف‏] بعد از دلايل و برهان‏هاى روشن و آشكارى بود كه براى آنان آمد، [و سبب آن‏] برترى جويى و حسد در ميان خودشان بود. پس خدا كسانى را كه ايمان آوردند، به توفيق خود به حقّى كه در آن اختلاف كردند، راهنمايى كرد. و خدا هر كه را بخواهد به راهى راست هدايت مى‏كند.) (سوره مبارکه بقره، 214 )/270/260/21/

پ, 12/29/1398 - 14:38