استاد موسوی تبریزی:

اهداف بعثت انبیا

مراد از نوری که به وسیله انبیا در جامعه منتشر می شود. همان قانون، تربیت و نظام زندگی است که به وسیله اینها هدایت را به شما نشان می دهد و شما را در طریق هدایت قرار می دهد.

 

استاد سید حسین موسوی تبریزی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: قرآن در سوره حدید می فرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» من معتقدم یکی از بهترین آیاتی که در رابطه با حکمت بعثت تمام انبیا و نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است؛ همین آیه شریفه است که بیان می دارد که ما انبیا را به همراه کتاب و میزان نازل کردیم روش زندگی انسان ها را بیان کردیم، منظور از «لیقوم الناس بالقسط» عدالت اجتماعی است که مستلزم عدالت های فردی هم است تا عدالت های فردی نباشد؛ عدالت اجتماعی بروز و ظهور نخواهد داشت؛ می فرماید ما انبیا را به همراه قانون، کتاب و روش ها فرستادیم و به مردم بیان کردیم؛ لیاقت زندگی پاک، منظم و عادلانه منهای ظلم را دارند اما اگر جهالت در جامعه باشد نمی توانند این ارزش خود را بفهمند و به ارزش واقعی رسند.

 

وی افزود: انبیا را به خاطر این فرستادیم تا آنها قانون و میزان را برای مردم بیان کنند و به این واسطه مردم قیام کنند و آگاه باشند و هر کدام خودشان پیامبری باشند که پیام رسان خدا باشند. خداوند عادل است و بر اساس عدل خلقت جهان را تنظیم کرده است و چون هدف انسان رسیدن به خدا است؛ رسیدن به خدا جز با قسط نخواهد بود مثال بسیار مهمی در این جا وجود دارد که می فرماید: «انزلنا الحدید فیه بعث شدید» ما آهن را خلق کردیم در حالی که هم قدرت زیادی در این آهن است و هم منافع زیادی دارد؛ در استفاده از اینها هم خداوند بیان خواهد کرد که از انبیا خودش و از اولیایی که با خداوند هستند چه کسانی را کمک می کند و سپس اسامی انبیا را می برد و سپس از حضرت عیسی و انجیل نام می برد؛ «کفلین من رحمة» حکمت ارسال رسل و بعثت انبیا در این آیه خیلی روشن است که می فرماید: «تقوا و ایمان به رسول خدا داشته باشید؛ خداوند از دو جهت به شما کمک می کند» خداوند می خواهد هم دنیا را داشته باشید و هم آخرت را هم دنیای بدون آخرت را نمی خواهد و هم آخرت بدون دنیا را نمی خواهد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: مراد از نوری که به وسیله انبیا در جامعه منتشر می شود. همان قانون، تربیت و نظام زندگی است که به وسیله اینها هدایت را به شما نشان می دهد و شما را در طریق هدایت قرار می دهد. این آیات الهی در سوره حدید بسیار روشنگر است که مراد از بعثت انبیا، یکی پس از دیگری و بالاخره پیامبر گرامی اسلام، هدایت بشر و مردم و کمال انسان ها که خداوند انسان را از خودش آفریده است و این انسان باید به سوی او رود. آیه «انا لله و انا الیه راجعون» نشان می دهد؛ تمام هدف انسان رسیدن به کمال است؛ در مصداق ها ما اشتباه می کنیم ممکن است که ما اشتباه کنیم و به جای این که به سوی کمال رویم به سوی نقص رویم یعنی در مصداق کمال اشتباه کنیم و عوض کمال به سوی نقص حرکت کنیم این اشتباه از ما است.

 

وی اضافه کرد: در صورتی که ما بتوانیم راه درست را پیدا کنیم؛ مسلما مصداق «إنا لله و انا الیه راجعون» خواهیم بود چون ریشه حرکت به سوی کمال در خلقت انسان گذاشته شده است و روش رسیدن به کمال هم به وسیله انبیا و بعثت آنها تکمیل شده است و این جا است که اگر ما به این حبل الله المتین تمسک جوییم به خدا خواهیم رسیم. حضرت امیر المومنین علیه السلام در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید: خداوند از اولاد آدم انبیایی انتخاب کرد که از آنها میثاق و پیمان خودش را بر اساس وحیی که نازل کرده بود؛ گرفت و یکی از شرایط عمل به آن میثاق این بود که امانت به عهده آنها بود و آنها متعهد بودند که رسالتی که از سوی پروردگار دارند را در جامعه تبلیغ کنند؛ «لما بدل اکثر خلقه عهدالله الیهم فجهلوا حقه» وقتی که عده ای یا اکثر مردم عهد خداوند را ندیدند و نپسندیدند و جاهل شدند و در برابر خداوند شریک هایی قرار دادند فلذا شیطان بر آنها مسلط شد و آنها را از راه خدا قطع و منحرف کرد؛ خداوند در میان آنها انبیا را یکی پس از دیگری را مبعوث کرد.

 

استاد موسوی تبریزی اظهار داشت: فطرت همه ما با فطرت انبیا یکی است؛ همان فطرتی که از خدا است و پیامبر را آفریده؛ حضرت آدم را آفریده؛ حضرت موسی و عیسی را آفریده است؛ همه ما را از همان خلقت آفریده است و همه ما از همان نور و فطرت هستیم. ممکن است که در برابر آن شهوات نفسانی، جهل و نادانی باعث شود که فطرت ما در خفا بماند و نتوانیم از آن استفاده کنیم و کم کم فطرت خودمان را فراموش کنیم، خداوند انبیا را فرستاده است که فطرت را برانگیزد و انسان ها را به سوی فطرتشان توجه دهد. آن فطرت اگر برانگیخته شود انسان ها می توانند برای خودشان مصلح باشند بلکه پیامبر و پیام آورانی از طرف خدا برای دیگران باشند و خداوند به وسیله بعثت انبیا خواسته است که به آنها آن نعمت فراموش شده را تذکر دهد.

 

وی خاطرنشان کرد: خداوند از فطرت خودش انسان را آفریده است و انسان است که یا با جهل و هوای نفس و شهوت آن فطرت را فراموش می کند؛ یکی از مهم ترین وظایف پیامبران یادآوری همان نعمت پروردگار و یا نعمت های پروردگار است که فراموش کردند؛ انبیا باید با استدلال، منطق با آنها احتجاج کنند که انسان چه چیزی بوده است و چه است و کجا باید باشد؛ «و یثیروا لهم دفائن العقول» و انبیا آمده اند تا این که برای انسان ها آن چه را که در عقلشان دفن شده است و نتوانسته اند به آن جا رسند را برای آنها مقدور کند؛ به خاطر هوای نفس، تبلیغات اجانب، مشکلات شهوات نفسانی و غیره که سبب شده است این واقعیات گم شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این انبیا آمدند تا برانگیخته کنند و آن چه واقعیت انسان است را به آنها یادآوری کنند، به انسان ها یادآوری کنند که دلایلی محکم و مقدر است که اینها در درونشان وجود دارد کوچک ترین توجه می تواند آنها را به طور کلی برانگیخته کند که از قعر زمین به اعلی درجه آسمان ها برساند که به اینها نشان دهند و تذکر دهند که به عظمت پروردگار در آسمان ها نگاه کنیم و عظمت قدرت پروردگار را در این گهواره زمینی که در زیر پای شما است و معیشت ها یعنی نعمت های معیشت در صحرا و در همه جای زمین و نعمت های مختلف از طرف پروردگار که اینها را زنده نگه می دارد و بقای نفس بشر با آنها است و از آن طرف هم روزمرگی و گذشت روزگار روز به روز اینها را به فنا می کشد و وسایلی که انسان را به پیری می رساند را نگاه کنیم.  

 

وی افزود: مسائل و حوادث خوب یا بدی که هر روز در برابر چشمان اینها پیش می آید؛ پیامبران گرامی به اینها نشان دهند تا انسان ها به آن چه که است و به آن واقعیتی که داشتند برسند که «انا لله و انا الیه راجعون» لذا خداوند متعال هرگز مردم را بدون پیامبر رها نکردند و بدون این که کتابی منزل باشد آنها را رها نکرده است و بدون این که حجتی در میان آنها قرار دهد آنها را رها نکرده است و این مطلب را برای مردم نپسندیده است فلذا همین جور نسل به نسل انبیا آمدند و تکامل هر روز به وسیله انبیا و انسان ها راه خودش را ادامه داد الی «ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم» تا این که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث کرد برای آن وعده ای که خداوند از اول به انسان ها داده است که انسان ها باید به آن رسند به آن جایی که آدمی به آن جا رسد که فقط خدا را ببیند و فقط او را بشناسد تا وعده خودش را منجز کند و «تمام نبوته» یعنی راه و روش و طرق ها و استدلال ها و اهداف نبوت در این راه تکمیل شود.

 

استاد موسوی تبریزی اظهار داشت: «ماخوذا علی النبی میثاقه» در عین حال و تمام پیامبران میثاقی داشتند که هدایت مردم به راه خدا و وعده های خدا و هر پیامبری هم با علامتی معروف بود که حجت خدا بود که مردم نگویند که ما نشناختیم؛ هر پیامبری با بینه ای آمد که مردم اگر توجه می کردند او را می شناختند چه معجزات و چه استدلالاتی که همراه پیامبران بوده است که بهترین معجزه ما قرآن کریم بوده است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای مسلمین آورده است. آن زمانی پیامبر ما مبعوث شد که اهل زمین در آن ملت های متفرق بودند «و اهواء منتشره» با هوای نفسانی که هر گروهی داشته است برای خودشان ملت و امت و گروهی تشکیل داده بودند و راه های متفرق داشتند؛ بعضی ها مشبهه بودند و خداوند را آن قدر پایین می آوردند که شبیه مخلوق می شده است «او ملحد فی اسمه» برخی با عناد در اسماء خدا الحاد می کردند و با آن بازی می کردند «اشیر الی غیره» بعضی ها خدا را در جای دیگری نشان می دادند.

 

وی افزود: خداوند به خاطر پیامبر مردم را از ضلالت و گمراهی هدایت کرد و بیرون آورد و نجات داد به خاطر آن مردم را از جهالت بیرون آورد بعد می فرماید: «ثم اختار سبحانه و....» تا این که پیامبر وظایفش را انجام داد پیغمبر وظایفش را انجام داد و خداوند پیامبر را برای خودش انتخاب کرد و مرگ ظاهری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسید و پروردگار متعال راضی شد که پیامبرش پیش خودش باشد و از مشقات دنیا جدا شود؛ اگر بتوانیم فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام را در فرمایشات مختلف بیان کنیم و این خطبه که ازاول تا به آخرش به این مساله می پردازد که پیامبران چه چیزی را برای بشر آوردند و بشر چه بود و چرا باید پیامبر می آمد و به همین مسأله اشاره کرده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: هر انسانی برای خودش رسول است و هر انسانی برای خودش نبی است یعنی آن چه که خداوند در دل انسان به عنوان فهم و شعور قرار داده است با یک توجه و تلنگر تبدیل می شود به آن جایی که: «رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیندم که «انا لله و انا الیه راجعون» خدایی بودن و زندگی کردن و خدایی عمل کردن و خدایی دیدن و از خشونت جدا بودن و عدل را توزیع کردن و با عدالت رفتار کردن؛ اگر این مسائل را داشته باشیم، مسلما به رسالت پیامبر گرامی اسلام عمل کردیم اگر نداشته باشیم و صرفا لقلقه لسان باشد و در لفاظی خوب باشیم و عملا آن چه را که پیامبران فرمودند؛ آن چه که پیامبر ما فرموده است که در رأس آن رحمت و عدالت است که رحمت با عدالت توأم باشد که عدالت را با رحمت توأم باشد و در رحیم بودن هم عدالت داشته باشیم؛ هم در عدالت رحم کنیم و هم لطف را بسویه تقسیم کنیم؛ همان مقدار که ارزش دارند؛ افراد به ارزش های خودشان برسند و هر کس به اندازه فهم و تلاشش بتواند به آن چه می خواهد برسد.

 

 

وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: در قرآن کریم می فرماید: «لیس للانسان الا ما سعی» آن چه را که می خواهی با تلاش خودت بخواه و از تلاش دیگران ظالمانه استفاده نکن و از تلاش خودت استفاده کن؛ یکی از بزرگترین وظایف انبیا این است که از ظلم انسان ها جلوگیری کند و به تلاش های واقعی با علم و آگاهی آنها را رهنمون کند؛ من امیدوارم که این انقلاب که به این اهداف انجام شد که انفجار نور بود یعنی علم و عدالت را توأم می خواست و اجرای عدالت را باید با رحمت در جامعه توأم کنیم تا بتوانیم برای بشریت یک نوع الگو باشیم؛ خداوند ان شاء الله همه ما را موفق کند و ما طلبه ها را موفق کند که به اهداف انبیا علی الخصوص هدف رسول گرامی اسلام و امیرالمومنین علیهما السلام را بشناسیم و اینها را آن چنان که است؛ بشناسیم و از ظلم و تعدی و ریا و جهل و فساد اول خودمان و بعد هم جامعه مان را پاکسازی کنیم که انبیا جز این هدف دیگری نداشتند./260/43/

 

پ, 12/29/1398 - 14:40