استاد محمودی:

الگوی عدالت علوی در بیان استاد محمودی

از مهمترین مسائلی که در زندگی اجتماعی انسان اهمیت فوق العاده ای دارد و اسلام روی آن بسیار تأکید می کند، توجه به مسأله حفظ حقوق و اموال مردم و به طور کلی، برقراری عدالت اجتماعی است.

 

 

استاد عبد الرضا محمودی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید حوزه، به مناسبت شهادت مولا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام به موضوع «عدالت اجتماعی» پرداخت و در این راستا خاطرنشان کرد: موضوع عدالت از دیرزمان جزء مهمترین مباحث و دغدغه‏های بشر و اندیشمندان سیاسی بوده است و آراء و نظریات گوناگونی درباره آن بیان شده و به رشته تحریر درآمده است. از طرف دیگر، حضرت علی علیه ‏السلام گذشته از این که امام معصوم شیعیان است، در تاریخ بشر به عنوان یک متفکّر و سیاستمداری مطرح بوده که همواره نامش قرین عدالت بوده است.

 

وی افزود: بحث عدالت در اندیشه سیاسی امام علی علیه ‏السلام بحثی بسیار گسترده و عمیق است که تأمّل، تفکّر و مجال قابل توجهی می ‏طلبد. در این زمان کوتاه، به اهمیّت و جایگاه عدالت از دیدگاه امام علیه ‏السلام، اندیشه‏ های حضرت علی علیه ‏السلام در مورد عدالت در نظام سیاسی، عدالت رهبران سیاسی و جایگاه مردم در اجرای عدالت پرداخته شده و مهمترین بحث به نظام سیاسی اختصاص داده شده که عدالت در اجزای نظام سیاسی، عدالت در هدف و جهت نظام سیاسی، عدالت در اجرای حدود، قوانین و عدالت در امور مالی و توزیع ثروت را مورد بحث و بررسی قرار داده است. در بحث رهبران نیز عدالت در ویژگی های فردی نخبگان سیاسی و عدالت آنان در برخورد با مردم بررسی شده‏ است.

 

استاد محمودی در ادامه بیان داشت: عدالت، مفهوم وسیعی است که در هر حوزه ‏ای کاربرد ویژه خود را دارد و اختصاص به مکان، زمان یا فرد خاصی ندارد و مراد از آن، انجام کارها به نحو بایسته و به موقع است، به گونه ‏ای که انجام کاری بهتر از آن ممکن نباشد و هیچ افراط و تفریطی صورت نگرفته باشد که امکان رفع آن وجود داشته باشد. در زندگی بشر، از حیات فردی گرفته تا نهاد خانواده و نهادهای بسیار پیچیده اجتماعی و پیچیده ‏ترین و مهمترین نهاد اجتماعی، یعنی دولت و سیستم سیاسی، هر کدام لوازم و مقتضیات خاص خود را دارند و عدالت خاص خود را می‏طلبند و اجرای عدالت در هر مجموعه‏ ای نیازمند علم، تخصص، خلاقیت، مدیریت و اصول اخلاقی خاص خود است.

 

وی افزود: حضرت علی علیه ‏السلام در بیانی بسیار شیوا عدل را بر چهار شعبه می‏داند که دو شعبه از آن به ابعاد نظری و درونی انسان می‏پردازد و دو شعبه دیگر، ابعاد عملی و بیرونی را در برمی‏ گیرد: «و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمی ژرف نگرنده و دانشی پی به حقیقت‏ برنده و نیکو داوری فرمودن و در بردباری استوار بودن» (نهج‏البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1371)، حکمت31، ص364.)
 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: رعایت عدالت بر هر انسانی واجب است و اگر غیر آن عمل کند، در حق خود یا دیگران ستم کرده است، چرا که حقی به صاحب حق تعلّق نگرفته یا کاری به موقع انجام نیافته است. جود و بخشش از فضیلت های انسانی است که در ردیف مستحبّات قرار می‏گیرد اما وقتی از امام علی علیه ‏السلام سؤال شد که کدام یک از عدل و جود برتر است، امام علیه ‏السلام فرمود:
«عدالت کارها را بدان جا می‏ نهد که باید و بخشش آن را از جایش برون نماید. عدالت تدبیر کننده ‏ای است به سود همگان و بخشش به سود خاصان. پس عدل شریفتر و بافضیلت‏ تر است» (نهج‏البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1371) ، حکمت 437، ص440.(

 

استاد عبد الرضا محمودی به نکته ای دیگر در این رابطه پرداخت: از مهمترین مسائلی که در زندگی اجتماعی انسان اهمیت فوق العاده ای دارد و اسلام روی آن بسیار تأکید می کند، توجه به مسأله حفظ حقوق و اموال مردم و به طور کلی، برقراری عدالت اجتماعی است.

 

وی افزود: حقیقت عدالت، انتخاب طریق میانه، مستقیم و دوری از هرگونه افراط، تفریط و انحراف است. عدل نیز به معنای موازنه و هم وزنی، میانه روی، نهادن چیزی در جای خود، اعطای حق هر چیزی به آن و ایجاد تناسب در امور و اشیا آمده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علی علیه السلام در تعریف و معنای عدل می فرماید: «العدل یضع الامور مواضعها؛ (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 437، ص 526.) عدل، هر چیزی را در جایگاه خود قرار می دهد و حق هر کسی را که در آفرینش معیّن شده، تأمین می کند. مفهوم عدالت این است که استحقاق های طبیعی و واقعی افراد در نظر گرفته شود و به هر کس بر حسب کار، استعداد و لیاقتش، امتیاز داده شود.

 

استاد محمودی در ادامه بیان داشت: عدل الهی بر کل عالم و جهان هستی و از جمله حیات انسان، حاکم است. اسلام برای حراست ارکان جامعه بشری، احکام سیاسی جامعی را تشریع کرده است و زمام آن را در دست افراد صالح و شایسته ای قرار داده که حدود صلاحیت و مشروعیت آنان را خود بیان نموده و با بهترین اسلوب، نفوس، اموال و اخلاقیات افراد را محافظت نموده است. این اصل مهم قرآنی در تمام ابعاد زندگانی امامان معصوم علیهم السلام متجلّی است.

 

وی خاطرنشان کرد: عقیده به وجود عدالت در حاکم جامعه، مهمترین رکن اندیشه های سیاسی شیعی محسوب می شود. از این رو شیعیان فقط حکومتی را مشروع می دانند که حاکم آن عادل باشد. بر این اساس، مسأله عدالت و عدالت گرایی همواره در گفتار و کردار امامان شیعه موج می زد. امام علی علیه السلام حتی حکومت را فقط برای برپایی عدالت می خواست. آن حضرت محور حق و عدالت بود و هرگز رفتاری خلاف حق و عدالت از او سر نزد. عدالت علی علیه السلام ناشی از زهد و تقوای بی مانند او بود. در کلام امام و رهنمودهایش به کارگزاران و حاکمان خویش، سخن از برقراری عدالت در میان آحاد مردم به میان می آمد. عدل در نظر آن بزرگوار چنان گسترده بود که ظلم و ستم را در حق هیچ کس - از هر ملیت و مذهبی که باشد - روا نمی دانست.

 

استاد محمودی افزود: امام علی علیه السلام پیش از آن که به عدالت از نگاه فردی بنگرد، جنبه اجتماعی آن را مد نظر قرار می داد. آن حضرت عدالت را ناموس بزرگ اسلامی تلقی می کرد و از هر چیزی بالاتر می دانست. ممکن نبود به خاطر هیچ منظوری و هیچ هدفی، کوچک ترین انحراف و انعطافی از آن پیدا کند و همین امر یگانه چیزی بود که مشکلات فراوانی برایش ایجاد کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه گفت: نکته مهم دیگری که در سخنان ارزشمند آن حضرت پیرامون عدالت اجتماعی مشاهده می گردد، نقشی است که عدالت در نگهداری تعادل اجتماعی بازی می کند؛ به بیان شیرین استاد مطهری: «از نظر علی علیه السلام، آن اصلی که می تواند تعادل اجتماعی را حفظ نماید و همه را راضی نگه دارد، به پیکره اجتماع، سلامت و به روح آن آرامش بدهد، عدالت اجتماعی است. ظلم، جور و تبعیض قادر نیست حتی روح خود ستم گر و روح آن کسی را که به نفع او ستم گری می شود، راضی نگاه دارد، چه رسد به ستم دیدگان و پایمال شدگان. عدالت، بزرگ راهی است عمومی که همه را می تواند در خود بگنجاند و بدون مشکلی عبور دهد، اما ظلم و جور کوره راهی است که حتی فرد ستمگر را به مقصد نمی رساند.» ( سیری در نهج البلاغه، ص 113)

 

وی افزود: پس عدالت در کلام دل نشین امام علی علیه السلام در مفهوم و معنای «وضع الشیء فی موضعه»، دلیل بر تعادل اجتماعی در میان جامعه و اقشار آن است زیرا بنا بر کتاب خدا و سنت نبوی، عدالت، هر قشر و صنفی را در جایگاه ویژه و بایسته شان می نشاند. توصیه های امام علی علیه السلام به مالک اشتر، گویای این مطلب است (سیری در نهج البلاغه)

 

جلوه های عدالت علوی و راه کارهای ایجاد عدالت

استاد عبد الرضا محمودی در بخش پایانی گفتگو به بیان برخی از مصادیق عدالت علوی در عملکردهای حضرت پرداخت که در ادامه بیان می گردد:

  1. تساوی همگان در برابر قانون:

«از بصره تحفه ای گران بها برای حضرت فرستادند. دخترش ام کلثوم گفت: آیا اجازه می دهید آن را به گردن بیاویزم و خود را بدان بیارایم؟ فرمود: ابو رافع آن را به بیت المال ببر و کسی حق ندارد از آن استفاده کند، مگر آن که همه زنان مسلمان مانند آن را داشته باشند.» (جمعی از نویسندگان، آشنایی با نهج البلاغه، ص 228 – 225(

آن حضرت استانداران و کارگزاران خود را به رعایت عدالت توصیه می فرمود و اگر می دید از مقام خود و از بیت المال سوء استفاده کرده اند، توبیخشان می کرد و یا از مقام عزلشان می نمود. (جمعی از نویسندگان، آشنایی با نهج البلاغه، ص 228 - 225) اگر به بازار می رفت تا چیزی بخرد، کوشش می کرد کسی را پیدا کند که وی را نشناسد تا مبادا ملاحظه او را بکند و بین او و دیگران فرق بگذارد. همین قدر هم حاضر نبود از عنوان خودش استفاده بکند. (مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص 20(

در جهان امروز، گرچه کشورهای به اصطلاح مترقی ادعا می کنند که قوانینشان درباره همه طبقات اجتماع به طور یکسان اجرا می شود، اما در عمل برای اجرای این تساوی و برابری هیچ گونه ضمانت اجرایی وجود ندارد اما در اسلام، وقتی امام اول شیعیان و فرمانروای بی چون و چرای جهان اسلام، علی (ع) می بیند که زره جنگی اش به سرقت رفته است، حتی وقتی سارقش را پیدا می کند و زره مسروقه را به چشم خویش نزد او می بیند، به هیچ روی از قدرت خود استفاده نمی کند بلکه همچون یک فرد عادی برای اقامه دعوا و احقاق حق خود از طریق قانون به قاضی محکمه مراجعه می کند و بالاتر از این وقتی می بیند که قاضی برای او احترام بیشتری قائل می شود و در برخورد با او و سارق، مساوات را رعایت نمی کند، خشمگین می شود و محکمه را ترک می کند و با این رفتن، ادعای مساوات سید قرشی با سیاه حبشی را عملاً به اثبات می رساند.

 

  1. بهره برداری برابر از اموال و امتیازهای عمومی

علی علیه السلام در امتیازهای اقتصادی که دولت و حکومت اسلامی به مردم می دهد، همه را برابر می دید و به هیچ وجه مصلحت اندیشی و گاه توجیه های غلط را روا نمی دانست. پرداخت سه درهم از اموال عمومی در روز سوم خلافت به هر یک از مسلمانان، اعم از سیاه، سفید، عرب و عجم، نمونه بارز و آشکارِ برابری و عدالت ورزی علی علیه السلام در جامعه اسلامی بود.

 

  1.  برگرداندن اموال تاراج شده به خزانه عمومی

آن حضرت وقتی با اصرار مردم، برای پذیرش خلافت روبرو شد، راجع به قطایع عثمان؛ یعنی زمین هایی که متعلق به عامه مسلمین است و عثمان به این و آن داده [فرمود: همه را ]پس خواهم گرفت، هر چند مهر زنانشان قرار داده باشند یا با آنها کنیزکانی خریده باشند. (مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص 15(

 

  1. مراقبت، نظارت و بازرسی اجرای عدالت از سوی کارگزاران

بازرسی دقیق ایشان از کارگزاران، نبخشیدن آنان در حیف و میل بیت المال و تلاش گسترده برای اجرای عدالت در گستره جامعه، از ویژگی های روح بزرگ و عدالت خواه علوی بود.

زیاد بن ابی، جانشین عبد الله بن عباس، فرماندار امیرالمؤمنین در بصره بود، حضرت پس از دریافت گزارشی از عملکردِ وی خطاب به او چنین نوشت: «صادقانه به خداوند سوگند می خورم که اگر گزارش رسد که از غنیمت های بیت المال مسلمانان چیزی کم و یا زیاد به خیانت برداشته ای، آن چنان بر تو سخت بگیرم که در زندگی کم بهره، بینوا، حقیر و ضعیف شوی.» (آشنایی با نهج البلاغه، ص 232(

 

  1. عدالت در تقسیم مسئولیت ها و عزل و نصب مدیران

در حکومت علوی، تقسیم مسئولیت ها و عزل و نصب ها عادلانه و از روی ضابطه است، نه رابطه و به هر کس به اندازه شایستگی و توانایی اش مسئولیت داده می شود. معیار اسلام گرایی، عدالت محوری، ایمان و تقوا، صداقت، ظلم ستیزی، شجاعت، شهامت، لیاقت و... است. آن حضرت با این که می دانست عزل معاویه مشکلاتی را برای حکومتش ایجاد خواهد کرد ولی حتی یک روز هم حکومت شخص فاسد، ستمگر و حیله گری مثل معاویه را تحمل نکرد.

  1. رعایت عدالت در پاداش و کیفر

در حکومت آن حضرت، نیکوکار و بدکار یکسان نیستند بلکه بدکار به سزای بدی اش می رسد و نیکوکار به پاداش خوبی اش. حضرت علی علیه السلام در نامه اش به مالک اشتر می فرماید: «نباید نیکوکار و بدکار نزد تو یکسان باشند که آن، نیکوکار را به نیکویی کردن بی رغبت سازد و بدکاران را به بدی کردن وادارد، پس هر یک از ایشان را به آن چه گزیده اند، جزا ده (نهج البلاغه، نامه 53)

 

برخورد حضرت علی علیه السلام در دوران حکومت خود با فرد خیانتکاری به نام «ابن هرمه» که مسئول نظارت و بازرسی بازار اهواز بود، یقیناً الگوی رفتاری مسئولانی خواهد بود که مدعی پیروی از آن حضرت علیه السلام هستند./270/260/43/

 

س, 02/23/1399 - 17:24