آیت الله صافی گلپایگانی:

ماه رمضان؛ ماه عافیت‌خواهی در دین و دنیا

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، آیت الله صافی گلپایگانی در ادامه انتشار مقالات در ماه مبارک رمضان مقاله ای با عنوان «ماه رمضان ماه عافیت خواهی در دین و دنیا» منتشر نمودند؛ مشروح این نوشتار در ادامه آمده است:

دعا و خواندن خدا به اسما و صفات جمال و جلال، يكي از اركان عبوديّت و بندگي و توجّه به كمال و يكي از وسايل مهم ترقّی و سير معنوی و سفر به عالم ملكوت و لاهوت است و فاصله‎اي بين خواندن بنده و پاسخ خدا نيست، ولي بنده بايد خود را براي گرفتن جواب، آماده نمايد و بداند كه در چه مشهد عظيم و مقام اعلايي قرار مي‎گيرد و با گوش دل جواب خدا را بشنود و اگر از حال خود احساس كرد كه جواب نگرفته است بايد به اصلاح حال معنوي و اخلاقي خود بپردازد و موانع صدور جواب يا شنيدن جواب را رفع نمايد.
 

در مورد حاجات مادّي و دنيوي گاه ـ چنان‌كه از احاديث شريفه استفاده مي‎شود ـ سرعت اجابت، علامت استدراج و خذلان و تأخير در اجابت و دادن حاجت، برای حضور بيشتر بنده در مشهد دعاست كه از اعظم مشاهد است.
 

ابن‌فهد حلی در كتاب عدّة‌ الداعی از جابر بن عبدالله انصاري روايت كرده است كه: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و‌آله: «إِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو اللهَ وَهُوَ يُحِبُّهُ فَيَقُولُ لِجَبْرَئِيلَ: اقْضِ‏ لِعَبْدِي‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَأَخِّرْهَا فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ لَا أَزَالَ أَسْمَعُ صَوْتَهُ وَإِنَّ الْعَبْدَ لَيَدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ يُبْغِضُهُ فَيَقُولُ: يَا جَبْرَئِيلُ اقْضِ‏ لِعَبْدِي‏ هَذَا حَاجَتَهُ وَعَجِّلْهَا فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُ؛ بنده‎اي خدا را مي‎خواند درحالی‌که خدا او را دوست مي‎دارد، پس خدا به جبرئيل مي‎فرمايد: حاجت بنده‎ام را برآور و آن را به تأخير انداز؛ زيرا من مي‎خواهم همواره صداي او را بشنوم و بنده‎اي خداي عزّوجل را مي‎خواند درحالی‌که خدا او را دشمن مي‎دارد پس خدا به جبرئيل مي‎فرمايد: حاجت اين بنده‎ام را زودتر برآور؛ زيرا كراهت دارم صدايش را بشنوم».
 

چنان‌كه مي‎دانيم دعا گاه متضمّن درخواست و تقاضاي حاجتي از حوايج دنيا يا آخرت است، يا درخواست و حاجت در آن نيست و فقط بنده به خواندن خدا و گفتن يا الله، يا رحمان، يا رحيم، يا خالق، يا رازق، يا قاضي‎الحاجات، يا كافي‌المهمّات، يا سميع، يا بصير و ساير اسماءالله الحسني اكتفا مي‎كند؛ هرچند در گفتن اين اذكار هم به‌ مناسبت حالي كه بنده دارد و اسمي را كه خدا را به آن ندا مي‎كند حاجت‌مندي و قبله دعاي او معلوم مي‎شود.
مثلاً بيمار و مريض «يا شافي» و «يا سلام» مي‎گويد. فقير «يا غنيّ» و جاهل «يا عليم» مي‎گويد. گناهكار «يا غفّار» و «يا توّاب» و «يا ستّار» مي‎گويد.
در اينجا هم اگرچه حاجت بر زبان آورده نمي‎شود ولي معلوم است كه بيماري كه «يا شافي» مي‎گويد، يا گمراهي كه خدا را به اسم «يا هادي» مي‎خواند حاجتشان، شفا و هدايت است.

 

اقسام دعا.

دعاهايي كه مشتمل بر عرض حاجت‌ها و نيازهاست بر دو قسم هستند:
قسم اول: مشتمل بر درخواست حاجت‌هاي مادّي و دنيوي است، مثل طول عمر، وسعت رزق، صحّت بدن، تندرستي و سلامتي در سفر، شفاي بيمار، بركت كسب‌وكار، موفّقيت در شغل و امنيّت و امور ديگر.
چنان‌كه مي‎دانيم بيشتر دعاهاي مردم از اين قسم است يعني خدا را مي‎خوانند براي اين حوايج جسمي و مادّي كه دارند و گرايش آنها به دعا احساس ضعف خود و احتياج به ارتباط با قدرت قادر متعال و مددگرفتن از اوست كه اين خود از جهاتي مفيد، سودمند و موجب اميدواري به موفّقيت و پيشرفت و درعين‌حال جلب عنايات الهيّه و از عبادات است؛ چون مفهوم آن اعتراف به عجز و ناتواني بنده و فقر به خداوند متعال است و لذا بايد انسان همه‌چيز و هر نعمتي را از خدا بخواهد و خدا را در رسيدن به تمام نعمت‌ها مؤثّر بداند حتّي اگر وسايل ظاهري موفّقيت در امري و مقصدي ازهرجهت فراهم شده باشد بنده عارف، اهل بينش و بصيرت آن را از خدا مي‎خواهد؛ چون علاوه ‌بر آنكه فراهم‌شدن وسايل و اصل وسايل همه از خداست، بقاي آنها نيز تا حصول مقصود با عنايت خدا مي‎باشد.
بايد همه‌چيز را حتّی ـ چنان‌كه در بعضي اخبار است ـ نمك طعام را هم از خدا خواست و اين برنامه‎اي است كه تأثير آن در كمال نفس، ترقّي و سير معنوي بسيار مؤثّر است.

 

مع‎ذلك در اين‌گونه موارد گاهي برخي به‌عنوان رضا به قضاي الهي و تسليم امر او زبان به دعا باز نمي‎كنند و ثمرات تحمّل بلا را بر دفع يا رفع آن برمي‎گزينند و مانند حضرت سيّدالشّهدا‌(علیه‌السلام) كه در روز عاشورا هرگز خلاصي خود را از آن مصائب جانكاه كه مفهومش عدم نيل به درجه رفيعه شهادتي بود كه آن‌همه آثار عاليه و بركات متعاليه در احياي دين اسلام و بقاي شرع داشت، طلب نكرد، بلكه برحسب روايات هرچه مصائب بيشتر بر او وارد مي‎شد چهره نورانيش بازتر و روشن‌تر مي‎شد و حالت رضايش ظاهرتر مي‎گشت.
 

بلي! گاهي حال، اقتضاي دعا دارد مثل نفرين بر ظالم؛ يعني اگر نفرين كند خلاف تسليم و رضا نيست ولي دعاكننده از بيم اينكه دعايش به داعي و غرض تشفّي قلب و انتقام‎گيري آلوده نشود، دعا نمي‎كند ولي ناله درونش تا عرش يار مي‎رسد.
 

و گاهي همين نفرين نيز از باب اينكه اظهار حقّ و اعلان بيزاري و تنفّر از ظالم و سبب هلاك او مي‎گردد لازم مي‎شود.
خلاصه برحسب موارد و حالات، مظاهر و صُوَر دعا متفاوت مي‎شود. چنان‌كه برحسب روايات نيز دعاهاي مناسب اين حالات از پيغمبر اكرم و ائمّه طاهرين علیهم‌السلام ـ كه معلّمان الهي مكتب دعا هستند ـ رسيده است. اما اينكه بعضی متصوّفه مي‎گويند:
يك گُره دارم خبر از اوليا * كه زبانشان بسته باشد از دعا
خامشند و ناله‎هاي زارشان * مي‎رسد تا زير عرش يارشان

 

به‌طورمطلق، به‌طور يك روش دائمي، خلاف سيروسلوك شرعي و سيره رسول خدا صلی الله علیه و‌آله و ائمّه معصومين علیهم‌السلام است كه فقط بايد به آنها اقتدا و تأسّی كرد و از آنها كسب تعاليم اخلاقي و عبادي را نمود.

 

قسم دوّم: از دعاهاي مشتمل بر درخواست‌ها و رفع نيازمندي‌ها، دعاهايي است كه مربوط به كمال نفس، تعالي روح، امور معنوي، حصول معرفت، تقرّب به درگاه الهي، تكامل در عبوديّت و حسن ارتباط بنده با خدا و چيزهايي است كه هرچه در آنها انسان ترقّي و رشد داشته باشد، ارزش انساني او افزوده مي‎شود و وجهه خدايي و رحماني او را قوّت مي‎دهد و از حَضيض حُظوظ عالم حيواني به‌سوي اوج مرتبه ملكوتيّت و حقيقت انسانيّت و آدميّت پرواز مي‎نمايد.
لذّت اين دعا قابل توصيف نيست و تا انسان آن را درنيابد نمي‎فهمد. روح را قانع مي‎نمايد و آرام‌بخش دل و موجب صفا و روشني باطن و رفع تيرگي‌ها و تاريكي‌هاي قلب است.

 

وقتي انسان در مراتب و منازل اين دعا سير مي‎نمايد احساس مي‎كند كه آنچه را خواسته است به او عطا مي‎كنند و اجابت دعايش با دعايش هم‌زمان است. در اين دعا انسان تلاش مي‎كند كه چيزي نگويد و نخواهد جز آنچه ارتباط او را با صاحب اين عالم كه كمال مطلق است محكم‌تر سازد تا آنجا كه فقط منقطع به‌سوي او مي‎شود و براي او مي‎شود و در حال اين دعا هرچه مي‎بيند جمال و كمال است و هرچه درك مي‎كند حضور و وصال و هرچه دعا مي‎كند تمنّايش و عشقش به دعا بيشتر مي‎شود و از آن سير نمي‎شود.

 

بهترین دعاها.

 يكي از مهمترين حوائجي كه انسان در همه اوقات مخصوصاً در ماه مبارک رمضان باید از خداوند بخواهد، عافيت در بدن و دين است؛ كه هر كسي اين دو نعمت خداوند را داشته باشد، سعادت دنيا و آخرت را دارا شده است.

 

عافيت در بدن.

عافيت در بدن، عبارت از تندرستي و سلامتي از بيماري ها و نقص هاي عضوي و كمال استواي خلقت و آفرينش است كه از نعمت هاي بزرگ خداست كه با توجه به انواع و اقسام امراض، سلامتي از هر يك از آنها نعمتي جداگانه به شمار مي‎رود و غالب مردم از شكر اين نعمتها غافلند چون از خود نعمت غافلند؛ يا اصلاً آن را نمي‎شناسند؛ زيرا اطلاع بر اين نعمت ها نياز به اطلاع وافي و كامل در علوم متعدده دارد كه همه مربوط به جسم انسان از گوشت، پوست، استخوان، رگ، پيه، خون، مفاصل، سلولها، اعضا و جوارح ظاهره و باطنه مي‎باشد كه به فرض اينكه كسي از اين همه علوم مطلع باشد چون اين علوم كامل نشده است باز هم از شناخت نعمت هاي خدا در اين رابطه و شكر آنها قاصر است.
 

عافيت دين و انواع آن.

 و امّا عافيت در دين كه اهميّت آن بيشتر است و اگر آن نباشد عافيت در بدن وسيله احتجاج بر عبد و استحقاق توبيخ و معاقبه زيادتر است بر سه قسم است:

- عافيت فكری و اعتقادی.
 عافيت فكري و اعتقادي اين است كه شخص در شناخت خدا و صفات و اسماءالحسناي او در شناخت ملائكه و مسائل نبوّت پيغمبران و وحي و امامت خصوصاً شناخت حضرت خاتم‎الأنبياء ‎صلي الله عليه وآله و اوصيا و خلفاي آن حضرت و در شناخت معاد و خلاصه كلّ امور اعتقادي، ايمانش سالم از انحرافات و پاك از بدع و شبهه‎ها باشد و از خطي كه انبياء خصوصاً حضرت ختمي مرتبت صلي الله عليه وآله ترسيم فرموده‎اند بيرون نباشد و همه را با معيارهاي صحيح عقلي و نقلي تحصيل كرده باشد و به آنچه بر حضرت محمّد بن عبدالله ‎صلي الله‎عليه وآله نازل شده است؛ اعم از اصول يا فروع ايمان داشته باشد كه حتّي به جزئي‎ترين امري از امور اعتقادي و كوچكترين فرع از فروع و احكام شرعي و عملي، ايمان مطمئن داشته باشد و ميل نفس خود را در همه امور، تابع شرع قرار دهد، بديهي است گاه يك انحراف و انكار يك موضوع مسلّمِ دينِ اسلام، شخص را زير سؤال برده و موجب كفر او مي‎شود.

 

عافيت اخلاقی.
 و امّا عافيت اخلاقي عبارت از اتّصاف انسان به اخلاق اسلامي است كه در قرآن مجيد و احاديث مرويّه از پيغمبر و ائمه ‎صلوات‎الله عليهم بيان شده است. مثل: صبر، زهد، تواضع، صداقت سخاوت، شجاعت، عدالت، ترحّم، حلم، عفّت، مروّت، حرّيت، فتوّت، عفو و گذشت، ايثار، صله رحم، رعايت حقّ همسايه حق پدر و مادر، مواسات، احسان، انصاف، كظم غيظ، صدق وعده، تفويض، توكّل، رضا و تسليم و ساير صفات حميده و مكارم اخلاق كه در قرآن مجيد و احاديث شريفه و ادعيه بر آنها ترغيب و توصيه شده است.

 

و بر حسب حديث معروف: «اِنّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاق» پيغمبر اكرم ‎صلي الله عليه وآله براي اتمام و آموزش كامل اخلاق مبعوث شده است.
در موضوع اخلاق، تعاليم اسلام كاملترين و سازنده‎ترين تعاليم است. بسياري از حكما هم كه علم اخلاق را حكمت عملي مي‎نامند در حكمت عملي وارد نمي‎شوند؛ زيرا معتقدند با تعاليم اسلام در اين موضوع ديگر جايي براي كلام و مقال ديگران نيست.
كتاب هاي اخلاق و اشعار شعرا و حكاياتي كه از مسلمانان تربيت شده در مكتب اسلام نقل شده، مسلمانان را در اخلاق به قدري غني و صاحب افتخار نشان مي‎دهد كه بالاتر از آن تصور نمي‎شود.

 

شخص پيغمبر اكرم ‎صلی ‎الله عليه وآله كه خدا به او خطاب فرموده است: «اِنَّكَ لَعَلي خُلُق عَظيم» داراي عاليترين اخلاق انساني بود و يكي از علل عمده نفوذ دعوت آن حضرت در اعراب جاهليت كه تغيير عادات آنها امري ناممكن به نظر مي‎آمد همان اخلاق كريمه آن حضرت بود.
همچنين اهل بيت آن حضرت اميرالمؤمنين و ساير ائمه طاهرين ‎عليهم ‎السلام همه نمونه اعلي و مثل اكمل اخلاق انسانيت بودند كه دوست و دشمن به آن اعتراف داشتند و اين اخلاق سرّ و رمز محبوبيت فوق‎العاده آنها در قلوب مردم بود.

 

عافیت عملی.
 و امّا عافيت عملي به اين است كه انسان در اعمال و كارهاي خود خواه فردي، اجتماعي، سياسي و مالي و همچنين در عبادات و تكاليف و فرايض، رعايت كامل احكام شرع مقدّس را بنمايد و نسبت به اين دستورات كه عمده آنها در كتاب هاي فقه مدوّن است، تعهّد كامل داشته باشد و از معصيت و مخالفت پرهيز كند و تقوا پيشه سازد و حتي در گناهان صغيره نيز اگر چه وعده گذشت از آنها در صورت اجتناب از گناهان كبيره داده شده بپرهيزد و چنان عمل كند كه شاعر در اين شعر مي‎گويد:

 

خلّ الذنوب صغيرها و كبيرها فهو التقي * كُن مثل ماش في طريق الشوك تحذر ماتري
لاتحقرن صغيرة ان الجبال من الحصي؛

 

از گناهان كوچك و بزرگ پرهيز كن كه اين كار، تقوي است. مانند رونده اي باش كه در يك راه پر از خار، با احتياط گام بر مي دارد و هيچ كوچكي را حقير مشمار كه كوه ها از سنگريزه ها تشكيل شده است./260/12/

 

س, 02/30/1399 - 16:43