استاد عطایی کوزانی:

ویژگی هایی که سبب پرورش شاگردان بی بدیل در مکتب امام صادق (ع) شد

امام صادق علیه السلام نسبت به شاگردان خود عطوفت و مهربانی داشتند. در حوزه هم اساتیدی را داشته ایم که حتی به شاگردان خود قرض می دادند تا سرمایه ای برای آنها بشود.

 

استاد عنایت عطایی کوزانی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید درباره بزرگی و عظمت شاگردان امام صادق علیه السلام به گفتگو پرداخت.

 

وی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مسلما اولین دانشگاهی که در اسلام شکل گرفت، قطعا دانشگاه جعفری به ریاست امام صادق علیه اسلام بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: دانشگاه با دو معیار تشکیل می شود:

یک: دارای رشته های مختلف علمی باشد.

دو: از شاگردان فراوانی برخوردار باشد.

 

وی افزود: رشته های فقه، اصول، تفسیر، کلام، شیمی و غیر از این موارد، علومی بودند که دانشمندان بزرگی در این حوزه ها توسط دانشگاه امام صادق علیه السلام به مسلمانان تحویل داده شد.

 

استاد عطایی کوزانی اضافه نمود: به تأیید ارشاد مفید، رجال شیخ طوسی و رجال کشی که همه به اتفاق گفته اند، شاگردان امام صادق علیه السلام حدودا چهار هزار نفر بوده است که برخی از آنها بسیار برجسته بودند.

 

وی خاطرنشان کرد: در فقه، شاگردانی مانند: زرارة بن اعین و محمد بن مسلم؛ در کلام، شاگردانی مانند: هشام بن حکم و مؤمن الطاق؛ در اصول فقه، شاگردانی مانند: محمد بن ابی عمیر؛ در تفسیر: شاگردانی مانند: ابوحمزه ثمالی؛ و عبدالله بن ابی یعفور از بزرگانی بوده اند که تربیت یافته اند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: طلاب در این زمینه می توانند به منابع دست اول، مانند رجال کشی، رجال شیخ طوسی، رجال نجاشی، ارشاد شیخ مفید، تنقیح المقال مامقانی و معجم الرجال آیت الله العظمی خویی مراجعه کنند و ویژگی های این اصحاب بزرگوار را مطالعه بفرمایند.

 

نکته اول: استعداد پروری

استاد عنایت عطایی کوزانی در ادامه به نکاتی اشاره نمود؛ وی در نکته اول به نخبه پروری آقا امام صادق علیه السلام اشاره کرد و خاطرنشان نمود: هر شاگرد دارای استعداد خاصی است و باید با هر شاگرد به همان نسبت و در همان موضوع کار شود تا استعدادش پروریده گردد.

 

نکته دوم: علت انتقال پایتخت، از مدینه به کوفه

وی در نکته دوم به این سؤال پرداخت که چرا مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام، پایتخت را از مدینه به کوفه انتقال دادند و کوفه را محور درگیری های فکری و فیزیکی جامعه قرار دادند.

 

این استاد حوزه علمیه در همین زمینه ادامه داد: می دانیم که هر کجا درگیری فیزیکی باشد، درگیری فکری هم خواهد بود.

 

نمونه اول:

وی افزود: در میانه جنگ، شخصی از امیرالمؤمنین علیه السلام، درباره توحید، واحدیت و احدیت خداوند سؤال می پرسند؛ مولا امیرالمؤمنین علیه السلام، ضمن پاسخ، فرمودند: ما برای همین، شمشیر می زنیم.

نمونه دوم:

استاد عطایی کوزانی خاطرنشان کرد: یکی از شاگردان امام صادق علیه السلام، به نام سلیمان بن خالد است، که در جهاد زید بن علی شرکت کرد و در این جنگ یکی از دست هایش قطع شد و به سلیمان اقطع معروف گردید.

 

وی افزود: سلیمان بن خالد از شاگردان خاصّ حضرت صادق علیه السلام است؛ در آنجا وقتی از ایشان سؤال می شود که زید بن علی بهتر است یا جعفر بن محمد الصادق علیه السلام؟ سلیمان در جواب بیان کرد: یک روز عُمر امام صادق علیه السلام از تمام عُمر زید بن علی بهتر است.

 

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عُثْمَانُ بْنُ حَامِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَزْدَادَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ قَالَ: كَانَ سُلَيْمَانُ بْنُ خَالِدٍ خَرَجَ مَعَ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ حِينَ خَرَجَ قَالَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ وَ نَحْنُ وُقُوفٌ فِي نَاحِيَةٍ وَ زَيْدٌ وَاقِفٌ فِي نَاحِيَةٍ مَا تَقُولُ فِي زَيْدٍ هُوَ خَيْرٌ أَمْ جَعْفَرٌ قَالَ سُلَيْمَانُ قُلْتُ وَ اللَّهِ لَيَوْمٌ مِنْ جَعْفَرٍ خَيْرٌ مِنْ زَيْدٍ أَيَّامَ الدُّنْيَا قَالَ فَحَرَّكَ رَأْسَهُ‏ وَ أَتَى زَيْداً وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقِصَّةَ قَالَ فَمَضَيْتُ نَحْوَهُ فَانْتَهَيْتُ إِلَى زَيْدٍ وَ هُوَ يَقُولُ جَعْفَرٌ إِمَامُنَا فِي الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ». (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏46، ص: 196)

 

این استاد سطوح عالی در یک جمع بندی و بعد از بیان این نمونه ها بیان کرد: هر جا که درگیری سیاسی باشد، درگیری فکری هم هست.

 

وی افزود: وقتی درباره اصحاب امام صادق علیه السلام مطالعه می نماییم، بسیاری از این اصحاب، کوفی هستند؛ اصحابی مانند: هشام بن حکم کوفی، سلیمان بن خالد کوفی، مفضل بن عمر، ابان بن تغلب، زراره بن اعین به همراه چهار برادر دیگرش که همه از بزرگان خاندان کوفه بودند؛ ابی بصیر، عبدالله بن ابی یعفور و .... همه  از مردم کوفه بوده اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شاید این انتقال زمینه ای برای حضور شاگردان باشد و ما می دانیم  که عملکرد هر امامی در جهت زمینه سازی امام بعد و تکمیل عملکرد امام قبل بوده است. پس معلوم می شود یکی از اهداف امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام از انتقال پایتخت از مدینه به مکه در نظر داشتن این مورد بوده است.

 

نکته سوم: امام صادق و شاگردان ایشان

استاد عنایت عطایی کوزانی در ادامه به شاگردپروری حضرت علیه السلام اشاره و خاطرنشان کرد: به هر حال ما در حوزه مشغول هستیم و باید از جانب ما بحث استاد و شاگرد مورد توجه بیشتری قرار گیرد؛ اینکه در حوزه امام صادق علیه السلام شاگردان بزرگی حضور داشتند، مورد تردید نیست؛ اما اینکه چرا و چگونه این شاگردان بزرگ تربیت یافتند، مورد دقت است.

 

وی افزود: ما استادان بزرگی را در حوزه دیدیم، که دارای علمی وسیع هستند، اما در شاگرد پروری زیاد موفق نبوده اند؛ اما اساتیدی هم هستند که در این امر موفقیت چشم گیری داشته اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به خصوصیاتی پرداخت که موجب می شود تا استاد، بتواند شاگرد پروری کند.

 

1.علم استاد؛

 

2.عطوفت و مهربانی استاد نسبت به شاگردان:

 

وی افزود: امام صادق علیه السلام نسبت به شاگردان خود عطوفت و مهربانی داشتند. در حوزه هم اساتیدی را داشته ایم که حتی به شاگردان خود قرض می دادند تا سرمایه ای برای آنها بشود.

 

3.اخلاق حسنه:

استاد عنایت عطایی کوزانی در همین راستا به این آیه شریفه از سوره مبارکه آل عمران اشاره کرد:

 «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»

([اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مى‏شدند بنابراين از آنان گذشت كن، و براى آنان آمرزش بخواه، و در كارها با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خدا توكل كنندگان را دوست دارد.) (آل عمران، 159)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بحث به داستانی در مورد نحوه برخورد صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم پرداخت: (آن روز یکی از شلوغ ترین ایام حج بود. امام صادق علیه السلام با گروهی از یارانش گفتگو می کرد. در این هنگام، هشام بن حکم که تازه به جوانی گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشوای شیعیان از دیدن جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و کنار خویش نشاند و گرامی داشت. این رفتار امام حاضران را، که از شخصیت های علمی شمرده می شدند، شگفت زده ساخت. وقتی امام علیه السلام آثار شگفتی را در چهره حاضران مشاهده کرد، فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده»؛ این جوان با دل و زبان و دستش یاور ماست سپس برای اثبات مقام علمی هشام در باره نامهای خداوند متعال و فروعات آنها از وی پرسید و هشام همه را به خوبی پاسخ گفت. آنگاه حضرت فرمود: هشام، آیا چنان فهم داری که با درک و تفکرت دشمنان ما را دفع کنی؟ هشام گفت: آری.

امام فرمود: «نفعک الله به و ثبتک» خداوند تو را در این راه ثابت قدم دارد و از آن بهره مند سازد.

هشام می گوید: بعد از این دعا، هرگز در بحث های خداشناسی و توحید شکست نخوردم.)

 

4.سعه صدر:

استاد عنایت عطایی کوزانی در چهارمین مورد به سعه صدر اشاره کرد: ممکن است مخالفی بیاید و شبهه ای بیندازد؛ ما داشتیم که به همین خاطر بعضا استاد از کلاس درس خارج می شد.

 

وی افزود: نزد امام صادق علیه السلام می رسیدند، یا به حق یا به ناحق و برای جاسوسی و یا اغراض دیگر؛ اما امام صادق علیه السلام با سیاست و با تقیه و امور دیگر با آنها برخورد می کردند. درس و دانشگاه را تعطیل نمی کردند.

 

5. صبر بسیار:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه به «صبر بسیار» اشاره کرد و در این زمینه افزود: این مورد، به خلاف مورد قبل، یعنی سعه صدر، مربوط به شاگردانی است که غرض زشت ندارند و استاد را هم به استادی قبول دارند و سؤال مطرح می کنند، اما استاد با این وجود صبر ندارد و با یک سؤال از کوره در می رود و با تندخویی رفتار می کند.

 

6.توانایی درک شاگردان:

وی اضافه نمود: آقا امام صادق علیه السلام، شاگردان و استعدادهای آنها را شناسایی می کردند. اگر می دیدند که هشام بن حکم در کلام است که بهتر می تواند پرورش بیابد، او را در این زمینه پرورش می دادند.

 

استاد کوزانی بعد از بیان این نکات، بیان کرد: اگر روزی به کرسی استادی نشستیم، به این سنت مهم از امام صادق علیه السلام توجه کنیم تا بتوانیم در پرورش و آموزش شاگردان، بهترین بازدهی را داشته باشیم.

 

وی در ادامه به طهارت، برای حضور در درس اشاره کرد: آقا امام صادق علیه السلام، روز اول کلاس درس خود را به خاطر عدم طهارت یکی از شاگردان خود، تعطیل نمود.

 

این استاد سطوح حوزه علمیه قم افزود: در مورد طهارت ظاهری و باطنی برای کسب علوم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، باید به کلام آقا امام صادق علیه السلام اشاره نمود که علم نور الهی است و خداوند آن را در قلب هر کسی که بخواهد قرار می دهد و آن نور در جایی قرار می گیرد که دارای طهارت باشد: «قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام:‏ لَا يَحِلُّ الْفُتْيَا لِمَنْ لَا يَصْطَفِي [يَسْتَفْتِي‏] مِنَ اللَّهِ تَعَالَى بِصَفَاءِ سِرِّهِ وَ إِخْلَاصِ عَمَلِهِ وَ عَلَانِيَتِهِ وَ بُرْهَانٍ مِنْ رَبِّهِ فِي كُلِّ حَالٍ لِأَنَّ مَنْ أَفْتَى فَقَدْ حَكَمَ وَ الْحُكْمُ لَا يَصِحُّ إِلَّا بِإِذْنٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بُرْهَانِهِ وَ مَنْ حَكَمَ بِخَبَرٍ بِلَا مُعَايَنَةٍ فَهُوَ جَاهِلٌ مَأْخُوذٌ بِجَهْلِهِ وَ مَأْثُومٌ بِحُكْمِهِ كَمَا دَلَّ الْخَبَرُ الْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ‏ اللَّهُ‏ فِي‏ قَلْبِ‏ مَنْ‏ يَشَاء ...» (مصباح الشريعة ؛ ص16)

 

استاد عنایت عطایی کوزانی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، خطارنشان کرد: برای کسب علم تنها مهارت و علم استاد کافی نیست، بلکه خود شاگرد هم باید فی الجمله شرایط آن را داشته باشد.

 

وی افزود: چه بسا این علم در قلب شاگرد قرار نگیرد، آن هم به خاطر شرایطی که خودش به وجود آورده است و این شایستگی را از خودش گرفته است./270/260/20/

 

د, 04/02/1399 - 16:25