استاد رجبی مطرح کرد؛

بررسي مهمترين آموزه هاي تربيتي با نگاهی به داستان موسی و خضر در قرآن کریم

در فرآيند دشوار تربيت، نياز به مربي ضروري است. مربي با هدف رشد، به وسيله ارتباط با خداوند، رحمت و آگاهي، در نهايت بردباري، متربي خويش را به رشد و شكوفايي رهنمون مي كند.

 

استاد جواد رجبی از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، در موضوع «بررسي مهمترين آموزه هاي تربيتي بر اساس داستان موسي و خضر علیهما السلام در قرآن كريم» به گفتگو پرداخت.

 

وی خاطرنشان کرد: يكي از داستان هاي عبرت انگيز قرآن كريم، داستان دو پيامبر پروردگار موسي و خضر علیهما السلام است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: اين داستان را از جهات مختلفي مي توان بررسي كرد. آنچه در این گفتگو پيش رو داريد، بررسي مهمترين آموزه هاي تربيتي برخوردها و فرمايشات اين دو بزرگوار است.

 

مقدمه:

این کارشناس امور تربیتی به عنوان مقدمه، اضافه نمود: قرآن كريم به عنوان كتاب هدايت، در زمينه هاي متفاوت راه گشاي بشريت است.

 

وی افزود: يكي از هنرهاي اين كتاب آسماني، استفاده از داستان هاي عبرت انگيز براي مخاطبان خود است. داستان حضرت موسي و حضرت خضر علیهما السلام از جهت دارا بودن نكات تعليم و تربيت به عنوان منشور است.

 

استاد رجبی در ادامه بیان کرد: با توجه به گستردگي مباحث تربيتي، در اين چند دقیقه به اختصار به چهار بحث اشاره می کنیم و آن را با فرازهايي از آيات قرآن كه در داستان اين دو نبي خدا وجود دارد، تطبيق مي دهيم.

  • نياز به مربي
  • هدف تربيت
  • ويژگي هاي مربي
  • بردباري در تربيت

 

  1. نياز به مربي در تربيت حتي براي پيامبر خدا:

این استاد سطوح  عالی حوزه علمیه قم در بیان اولین نکته خاطرنشان کرد: براي رشد انسان، نياز به استاد و مربي، ضروري به نظر مي رسد؛ چرا كه پيمودن راه كمال، ساختن خويشتن و رشد خود و ديگران، مسيري بس دشوار و طاقت فرسا است.

 

وی در همین راستا به کلامی از مرحوم استاد صفایی حائری افزود: «مى ‏توان از بند مربى آزاد شد و خودسر به راه افتاد. اين توانايى هست، اما بايد غرامت سنگينى پرداخت. خودسرى، تك روى، تجربه و آزمايش، ناچار با شكست ها، يأس ‏ها، خستگى ‏ها، ناتوانى ‏ها و از دست رفتن ‏ها همراه است. سلمان ‏وار در جست و جوى مربى رفتن، آسان ‏تر و پربارتر از لقمان ‏وار از بدها ادب آموختن است. آنجا كه مربى در دسترس نيست، آنجا نمى ‏توان بى ‏ادب نشست كه مى‏ توان از بى ‏ادب ‏ها، ادب آموخت.» (مسئوليت و سازندگى، ص: 56)

 

استاد رجبی اضافه نمود: به نظر مي رسد که موسي علیه السلام هم نياز به استاد داشت؛ زيرا دچارغرور يا جهل شده بود و نيازمند تغيير بود.

 

وی افزود: در تفاسير و روايات، ماجراى موسى‏ و خضر بيان شده است. چنان كه در كتاب صحيح بخارى از ابن عباس از ابىّ ‏بن كعب آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «روزى حضرت موسى‏ در حال خطبه خواندن، مورد سؤال بنى‏اسرائيل قرارگرفت كه عالم‏ ترين افراد كيست؟ موسى گفت: من هستم. خداوند موسى را مورد عتاب قرار داد كه چرا نگفتى: خدا بهتر مى‏داند. خضر از تو عالم ‏تر است‏.» (تفسير نورالثقلين)

 

  1. هدف از تربيت

استاد جواد رجبی در ادامه خاطرنشان کرد: زماني كه موسي علیه السلام خاضعانه و به رسم ادب و شاگردي، محضر خضر مي رسد، به او مي گويد: «هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدا» (موسى به او گفت: آيا [اذن مى ‏دهى كه‏] من تو را [به اين هدف‏] پيروى كنم كه از آنچه به تو آموخته‏ اند، مايه رشدى به من بياموزى؟) (كهف، 66)

 

وی افزود: موسي هدف از تبعيت را رشد اعلام مي كند. به راستي كه بزرگترين هدف تربيت نيز رشد، شكوفايي و حركت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: رشد چيست؟ رشد، زياد شدن انسانی است كه به استعدادهاى تكامل يافته ‏اش جهت مى ‏دهد و آنها را از بن ‏بست مى‏ رهاند و به دنبال روش حركت و صراط و رهبرى مى ‏افتد و ضرورت مذهب را مى ‏يابد. (رشد: صفايي حائري 26)

 

وی افزود: براي تشخيص اينكه آيا رشد، درانسان رخ داده يا نه، بايد سراغ نشانه هاي رشديافتگان رفت. خداي سبحان براي اهل رشد پنج صفت بيان فرموده كه دو صفتِ آن ثبوتي و سه صفت ديگر آن سلبي است؛

 

این کارشناس امور تربیتی افزود: صفات ثبوتي رشد عبارت است از:

  1. محبت و مهر ورزيدن به دين و ايمان، به طوري كه آن را تشريف بداند؛ نه تكليف.
  2. دين را زينت خود دانستن و اذعان به اينكه قلب او با دين مزيّن است.

 

وی اضافه نمود: اوصاف سلبي عبارت است از:

  1. انزجار از كفر
  2.  تنفر از فسق
  3. بيزاري از معصيت

 

استاد رجبی خاطرنشان کرد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ‏»

(و بدانيد كه پيامبر خدا در ميان شماست [و بر شما واجب است در همه امور از او پيروى كنيد]، اگر او در بسيارى از كارها از شما پيروى كند، قطعاً دچار گرفتارى و زحمت مى ‏شويد، ولى خدا ايمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل هايتان بياراست، و كفر و بدكارى و نافرمانى را ناخوشايند شما ساخت، اينان [كه داراى اين ويژگى‏ ها هستند] هدايت يافته ‏اند) (حجرات 7)، (تسنيم 7. 119)

 

  1. ويژگي هاي مربي

وی در ادامه به آیه 65 از سوره مبارکه کهف پرداخت: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» (پس بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه او را از نزد خود رحمتى داده و از پيشگاه خود دانشى ويژه به او آموخته بوديم.)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: با توجه به این آيه شريفه داشتن سه ويژگي براي يك مربي در فرآيند تربيت لازم است:

  1. ارتباط با خداوند: اين ويژگي از فراز «من عندنا و من لدنا» فهميده مي شود و فايده آن مصونيت مربي در رفتار و گفتارش است.
  2.  رحمت: مهرباني مربي سبب جذب واعتماد متربي شده و گاهي از اوقات هم منشأ گذشت و چشم پوشي نسبت به اشتباهات متربي مي شود.
  3. آگاهي: براي رشد و شكوفايي افراد دانش، نقش اساسي دارد زيرا كسانى مى‏ توانند مربى انسان ‏ها باشند كه به دردها و درمان‏ ها و به وضع روحيه ‏ها آگاهى داشته باشند.

 

وی در همین راستا افزود: آگاهى از دردها و درمان ‏ها را بايد از وحى، یعنی از كتاب و سنت به دست آورد؛ چون اوست كه از استعدادهاى انسان و قلمرو استعدادهاى او و از قانون‏ هاى حاكم بر اين دو آگاه است و درگيرى‏ ها و دردها و درمان ‏ها و راه حل ‏ها را مى‏شناسد. (مسئوليت و سازندگى، ص: 54)

  1. بردباري در تربيت: يكى از نكات مهم تربيتي اين داستان، توجه به بردباري در فرآيند تربيت است؛ تربيت، عمليات و فرمول مكانيكي و مشخصي ندارد تا بتوان براي آن زمان مشخص كرد.

 

استاد رجبی اضافه نمود: براي اينكه موسي رشد كند، نيازمند صبوري و تحمل بيشتري بود؛ چرا كه چندين بار حضرت خضر، منتقدانه به متربي و شاگردش موسي گفت: «أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِيَ صَبْرا» (گفت: [اى موسى!] آيا نگفتم كه تو هرگز نمى ‏توانى بر همراهى من شكيبايى ورزى؟) (كهف 72 و 75)

 

وی افزود: ضمن اينكه در ابتداي حركت نيز، به او هشدار داده بود كه بايد بردبار باشي؛ «إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِيَ صَبْرا» (گفت: [اى موسى!] تو هرگز نمى ‏توانى بر همراهى من شكيبايى ورزى) (كهف.67)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: اين داستان به ما مى ‏آموزد كه نبايد در مورد رويدادهاى ناخوشايند كه در زندگى‏ مان پيدا مى ‏شود، عجولانه قضاوت كنيم به خصوص زماني كه در محضر استادي چون خضر قرار داريم.

 

وی تأکید کرد: چه بسيارند حوادثى كه ما آن را ناخوش داريم، اما بعدا معلوم مى ‏شود كه از الطاف خفيّه الهيّه بوده اند، اين همان است كه قرآن كريم در جاى ديگر مى ‏گويد: «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است و خدا [مصلحت شما را در همه امور] مى ‏داند و شما نمى ‏دانيد.) (بقره، آيه 216)

 

استاد رجبی در ادامه بیان کرد: توجه به اين واقعيت سبب مى‏شود كه انسان با بروز حوادث ناگوار، فورا مأيوس نشود.

 

وی افزود: در اينجا حديث جالبى از امام صادق عليه السّلام را نقل می کنیم كه امام به فرزند زراره فرمود: (به پدرت از قول من سلام برسان و بگو اگر من در بعضى از مجالس از تو بدگويى مى‏ كنم، به خاطر آن است كه دشمنان ما مراقب اين هستند كه ما نسبت به چه كسى اظهار محبّت مى‏كنيم تا او را به خاطر محبتى كه ما به او داريم، مورد آزار قرار دهند و به عكس، اگر ما از كسى مذمت كنيم، آنها از او ستايش مى‏ كنند، من اگر گاهى پشت سر تو بدگويى مى‏ كنم، به خاطر آن است كه تو در ميان مردم به ولايت و محبّت ما مشهور شده ‏اى و به همين جهت مخالفان ما از تو مذمت مى‏ كنند، من دوست داشتم عيب بر تو نهم تا دفع شرّ آنها شود. آن چنان كه خداوند از زبان دوست عالم موسى مى ‏فرمايد: «أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً» به خدا سوگند تو محبوبترين مردم نزد من هستى و محبوبترين ياران پدرم اعم از زندگان و مردگان توئى، تو برترين كشتي هاى اين درياى خروشانى و پشت سر تو پادشاه ستمگر غاصبى است كه دقيقا مراقب عبور كشتي هاى سالمى است كه از اين اقيانوس هدايت مى ‏گذرد تا آنها را غضب كند، رحمت خدا بر تو باد در حال حيات و بعد از ممات‏.) (تفسير نمونه، ج 12، ص 518 به نقل از معجم رجال الحديث، ج 7، ص 227.)

 

نتيجه گيري:

استاد جواد رجبی از کارشناسان امور تربیتی و از اساتید حوزه علمیه قم در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: با بررسي مختصري كه در آيات مربوط به داستان حضرت موسي و خضر صورت گرفت، دريافتيم كه در فرآيند دشوار تربيت، نياز به مربي ضروري است.

 

وی افزود: مربي با هدف رشد، به وسيله ارتباط با خداوند، رحمت و آگاهي، در نهايت بردباري، متربي خويش را به رشد و شكوفايي رهنمون مي كند./270/260/20/

 

ي, 04/15/1399 - 14:56