استاد شاکری مطرح کرد؛

شیوه استدلال امام رضا (ع) در خداشناسی

قوه واهمه اشتباه می کند که حکمی را به همه موجودات سرایت می دهد و امام علیه السلام قوه عاقله انسان ها را بیدار می کند؛ این شیوه تعلیم امام است که قوه عاقله باید فعال باشد و نباید تحت تأثیر قوه واهمه باشد.

 

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت امام هشتم علیه السلام، استاد رضا شاکری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «شیوه استدلال امام رضا علیه السلام در خداشناسی» پرداخت.

 

وی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: هر پیامبری با قوم خود دارای مشکلاتی بوده است؛ یکی از بزرگترین مشکلات پیامبران با اقوام خودشان این بوده است که انسان ها و رعایا موجود غیر محسوس را نمی توانستند بپذیرند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: کار پیامبر دعوت به جهان ما بعد الطبیعة و غیر محسوس است؛ برای انسان ها تصور موجود غیر محسوس سخت بوده است؛ از این رو یکی از مشکلات بزرگ انبیاء این بوده است که امور غیر مادی و غیر حسّی را به گونه ای برای مردم تصویرسازی کنند که مردم بتوانند آنها را درک کنند.

 

استاد شاکری افزود: از این رو در قرآن و در ابتدای سوره بقره می خوانیم:

«الم(1) ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ (2) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3) وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)»

 

وی اضافه نمود: بر اساس این آیات شریفه یکی از برجسته ترین اوصاف متّقین این است که به غیب ایمان می آورند. بسیاری از مفسران قرآن و قرآن پژوهان نظرشان این است که منظور از غیب، جهان ماوراء الطبیعة است؛ یعنی جهانی غیر از جهان مادی و جهان محسوس.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از اینجا مشخص می شود که انسان با یک مشکلی روبرو است که آیا یک انسان می تواند غیر از این جهان محسوس، جهانی غیر محسوس و ماورائی را تصور کند یا خیر؟

 

وی در ادامه بیان کرد: بسیاری از انسان ها چه در امروز و چه در گذشته ها قویّا در مقابل پذیرش این امر، سرسختی می کنند. الآن در بسیاری از جوامع این سرسختی وجود دارد که هر پدیده ای که مربوط به اموری فراتر از امور ماده برگردد، در برابرش مقاومت می شود و انسان ها نمی پذیرند و انکارش می کنند.

 

استاد رضا شاکری افزود: مشکل از کجاست؟ در بشر قوه ای ادراکی به نام «قوه واهمه» وجود دارد. مشکل این است که بشر حکم قوه واهمه را بر قوه عاقله غلبه و سرایت می دهد. مثلا برای بسیاری از انسان ها این باور وجود دارد که هر موجودی بالاخره باید در مکانی باشد؛ به ظاهر این حرف پسندیده جلوه می کند اما درست نیست؛ چون این طور نیست که همه موجودات مکان بپذیرند. مکان اختصاص به موجودات مادی و حسّی دارد.

 

وی اضافه نمود: از این رو یکی از شیوه های هدایت امامان ما علیهم السلام این بوده است که جلوی اشتباهات ادراکی انسان ها را می گرفتند. اشتباهاتی که گاهی ناشی از غلبه حکم قوه واهمه بر قوه عاقله بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اغلب سؤال دانشمندان، (اگر این عنوان برایشان درست باشد) از ائمه معصومین علیهم السلام در مناظرات این بوده است که اگر خدا وجود دارد، پس کجاست و کیفیتش چگونه است؟ «أین الله؟» و امام در مقابل می فرمود: خداوند جا و مکان را هم آفرید.

 

وی افزود: اگر بنا باشد که خداوند در یک جایی باشد، یعنی قبل از خدا باید جایی باشد که خداوند در آن حضور داشته باشد؛ از این رو این بار سؤال پیش می آید که آن مکان را پس چه کسی آفرید؟ اگر کسی غیر از خدای در آن مکان، آن مکان را آفریده باشد، پس این دیگر خدا نشده است.

 

استاد شاکری در ادامه بیان کرد: از این رو امام معصوم در مقابل این سؤال که «أین الله»، می فرماید: «عیّن الأین و کیّف الکیف»؛ خودِ مکان و جا را هم خدا آفرید. کیفیت را هم خداوند آفرید؛ این گونه نیست که کیفیتی را بپذیرد و به این ترتیب خداوند در مقابل یک کیفیت منفعل نمی شود.

 

وی خاطرنشان کرد: این امر نشان دهنده یک شیوه از شیوه های هدایت گری ائمه اطهار علیهم السلام در مقابل اشتباهات قوه واهمه بشر بوده است؛ یک نمونه برجسته اش را در تعلیمات امام رضا علیه السلام داریم.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در کتاب کافی، جلد 1، کتاب التوحید، باب اول، حدیث 3، امام رضا صلوات الله علیه در اثناء یک مناظره که با زندیق دارد، زندیق چیزی می گوید و امام علیه السلام در پاسخ به زندیق، خداوند متعال را اینگونه وصف می کند «هُوَ أَيَّنَ الْأَيْنَ بِلَا أَيْنٍ وَ كَيَّفَ الْكَيْفَ بِلَا كَيْفٍ فَلَا يُعْرَفُ بِالْكَيْفُوفِيَّةِ وَ لَا بِأَيْنُونِيَّةٍ وَ لَا يُدْرَكُ‏ بِحَاسَّةٍ وَ لَا يُقَاسُ بِشَيْ‏ء» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 1؛ ص78) خداوند تعالی با حسّ درک نمی شود و با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.

 

وی افزود: به محض اینکه امام علیه السلام این کلام را می فرمایند؛ آن زندیق می گوید: حالا که با حس درک نمی شود، پس چنین چیزی وجود ندارد؛ اگر خدا موجودی است که با حواس پنجگانه نمی شود آن را ادراک کرد، یعنی نه می شود آن را دید، نه صدایش را شنید، نه می شود او را بویید و نه چشید و نه لمس نمود؛ اگر نمی شود خدا را با حواس پنجگانه حس کرد، خود گواه بر این است که خدا اصلا وجود ندارد. «فَقَالَ الرَّجُلُ فَإِذاً إِنَّهُ لَا شَيْ‏ءَ إِذَا لَمْ يُدْرَكْ بِحَاسَّةٍ مِنَ الْحَوَاس‏»

 

استاد شاکری در ادامه به شیوه پاسخ امام رضا علیه السلام توجه داد: «فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ علیه السلام: وَيْلَكَ لَمَّا عَجَزَتْ حَوَاسُّكَ عَنْ إِدْرَاكِهِ أَنْكَرْتَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ نَحْنُ إِذَا عَجَزَتْ حَوَاسُّنَا عَنْ إِدْرَاكِهِ أَيْقَنَّا أَنَّهُ رَبُّنَا بِخِلَافِ شَيْ‏ءٍ مِنَ الْأَشْيَاء» اشتباه کردی، تو می گویی حال که حواسّ ما از ادراک خداوند عاجز هستند، پس باید خدایی خدا را انکار کرد؟ تو می گویی چون خدا حس نمی شود، پس خدایی خدا را می شود انکار کرد، اما شیوه ما این است که ما همین که حواس ما از ادراک خداوند عاجز می شود، ما نمی گوییم نیست، بلکه می گوییم یقین می کنیم که خداوند بر خلاف سایر موجودات است که بشود با حواس پنجگانه او را درک کرد.

 

وی اضافه نمود: خلاصه کلام امام رضا علیه السلام به آن زندیق این است که تو می گویی چون محسوس نیست، پس موجود هم نیست؛ ما می گوییم خداوند چون محسوس نیست، فوق محسوس است. پس چون با حواس پنجگانه نمی شود او را ادراک کرد، موجودی است فوق موجودات محسوس و فوق عالم ماده.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در اینجا زندیق مرتکب یک خطا از ناحیه سرایت قوه واهمه بر قوه عاقله اش شد و امام رضا علیه السلام جلوی این خطای او را می گیرد؛ زندیق همانند بسیاری از انسان ها گمان کرد که هر وجودی باید رنگ، شکل، وزن، مکان، بو و صدا داشته باشد تا بشود حداقل با یکی از حواس پنجگانه او را درک کرد؛ حال که نمی شود، پس چنین موجودی نیست. این، حکمی است که قوه واهمه می دهد و اشتباه می کند.

 

وی در ادامه بیان کرد: قوه واهمه اشتباه می کند که حکمی را به همه موجودات سرایت می دهد و امام علیه السلام قوه عاقله انسان ها را بیدار می کند؛ این شیوه تعلیم امام است که قوه عاقله باید فعال باشد و نباید تحت تأثیر قوه واهمه باشد.

 

استاد رضا شاکری در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: قوه عاقله است که حکم کلی می دهد؛ شما نمی توانید بگویید «هر موجودی مکان می خواهد» این «هر موجود» را که می گویید، حکم کلی است؛ و حکم کلی کار قوه عاقله است.

/270/260/21/

 

 

ش, 07/26/1399 - 15:57