استاد یوسفی غروی:

«بررسی واقعه سقیفه بنی ساعده»/ انحراف از دستور پیامبر(ص) در روز اول رحلت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، از جمله حوادث مهمی که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) رخ داد و سبب شد مسیر از آنچه پیامبر(ص) دستور و سفارش کردند، تغییر کند، واقعه «سقیفه بنی ساعده» بود. استاد یوسفی غروی، محقق، پژوهشگر و استاد برجسته تاریخ اسلام واقعه سقیفه بنی ساعده که در روز رحلت پیامبر(ص) به وقوع پیوست و حادثه حمله به خانه حضرت علی(ع) را مورد بررسی قرار داد. سخنان این استاد حوزه علمیه قم در ادامه آمده است:

 

زمانی که پیامبر اکرم(ص) در قید حیات بودند، وصیت شخصی خود را به امیرالمومنین علی(ع) فرموده بودند و حضرت امیرالمومنین (ع)  را متصدی تجهیز، غسل، کفن و دفن کرده بودند. پیامبر(ص) کیفیت نماز خواندن مسلمانان بر بدن خویش را هم فرموده بودند، پیامبر(ص) وصیت کردند بر بدن من نماز بخوانید و پس از آن مرا غسل دهید، جنازه مرا در حجره گذارید و بعد از آن امیرالمومنین و خانواده و نزدیکانم وارد حجره شوند و امیرالمومنین نماز میّت را بر بخواند، پس از آن باقی مسلمانان ده نفر، ده نفر وارد حجره شوند و نماز میّت و آیه إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً را بخوانند و صلواتی بر پیامبر(ص) ختم کنند و این نماز خاص و ویژه پیکر پیامبر(ص) باشد. البته پیامبر(ص) فرموده بودند تا سه روز پیکرشان دفن نشود تا مسلمانان مدینه و اطراف مدینه و هر کسی که در این روزها به مدینه می رسد بتواند در تدفین پیامبر(ص) شرکت کند، پس از سه روز پیامبر(ص) در همان مکانی که وفات کردند، دفن شدند.

 

طبق وصیت پیامبر(ص) عمل شد، امیرالمومنین متصدی تجهیز پیامبر(ص) یعنی غسل، کفن و دفن پیامبر(ص) شدند و سپس صحابه پیامبر(ص)، نماز را به همین کیفیت از امیرالمومنین (ع)  دریافتند و طبق آن عمل کردند.

 

در همین زمان عده ای دور سعد بن عُباده خَزرجی که بزرگ خاندان خزرجیان از انصار مدینه بودند، جمع شدند. سعد بن عُباده خَزرجی بیمار و بستری بود، اما عده ای که به دور او جمع شده بودند بیان می کردند که چون مهاجرین اجازه نمی دهند آنچه پیامبر(ص) مکرراً در مورد جانشینی امیرالمومنین (ع)  فرموده بودند، به ثمر برسد لذا خلافت و جانشینی پیامبر(ص) را از آنِ زعیم و بزرگ خاندان خزرجیان از انصار مدینه کنند.

 

پیش از اسلام میان دو طایفه انصار که خزرج و اوسیان مدینه بودند درگیری و جنگ هایی واقع شده بود، پس از اینکه پیامبر(ص) به مدینه آمدند، این درگیری ها آرام گرفت، اما حال که پیامبر(ص) وفات کرده بودند مجدداً در سایبان یا سقیفه میان این دو قبیله بر سر جانشینی پیامبر(ص) درگیری شروع شد. واقعه سقیفه در روز وفات پیامبر(ص) رخ داد، در آن روز امیرالمومنین علی(ع) و اهل بیت(علیهم السلام) مشغول تجهیز پیامبر(ص) بودند و عده ای در سقیفه مشغول جر و بحث بر سر خلافت و جانشینی پیامبر(ص).

 

عمر در کنار دَر خانه پیامبر(ص) بود که به او خبر دادند خزرجیان سعد بن عُباده خَزرجی که در بستر بیماری است را بیرون آوردند و صحبت از بیعت کردن با او برای خلافت و جانشینی پیامبر(ص) می کنند، عمر، ابوبکر را صدا زد و خبر را به او داد و به اتفاق هم به سوی سقیفه بنی ساعده رفتند.

 

در ابتدا عمر می خواست صحبت کند، اما ابوبکر به او اشاره کرد که آرام بگیرد تا خود صحبت کند، ابوبکر در صحبت های خود گفت که ما اولویت داریم چون جزو مسلمانان اولیه اسلام و از اصحاب پیامبر(ص) بودیم و با پیامبر(ص) نسبت داریم بنابراین شجره قریش و خاندان قریشیان مقدم بر غیر قریشیان است.

 

در اینجا نکته ای را توضیح دهم، شیعه و سنی حدیثی از پیامبر(ص) نقل کردند که خلافت بعد از حضرت در میان قریشیان خواهد بود، این کلمه قریشیان تنها شامل خلیفه اول و دوم نیست بلکه شامل بنی هاشمیان و امیرالمومنین (ع)  هم می شود. بنابراین این دلیل نیست که بخواهند خلافت را از امام علی(ع) منصرف کنند، اما آنان همین را بهانه گرفتند که چون پیامبر(ص) گاهی می فرمودند: «یکونُ اِثْنی عَشَرَ اَمیراً فَقالَ کلِمَهً لَمْ اَسْمَعْها، فَقالَ اَبی اِنَّهُ قالَ کلُّهُم مِنْ قُرَیشٍ؛ جانشینان من دوازده نفر و همه آنها از قریشیان هستند» پس خلافت به غیر قریشیان و به اوس و خزرج از اهل مدینه نمی رسد  اما نادیده گرفتند که بنی هاشمیان و فرزندان امیرالمومنین و فرزندانشان همه از قریشیان هستند.

 

بالاخره میان این سه نفر یعنی عمر، ابوبکر و ابوعبیده جرّاح چند جمله ای تعارف شد که کدام برای خلافت اولویت دارند تا اینکه سرانجام عمر دست ابوبکر را گرفت و با او بیعت کرد، سپس ابوعبیده جرّاح نیز با ابوبکر بیعت کرد و عده ای دیگر هم با ابوبکر بیعت کردند و از پس آن جزو مقربین درگاه خلافت بودند.

 

در این زمان عده ای از قبیله اسلم که از طوایف مسلمان بیرون مدینه بودند برای تهیه ارزاق که عمدتاً خرما، آرد و زیتون بود به مدینه آمدند، اما دیدند که اوضاع به دلیل وفات پیامبر(ص) مناسب نیست و بازار تعطیل است، عمر نزد آنان رفت و ضمانت کرد که اگر آستین بالا بزنند و دامن به کمر بگیرند و دست مردم کوچه و بازار و هر کسی را که می بینند به عنوان بیعت به دست ابوبکر بزنند، ارزاق مورد احتیاج آنان را تأمین خواهد کرد، افراد قبیله اسلم چنین کردند و سرانجام ابوبکر را به جای پیامبر(ص) بر منبر نشاندند.

 

بدین ترتیب خلافت از جایگاهی که خداوند فرمان داده بود و پیامبر(ص) اطلاعت کرده بود و به مردم ابلاغ کرده بود منحرف شد. بیعت کنندگان با ابوبکر فراموش کرده بودند که در روز غدیر در حضور پیامبر(ص) با امیرالمومنین علی(ع) بیعت کرده بودند.

 

بُرَیدَه بن حُصَیب اَسلَمی، از صحابه پیامبر(ص) بود که در بیشتر غزوات شرکت داشته است. او رئیس قبیله اَسْلَم بن اَفْصی بود و ایمان آوردن او سبب مسلمان شدنِ افراد زیادی از قبیله‌اش شد، وی پس از رحلت رسول اکرم(ص) به هواداری امام علی(ع) از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید. بُرَیدَه بن حُصَیب اَسلَمی به میان قبیله خود رفت و گفت ما قبلاً به دستور پیامبر (ص) با علی(ع) بیعت کرده بودیم و حال هم با کسی جز با علی(ع) بیعت نمی کنیم، اما بعد می بینیم که این شعار تغییر می کند و گفته می شود؛ با کسی بیعت نمی کنیم مگر اینکه علی(ع) بیعت کند؛ و چون آن زمان علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرده بود، عده ای از این قبیله با همین شعار به مدینه آمدند، دستگاه خلافت احساس خطر کرد که باید از علی(ع) بیعت بگیرد وگرنه هر روز ممکن است که چنین مشکلی پیش آید. لذا دستگاه خلافت به مباشرت و سرکردگی عمربن خطاب انگیزه پیدا کرد که از علی(ع) بیعت بگیرند.

 

سه بار فرستادگانی فرستادند که از امیرالمومنین بیعت بگیرند که هر بار به هر لفظی که می گفتند امیرالمومنین (ع)  آنها را رد می کرد، بار سوم مقداری شعله آتشی با خود برداشتند و به طرف خانه امیرالمومنین (ع) آمدند و تهدید کردند که حضرت بیرون بیاید و برای بیعت با خلیفه اول با آنها به مسجد برود، وقتی امیرالمومنین (ع) اجابت نکرد آنان به فشار وارد منزل شدند به طوری که تعبیر شده درب منزل را شکستند و حضرت زهرا(س) که پشت دَر بود مورد اذیت و آزار قرار گرفت و در اصول کافی آمده که برای اینکه حضرت زهرا(س) را از خود دفع و ساکت کنند، مورد جسارت کتک هم قرار دادند. بالاخره بند غلاف شمشیر امیرالمومنین را به گردن حضرت انداختند و به سوی مسجد کشیدند.

 

بنابر اخباری که در کهن ترین کتب تاریخی و اخبار مستند آمده حوادث در خانه امیرالمومنین و حضرت زهرا(س) برای همان روزهای اول وفات پیامبر اکرم(ص) نیست بلکه این حوادث دو ماه پس از وفات پیامبر(ص) رخ داد./260/12/

ش, 07/26/1399 - 08:36