استاد محمدلو مطرح کرد؛

داشتن انصاف، یکی از مقدمات تشکیل جامعه مهدوی «قسمت اول»

پاک ترین پاکان، آبروی ناموس دهر که فرشتگان در شب قدر بر ایشان شرفیاب می شوند، وجود مقدس امام عصر علیه السلام، آخرین حجت خداوند متعال است. آیا ممکن است که بر زید و عمرو نازل می شود؟ که اگر بود در بوق و کرنا می کردند که فرشتگان بر ما نازل شده است. پس نازل نمی شود، مگر بر حجت خدا امام زمان علیه السلام؛ از این باب باید کلام خواجه را تصدیق کرد که «وجوده لطفٌ».

 

به مناسبت آغاز امامت اباصالح حجت بن الحسن المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، استاد علی محمدلو از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع «داشتنِ انصاف، یکی از مقدمات تشکیل جامعه مهدوی» به گفتگو پرداخت که در دو قسمت بیان می گردد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو به عنوان مقدمه خاطرنشان کرد: یکی از موضوعات مهمی که علی الخصوص در زمان ما در جامعه فعلی، جاری و ساری است، مسأله مهم مهدویت است. در بین شیعه و سنی این بحث وجود دارد و حتی در بین سایر ملل و نحل این بحث ساری و جاری است که منجی خواهد آمد. این بحث یک بحث بسیار مهم است.

 

وی در ادامه افزود: حتی دولت های غربی هم به این موضوع و معنا پی برده بودند و یک سری فیلم هایی، علی الخصوص هالیوودی در این رابطه ساخته شده است؛ که به طور مثال چاره ای بیندیشیم تا راه های از بین بردنش را پیدا کنیم.

 

استاد محمدلو اضافه نمود: از این رو حتی هزار و اندی سال از قضیه مهدویت می گذرد؛ در آن زمان، بنی امیه و بنی عباس در این فکر بودند که موعود خواهد آمد و لازم است تا آن از بین ببرند. بنی امیه و بنی عباس زمان ما هم همین عمل را در پی گرفته اند و سعی دارند تا با این گونه فیلم ها این نقش را کم رنگ کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بعد از بیان مقدمه در ادامه خاطرنشان کرد: یکی از ویژگی هایی که حضرت حجت علیه السلام دارد، مسأله غیبت است. از این رو لقب معروف امام زمان علیه السلام، به «امام غائب» اختصاص داده شده است.

 

وی در ادامه به کتاب قیّم «نجم الثاقب» از مرحوم محدث نوری اشاره و خاطرنشان کرد: باید اذعان داشت که انصافا کتاب خوبی است و خداوند مؤلفش را رحمت کند. مرحوم محدث نوری استادِ مرحوم شیخ عباس قمی، انصافا برای این کتاب زحمت کشیده است؛ 182 اسم و عنوان برای امام زمان علیه السلام ذکر کرده است که هر کدام بابی از ابواب معرفت به آن وجود مقدّس است. در ادامه به بیان آن نام ها می پردازیم:

«احمد، اصل، اوقید مو، ایزد شناس، ایزد نشان، ایستاده، ابو القاسم، ابو عبدالله، ابو جعفر، ابو محمد، ابو ابراهیم، ابو الحسن، ابو تراب، ابو بکر، ابو صالح، امیر الامره، احسان، أذن سامعه، ایدی، بقیة الله،

بئر معطله، بلد الأمین، بهرام، بنده یزدان، پرویز، برهان الله، باسط، بقیة الأنبیاء، تالی، تأیید، تمام، ثائر، جعفر، جمعه، جابر، جَنب و جَنب الله، جوار الکنس، حجّة و حجّة الله، حقّ، حجاب،

حمد، حامد، حاشر، خاتم الاوصیاء، خاتم الأئمه، خجسته، خسرو، خدا شناس، خازن، خلف و خالف صالح، خنّس، خلیفة الله، خلیفة الأتقیاء، دابّة الأرض، داعی، رجل، راهنما، ربّ الأرض، زند افریس، سروش ایزد،

السلطان المأمول، سدرة المنتهی، سناء، سبیل، ساعة، سیّد، شماطیل، شرید، صاحب، صاحب الغیبة، صاحب الزّمان، صاحب الرّجعة، صاحب الدار، صاحب الناحیه، صاحب العصر، صاحب الکرّة البیضاء، صاحب الدّولة الزهراء، صالح، صاحب الأمر، صمصام الأکبر،

صبح مسفر، صدق، صراط، ضیاء، ضحی، طالب التّراث، عالم، عدل، عاقبة الدّار،  عزّة، اعین، عصر، غایب، غلام، غیب، غریم، غوث، غایة الطالبین، غایة القصوی،

غوث الفقراء، خلیل، فجر، فردوس الاکبر، فیروز، فرخنده، فرج المؤمنین، الفرج الاعظم، فتح، فقیه، فیذموا، قابض، قائم، قابض، قیامت، قسط، قوة، قاتل الکفرة، قطب، قائم الزمان، قیّم الزّمان.

قاطع، کاشف الغطاء، کمال، کلمة الحقّ، کیقباد دوم، کوکماء، کارّ، لواء اعظم، لندیطارا، لسان الصدق، ماشع، مهمید الأخر، مسیح الزّمان، میزان الحق، منصور، محمد صلی الله علیه و آله و سلم، نیة الصابری، منتقم، مهدی، عبدالله،

مؤمَل، منتظر، ماء معین، مخبر بما یعلن، مجازی بالأعمال، موعود، مظهر الفضایح، مبلی السرائر، مبدأ الآیات، محسن، منعم، مفضل، منّان، مُوتور، مدبّر، مأمور، مقدرة، مأمول، مفرج اعظم، مضطر،

من لم یجعل الله له شبیها، مقتصر، المصباح الشدید الضّیاء، ناقور، ناطق، نهار، نفس، نور آل محمد، نور الأصفیاء، نور الأتقیاء، نجم، ناحیه مقدسه، واقیذ، وتر، وجه، ولی الله، وارث، هادی، ید الباسطه، یمین، وهوه ل، یعسوب الدین»

 

استاد علی محمدلو در ادامه گفتگو خاطرنشان کرد: مرحوم محدث نوری به طور مفصل به اینها اشاره می کند؛ یکی از این القاب آن بزرگوار، لقت «غائب» است که در برخی از روایات هم به این لقب اشاره شده است؛ حتی در آیات ابتدایی سوره مبارکه بقره می خوانیم: «الذین یؤمنون بالغیب...»، امام صادق علیه السلام در ذیل همین آیه به همین مطلب اشاره فرموده اند:

«وَ مِمَّا صَحَّ لِي رِوَايَتُهُ عَنِ الشَّيْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ يَرْفَعُهُ إِلَى يَحْيَى بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ علیه السلام عَنْ أَوَّلِ سُورَةِ الْبَقَرَةِ «الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ‏» مَنْ هُمُ الْمُتَّقُونَ وَ مَا الْمُرَادُ بِالْغَيْبِ قَالَ الْمُتَّقُونَ شِيعَةُ عَلِيٍّ وَ الْغَيْبُ‏ هُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ‏ علیه السلام» (بهاء الدين نيلى نجفى، على بن عبد الكريم، منتخب الأنوار المضيئة في ذكر القائم الحجّة عليه السلام؛ ص76 - قم، چاپ: اول، 1360 ش.)

 

وی افزود: قدر متیقّن اینکه در زمان ما و در طول ازمنه به امام غایب ایمان داشته و دارند؛ با اینکه سالیان سال از عمر شریفشان می گذرد، هیچ تردید و شکّی در وجود آن عزیز وجود ندارد؛ روایات مختلفی در این باره وجود دارد که در مورد غیبت آن حضرت مطالب لطیفی را بیان کرده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی از القاب آن حضرت، غیبت یا غایب است و این خصوصیت غیب یکی از اسرار الهی، و از ویژگی های حضرت ولی عصر علیه السلام در بین ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین است.

 

وی در همین زمینه، یعنی خصوصیت غیبت برای امام عصر علیه السلام، به صلوات خواجه نصیرالدین طوسی اشاره نمود:

«اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بَارِكْ عَلَى‏ صَاحِبِ‏ الدَّعْوَةِ النَّبَوِيَّةِ وَ الصَّوْلَةِ الْحَيْدَرِيَّةِ وَ الْعِصْمَةِ الْفَاطِمِيَّةِ وَ الْحِلْمِ الْحَسَنِيَّةِ وَ الشَّجَاعَةِ الْحُسَيْنِيَّةِ وَ الْعِبَادَةِ السَّجَّادِيَّةِ وَ الْمَآثِرِ الْبَاقِرِيَّةِ وَ الْآثَارِ الْجَعْفَرِيَّةِ وَ الْعُلُومِ الْكَاظِمِيَّةِ وَ الْحُجَجِ الرَّضَوِيَّةِ وَ الْجُودِ التَّقَوِيَّةِ وَ النَّقَاوَةِ النَّقَوِيَّةِ وَ الْهَيْبَةِ الْعَسْكَرِيَّةِ وَ الْغَيْبَةِ الْإِلَهِيَّةِ الْقَائِمِ بِالْحَقِّ وَ الدَّاعِي إِلَى الصِّدْقِ الْمُطْلَقِ كَلِمَةِ اللَّه» (مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زاد المعاد - مفتاح الجنان؛ ص404 - بيروت، چاپ: اول، 1423 ق؛ كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية) ص: 720 - قم، چاپ: دوم، 1405 ق.)

 

استاد محمدلو در ادامه، ضمن اشاره به متعدد بودن شواهد در این زمینه خاطرنشان کرد: غیبت فقط مختصّ به امام زمان نیست و در موارد متعددی در بین انبیای الهی هم این امر بوده است اما در بین ائمه علیهم السلام مختص حضرت حجت علیه السلام بوده است.

 

وی افزود: علت در این است که وقتی به سراسر زندگانی حضرت علیه السلام نگاه می کنیم، می بینیم که حضرت به صورت غایب زندگی کرده اند.

 

غیبت در زمان حمل

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در دوران حمل، به صورت مخفی و پنهان بود؛ دستگاه خلافت علم داشته است که منجی، فرزند امام یازدهم شیعیان خواهد بود؛ مولودی که طومار ظالمان را در هم خواهد پیچید. حکومت الهی برپا خواهد کرد؛ از این رو خانه امام هادی علیه السلام و امام عسگری علیه السلام به شدّت تحت نظر بوده است؛ حتی چند بار منزل امام عسکری علیه السلام را مورد هجوم قرار دادند و جستجو کردند تا اگر فرزند پسری به دنیا آمد در همان لحظه آن را بکشند؛ در چنین موقعیتی مقرر بود که چنین فرزندی به دنیا بیاید؛ از این رو حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف دوران حمل ویژه ای داشتند.

 

وی افزود: در شب نیمه شعبان، سال 255 یا 256 هجری، امام عسکری علیه السلام به عمه گرانقدرشان حکیمه خاتون می فرمایند: عمه جان امشب در خانه بمان که آخرین حجّت خدا متولد خواهد شد. حضرت حکیمه خاتون عرض کرد: من که از نرجس خاتون نشانه حمل نمی بینم؛ یا حجة الله! امام عسکری علیه السلام فرمود: خداوند متعال حمل او را مانند حمل حضرت موسی علیه السلام پنهان کرده است.

 

غیبت در خردسالی

استاد محمدلو خاطرنشان کرد: این اختفاء بعد از تولد هم ادامه داشته است و امام عسکری علیه السلام برای اینکه شیعیان بعد از ایشان دچار تحیر نشوند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به برخی از خواصّ شیعیان نشان دادند.

 

امام علیه السلام در غیبت صغری

وی اضافه نمود: امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 هجری به شهادت رسیدند و در سن 28 سالگی از دنیا رفت؛ در آن زمان وقتی حضرت علیه السلام به شهادت رسید، حضرت حجت علیه السلام 5 سال داشتند؛ بر پدر بزرگوارشان حاضر شدند، نماز خواندند. حکومت جور بر وجود امام بعد از امام عسگری علیه السلام واقف شدند و از این رو به شدت در پی یافتن آن حضرت علیه السلام برآمدند تا حضرت را از دنیا ببرند. از این رو می بینیم که در 5 سالگی غیبت صغری آغاز می شود؛ غیبتی که 69 سال تا 329 هجری به طول می انجامد.

 

امام علیه السلام در غیبت کبری

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از آن تاریخ تا کنون که حدود 1113 سال می گذرد، دوران غیبت کبری است؛ حضرت علیه السلام در نامه آخرشان به علی بن محمد سمری اشاره می کنند که نیابت خاصّ در زمان فوت وی بسته شده است و پس از او مردم باید از طریق نائبان عام، یعنی فقهای دین شناس و اهل عمل، یعنی از طریق سیستم مرجعیت و ولایت فقیه، دین و اعتقادشان را دریافت نمایند.

 

وی در ادامه به پاسخ حضرت حجت علیه السلام به اسحاق بن یعقوب اشاره نمود که حضرت فرمود:

«... وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم...» (ابن بابويه، محمد بن على، كمال الدين و تمام النعمة؛ ج‏2 ؛ ص484- تهران، چاپ: دوم، 1395ق.)

 

استاد علی محمدلو خاطرنشان کرد: دیدیم که تمام مراحل زندگانی حضرت، خواه در دوران حمل، خواهد در 5 سالگی، خواه در غیبت صغری و غیبت کبری پنهانی بوده است و تا کنون ادامه یافته است؛ اما اگر کسی صاحب دل باشد، می تواند وجود این آفتاب پشت ابر را احساس نماید؛ از این رو ما قدر و ارزش وجود ایشان را نمی دانیم؛ به قول صاحب التجرید که فرمود: «وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه‏ منّا».

 

وی در زمینه لطف بودن آن به آنِ وجود مبارک امام عصر علیه السلام، به صدر روایتی بلند بالا از امام باقر علیه السلام اشاره نمود که می فرماید: ای شیعیان! با سوره «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ...» احتجاج کنید تا مخالفان را (در برابر برهان) به زانو در آورید. به خدا قسم! این سوره بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حجت خدا بر خلق و سید و آقای دین شما و غایت علم ما (ائمه) است..

«وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا ...» (كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 249 - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پاک ترین پاکان، آبروی ناموس دهر که فرشتگان در شب قدر بر ایشان شرفیاب می شوند، وجود مقدس امام عصر علیه السلام، آخرین حجت خداوند متعال است. آیا ممکن است که بر زید و عمرو نازل می شود؟ که اگر بود در بوق و کرنا می کردند که فرشتگان بر ما نازل شده است. پس نازل نمی شود، مگر بر حجت خدا امام زمان علیه السلام؛ از این باب باید کلام خواجه را تصدیق کرد که «وجوده لطفٌ».

 

استاد علی محمدلو در پایان قسمت اول از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه کلام خواجه نصیر، یعنی «عدمه منّا» پرداخت: اهل دلی این مطلب را به خوبی با مثالی بیان کرد: اگر سرِ کوچه ما چراغی نصب باشد، روشنایی می دهد و کوچه را روشن می کند؛ همه مردم کوچه جمع می شوند و چراغ را می شکنند؛ شهرداری چراغ دیگری را نصب می کند؛ باز مردم می شکنند؛ باز شهرداری چراغ مجددی نصب می کند؛ تا یازده مرتبه تکرار می شود؛ دیگر چراغ دوازدهم را نمی آورد که نصب کند؛ «وجوده لطفٌ عدمه منّا»؛ همه اهل بیت علیهم السلام را چه کسانی بودند که به شهادت رساندند؟ یا به شمشیر از دنیا رفتند یا به سمّ جفای دشمنان از دنیا رفتند؛ چنان که روایت نبوی هم حاکی از همین امر است که هیچ کدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفته اند.

/270/260/20/

 

 

ي, 08/04/1399 - 15:16