استاد حکیم مطرح کرد؛

آموزه های امام باقر (ع) به طلاب امروز

باید به وسیله این شهادت ها، ولادت ها و مناسبت های اهل بیت علیهم السلام، معارف اهل بیت علیهم السلام را بین مردم انتشار دهیم.

 

به مناسبت سالگرد شهادت امام ابوجعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام، استاد سید ریاض حکیم از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پردخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو به مختصری از زندگانی این امام همام اشاره نمود: امام باقر علیه السلام پنجمین اختر تابناک امامت و ولایت، در سال 57 هجری قمری چشم به جهان گشود و در سال 114 هجری به شهادت رسید.

 

وی افزود: اضافه بر کمالات اخلاقی ایشان و ویژگی های خاص شخصیتی ایشان از کرم، سخاوت، تواضع، کمک به فقرا و مستمندان، عبادت و ذکر مداوم که در روایات مختلف به آن توجه شده است، نکاتی در شخصیت و در زندگی حضرت نمایان است.

 

استاد حکیم در ادامه بیان کرد: نکته اول این است که ایشان یک جایگاه خاص بین اهل مدینه و شخصیت های عامه آن زمان داشته است. البته می دانید که اهل مدینه برای خودشان جایگاه خاصّی بین مسلمان ها قائل هستند؛ موقعیت مدینه در آن زمان موقعیت خاصی بود؛ شخصیت های بزرگی در مدینه بودند و خود مدینه در آن برهه فرهنگ ساز بوده است؛ از این رو به این آسانی تن به اطاعت از کسی نمی دادند.

 

وی خاطرنشان کرد: امام باقر علیه السلام بودند که با ویژگی های بارز خود، توانستند جایگاه خاصی بین اهل مدینه داشته باشند؛ حتی روایتی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «إنّ أبي علیه السلام كان أجرى على‏ أهل‏ المدينة منّي»‏ (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 5؛ ص 247)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: این نکته حتی در برخی از روایات تاریخی عامه هم آمده است؛ عبدالله بن عطا مکی عبارتی دارد که می گوید:

«أخبرني الشريف أبو محمد الحسن بن محمد قال حدثني جدي قال حدثنا محمد بن القاسم الشيباني قال حدثنا عبد الرحمن بن صالح الأزدي عن أبي مالك الجنبي‏ عن عبد الله بن عطاء المكي قال: ما رأيت‏ العلماء عند أحد قط أصغر منهم عند أبي جعفر محمد بن علي بن الحسين ع و لقد رأيت الحكم بن عتيبة مع جلالته في القوم بين يديه كأنه صبي بين يدي معلمه. و كان جابر بن يزيد الجعفي إذا روى عن محمد بن علي ع شيئا قال حدثني وصي الأوصياء و وارث علم الأنبياء محمد بن علي بن الحسين علیهما السلام».(الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ ج ‏2؛ ص:160)

عبداللّه بن عطاء مکی می گوید: «من هرگز دانشمندان [اسلامی] را نزد هیچ کس به اندازه مجلس محمد بن علی علیهما السلام، [از نظر علمی] حقیر و کوچک ندیدم. من «حکم بن عتیبه» را که در علم و فقه مشهور آفاق بود، دیدم که در خدمت امام باقر علیه السلام مانند کودکی در برابر استادش [زانوی ادب بر زمین زده، شیفته او گردیده] بود.»

 

وی در ادامه بیان کرد: اعتراف به جایگاه والای امام باقر علیه السلام حتی بین علمای متأخر عامه هم مطرح است؛ شهاب الدین احمد بن حجر هیثمی می نویسد:

«الإِمَام الْعَظِيم الْمجمع على جلالته وفضله» (الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ؛ ج 1؛ ص 180)

«وَارثه مِنْهُم عبَادَة وعلما وزهادة اَبُو جَعْفَر مُحَمَّد الباقر سمي بذلك من بقر الأَرْض أَي شقها وأثار مخبئاتها ومكامنها فَكَذَلِك هُوَ أظهر من مخبئات كنوز المعارف وحقائق الْأَحْكَام وَالْحكم واللطائف مَا لَا يخفى إِلَّا على منطمس البصيرة أَو فَاسد الطوية السريرة وَمن ثمَّ قيل فِيهِ هُوَ باقر الْعلم وجامعه وشاهر علمه وعمرت أوقاته بِطَاعَة الله وَله من الرسوخ فِي مقامات العارفين مَا تكلّ عَنهُ أَلْسِنَة الواصفين وَله كَلِمَات كَثِيرَة فِي السلوك والمعارف لَا تحتملها هَذِه العجالة وَكَفاهُ شرفا أَن ابْن الْمَدِينِيّ روى عَن جَابر أَنه قَالَ لَهُ وَهُوَ صَغِير رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم يسلم عَلَيْك فَقيل لَهُ وَكَيف ذَاك قَالَ كنت جَالِسا عِنْده وَالْحُسَيْن فِي حجره وَهُوَ يداعبه فَقَالَ (يَا جَابر يُولد لَهُ مَوْلُود اسْمه عَليّ إِذا كَانَ يَوْم الْقِيَامَة نَادَى مُنَاد ليقمْ سيد العابدين» (الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 2، ص 585)

بسیاری از علمای عامه همین گونه تعریف ها را از ایشان دارند.

 

استاد سید ریاض حکیم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: ایشان با وجود دشمنی حکام اموی با اهل بیت علیهم السلام و ظلم و طغیان آنها در مقابل مردم مسلمان و علماء توانست شخصیت خود را در بین مردم و علماء حفظ کند؛ یعنی به هیچ وجه با آنها مماشات نکرد؛ حکام جور ناچار بودند که مقام ایشان را حفظ کنند و در عین حال چیزی و بهایی را از ایشان دریافت نکردند؛ این مسأله خیلی مهم است که عالمی در جامعه باشد در زمان طاغوت ها و آنها نتوانند از او سوء استفاده کنند.

 

وی افزود: البته ایشان زجر هم کشیده اند؛ در روایات آمده است که ایشان در زمان هشام بن عبدالملک زندان رفتند؛ پس متحمل زجر و زندان هم شدند؛ اما توانستند آن موقعیت استثنایی را خصوصا در بین اهل مدینه را کسب کنند و به عنوان یک شخصیت متمایز که از اهل بیت است جایگاه خاصی داشته باشند و در عین حال با ظالمین مماشات نکردند. این آسان نیست؛ ما وقتی در سیره خیلی از علمای عامه ملاحظه می کنیم، می بینیم که بسیاری از آنها مماشات با حکومت داشتند و حتی برخی از آنها به حکومت منسوب بودند؛ اما حضرت با نیرو و شخصیتی که داشتند، توانستند از این مشکل عبور کنند.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: امام محمد باقر علیه السلام پایه گذار مدرسه علمی اهل بیت علیهم السلام بعد از شهادت امام حسین علیه السلام شدند؛ البته این هم آسان نیست؛ چون می دانید که بعد از فاجعه کربلا و فاجعه کشتار دسته جمعی اهل بیت و یارانش، دشمنی اموی ها با اهل بیت علیهم السلام آشکار شد و به حد کشتار و ستیز رسید.

 

وی اضافه نمود: به این آسانی اجازه نمی دادند که شخصیتی از ذریه امام حسین علیه السلام باز هم بین مردم جا بیفتد؛ چه برسد به اینکه آن شخصیت، بنیان جدیدی در مقابل بنیان حکومت بسازد؛ البته همان زحمت های امام باقر علیه السلام بود که برکاتش به زمان امام صادق علیه السلام رسید و ایشان توانست این مدرسه را توسعه بدهد و الا اصل موضوع و اصل پایه گذاری در زمان امام باقر علیه السلام بوده است.

 

استاد حکیم خاطرنشان کرد: البته در زمان امام سجاد علیه السلام مقدمات امر را فراهم نمودند و مجموعه ای از اصحاب خود را جمع کردند؛ ولی مانند ابن تغلب و ابوخالد کابلی را به عنوان حواریین امام سجاد علیه السلام داریم؛ اما در حدّ بنای مدرسه نبود؛ امام باقر علیه السلام توانست این مدرسه را پایه گذاری کند و البته در زمان امام صادق علیه السلام این مدرسه وسیع تر گشت حتی روایت داریم که در حین رحلت امام باقر علیه السلام تقریبا آخرین وصیتی که به امام صادق علیه السلام داشتند، این عبارت بود:

«محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن أبي عمير عن هشام بن سالم عن أبي عبد الله ع قال: لما حضرت أبي ع الوفاة قال يا جعفر أوصيك‏ بأصحابي‏ خيرا قلت جعلت فداك و الله لأدعنهم و الرجل منهم يكون في المصر فلا يسأل أحدا. (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‏ 1؛ ص 306)

وی افزود: این آسان نیست؛ شرایط آن زمان را در نظر بگیرید؛ یک نفر که مورد غضب دولت شود و به عنوان مخالف دولت مورد نظر باشد؛ گرچه در ظاهر سلاح حمل نکرده باشد؛ ولی تفکرش با تفکر دولتی منافات دارد؛ در این شرایط ایشان با محاصره ای که بودند با مرکز تشیع در کوفه ارتباط برقرار کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: می دانید که بیشترین جمعیت شیعیان در کوفه بودند؛ از این رو بسیاری از شاگردان حضرت، ساکن کوفه بودند؛ بزرگانی چون: ابوحمزه ثمالی، ابان بن تغلب، اسدی و برادران زراره و... اینها در کوفه یا اطراف کوفه مانند بغداد بودند.

 

وی اضافه نمود: امام باقر علیه السلام چگونه توانستند به تنهایی یک مدرسه ای را بسازند و پایه گذاری کنند؛ علم، فقه و فرهنگ را منتشر کنند به وسیله اشخاصی که در جاهای دیگر زندگی می کنند. در آن زمان که وسایل ارتباط میسر نبود. این امر واقعا مستحق تأمل است.

 

استاد حکیم در ادامه بیان کرد: متأسفانه بسیاری از نکات در کتاب های تاریخی گنجانده نشده است که حضرت چگونه توانستند تا این قدر اثرگذار باشند و چنین اموری را تحقق بخشند. ایشان برکاتی که داشتند، صحبت هایی که داشتند، روایات متعددی که حتی بین عامه منتشر شده، مؤید همین خصوصیت و جایگاه حضرت علیه السلام بوده است.

 

استاد سید ریاض حکیم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان روایتی از امام باقر علیه السلام در مورد مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره نمود؛ البته در این روایت مطرح نشده است که راوی کیست؛ در این روایت، حضرت علیه السلام بیان می دارند که حضرت علی علیه السلام، بین عامه حتی با مبانی خود عامه هم مظلوم است.

 

حضرت علی علیه السلام بالاخره از دیدگاه آنها یکی از خلفا بوده است؛ یکی از اعتقادات عامه این است که باید نسبت به خلیفه اول و دوم و سوم تولی داشته باشند؛ و نسبت به دشمنان آن سه تبری داشته باشند اما اگر چه نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام دوستی دارند؛ اما نسبت به دشمنان ایشان دشمنی ندارند بلکه دشمنان حضرت را هم دوست دارند و از آنها تبری نمی کنند.

« ... ثم قال الباقر علیه السلام: [يا عبد الله‏] ما أكثر ظلم [كثير من‏] هذه الأمة لعلي بن أبي طالب علیه السلام، و أقلّ إنصافهم له! يمنعون عليّا ما يعطونه سائر الصحابة و علي علیه السلام أفضلهم، فكيف يمنعون منزلة يعطونها غيره قيل: و كيف ذاك يا ابن رسول الله

قال: لأنكم تتولون محبي أبي بكر بن أبي قحافة، و تبرءون من أعدائه كائنا من كان، و كذلك تتولون عمر بن الخطاب، و تبرءون من أعدائه كائنا من كان، و تتولون عثمان بن عفان، و تبرءون من أعدائه كائنا من كان، حتى إذا صار إلى علي بن أبي طالب علیه السلام قالوا: نتولى محبيه و لا نتبرأ من أعدائه، بل نحبّهم! و كيف يجوز هذا لهم و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم يقول في عليّ: «اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله» أ فتراهم لا يعادون‏ من عاداه [و لا يخذلون من‏] خذله! ليس هذا بإنصاف!

ثم أخرى أنهم إذا ذكر لهم ما اختص الله به عليا علیه السلام بدعاء رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و كرامته على ربه تعالى، جحدوه، و هم يقبلون ما يذكر لهم في غيره من الصحابة فما الذي منع عليا علیه السلام ما جعله‏ لسائر أصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

هذا عمر بن الخطاب إذا قيل لهم: إنه كان على المنبر بالمدينة يخطب - إذ نادى في خلال خطبته: يا سارية، الجبل.

و عجبت الصحابة و قالوا: ما هذا من‏ الكلام الذي في هذه الخطبة!

فلما قضى الخطبة و الصلاة قالوا: ما قولك في خطبتك يا سارية الجبل

فقال: اعلموا أنّي - و أنا أخطب - رميت ببصري نحو الناحية التي خرج فيها إخوانكم - إلى غزو الكافرين بنهاوند، و عليهم سعد بن أبي وقاص، ففتح الله لي الأستار و الحجب، و قوى بصري حتى رأيتهم - و قد اصطفوا بين يدي جبل هناك، و قد جاء بعض الكفار ليدوروا خلف سارية، و سائر من معه من المسلمين، فيحيطوا بهم فيقتلوهم، فقلت «يا سارية، الجبل» ليلتجئ إليه - فيمنعهم ذلك من أن يحيطوا به ثم يقاتلوا، و منع الله إخوانكم المؤمنين أكتاف الكافرين و فتح الله عليهم بلادهم، فاحفظ هذا الوقت فسيرد الله عليكم الخبر بذلك.

و كان بين المدينة و نهاوند مسيرة أكثر من خمسين يوما.

قال الباقر علیه السلام: فإذا كان هذا لعمر فكيف لا يكون مثل هذا لعلي بن أبي طالب علیه السلام و لكنّهم قوم لا ينصفون، بل يكابرون.» (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام؛ ص 562)

 

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: امام باقر علیه السلام در آن زمان و در آن شرایط و در اوج ظلم اموی ها توانستند هم زندگی کنند و هم با آنها مماشات نکنند و مدرسه اهل بیت علیهم السلام را تأسیس کنند و از مذاهب مختلف شاگردان فراوان را گرد هم بیاورند و سبب شدند صدها نفر در این دستگاه تربیت شوند. بعضی از شاگردان و روات ایشان ده ها هزار حدیث از ایشان روایت می کنند. حضرت چگونه توانست این فعالیت را انجام بدهند. زندان هم رفتند و متحمل مشکلات هم شد؛ ولی همت و عزم ایشان قابل مقایسه و تصور نیست.

 

وی تأکید کرد: این امر برای ما طلبه ها و مؤمنین درس است. اگر چه برای ما مشکلاتی هست؛ ما منکر مشکلات نمی شویم؛ ولی باز هم همین مشکلات که در حوزه و یا در جامعه است، قابل مقایسه با مشکلات شیعیان در کشورهای دیگر نیست.

 

استاد سید ریاض حکیم در ادامه بیان کرد: شیعیان در عراق، در پاکستان، در افغاانستان و در کشورهایی که در اقلیت هستند، ظلم و مضایقات را تحمل می کنند، باز در اینجا حوزه هست و طلبه ها به تبلیغ می روند؛ این موارد برای ما درس است.

 

وی افزود: وقتی می گوییم برکات آن بزرگواران زمان و مکان خاصی ندارد، یکی از نشانه هایش همین است؛ به وسیله این شهادت ها، ولادت ها و مناسبت های اهل بیت علیهم السلام، معارف اهل بیت علیهم السلام را بین مردم انتشار می دهیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در کلام پایانی بیان کرد: امیدواریم که خدا ما را در این راه هدایت کند و البته در قرآن کریم آمده است: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين».

/270/260/20/

 

 

پ, 08/22/1399 - 16:52