استاد دری مطرح کرد؛

جواز شهادت ثالثه در اذان و اقامه

شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، شهادت به تمام چهارده معصوم علیهم السلام است؛ از این رو با شهادت به حضرت امیر علیه السلام گویی به ولایت تمام چهارده معصوم شهادت داده ایم؛ کما اینکه شهادت به رسالت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شهادت به رسالت تمام انبیای الهی است.

 

استاد علی دری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو در موضوع «شهادت ثالثه در اذان و اقامه» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: غالبا علمای شیعه در این مورد، یعنی بیان «أشهد أنّ علیّا ولیّ الله» بحثی در جواز این مطلب ندارند که شهادت ثالثه در اذان و اقامه گفته بشود. مرحوم صدوق عبارتی دارد که ممکن است این برداشت از این عبارت شود که مرحوم صدوق با بیان شهادت ثالثه مخالف است! اما باید گفت که مرحوم صدوق با اصل بیانِ شهادت ثالثه مخالف نبود؛ شاید بتوان گفت که مرحوم صدوق با جزئیت شهادت ثالثه مخالف باشد؛ به این معنا اگر کسی شهادت ثالثه را در اذان و اقامه به عنوان جزئیت بیان کند، شیخ صدوق مخالف است؛ ولی با اصل جواز بیان شهادت ثالثه مخالف نیست.

 

وی افزود: خیلی از علماء اصل گفتن شهادت ثالثه را جایز می دانند؛ البته برخی همانند علامه مجلسی به عنوان مستحب و برخی به نحو واجب؛ علمای جدیدی که برخی از آنها صاحب رساله هستند و برخی از آنها صاحب رساله نیستند؛ اما در حدّ مرجعیت هستند؛ اینها قائل به وجوب این امر هستند. البته نه به عنوان وجوب جزئی، بلکه برخی همانند مرحوم حکیم به عنوان شعائر شیعه این امر را لازم می دانند.

 

استاد دری در ادامه بیان کرد: مرحوم مجلسی خودِ شهادت ثالثه را مستحب می داند؛ نه از باب شعائر؛ بلکه از باب برداشتِ از روایات است که در اذان مستحب هم می شود؛ اما برخی از علمای امروزی این امر را واجب می دانند.

 

وی اضافه نمود: مهم این است که آیا مدرک برای این بیان داریم یا خیر؟ باید گفت: روایاتی در این زمینه داریم؛ برخی از این روایات در سند مشکل دارد؛ اما در دلالت هیچ مشکلی ندارد؛

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: مثلا در یک روایت آمده است: روزی شخصی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید؛ عرضه داشت یا رسول الله! من سلمان را دیدم (در روایتی دیگر بیان شد اباذر را دیدم) که در اذانش «أشهد أنّ علیّا ولیّ الله» را اضافه کرد؛ پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «سمعتم خیرا»؛ پیغمبر صلوات الله علیه و آله نفرمود که بدعت است و نباید در اذان اضافه کرد؛ بلکه بر آن صحه گذاشت و فرمود: چیز قشنگی را شنیدی.

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: ما این گونه روایات را داریم که می توان برداشت کرد که در اذان می شود شهادت ثالثه را حتی به نحو جزئیتش اضافه کرد اما سندا مشکل دارد؛ ولی روایات دیگری داریم که شاید از نظر دلالت کامل و محکم نباشد، اما از نظر سند محکم است. مثلا روایت داریم که هر جا اسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به میان آمد، «فلیقل علیّ امیرالمؤمنین ولیّ الله»؛ می بینیم که در این جا صیغه امر به کار برده شده است.  

 

استاد علی درّی در همین رابطه به حدیثی از «الاحتجاج» اشاره نمود:

«و روى القاسم بن معاوية قال: قلت لأبي عبد الله علیه السلام هؤلاء يروون حديثا في معراجهم أنه لما أسري برسول الله رأى على العرش مكتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله أبو بكر الصديق فقال سبحان الله غيروا كل شي‏ء حتى هذا؟ قلت نعم قال إن الله عز و جل لما خلق العرش كتب عليه لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل الماء كتب في مجراه لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل الكرسي كتب على قوائمه لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل اللوح كتب فيه لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله إسرافيل كتب على جبهته لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله جبرئيل كتب على جناحيه لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل السماوات كتب في أكنافها لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل الأرضين كتب في أطباقها لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل الجبال كتب في رءوسها لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل الشمس كتب عليها لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و لما خلق الله عز و جل القمر كتب عليه لا إله إلا الله محمد رسول الله علي أمير المؤمنين و هو السواد الذي ترونه في القمر فإذا قال‏ أحدكم‏ لا إله‏ إلا الله‏ محمد رسول‏ الله‏ فليقل‏ علي أمير المؤمنين علیه السلام.» (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)؛ ج ‏1؛ ص 158)

 

وی افزود: ظاهرا سند این روایت مشکل ندارد؛ چون این روایت را که صاحب احتجاج نقل کرده، اگر چه به صورت مرسله نقل شده است، ولی خوشبختانه صاحب احتجاج در مقدمه کتاب خود بیان کرده است که روایت هایی را که در کتاب آورده ام، اگر چه بعضی از روایت ها سندا مشکل دارد؛ ولی همه این روایات مستند است و من خودم به خاطر اختصار آنها را بیان نکرده ام.

«ثم نشرع في ذكر طرف من مجادلات النبي و الأئمة عليه و عليهم السلام و ربما يأتي في أثناء كلامهم كلام جماعة من الشيعة حيث تقتضي الحال ذكره و لا نأتي في أكثر ما نورده من الأخبار بإسناده إما لوجود الإجماع عليه أو موافقته لما دلت العقول إليه أو لاشتهاره في السير و الكتب بين المخالف و المؤالف إلا ما أوردته عن أبي محمد الحسن العسكري ع فإنه ليس في الاشتهار على حد ما سواه و إن كان مشتملا على مثل الذي قدمناه فلأجل ذلك ذكرت إسناده في أول جزء من ذلك دون غيره لأن جميع ما رويت عنه صلی الله علیه و آله و سلم إنما رويته بإسناد واحد من جملة الأخبار التي ذكرها علیه السلام في تفسيره.» (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج ‏1، ص: 14)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم پس از بیان مقدمه در الاحتجاج خاطرنشان کرد: پس این روایت مشکل سندی ندارد؛ اما از لحاظ دلالت بی مشکل نیست که آیا می توان در اذان شهادت ثالثه را بیان نمود یا خیر!

 

وی اضافه نمود: در روایت الاحتجاج بیان گردید به طور کلی هر کجا در هر زمان و مکانی که اشهد ان محمدا رسول الله را بیان کردید، شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را هم اضافه کنید. دلالتش مانند روایت ابوذر و سلمان نیست؛ اما سندش محکم تر است؛ روایت ابوذر و سلمان دلالتش بالاتر است؛ اما سندش ضعیف تر از روایت اخیر است.

 

استاد علی درّی در ادامه بیان کرد: روایت زیادی داریم که به طور کلی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام شهادت داده اند. در یک حدیث، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: در معراج جبرئیل اذان گفت و ملائکه اقامه گفتند و من نماز خواندم؛ از من خواستند که از فرشته ها بپرسم که شما به چه کسی شهادت دادید؟ آنها گفتند: ما به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم و ولایت امیرالمؤمنین شهادت دادیم. آنگاه پیامبرانی که پشت سر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اقتدا کرده بودند، به ولایت امیرالمؤمنین شهادت دادند.

 

وی افزود: بنابراین از روایت پیامبر در معراج، از روایت ابوذر و سلمان و از روایت الاحتجاج، مجموعا می توان استنباط کرد که به طور مستحب می توان شهادت ثالثه را داد؛ یا بگوییم نه به طور مستحب، بلکه به عنوان شعار شیعه است. بنابراین باید در اذان و اقامه شهادت ثالثه را بگوییم.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بحث است که آیا یک بار باید شهادت ثالثه را بیان کرد یا دو بار؟ از برخی از روایات می توان استنباط کرد که باید دو بار گفت؛ چون وزان شهادت ثالثه در اذان به مانند بقیه اجزاء است که دو بار است؛ مگر الله اکبر در اذان که چهار بار تکرار می شود که دلیل خاص دارد. به هر اندازه که شهادت به توحید و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دهیم، به همان اندازه هم باید به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام شهادت داد. شهادت به ولایت از شهادت های دیگر نباید کمتر باشد.

 

وی افزود: شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام به هر عبارتی که این مفهوم را برساند، می توان بیان داشت؛ مانند: «اشهد ان علیّا ولیّ الله»، «اشهد انّ علیّا حجّة الله»، «اشهد انّ امیرالمؤمنین علیّا حجة الله»؛ چون عبارت ها در روایات مختلف است.

 

استاد علی درّی اضافه نمود: اما همه این مسائل در صورتی است که تقیه مطرح نباشد و مشکلی پیش نیاید که در آن صورت نباید این شهادت را بیان کرد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه خاطرنشان کرد: شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، شهادت به تمام چهارده معصوم علیهم السلام است؛ از این رو با شهادت به حضرت امیر علیه السلام گویی به ولایت تمام چهارده معصوم شهادت داده ایم؛ کما اینکه شهادت به رسالت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شهادت به رسالت تمام انبیای الهی است.

/270/260/20/

 

چ, 08/28/1399 - 10:36