استاد خوانساری مطرح کرد؛

مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها در کتاب و سنت «قسمت چهارم»

مريم بنت عمران كه دامان خود را پاك داشت مثلى است كه خداوند بر فاطمه عليها السلام زده است و فرمود همانا فاطمه پاك‏ دامن بود؛ پس خداوند آتش را بر ذريه و نسل او حرام كرده است.

 

به مناسبت ایام شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «مقامات حضرت فاطمه سلام الله علیها» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در سه جلسه گذشته به دو مقام، یعنی «مقام اول: منزلت فاطمه عليها السّلام در قرآن‏» و « مقام دوم: فاطمه عليها السّلام و حجت بودن آن حضرت بر ائمه و انبياى الهى‏» پرداخت و در این قسمت،  به سومین مقام، یعنی مریم، تمثیلی از فاطمه علیهما السلام می پردازد.

 

مقام سوم: مريم، تمثيلى از فاطمه عليهما السلام‏

استاد خوانساری در ابتدای این قسمت از گفتگو به کلام خداوند تبارك و تعالى اشاره نمود که مى‏فرمايد:

«وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ»؛ و [نيز] مريم دختر عمران [را مثل زده است‏] كه دامان خود را پاك نگه داشت و در نتيجه از روح خود در او دميديم و كلمات پروردگارش و كتاب‏هاى او را تصديق كرد و از اطاعت‏كنندگان [فرمان‏هاى خدا] بود. (تحریم: 12)

 

وی در ادامه به روایتی از امام صادق عليه السلام اشاره نمود که در مورد اين آيه مى‏ فرمايد: «مريم بنت عمران كه دامان خود را پاك داشت مثلى است كه خداوند بر فاطمه عليها السلام زده است و فرمود همانا فاطمه پاك‏ دامن بود؛ پس خداوند آتش را بر ذريه و نسل او حرام كرده است».

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: قبل از بيان مطلب، يك نكته مهم را نبايد فراموش كرد كه در مورد معرفت اهل ‏بيت علیهم السلام آنچه در قرآن كريم در مقام انبياء و پيامبران و اوصيا و حجت‏ هاى الهى ذكر شد، مثلى است كه خداوند براى مقامات و شئون پيامبر اسلام و اهل‏ بيت شريفش زده است و روايات اهل‏ بيت به اين مطلب مهم و قاعده كلى اشارت دارند.

 

وی افزود: پس هم‏ گونگى و هم ‏آهنگى بين حالت‏ هاى فاطمه زهرا و مريم به وجوهى از آيات قرآن تمام مى ‏شود و تشابه زيادى بين آن دو مى‏ يابيم.

 

 

مقامات حضرت مريم عليها السلام‏

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: خداوند متعال در قرآن كريم فضائلى براى حضرت مريم بيان فرموده كه مقام او را نزديك مقام انبيا و پيامبران مى ‏نمايد و هم او سرور زنان دوره خودش بوده است؛ چه رسد به مقامات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها كه سيده نساء العالمين من الاولين و الآخرين است.

 

وی در ادامه بیان کرد: مفضل بن عمر مى ‏گويد به امام صادق علیه السلام عرض كردم: مرا خبر ده و آگاه كن در مورد گفته رسول خدا در مورد فاطمه كه همانا او سيده زنان عالمين است، آيا مراد اين است كه او (حضرت فاطمه) سيده زنان دوره خودش بوده است؟ امام فرمود: «مريم سيده زنان دوره خودش بود و لكن فاطمه عليها السلام سيده زنان عالمين از پيشينيان و پسينيان است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: هم ‏چنين مراد آيه كريمه: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِينَ» (آل عمران: 42) همه عالمين و همه دوران‏ ها تا روز قيامت نيست؛ بلكه مراد عالم زمان خودش است؛ مانند آنچه در مورد بنى اسرائيل نازل شده است: «اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ.» اى بنى‏اسرائيل! نعمت هاى مرا كه به شما عطا كردم و اينكه شما را بر جهانيانِ [زمانِ خودتان‏] برترى دادم، ياد كنيد (بقره: 47 و 122)

 

وی افزود: هم ‏چنين آيه كريمه از زبان موسى علیه السلام خطاب به بنى اسرائيل: «قالَ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهاً وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ» [موسى با يك دنيا شگفتى و تعجب‏] گفت: آيا غير خدا را [كه هيچ‏ گونه شايستگى پرستش ندارد] به عنوان معبود برايتان طلب كنم؟ در حالى كه اوست كه شما را بر جهانيان [روزگارتان‏] برترى داد (اعراف: 140)

 

استاد خوانساری در این زمینه اضافه نمود: هم‏ چنين قول خداوند تعالى: «وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِين» و همانا ما به بنى اسرائيل كتاب و حكومت و نبوّت عطا كرديم، و از پاكيزه‏ ها به آنان روزى داديم و آنان را بر جهانيان [روزگار خودشان‏] برترى بخشيديم. (جاثیه: 16)

 

وی در ادامه افزود: در این زمینه می توان به این آیه هم اشاره نمود: «وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى‏ عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ» و آنان را از روى آگاهى بر جهانيان [زمان خودشان‏] برگزيديم (دخان: 32)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در همه اين آيات، مراد برترى و فضيلت بنى اسرائيل بر همه امت‏ ها نيست؛ بلكه مراد برترى آنها بر انسان ‏هاى زمان خودشان است، زيرا در جاى ديگر خداوند مى ‏فرمايد:

«كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» و هم‏ چنين «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً» اين دو آيه خطاب به امت اسلامى است كه اين امت افضل از بنى اسرائيل است و البته منظور بعضى از امت اسلامى است.

 

وی اضافه نمود: پس منظور از برگزيدگى مريم بر عالمين همان عوالم امت ‏ها از قبيل‏ اقوام و ملل و مذاهبى است كه در زمان او در شرق و غرب عالم زندگى كرده ‏اند.

 

استاد خوانساری در ادامه بیان کرد: از این رو برايمان آشكار خواهد شد كه اشارت ‏هاى قرآنى به مقام حضرت مريم همانا مقامات سيده نساء العالمين نيز است و با چشم ‏پوشى از اولويتى كه گذشت آنچه در مورد مريم آمده است به طريق اولى براى آن حضرت نيز ثابت است.

 

فضيلت اول: مريم و گفت‏ وگوى او با فرشتگان‏

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: آنچه در مورد مصحف فاطمى و كيفيت نزول جبرئيل بر آن حضرت بيان شد، حالتى از حالت‏ هاى وحى الهى است كه بر غير نبى نازل شده است و در چندين موضع قرآن براى تعدادى از زنان و مردان كامل ثابت گرديده است،

 

وی افزود: خداوند در قرآن مى ‏فرمايد: «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا»؛

و شايسته نيست هيچ انسانى كه خدا با او سخن گويد مگر از راه وحى يا از پشت حجاب يا رسولى مى‏ فرستد. (شوری: 51)

 

استاد خوانساری اضافه نمود: و آنچه براى حضرت مريم اتفاق افتاد، از بالاترين اقسام وحى است؛ چون جبرئيل بر او نازل گشت و هر دو قسم اول و سوم وحى را شامل مى ‏شود كه در آيه شريفه به ترتيب اهميت ذكر شده است:

«وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً» كه نسبت به قسم دوم و سوم‏ (وحى از پشت حجاب و فرستادن رسول فرشته) اعظم و اشرف است

 

وی در ادامه بیان کرد: شاهد بر حصول اولين مرتبه وحى براى مريم آيه كريمه سوره آل عمران است: «قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (مريم) گفت: پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؛ در حالى ‏كه انسانى با من تماس نگرفته است؟! فرمود: خداوند اين ‏گونه هرچه را بخواهد مى ‏آفريند هنگامى كه چيزى را مقرر دارد فقط به آن مى ‏گويد: «موجود باش» آن نيز خود به خود موجود مى ‏شود. (آل عمران: 47)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: قائل و گفت‏ و گو كننده در «قال» نفس خداوند تبارك و تعالى است و با توجه به آيات قبلى سوره آل عمران اين مطلب روشن مى ‏شود: «إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ»؛ (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم خداوند تو را به كلمه ‏اى از طرف خودش بشارت مى‏ دهد كه نامش مسيح، عيسى پسر مريم است، در حالى ‏كه در اين جهان و جهان ديگر صاحب شخصيت خواهد بود و از مقربان است. (آل عمران: 45)

 

وی اضافه نمود: در آيات قبلى اشاره به نزول فرشتگان بر او (مريم) و بشارت دادنش به عيسى علیه السلام است. شاهد بر اينكه خطاب و قول مستقيما از جانب خداوند است و اينكه از ناحيه جبرئيل نیست؛ چنان‏ كه توهّم شده است، زيرا تمثّل جبرئيل براى آن حضرت علیه السلام كه در سوره مريم آمده است؛ مدت زمانى بعد از نزول ملائكه بشارت‏ دهنده بوده است و شاهد مطلب اين است كه مريم حيرت و تعجبش تكرار مى ‏گردد: «قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا* قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا»؛

گفت: چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟ در حالى ‏كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته و زن آلوده‏ اى هم نبوده‏ ام! گفت: مطلب همين است پروردگارت فرموده اين كار بر من آسان است و او را براى مردم نشانه ‏اى قرار دهيم و رحمتى باشد از سوى ما و اين امرى است پايان‏ يافته (و جاى گفت‏ و گو ندارد).

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: در اين آيه اخير برخلاف آيه قبلى «قالت ربّ ...» خطاب مريم متوجه خداوند نیست  و جواب جبرئيل در واقع يادآورى همان جواب خداوند در آيه 47 آل عمران است كه متصل به بشارت ملائكه است.

 

وی افزود: پس روشن مى‏ شود وحيى كه براى مريم حاصل شد بدون واسطه شدن فرشتگان پيام ‏آور (قسم سوم وحى) و نه گفت‏ و گوى از پشت حجاب بوده است (قسم دوم) بلكه بالاترين اقسام وحى بوده است كه غالبا براى غير انبياى اولوالعزم آن هم در بعضى حالات براى كسى حاصل نشده است و اين يك فضيلت و منقبت بسيار بزرگ براى حضرت مريم است كه در قرآن ذكر شده است. همان ‏طور كه مفاد وحى براى مريم همانا ابلاغ نبوت عيسى و برانگيخته شدنش به شريعت انجيل است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: نظير همين مطلب براى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اتفاق افتاد كه لوح سبز (اخضر) بر آن حضرت نازل گشت كه در آن اسامى همه ائمه و وصيت به امامت هر كدام بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: همان ‏طور كه مريم محدثه بود؛ يعنى با ملائكه گفت ‏و گو مى ‏كرد، فاطمه زهرا سلام الله علیها نيز چنين بود؛ با اينكه هيچ‏ كدام نبىّ يا پيامبر نبودند.

 

 

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: شيخ صدوق از امام جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام روايت مى‏ كند: «قال سمعت أبا عبد اللّه يقول: إنّما سمّيت فاطمة محدثة لأنّ الملائكة كانت تهبط من السماء تناديها كما تنادى مريم بنت عمران، فتقول يا فاطمة إنّ اللّه اصطفاك و طهّرك و اصطفاك على نساء العالمين يا فاطمة اقنتى لربّك و اسجدى و اركعى مع الراكعين، فتحدثهم و يحدثونها قالت لهم ذات ليله: أ ليست المفضلة على نساء العالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: إنّ مريم كانت سيدة نساء عالمها و إنّ اللّه عزّ و جل جعلك سيدة نساء عالمك و عالمها و سيدة الأوّلين و الآخرين» همانا فاطمه عليها السّلام محدثه ناميده شد، زيرا فرشتگان از آسمان نازل مى ‏گشتند و او را ندا مى ‏دادند؛ همان ‏طور كه مريم دختر عمران را ندا داده بودند و مى‏ گفتند: اى فاطمه خداوند تو را برگزيد و پاك آفريد و تو را بر همه زنان عالم برگزيد. اى فاطمه براى پروردگارت قنوت كن و سجده نما و با ركوع‏ كنندگان ركوع نماى، پس او با آنها سخن مى ‏گفت و آنها هم با او. در يك شبى به آنها گفت: آيا با فضيلت ‏ترين زن دو جهان مريم دختر عمران نيست؟ فرشتگان به او گفتند: همانا مريم سرور زنان دوره خودش بود و خداوند عزّ و جل تو را سرور زنان دوره خودت و دوره او و سرور زنان از پيشينيان و آيندگان قرار داده است».

 

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با اينكه مريم نه نبى بود و نه پيامبر، به او وحى شد و با ملائكه سخن مى‏ گفت؛ پس سخن با فرشتگان در انحصار انبيا نيست؛ بلكه اگر آن شخص از حجت‏ هاى خداوند نيز باشد اين امر اتفاق مى ‏افتد، همان ‏طور كه مريم با ملائكه سخن مى ‏گفت و فرشتگان او را بشارت مى ‏دادند و آياتى چند دلالت بر گفت ‏و گوى مريم با فرشتگان دارد؛ از آن جمله:

«وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا* فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا* قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا* قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا* قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا* قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا» و در اين كتاب، مريم را ياد كن آن هنگامى كه از خانواده ‏اش جدا شد و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت و ميان خود و آنان حجابى افكند در اين هنگام ما روح خود را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بى ‏عيب و نقص بر مريم ظاهر شد او (ترسيد و) گفت: من از شرّ تو به خداى رحمان پناه مى‏ برم اگر پرهيزكارى. گفت: من فرستاده‏ پروردگار توام، تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم. گفت: چگونه ممكن است براى من فرزندى باشد در حالى‏كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته و زن آلوده ‏اى هم نبوده ‏ام. گفت: مطلب همين است پروردگارت فرموده اين كار بر من آسان است تا او را براى مردم نشانه‏ اى قرار دهيم و رحمتى باشد از سوى ما و اين امرى است پايان يافته.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: اين آيه نشان گفت‏ و گوى بين مريم و ملك الهى است كه برگزيدگى او را روشن مى‏ سازد كه جبرئيل به صورت انسان بر او ظاهر مى‏ گردد تا بشارت خداوند را به او برساند و اين بيانگر اين است كه مريم به مقامى رسيد كه يكى از حجت‏ هاى خداوند گرديد، زيرا اين تمثّل جبرئيل بر او نظير تمثّل و ظاهر شدن فرشتگان بر حضرت ابراهيم سلام الله علیه است؛ در هنگامى كه به او بشارت دادند: «وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى» و هر دو بشارت به يك سياق است.

 

وی در  همین زمینه افزود: همان‏ طور كه به ابراهيم سلام الله علیه بشارت نبوّت اسحاق و يعقوب داده شد، به مريم بشارت نبوّت و رسالت عيسى عليه السّلام داده شد و هر دو بشارت از امر مهمى خبر مى ‏دادند و هر دو بشارت اهميت كسى را هم كه به او بشارت داده شده مى ‏رساند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: با توجه به اينکه تمثّل فرشتگان بر ابراهيم سلام الله علیه غالبا مانند تمثّل جبرئيل بر مريم مقدس است و هيچ تفاوتى ماهوى ندارند و هر دو وحى الهى است عظمت مسئوليت مريم را كه او را در قبال انبيا از كسانى قرار مى ‏دهد كه خداوند هدايتشان كرد و برگزيد (از غير پيامبران) و مقام حجيت الهى مريم را كه نزديك به حجيت انبياء است مگر در خصوصياتى مثل رسالت و نبوت‏ روشن مى‏ سازد.

 

وی در ادامه بیان کرد: حتى به بالاترين مرتبه وحى، كه وحى مباشر و گفت‏ و گوى مستقيم با خداوند است، نايل گرديد: «قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» پس وحى الهى كه بر حضرت مريم عارض گرديد مقام و منزلت آن حضرت را آشكار مى‏ سازد، زيرا وحى الهى مباشر و مستقيم مخصوص انبياء و آن هم در بعضى لحظات مهم و حساس است؛ نظير آنچه براى زكرياى نبى اتفاق افتاد كه فرشتگان او را به تولد يحيى بشارت دادند، حقايق مهمى بر او روشن گرديد و اين مشابهت بين زكريا و مريم دليل بر نزديكى مقام آن دو است؛ يعنى مقام نبوت زكريا و مقام حجيت مريم در آيه كريمه در مورد حضرت زكريا آمده است: «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ* قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»

و هنگامى كه او در محراب ايستاده مشغول نيايش بود فرشتگان او را صدا زدند كه: خدا تو را به يحيى بشارت مى‏دهد كه كلمه خدا (مسيح) را تصديق مى‏كند و رهبر خواهد بود و از هوس ‏هاى سركش بركنار و پيامبرى از صالحان است. عرض كرد: پروردگارا! چگونه ممكن است‏ فرزندى بر من باشد در حالى‏ كه پيرى به سراغ من آمده و همسرم نازا است؟! فرمود: بدين ‏گونه خداوند هر كارى را بخواهد انجام مى‏دهد.

 

استاد احمد خوانساری خاطرنشان کرد: از مشابهت حالت‏ ها مى ‏توان يك رابطه ظاهرى و باطنى بين حالت نبوت زكريا و حجّيت مريم را نتيجه گرفت؛ همان‏ طور كه در آيه قبلى بشارت به زكريا و گفت ‏و گوى او با فرشتگان در اثناى عبادتش را بيان مى ‏فرمايد: «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ‏» همان ‏طور كه در سوره مريم گفت ‏و گوى او با فرشتگان در موقع عبادتش در حالى‏ كه از مردم دورى گزيده بود را بيان مى ‏فرمايد:

«وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا* فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا»

 

وی افزود: هم‏ چنين تكلّم نبى خدا زكريا با خداوند تعالى به صورت مستقيم و بدون واسطه كه خداوند از زبان زكريا مى ‏فرمايد: «قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ»

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: اين آيه نظير اتفاقى است كه براى مريم افتاد، خداوند از زبان مريم مى ‏فرمايد: «قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ»

 

وی در ادامه بیان کرد: در اين دو آيه هر دو (زكريا و مريم) به خداوند عرضه مى‏ دارند كه بشارت فرزند پسر به آنها غير ممكن است، زيرا همسر زكرياى نبى كهن سال است در حالى ‏كه در سنين جوانى هم عقيم بوده است و مريم نيز هنوز ازدواج نكرده است و چنين چيزى در نزد او هم محال به نظر مى ‏رسد؛ و جواب خداوند به هر دوى آنها: «قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ» نشان مى ‏دهد كه حداقل بين حالت زكريا و حالت مريم مشابهت وجود دارد چه رسد به اين‏كه ارتباطى تام بين اين دو بشارت و واقعه است.

 

استاد خوانساری خاطرنشان کرد: مشابهت بين اين دو بشارت در سوره مريم آمده است: «أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ» قصه زكريا از اين قرار است كه وى به كهن سالى رسيده بود و خوفناك بود بعد از او جانشين شايسته‏ اى نداشته باشد و مسير دعوت الهى‏ اش به انحراف كشيده شود و عده‏ اى منتظر مرگ او بودند تا به اهداف شومشان برسند، در اينجا است كه نقش مريم و فرزندش در تصديق دعوت يحيى و تكميل رسالت زكريا و حفظ آن دو از نقشه‏ هاى شوم يهود روشن مى ‏گردد.

 

وی افزود: پس در واقع مريم عليها السلام در جايگاه دفاع و تصديق رسالت زكريا و محافظت يحيى از تكذيب قومش و غصب خلافت توسط آنها است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: خواهيم گفت كه در اين جهت هم شباهتى تام بين فاطمه زهرا و مريم وجود دارد؛ فاطمه زهرا سلام الله علیها هم با توجه به اينكه حجت الهى بود، خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را كه در امير المؤمنين علیه السلام تجلّى يافته بود، ثابت فرمود و با جديّت تمام كسانى كه در صدد غصب خلافت از آل البيت بودند را مفتضح گردانيد و بيشترين دفاع‏ ها را از ولايت و خلافت الهى فرمود.

 

وی در ادامه بیان کرد: همان‏ طور كه در قضيه وراثت زكريا و خلافت الهى يحيى اتفاق افتاد و تا بدان ‏جا رسيد كه او را به شهادت رسانيدند و از ولايتش سر باز زدند.

لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/5747

/270/260/20/

 

س, 10/23/1399 - 18:31