استاد توکل مطرح کرد؛

تبعات گناه

استاد سید رحیم توکل از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و عضو محترم مجلس خبرنگان رهبری، در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «تبعات گناه» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید: «الذُّنُوبُ الدَّاءُ، وَ الدَّوَاءُ الِاسْتِغْفَارُ، وَ الشِّفَاءُ أَنْ لَا تَعُودَ» (عيون الحكم و المواعظ (لليثي)؛ ص56) دعا یک درد و مصیبتی است که بر جان انسان عارض می شود و دوای آن، آن است که انسان از آن گناه استغفار کند و شفای انسان در آن است که دیگر به گناه برنگردد.

 

وی افزود: تمام اعمال ما، چه مثبت و چه منفی در چهار بُعد اثر دارند. اکثر مردم تنها به یک بعد آن و آن هم به صورت کوتاه توجه دارند؛ اما سه بعد دیگر هم از مسلمات آیات و روایات ما است.

 

اثرات اخروی عمل

استاد توکل در ادامه بیان کرد: آنچه مردم نسبت به آن باخبرهستند، اثرات اخروی عمل است. که انسان، اگر عملی را انجام داد، در آخرت، مزد و پاداش یا کیفر و عقاب آن عمل را می بیند؛ و از این رو اهل گناه بعد از مرگ، معذّب هستند و اهل ایمان در نعمت هستند.

 

وی اضافه نمود: تمام اعمل ما دو وجهه ظاهری و باطنی دارد. در وجهه ظاهری وجهه ملکی می گویند و وجهه باطنی را وجهه ملکوتی می گویند. عالم دنیا را هم عالم ظاهر و عالم ملک می گویند؛ عالم آخرت را عالم باطن و عالم ملکوت می گویند؛ ما تا در دنیا هستیم، ما را به وجهه ظاهری و ملکی اعمالمان مواجه می کنند، و بعد از مرگمان، ما را به وجهه ملکوتی اعمالمان مواجه می کنند.

 

استاد توکل خاطرنشان کرد:  از این رو در دنیا اعمالی انجام می دهیم، اما با ظاهر ملکی، و بعد از مرگ، همان اعمال ملکی را به شکل ملکوتی در آن عالم ظاهر می کنند؛ ما در دنیا زبانمان در دهانمان حرکت می کند، ذکر شریف لا اله الا الله را بیان می کند؛ این بیان در دنیا وجهه ظاهری و ملکی اعمال ما است که ما در دنیا این وجهه را می بینیم؛ اما وقتی در آخرت منتقل شدیم، وجهه ملکوتی لا اله الا الله درختان زیبایی جلوه می کند که وجهه ملکوتی آن ذکر شریف است. اعمال و جزای اخروی که از مرگ به بعد برای ما مطرح است، برای آنها که اهل ایمان بودند، با برکات اعمال مواجه می شوند و آنها که اهل گناه بودند، با عقاب اعمال خودشان مواجه می شوند.

 

اثرات اعمال در روح انسان

این عضو محترم مجلس خبرگان رهبری در ادامه بیان کرد: بُعد دوم اعمال ما اثرات اعمال در روی خود ما است؛ تمام اعمال ما، چه مثبت و چه منفی در روح ما یک اثر مستقیم دارد، که از آن به «اثرات در روح» تعبیر می کنند. اما اعمالی که انجام می دهیم و در روح ما اثر دارند، چه مثبت و چه منفی در چهار مرحله است.

اثرات اعمال بر روح، اثرات سطحی است

اگر باز انسان به آن کار ادامه داد، به اثرات عمقی بر روح تبدیل می شود.

اگر باز هم به آن کار ادامه  داد، بر روح مستقر می شود و رسوخ می کند.

اگر باز هم به آن عمل ادامه داد، به حالت ملکات در روح ظاهر می شود. در مرحله ملکات، به مرحله انقلاب در روح هم از آن تعبیر می شود.

 

وی افزود: اگر اعمال مثبت بود، اثرات آن عمل، مثبت و ملکات هم مثبت است و در نتیجه انقلاب در روح هم انقلاب مثبت می شود؛ و همین طور اگر اعمال، منفی بود، اثرات، اثرات منفی است و ملکاتی که در روح شکل می گیرد، ملکات منفی خواهد بود. انقلابی هم که شکل می گیرد، انقلاب منفی خواهد بود.

 

استاد سید رحیم توکل خاطرنشان کرد: مراد از انقلاب مثبت یا انقلاب منفی این است که اگر انقلاب مثبت بوده است، در جان انسان یک تحول عظیمی ایجاد می شود و انسان از عالم حجاب، به عالم لا حجاب می آید؛ زیرا این اعمال مثبت ما، گاه به «اعمال مثبت» تعبیر می آوریم، و گاه به «عمل صالح»، و گاه به «اعمال مصلحت دار» تعبیر می آوریم؛ اما در تعبیر عرفانی آن است که این اعمال مثبت، «نورانیت» دارد.

 

وی افزود: این نورانیت که تعبیر عرفانی است، در باطن ما اثر سطحی دارد. با ادامه انجام کار، این نورانیت در باطن، اثر عمقی پیدا می کند. باز با ادامه کار، در باطن انسان، مستقر می شود و رسوخ پیدا می کند. باز با ادامه کار، در باطن انسان به حدّ ملکات می رسد. و اگر به حد ملکات رسید، حجاب باطن را کنار می زند و اگر اینچنین شد، انسان از وادی حجاب به وادی شهود می رسد و در این مرحله، چشمان باطن او باز می شود، گوش باطن او باز می شود، شامّه باطن او باز می شود؛ به یک عالم شهودی دست پیدا می کند؛ می بیند آنچه را که تا به حال نمی دید؛ می شنوند آنچه را که تا به حال نمی شنید؛ آنچه ابزار باطنی است، همه به کار می آید؛ از این رو دیگر انقلاب مثبت از حجاب به لا حجاب منتقل شدن است.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: اما اگر اعمال، اعمال منفی بود، اعمال منفی هم می گویند، «گناه»، «ذنب»، «سیئه» و «اعمال مفسده دار» هم تعبیر می آورند؛ و همچنین «اعمال ظلمت زا» هم تعبیر می آورند.

 

وی اضافه نمود: مطلب دوباره یکی است و تعابیر مختلف است؛ اگر انسان به دنبال اعمال منفی برود، به نکبت اعمال منفی، ظلمتی به این باطن، راه پیدا می کند؛ اگر به آن کار ادامه داد، این ظلمت، اثرش در باطن، عمیق می شود؛ اگر باز ادامه داد، این ظلمت در باطن انسان، رسوخ پیدا می کند؛ اگر باز به این کار ادامه داد، ظلمت در باطن به حدّ ملکات می رسد؛ اگر ظلمت در این باطن به حدّ ملکات رسید، انقلاب منفی که در باطن انجام می دهد، مراد این است که انسان در دنیا انسان نما است؛ اما در باطن، به حیوانی تبدیل می شود؛ تا انسان به کدام گناه مبتلا بشود تا آن انقلاب در باطن او را به چه حیوانی تبدیل بکند؛ که در آیات و روایات به دست ما دادند و بیان کردند که ما از آن به انقلاب منفی تعبیر می آوریم؛ و در آن، انسانیت باطن بر می گردد به حیوانیت در باطن؛ و مشکل کار این است که تمام افراد «یحشرون»؛ تمام افراد به آن وجهه باطن خودشان محشور می شوند.

 

استاد توکل خاطرنشان کرد: باز در دنیا همه را به قیافه انسان می بینیم؛ شما من را به شکل انسان می بینید؛ من شما را به شکل انسان می بینم؛ در بازار، افراد همدیگر را به شکل انسان می بینند؛ اما خیلی از افراد، انسان نما در دنیا هستند، اما در باطن حیوانی هستند؛ و فردای بعد از مرگ، حشر همه افراد، به آن چهره باطن و به آن وجهه باطن است.

 

این عضو بزرگوار مجلس خبرگان رهبری در ادامه بیان کرد: به عنوان مثال در ذیل آیه 18 از سوره مبارکه «نبأ» یعنی «يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً»، حدیثی شریف از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بیان شده است که بسیاری از مفسرین، چه خود حدیث و چه ترجمه آن را در تفسیر خود، ذیل این آیه بیان کرده اند.

«و روى شيخنا الطبرسي في تفسير قوله تعالى‏ (يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً) بإسناده عن البراء بن عازب قال: كان معاذ بن جبل جالسا قريبا من رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم في منزل أبي أيوب الأنصاري فقال معاذ يا رسول الله أ رأيت قول الله تعالى‏ (يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً) الآيات؟

  فقال: يا معاذ سألت عن عظيم من الأمر ثمَّ أرسل أو أسبل عينيه

 ثمَّ قال يحشر عشرة أصناف من أمتي أشتاتا قد ميزهم الله تعالى من المسلمين و بدل صورهم، (فبعضهم) على صورة القردة، (و بعضهم) على صورة الخنازير (و بعضهم) منكسون أرجلهم من فوق وجوههم من تحت، ثمَّ يسحبون عليها (و بعضهم) عمي يترددون (و بعضهم) صم بكم لا يعقلون، (و بعضهم) يمضغون ألسنتهم يسيل القيح من أفواههم لعابا يتقذرهم أهل الجمع، (و بعضهم) مقطعة أيديهم و أرجلهم (و بعضهم) مصلبون على جذوع من نار، (و بعضهم) أشد نتنا من الجيف (و بعضهم) يلبسون جبابا سائلة أو سابقة من قطران لازقة بجلودهم.

(فأما) الذين على صورة القردة فالقتات من الناس (أي النمام) (و أما) الذين على صورة الخنازير فأهل السحت (أي الرشوة أو آكل الحرام مطلقا) (و أما) المنكسون على رؤوسهم فآكلة الربا (و العمى) الجائرون في الحكم (و الصم البكم)

 

«معاذ جبل گفت در خانه ابو ايوب انصارى از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم معناى آيه را سؤال نمودم؛ فرمود اى معاذ از امر بسیار عظیمی سؤال کردی. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از آن بسیار کردند ...»

 

استاد توکل خاطرنشان کرد: یک بار انسان گریه می کند و از چشمان، قطرات اشک می آید. عرب به آن می گوید: «بکی»؛ یک مرتبه آن قدر به شدت گریه می کند که سیلاب اشک از دیده ها گریه می کند و یا به پهنای صورت، اشک می ریزد؛ عرب می گوید: اسبل عینیه»

 

وی افزود: در ادامه روایت می خوانیم: « ... روز قيامت مردم بر ده نوع محشور شوند. خداى تعالى براى هر نوعى علامتى معين فرموده تا تميز داده شوند مؤمنين از يكديگر.

بعضى بصورت بوزينه

و بعضى بصورت خوك

و بعضى سرنگون

 و بعضى كور كه باين طرف و آن طرف مي روند و مى ‏افتند و راه را نمى‏ بينند

و بعضى كر و گنگ

و طايفه ‏اى زبان هايشان بر سينه افتاده

و بعضى دست و پاى بريده

و بعضى را به روى درخت آتش نشانيده ‏اند

و بعضى را لباس قطران بپوشانند

 و طايفه‏ اى بوى عفونت مانند بوى مردار از ايشان بيرون آيد.

 

آنهائى كه به صورت بوزينه محشور مي شوند، كسانى هستند كه سخن چين و نمّام بودند در دنيا،

و اهل سحت و رشوه خواران با صورت خوك باشند

و ربا خواران سرنگون به محشر آيند

 و قاضيان كور وارد محشر مى ‏شوند

و كران و گنگان مردمانى هستند كه عبادت ريا و عجب به جا مى‏ آوردند

و علمائى كه عمل به علم خود نكردند، وارد محشر مى ‏شوند، در حالتى كه  زبان هاى خود را جويده و به روى سينه‏ هاى ايشان افكنده شده

و كسانى كه همسايگان خود را اذيت و آزار مي كنند، دست و پا بريده وارد محشر شوند

 و آنهائى كه سعايت مي كنند از براى مردم نزد پادشاهان و امراء، بر درخت هاى آتشين آويخته شده و به محشر آيند

و كساني كه در دنيا مشغول شهوترانى و لذات حرام بودند، در محشر بوى عفونتى از آنها خارج شود كه اهل محشر از آن بوى متأذى شوند.

و متكبرين و گردنكشان را لباس قطران و آتشين بپوشانند و وارد محشر كنند.»

 

اینچنین محشور شدن به خاطر نکبت اعمال در نفس انسان است که اگر اعمال، به حدّ ملکات در باطن انسان ایجاد بشود، انقلاب صورت می گیرد و انسان به حیوانی در باطن تبدیل می شود و به اثرات اعمال در روح انسان تعبیر می آورند.

 

تجسم اعمال

استاد سید رحیم توکل خاطرنشان کرد: مراد از تجسم اعمال آن است که تمام اعمال ما دارای بقاء هستند؛ اینگونه نیست که من یک عملی انجام بدهم و این عمل، برای من عقاب به دنبال داشته باشد یا در روح من اثری بگذارد و تمام بشود؛ اگر عقاب به دنبال دارد، این امر، یک بعد عمل است؛ اگر در روح من اثر دارد، چه مثبت و چه منفی، این، بعد دوم است؛ اما خودِ عمل، دارای بقاء است، از آن، به «تجسم اعمال» تعبیر می آورند.

 

وی افزود: فردای قیامت، همه ما را با اعمال در کنارمان با هم به صحنه محشر می آورند. در سوره کهف، آیه 40 می خوانیم: «وَ وُضِعَ الْكِتَابُ فَترَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يَاوَيْلَتَنَا مَا لِ هَاذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَ لَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَئهَا  وَ وَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرًا  وَ لَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا» كتاب [اعمال‏] هر كسى [در برابر ديدگانش‏] نهاده مى ‏شود، پس مجرمان را مى ‏بينى كه از آنچه در آن است هراسان و بيمناك هستند و مى‏ گويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته است مگر آنكه آن را به حساب آورده؟! و هر عملى را انجام داده ‏اند، حاضر مى ‏يابند، و پروردگارت به هيچ كس ستم نخواهد كرد (کهف: 49)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مراد، این فقره از آیه شریفه است که « وَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرًا»، این همان تجسم اعمال است؛ نماز و روزه و خمس و زکات و حجّ و جهاد، شکل پیدا می کند؛ همچنین، غیبت ها و ظلم و تهمت ها و گناه ها به خود، صورت می گیرد و در کنار انسان حاضر می شود؛ و انسان، با صورت اعمالی که انجام داده است، حاضر می شود. جدّا رسوایی عجیبی است.

 

وی افزود: به عنوان مثال، اگر انسان در دنیا ظلم کرده باشد، و از انسانیت برگشته و در باطن به سگی تبدیل شد، خود انسان، به صورت سگ، ظلم هایش هم مانند سگ بچه با هم محشور می شوند؛ هر کس به او نگاه کرد، می فهمد که این شخص که سگ شده است، ظلم کرده است که سگ شده است و این سگ بچه ها در کنار او، همه ظلم هایی هستند که انجام داده است. از این رو فرمودند: «یعرف المجرمون بسیماهم» گناهکار با قیامه اش معلوم می شود که چه کار انجام داده است. اگر شکل خوک بود، در دنیا حرام خور بود؛ و ظلم هایش در کنارش با هم به صحنه محشر می آیند. به این، تجسم اعمل می گویند که اعمال صورت پیدا می کنند و به کنار انسان می آیند.

 

اثرات دنیوی اعمال

استاد سید رحیم توکل خاطرنشان کرد: بعد چهارم، «اثرات دنیوی اعمال» است؛ به تعبیری عکس العمل اعمال هم بیان شده است. در واقع، مراد این است که تمام اعمال ما در همین دنیا به خود ما یک برگشتی دارد. شما کنار کوه می ایستی؛ به طرف کوه، فریادی می زنی، صدا به شما برگشت می کند و خود شما صدای خودتان را می شنوید. صوت شما به خودتان برمی گردد.

 

وی افزود: اگر در کنار حوض آبی بایستید، دستی به آب حوض بزنید، موجی ایجاد می شود که به تا آن سوی دیواره حوض می خورد و به سمت خود ما برمی گردد. به آن برگشت موج است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در این دنیا مانند برگشت صوت و برگشت موج، تمام اعمال ما در همین دنیا به خود ما برگشت دارد و مثبت و منفی هم ندارد؛ اگر اعمال مثبت بود، برکات اعمال مثبت، در همین دنیا به انسان برمی گردد. اگر اعمال منفی بود، نکبت هایی در همین دنیا به انسان برمی گردد.

«فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» پس هنگامى كه آنان را نجات بخشد، ناگهان در زمين به ناحق تجاوز و سركشى مى‏كنند. اى مردم! تجاوز و سركشى شما فقط به زيان خود شماست [چند روزى محدود از] كالاى زندگى دنيا [بهره مى‏بريد] آن گاه بازگشتتان به سوى ماست پس شما را به اعمالى كه همواره انجام مى‏داديد، آگاه مى‏كنيم. (یونس: 23)

/270/260/20/

 

ي, 02/11/1401 - 16:58