آیت الله العظمی وحید خراسانی:

آیا بزرگان اهل سنت فهمیدند غصب فدک به کفر منتهی شد؟!

کانال اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی، سخنان این مرجع تقلید در مورد یکی از آیات جزء بیست و پنجم و بیست و ششم قرآن کریم را منتشر کرد.

حضرت آیت الله وحید خراسانی درباره تفسیر آیه ۱۲ سوره شوری از جزء ۲۵ قرآن کریم بیان کردند:

جزء ۲۵

﴿…وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ.﴾ [الشوری۱۲۝]

…و بی تردید برای ستمکاران عذابی دردناک خواهد بود.

تمام اساس فساد به سه کلمه منتهی می‌شود: «ظلم»، «نفاق»، «کفر».

طرفِ سخنِ ما اشخاصی مثل فخر رازی، بخاری، مُسلم و ائمه‌ی چهار مذهب هستند و احمد حنبل که خودِ او روایتِ ایذاء فاطمه سلام‌الله‌علیها را نقل می‌کند.¹

آیا بزرگان اهل سنت فهمیدند که غصب فدک به ظلم منتهی شد، غصب فدک به نفاق منتهی شد، غصب فدک به کفر منتهی شد؟!

﴿إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ²﴾، ﴿بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً³﴾، ﴿وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ.⁴﴾

آیا علمای عامه منتهای این آیه را متوجه شدند: ﴿وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ ألیم٥﴾ ؟

قضیه‌ی فدک و محاکمه‌ی فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها به نصِّ سنّتِ مقبوله عند الکلّ، ایذاء رسول اللّٰه است و ایذاء او به نصّ قرآن، مستلزم «عذاب الیم» است و عذاب الیم هم باز به نصّ قرآن برای طبقات ثلاث از ظالمین، منافقین و کفار است…

۱. مسند احمد، ج۴، ص۳۲۸.

۲. الشوری، آیه ۲۱.

۳. منافقان را بشارت ده که عذابی دردناک برای آنان است. (النساء، آیه ۱۳۸)

۴. و كسانى را كه كفر ورزيدند از عذابى دردناک خبر ده. (التوبه، آیه ۳)

۵. و كسانى كه پيامبر خدا را آزار مى‌رسانند، عذابى پر درد [در پيش ] خواهند داشت. (التوبه، آیه ۶۱)

برگرفته از کتاب فدک نحله‌ی خاتم، آیت الله العظمی وحید خراسانی

همچنین حضرت آیت الله وحید خراسانی درباره تفسیر آیه ۱ سوره حجرات از جزء ۲۶ قرآن کریم بیان کردند:

۲۶

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ [الحجرات۰۱۝]

عبدالله بن عمر گفت: چون پيغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به مدينه وارد شد، بين اصحاب اخوّت و برادرى برقرار كرد؛ پس على عليه‏السلام با چشم گريان آمد، گفت: «يا رسول الله! اصحابت را برادر كردى و مرا با كسى برادرنكردى.» فرمود: «يا على! انت اخى فى الدنيا و الآخرة¹»؛ يا على، تو در دنيا و آخرت برادر من هستى.

اين اخوت آشكار مى‏ كند كه مقام حضرت على عليه‏السلام هنگام نزول آيه: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾، از هر مؤمنى رفيع‏تر و بالاتر بوده است؛ زيرا بر حسب مدارک عامّه و خاصّه، حضرت رسول (ص) بين اصحاب برحسب منزلت ايشان اخوت برقرار نمود؛ آنچنان كه بين ابوبكر و عمر و بين عثمان و عبدالرّحمن، بين ابى‏ عبيده و سعد بن معاذ و …اخوت قرار داد²، و حضرت على عليه‏السلام را براى اخوت با خود برگزيد؛ بنابراين چگونه او در مرتبه‌ی اشرف فرزندان آدم نباشد و حال آن كه حضرت رسول (ص)به اخوت با او در دنيا و آخرت تصريح نموده است.

اين اخوت و برادرى روشن م ى‏سازد كه همانندى روحى، عِلمى، عَملى و اخلاقى بين حضرت على عليه‏السلام و افضل اهل عالم يعنى حضرت رسول خاتم (ص) به مستواى درجه آن حضرت رسيده است و از اين مقام و درجه تعبيرى نتوان كرد مگر همان كه رسول خدا (ص)به آن تعبير فرموده است: «انت اخى فى الدنيا والآخرة.»

و امیرالمومنین بعد از عبوديت به اين اخوت مفتخر گرديد، همانطور كه خود مى ‏فرمود: «انا عبدالله واخى رسوله³»، من بنده‌ی خدا و برادر رسول خدايم و در روز شورى فرمود: «آيا در ميان شما كسى است كه رسول خدا بين او و خودش برادرى قرار داده باشد غير از من؟⁴»

۱. المستدرك على الصحيحين، ج ۳، ص۱۴.

۲. همان، ج۳، ص ۱۴ و۳۰۳.

۳. همان، ج۳، ص۱۱۲.

۴. لسان المیزان، ج۲، ص۱۵۷.

برگرفته از کتاب مقدمه‌ی اصول دین، آیت الله العظمی وحید خراسانی

ج, 02/09/1401 - 12:15