استاد صبرآمیز مطرح کرد؛

فرزندان، سفیران، شاگردان، نامه ها، از راه های شناخت یک فرد است

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت امام جواد علیه السلام استاد اکبر صبرآمیز از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: می گویند اگر می خواهید کسی را بشناسید، از چند راه این کار ممکن است؛ یک راه آن است که فرزندان آن را بشناسید و ببینید که چه کسی را تربیت کرده است. ما قمی ها مفتخر هستیم به وجود مبارک موسی مبرقع، نوه امام جواد علیه السلام. ایشان به قدری زیبا بودند که برقع می زدند. در ابتدا قمی ها به ایشان آنچنان احترام نکردند و ایشان به کاشان رفت؛ اما در ادامه با احترام ایشان را به قم آورند؛ اکنون چهل اختر در اطراف ایشان است و امام زاده زید در کنار ایشان است.

 

وی افزود: آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه فرمود: «اگر کسی به ایشان به هر طریقی خدمت بگزارد، هم مورد توجه امام جواد علیه السلام، هم مورد توجه امام رضا علیه السلام و هم مورد توجه امام زمان علیه السلام خواهد بود.» به امام زاده ها توجه کنید؛ آن بزرگواران همانند طبیبانی هستند که دارو در دستشان است و کسی به نزد آنها نمی آید تا درمان بشوند.

  

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: در کنار قبر مبارک حضرت معصومه سلام الله علیها، میمونه دختر و دختران امام جواد علیه السلام دفن هستند.

 

وی اضافه نمود: یکی دیگر از راه های شناخت طرف مقابل، آن است که ببینیم چه کسی سفیر ایشان است؛ یکی از سفیران حضرت علیه السلام هم در قم مدفون است. اگر مسلم بن عقیل سفیر امام حسین علیه السلام بود، سفیر امام جواد علیه السلام هم در سطح بالایی است.

 

این شاگرد آیت الله بهجت در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از راه های شناخت یک شخص، آن است که نامه های آن شخص را بخوانیم؛ با نامه های یک طرف هم می توان آن شخص را شناخت. برخی از نامه های امام جواد علیه السلام هم در دسترس است.

 

نامه حضرت به علی بن مهزیار

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: حضرت به علی بن مهزیار اهوازی این نامه را نوشته است: ایشان هم امام رضا علیه السلام، هم امام جواد علیه السلام، امام هادی علیه السلام و امام حسن عسگری علیه السلام را درک کرده است. از این رو آن شخصی که امام زمان علیه السلام را درک کرده است، بعید است ایشان باشد؛ و آن شخص «علی بن ابراهیم مهزیار» است. چرا که آن شخص که به زیارت حضرت نائل گردیده است، بیست و یک بار به حج مشرف شده است؛ بعید است که علی بن مهزیار چنین عمر طولانی داشته باشد.

 

وی  افزود: متن نامه، چنین است: «و منهم علي بن مهزيار الأهوازي‏ و كان محمودا. أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنِ التَّلَّعُكْبَرِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ الرَّازِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْبَلْخِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مَابُنْدَارَ الْإِسْكَافِيِّ عَنِ الْعَلَاءِ النداري‏ [الْمَذَارِيِ‏] عَنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ قَالَ: قَرَأْتُ هَذِهِ الرِّسَالَةَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي بِخَطِّهِ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ يَا عَلِيُّ أَحْسَنَ اللَّهُ جَزَاكَ وَ أَسْكَنَكَ جَنَّتَهُ وَ مَنَعَكَ‏ مِنَ‏ الْخِزْيِ‏ فِي‏ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ حَشَرَكَ اللَّهُ مَعَنَا يَا عَلِيُّ قَدْ بَلَوْتُكَ وَ خَبَرْتُكَ (خیرتک)فِي النَّصِيحَةِ وَ الطَّاعَةِ وَ الْخِدْمَةِ وَ التَّوْقِيرِ وَ الْقِيَامِ بِمَا يَجِبُ عَلَيْكَ فَلَوْ قُلْتَ إِنِّي لَمْ أَرَ مِثْلَكَ لَرَجَوْتُ أَنْ أَكُونَ صَادِقاً فَجَزَاكَ اللَّهُ جَنَّاتِ‏ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا فَمَا خَفِيَ عَلَى مَقَامِكَ وَ لَا خِدْمَتِكَ فِي الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَأَسْأَلُ اللَّهَ إِذَا جَمَعَ الْخَلَائِقَ لِلْقِيَامَةِ أَنْ يَحْبُوَكَ بِرَحْمَةٍ تُغْتَبَطُ بِهَا إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاء»

به نام خداوند بخشاینده مهربان. ای علی بن مهزیار خداوند به تو جزای نیکو عنایت فرماید، و جایگاه ترا بهشت قرار دهد و از خواری دنیا و آخرت مصون دارد و تو را با ما محشور بگرداند. خداوند تو را به پند و اندرز و اطاعت و خوف و وقار و مسکنت آزموده است و در آنچه واجب است امتحان خوبی داده ای، اگر بگویم مانند تو را در میان اصحاب ندیده ام، امیدوارم راست باشد؛ خداوند جزای اعمال نیک تو را بهشت برین قرار دهد. البته مقام تو بر ما پنهان نیست و خدمت تو هم پوشیده نیست که در سرما و گرما و شب و روز به واجبات قیام کردی. من از پیشگاه خداوند تقاضا دارم روزی که همۀ خلائق را جمع می کنند تو را به پاس دوستی ما به رحمت خویش متنعّم سازد؛ به طوری که مورد غبطۀ دیگران گردد؛ او خداوندی است که شنوندۀ هر دعائی است. (کتاب الغیبة شیخ طـوسی، ص 622- بـحار،ج 05‌، ص 501‌.)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت در ابتدای این نامه می فرماید: «احسن الله جزاک»؛ در قرآن کریم هم از «احسان» چندین بار سخن به میان آمده است. در یک آیه شریفه می فرماید: «وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُون» (توبه: 121)؛ آقا سید مرتضی قزوینی که در کربلا به منبر می رفت، می گفت: به عنوان مثال، کسی زمین دارد که در خیابان افتاده است؛ و برخی از قطعات زمینش در گوشه ای دور است؛ طبیعتا آنکه در کنار جاده است، گرانتر است و آن زمینه که در گوشه ای قرار دارد، ارزان تر؛ اما اگر شخصی بیاید و همه زمین ها را به یک قیمت و به بالاترین قیمت بخرد، احسان کرده است. خداوند در روز قیامت به «احسن ما کانوا یعملون» همه را می خرد. یعنی یک عمل خوبتر را در نظر می گیرد و  معدل را به همان قرار می دهد. مثالی دیگر مانند اینکه کسی چندین جعبه میوه را به قیمت بهترین میوه خریداری می کند.

 

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: در فقره ای دیگر از این کریمه می خوانیم که حضرت به ابن مهزیار می فرماید: «فَجَزَاكَ اللَّهُ جَنَّاتِ‏ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا»؛ اگر کسی فردوس می خواهد، هر جمعه، سوره مبارکه جمعه را بخواند. «نزلا» آن شربت و تعارف ابتدایی است که صاحبخانه برای مهمان دارد؛ تعارف ابتدایی برا بهشتیان، فردوس برین است. همین حالت برای جهنمیان است؛ که مئ فرماید: «نزلا من حمیم»؛ با آتش به استقبال جهنمیان می روند. در جای دیگر از قرآن می فرماید: «بطائنها من استبرق»؛ بطائن، آن چیزهایی است که داخل متکا می کنند؛ چه برسد به ظاهر آن.

 

نامه علی بن مهزیار به امام جواد علیه السلام

این شاگرد آیت الله بهجت در ادامه بیان کرد: یکی دیگر از نامه های آن حضرت به علی بن مهزیار اینچنین است: علی بن مهزیار در نامه ای به امام جواد علیه السلام نوشت که چون در شهر اهواز زلزله زیاد می شود، آیا اجازه می فرمائید از آن شهر به جای دیگر نقل مکان کنیم؟

ملک الشعرا بهار درباره ایران اینچنین می سراید:

خوشا مرز ایران عنبر نسیم

که خاکش گرامی تر از زر و سیم

زمینش همه عنبر و مشک ناب

به جوی اندرش آب در خوشاب

فضایش چو مینو به رنگ و نگار

به یک سو زمستان و دگر سو بهار

همه کوهسارش چو خلد برین

همه مرغزارش خوش و دل نشین

هوایش موافق بهر آدمی

زمینش سراسر پر از خرمی

گلابست در جویبارش روان

همی پیر گردد زآبش جوان

به هر سوی این ملک با آفرین

یکی بوم فرخنده بینی گزین ...

که یک سوی اهواز مینو سرشت

که سبز است و خرم چو باغ بهشت

شکرخیز خاکی نباشد چنان

که زرنوش بودش یکی شارسان

دی و آذر و بهمن و فروردین

همیشه پر از لاله بینی زمین

 

 امام در پاسخ نامه او دستور دادند که از اهواز بیرون نروند و روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرند و در روز جمعه جامۀ پاکیزه به تن کنند و غسل نمایند و از شهر بیرون روند و دعا کنند تا خداوند این بلا را از آنجا دفع کند. علی بن مهزیار می گوید دستور امام را به کار بردیم، دیگر زلزله ساکت شد. (بحار،ج 05، ص 101‌)

 

نامه امام جواد علیه السلام به حسین بن عبد الله نیشابوری «والی سجستان»

استاد صبرآمیز خاطرنشان کرد: از جمله نامه های آن حضرت، نامه ای است که علامه مجلسی از کافی نقل می کند، که صیدلانی گفت: با مردانی از اهل سجستان و بست در سفر مکه بودیم، سال اول خلافت معتصم بود؛ در طواف کعبه حضور امام جواد علیه السلام رسیدیم؛ عرض کردم مردی است که به ولایت و دوستی شما متکی و علاقمند است؛ ولی اهل دیوان است و من هم باید خراجی به او بپردازم؛ اگر شما به او نامه ای مرقوم فرمائید که به من احسان کند، موجب سپاس و تشکر است.

امام علیه السلام فرمود من او را نمی شناسم. عرض کردم من او را می شناسم و اطمینان دارم که از شیعیان و ارادتمندان شما و برادران ایمانی ما می باشد و نامه شما به حال او مفید خواهد بود. امام علیه السلام کاغذ برداشت و این نامه را به او نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد فان موصل کتابي هذا ذکر عنک مذهبا جمیلا و ان لک من عملک ما احسنت فیه فاحسن الی اخونک و اعلم ان الله عزوجل مسائلک عن مشاقیل الذر و الخردل» (مـجلسی، بحار، ج 05، ص 7 - 68)

این شخص که نامه مرا به تو می رساند از تو نقل کرد که تو مذهب نیکو و پسندیده ای داری و این که اعمال تو مورد تحسین و رضایت خاطر مردم است، تا بتوانی نسبت به برادران دینی خود نیکی کن و بدان که خداوند عزّوجلّ در قیامت هر ذرّه و خردلی از عمل نیک را فراموش نمی کند. »

راوی گفت: وقتی به سجستان رسیدم، خبر این نامه را به والی آنجا حسین بن عبد الله نیشابوری داده بودند در دو فرسخی شهر به استقبال ما آمد چون نامه حضرت را به او دادم آن را بوسید و به چشم کشید و گفت حاجت تو چیست؟ گفتم: مالیاتی باید به دیوان محاسبات شما بدهم. گفت: آن را بخشیدم و تا من والی اینجا هستم، خراج از تو مطالبه نمی کنم. آنگاه از وضع زندگی من پرسید، چون جریان کار خود را برای او گفتم، به من محبّت بیشتری کرد و نوشت مادام العمر از مالیات معاف باشم و تا زنده بود، صله و احسانش نسبت به من قطع نشد. (کافی، ج 5، ص 211-111- بحار، ج 05، ص 78.)

 

نامه امام جواد علیه السلام به عبدالعظیم حسنی

راوندی در خرائج می نویسد: جناب عبد العظیم حسنی نامه ای به خدمت امام محمد تقی جواد الائمة نوشت و در آن از مهدی امت و قائم آل محمد سؤال نمود؛ فقال:

«المهدی یجب ان ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره و هو الثالث من ولدی و ان الله یصلح امره فی لیلة کما اصلح امر کلیمه موسی (ع) حیث ذهب لیقتبس لأهله نارا هو سمي رسول الله و کنیته تطوی له الارض و قیل له القائم لانه یقوم بعد موت ذکره و ارتداد النفر من القائلین بإمامته و سمي المنتظر لأن غیبته یطول امرها فینتظر خروجه المخلصون و منکره المرتابون من القائلین و یهلک المستعجلون.» (الخراج راوندی، ص 991 چاپ هند، وفات الجواد، ص 95.) مرقوم فرمود: «مهدی کسی است که انتظار او واجب است و باید در غیبت او انتظارش را داشت و به هنگام ظهور اطاعت او را نمود او سومین اولاد من است و خداوند به دست او امور عالم را در ظرف یک شب اصلاح می کند و همانطور که برای موسی بن عمران اصلاح فرمود و آتش از درخت در کوه طور برافروخت که همه دیدند و نور آن غیر از نور همه روشنی ها و انوار بود. او را به نام رسول خدا و کنیۀ او می خوانند، برای آن که زمین در ادارۀ او بهم درمی نوردد و او را قائم گویند برای آن که پس از مرگ نام او در میان خلق است و از کسانی که قائل به امامت او می باشد، مرتد می گردد او را منتظر می خوانند برای آن که غیبت او به طول می انجامد به اندازه ای که مخلصین در حال انتظار مانده و شکّاکین مرتد شده و شتابزدگان هلاک خواهند شد.»

 

پ, 04/09/1401 - 17:36