استاد ساعی ور مطرح کرد؛

بعد خانوادگی حضرت زهرا

زن و شوهر نباید برخورد طلبکارانه با یکدیگر داشته باشند و مدام در مقام انتقاد از یکدیگر بر آیند، که این خود از عوامل تزلزل این نهاد مقدّس است.  در حقیقت باید به یکدیگر در مسیر اطاعت الهی کمک کنند.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد محمد باقر ساعی ور بیان داشت: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نمونه کامل یک انسان در همه ابعاد است. به گونه ای که می توان هم در بُعد معرفتی، هم سیاسی و هم عبادی و دیگر ابعادی که در زندگی بشر است، نمونه و الگوی کاملی باشد. به همین خاطر منبعی است پر نور و خالی از خطا. به خاطر عصمت و معصومه بودن این بانو می توان شناخت هایی –حتی بزرگتر از شناخت- نظام هایی چون: خانواده، تربیت، همسرداری، مادر بودن، دختر بودن را می توان از رفتار و گفتار ایشان استنتاج کرد.

 

وی با ذکر اهمیت نهاد خانواده در اسلام و اهتمام و تشویق آن به تشکیل این نهاد مقدس، به بیان آیاتی از قرآن درباره خانواده پرداختند که ذکر می گردد: آیاتی در سوره نور به نحوه ورود به منزل اشاره می کند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى‏ لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيها مَتاعٌ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ» شما كه ايمان داريد به خانه هيچ كس غير از خانه‏هاى خود داخل نشويد تا آنكه آشنايى دهيد و بر اهلش سلام كنيد اين براى شما بهتر است اميد است كه پند گيريد و اگر كسى را در خانه نيافتيد داخل نشويد تا شما را اجازه دهند و اگر گفتند برگرديد، برگرديد كه اين براى شما پاكيزه‏تر است و خدا به اعمالى كه مى‏كنيد دانا است و اما در خانه‏هاى غير مسكونى براى شما گناهى نيست كه به خاطر كالايى كه در آن داريد داخل شويد و خدا آنچه آشكار و يا پنهان كنيد، مى‏داند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در آیه ای دیگر از این سوره مبارکه می بینیم که حتی به نحوه ورود بچه به اتاقهای خصوصی دستور وجود دارد؛ آنجا که می فرماید: «وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» و چون كودكانتان به عقل رسند بايد اجازه دخول بگيرند، چنان كه نام بردگان، قبل از ايشان (و يا آنان كه زودتر از ايشان به حد رشد رسيدند) اجازه مى‏گرفتند، خدا اين چنين آيه‏هاى خويش را براى شما بيان مى‏كند و خدا دانا و فرزانه است.

 

وی افزود: در آیات سوره احزاب نسبت به رفتار زنان دستوراتی را می دهد: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلاً وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى‏ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ لَطِيفاً خَبِيراً إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً»

 

اى پيامبر! به همسرانت بگو اگر زندگى دنيا و زينت آن را مى‏خواهيد، بياييد تا چيزى از دنيا به شما بدهم، و رهايتان كنم، طلاقى نيكو و بى سر و صدا و اگر خدا و رسول او و خانه آخرت را مى‏خواهيد، بدانيد كه خدا براى نيكوكاران از شما اجرى عظيم تهيه ديده است. اى زنان پيامبر! هر يك از شما كه عمل زشتى روشن انجام دهد، عذابش دو چندان خواهد بود، و اين بر خدا آسان است و هر يك از شما براى خدا و رسولش مطيع شود، و عمل صالح كند، اجر او نيز دو چندان داده مى‏شود، و ما برايش رزقى آبرومند فراهم كرده‏ايم. اى زنان پيامبر! شما مثل احدى از ساير زنان نيستيد، البته اگر تقوى پيشه سازيد، پس در سخن دلربايى مكنيد، كه بيمار دل به طمع بيفتد، و سخن نيكو گوييد و در خانه‏هاى خود بنشينيد و چون زنان جاهليت نخست خود نمايى نكنيد و نماز بپا داريد و زكات دهيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد، خدا جز اين منظور ندارد كه پليدى را از شما اهل بيت ببرد و آن طور كه خود مى‏داند پاكتان كند. و آنچه در خانه‏هاى شما از آيات خدا و حكمت كه تلاوت مى‏شود به ياد آوريد، كه خدا همواره داراى لطف و با خبر است. بدرستى كه مردان مسلمان، و زنان مسلمان و مردان مؤمن، و زنان مؤمن، مردان عابد، و زنان عابد، مردان راستگو، و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان خاشع، و زنان خاشع، مردان و زنانى كه صدقه مى‏دهند، مردان و زنانى كه روزه مى‏گيرند، مردان و زنانى كه شهوت و فرج خود را حفظ مى‏كنند، مردان و زنانى كه خدا را بسيار ذكر مى‏گويند، و ياد مى‏كنند، خداوند برايشان آمرزشى و اجرى عظيم آماده كرده است.

 

استاد ساعی ور بیان داشت: در آیات سوره طه دستور الهی در زمینه ی امر اهل خانواده به نماز را ملاحظه می کنیم: «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏» كسان خويش را به نماز خواندن وادار كن و به كار نماز شكيبايى به خرج ده ما روزى دادن كسى را به عهده تو نمى‏گذاريم كه تو خود نيز روزى خور مايى و سر انجام نيك مخصوص پرهيزكارى است.

 

وی افزود: در سوره بقره و آیه 187 می بینیم که زن و شوهر به مثابه لباسی برای یکدیگر لحاظ گردیدند که نکات فراوانی از همین جمله می توان برداشت کرد.«هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» ايشان پوشش شما و شما پوششى هستيد براى آنان. در آیه 21 از سوره روم، هدف از ازدواج را و نگاه بنیادین اسلام را به این نهاد را می بینیم: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و يكى از آيات او اين است كه براى شما از خود شما همسرانى خلق كرد تا به سوى آنان ميل كنيد و آرامش گيريد و بين شما مودت و رحمت قرار داد و در همين آيتها هست براى مردمى كه تفكر كنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: این آیه از سوره زخرف بیانگر آن است که بعضی انحرافات از آباء به اولاد منتقل می شود؛ مانند انحراف بت پرستی که خودشان اعتراف داشتند: «بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ» نه، هيچ دليلى از ناحيه ما ندارند، تنها دليلشان اين است كه ما پدران خود را بر دينى يافتيم، و ما اگر دنبال راه آنان برويم از هدايت يافتگانيم. آیات در زمینه خویشاوندان و اولاد و همسر و والدین ، اینها همه نشان دهنده این نکته است  باید این روابط و  ساختار را به گونه ای شکل داد تا انسان در مسیر رشد و تکامل طولی ، و نه در تعارض با رشد خود قرار بگیرد.

 

وی افزود: این آیات، به علاوه آیاتی دیگر در باره حجاب و غیره است که تعداد بالای این آیات بیانگر اهتمام قرآن به بحث خانواده است. از لحاظ تجربی هم خانواده های سالم هستند که زمینه سازی سلامت جامعه را فراهم می کنند. به عبارت دیگر ، خانواده ، اولین سلول در بدن جامعه به شمار می آید.

 

استاد ساعی ور بعد از نگاه قرآنی و تجربی به نهاد خانواده، به بررسی ابعاد وجودی حضرت زهرا سلام الله علیها از حیث دختر بودن، همسر بودن و مادر بودن پرداخت و قبل از آن به این نکته اشاره کرد که عصمت ایشان، سند و دلیل بر حجت بودن گفتار و رفتار ایشان است و در پاسخ به این سوال که «آیا معصومه بودن ایشان، موجب دست نایافتن به ایشان نمی شود» گفت: باید به این نکته توجه داشت که اهل بیت علیهم السلام در زندگی خویش با علم غیب، کرامت، امور باطنی و ... کار را پیش نمی بردند بلکه از امور عادی استفاده می کردند و زندگی آنها معمولی و عادی بود. ثانیا عصمت موجب می گردد تا ما حق را بشناسیم و این غیر از دست یافتنی و یا دست نایافتنی بودن آن است. با کنار هم قرار دادن این دو نکته به این نتیجه می رسیم که نمی توان گفت آنها برای الگوگیری در عرصه عملی دست نایافتنی هستند. بله! رسیدن به حق سخت هست اما دست نایافتنی نیست.

 

وی افزود: اگر ائمه علیهم السلام بر اساس غیب، باطن، امور ملکوتی و کرامت عمل می کردند، دست نایافتنی بودند اما با وجود داشتن قوّه عصمت، حق را می شناختند و در زندگی عادی خود بدون در نظر گرفتن امور ماورایی انجام حقّ و ترک باطل می کردند. از این باب نسبت به بحث تربیت اولاد می توانیم به رفتار آنها نگاه کنیم و بدانیم که آیا تعلیم، تشویق، تنبیه و کارهای دیگر حقّ است و نحوه هر کدام به چه سیاقی باید باشد؟ این علم غیب است که دست نایافتنی است. ائمه علیهم السلام در زندگی خودشان متعارف اما با مهر و عصمت زندگی می کردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در بررسی نقش همسر بودن حضرت صدّیقه ی طاهره به این آیه از سوره روم تمسّک کردند که می فرماید:  «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و يكى از آيات او اين است كه براى شما از خود شما همسرانى خلق كرد تا به سوى آنان ميل كنيد و آرامش گيريد و بين شما مودت و رحمت قرار داد و در همين آيتها هست براى مردمى كه تفكر كنند.

 

وی خانواده را معدنی از مودّت و رحمت دانستند که خداوند آن را قرار داده است و افزود: اگر بنا بر این باشد که فرزند خوب تربیت شود، باید از این معدن، مودت و رحمت را به خوبی دریافت کند و شیر محبت و شیر مودت را از خانواده بنوشد و منشاء کینه ورز ، این است که از این معدن تغذیه نشده باشد.

 

استاد ساعی ور مودّت را  «مهربانی ، عشق ، رأفت، لطیف بودن نسبت به یکدیگر» معنا کردند و خاطر نشان کرد: درگیری های در خانواده ، بیانگر آن است که بین اعضای آن مودّت نیست.

 

وی در تبیین عنصر دوم از عناصر تحکیم خانواده به رحمت اشاره کرد و گفت: رحمت یعنی چشم پوشی انسان   و نقطه مقابل ریزبین بودن. در کانون خانواده چشم پوشی از نقایص و برخی خرده ریزها وجود دارد. اگر یکی از اعضا افسرده و خسته شده است، دیگری باید منشأ رحمت برای او باشد.

 

استاد حوزه علمیه قم با تاکید مجدد بر منبع مودت و رحمت بودن خانواده، در مقام بیان نکته ای دقیق گفت:  همین قضیه موجب تحمل مشکلات بیرون می گردد.

 

استاد ساعی در مقام تبیین «خانواده فاطمی» افزود: امیرالمومنین علیه السلام قسم می خورد و می فرماید: من هیچ عصبانی نشدم و هیچ ناخوشایندی در من احساس نشد تا موقعی که حضرت زهرا سلام الله علیها از دنیا رفت و همچنین بالعکس. «قَالَ عَلِيٌّ فَوَ اللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَ لَا أَكْرَهْتُهَا عَلَى أَمْرٍ حَتَّى قَبَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ وَ لَا أَغْضَبَتْنِي وَ لَا عَصَتْ لِي أَمْراً وَ لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَان‏ (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) ؛ ج‏1 ؛ ص363)

 

وی افزود: یکی از الگوگیری ها از خانواده فاطمی این است که اعضای خانواده برطرف کننده مشکلات یکدیگر باشند. نکته دیگری که می توان از این حدیث شریف برداشت کرد این است که پیشگیری از اختلافات بهتر از درمان و حلّ اختلاف است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «مرج البحرین یلتقیان» از سوره الرحمن می فرماید: این روایت آمده است که تأویل و باطن این آیه علی و فاطمه علیهما السلام است. «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ الْقَطَّانِ [الْعَطَّارِ] قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ‏ قَالَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ بَحْرَانِ‏ عَمِيقَانِ‏ لَا يَبْغِي أَحَدُهُمَا عَلَى صَاحِبِهِ‏ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ‏ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع»( قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي - قم، چاپ: سوم، 1404ق.‏)

 

وی در مقام تبیین این حدیث و بیان ویژگی دیگری از خانواده فاطمی گفت: آن دو بزرگوار مانند دو بحر عمیق هستند که هیچکدام بر حق دیگری تعدّی نکرده است، هر دو در حدّ خودشان هستند و این سبب شده است که این دو دریا سبب ساختن لؤلؤ و مرجان باشند. اگر خانواده ای فاطمی باشد، محصول این خانواده لؤلؤ و مرجان است. اگر کانون خانواده محل درگیری و عقده خالی کردن در خانه نباشد؛ بلکه محل آرامش باشد و نسبت به هم لطیف بوده باشند، ثمره آن لؤلؤ و مرجان است.

 

استاد ساعی ور اظهار داشت: در روایاتی فاطمه زهرا سلام الله علیها به عنوان مرکزیت در نظر گرفته شده است. مثلا در حدیث کساء داریم: «هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها».

 

وی با تاکید بر وجود بُعد عرفانی در این حدیث، به محوریت بودن زن در خانواده اشاره کرد و گفت: این زن است که می تواند خانواده را به هم برساند و درگیری را از خانه رها کند. مرکزیت، محوریت، طمأنینه، آرامش، محبت و جمال الهی در خانواده فاطمی، فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

 

این استاد حوزه علمیه قم، لطیف بودن را عامل اصلی توانایی زن در انجام این مأموریت بزرگ در خانواده دانست و نوع مردان را به علت خشن بودن در انجام این کار ناتوان برشمرد و افزود: رفتار لطیف _ که منشأش مودّت و رحمت است_  خانواده را از لحاظ روحی مستحکم می کند. اگر برای خانواده بدن و روح در نظر بگیریم، روح خانواده مودت و رحمت است و جسم آن، اعضای خانواده. اگر انسان با روح خانواده مأنوس شود، همیشه محلی برای فراموشی سختی ها و پناهگاه انسان ها وجود دارد. متأسفانه امروزه پناهگاه و آرامشگاه حوادث و آلام اجتماعی است. در حال حاضر خانواده چون از مسیر رحمت و مودت خارج شده، سبب شده است که خانواده بجای پناهگاه، خوابگاه باشد. قرآن خانواده را پناهگاه و آرامشگاه معرفی می کند، نه خوابگاه.

 

وی افزود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از امیرالمومنین علیه السلام می پرسد: «کیف وجدت اهلک» آن حضرت در جواب فرمودند: «نعم العون علی طاعة الله». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همین سوال را از حضرت زهرا سلام الله علیها می پرسند و ایشان جواب می دهد: «خیر بعل» (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏3 ؛ ص355)

 

وی در همین رابطه به بیان چند نکته تربیتی پرداخت، از جمله اینکه: زن و شوهر نباید برخورد طلبکارانه با یکدیگر داشته باشند و مدام در مقام انتقاد از یکدیگر بر آیند، که این خود از عوامل تزلزل این نهاد مقدّس است.  در حقیقت باید به یکدیگر در مسیر اطاعت الهی کمک کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم سخنش را با حدیث شریف کامل کرد: «رَوَتِ الْخَاصَّة وَ الْعَامَّة مِنْهُمْ ابْنُ شَاهِينٍ الْمَرْوَزِيُّ وَ ابْنُ شِيرَوَيْهِ الدَّيْلَمِيُّ عَنِ‏ الْخُدْرِيِّ وَ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ عَلِيّاً أَصْبَحَ سَاغِباً فَسَأَلَ فَاطِمَةَ طَعَاماً فَقَالَتْ مَا كَانَتْ إِلَّا مَا أَطْعَمْتُكَ مُنْذُ يَوْمَيْنِ آثَرْتُ بِهِ عَلَى نَفْسِي وَ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فَقَالَ أَ لَا أَعْلَمْتَنِي فَأَتَيْتُكُمْ بِشَيْ‏ءٍ فَقَالَتْ يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنِّي‏ لَأَسْتَحْيِي‏ مِنْ‏ إِلَهِي‏ أَنْ أُكَلِّفُكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ...»( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 77).

 

وی افزود: از حضرت زهرا سلام الله علیها می پرسند: چرا چیزی از امیرالمومنین نمی خواهی؛ ایشان جواب می دهند: «إنی لأستحیی من الهی أن تکلف نفسک ما لا نقدر علیک»؛ می گوید:  من از خدا حیا دارم که از تو چیزی بخواهم که تو توانایی تهیه آن را نداری. این نگاه که حیای الهی را در خانواده مطرح کنند و اینکه به شوهر طعنه نزنند و او را در مضیقه های مالی نگذاشتن و قرض های سنگین را به شوهر تحمیل نکردن، یکی از الگوهای ایجاد شده توسط حضرت زهرا در خانواده فاطمی است.

 

استاد ساعی ور بعد از بیان بُعد همسری حضرت زهرا به تبیین دومین بُعد، یعنی بُعد مادر بودن ایشان پرداخت و خاطر نشان کرد: هم از جنبه رفتارهای عملی و هم قولی می توان عملکرد ایشان را بررسی کرد.

 

وی در مقام تبیین رفتار عملی صدیقه طاهره در مقام یک مادر، به دو روایت از مناقب ابن شهر آشوب پرداخت: «حِلْيَةِ أَبِي نُعَيْمٍ وَ مُسْنَدِ أَبِي يَعْلَى قَالَتْ عَائِشَةُ مَا رَأَيْتُ أَحَداً قَطُّ أَصْدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ غَيْرَ أَبِيهَا وَ رَوَيَا أَنَّهُ كَانَ بَيْنَهُمَا شَيْ‏ءٌ فَقَالَتْ عَائِشَةُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَلْهَا فَإِنَّهَا لَا تَكْذِبُ‏ وَ قَدْ رَوَى الْحَدِيثَيْنِ عَطَاءٌ وَ عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: الْحَسَنُ الْبَصْرِيُ‏ مَا كَانَ‏ فِي‏ هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ أَعْبَدُ مِنْ‏ فَاطِمَةَ كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَوَرَّمَ قَدَمَاهَا وَ قَالَ النَّبِيُّ لَهَا أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلْمَرْأَةِ قَالَتْ أَنْ لَا تَرَى رَجُلًا وَ لَا يَرَاهَا رَجُلٌ فَضَمَّهَا إِلَيْهِ وَ قَالَ‏ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ‏.»( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏3 ؛ ص341)در روایت اول به صدّیقه بودن و در روایت دوم به عابده بودن حضرت اشاره شده است که آنقدر برای عبادت قیام می کرد،  پاهایش ورم کرد.

 

وی افزود: خانواده ای که خودش اهل عبادت، قرائت قرآن، راز و نیاز باشد، این رفتار به اولاد هم منتقل می شود. اگر فرزند فقط مسائل مادی، ناهنجاری ها و درگیری ها مادر را ببیند، به گونه ای تربیت می شود و اگر در خانواده مسائل معنوی، عبادتی و دینی مادر را ببینند، ولو که دستوری هم به بچه داده نشود، این رفتار عملا به بچه انتقال داده می شود.

 

استاد ساعی ور در ادامه تبیین بُعد مادری حضرت زهرا سلام الله علیها به جنبه دوم، یعنی رفتارهای قولی حضرت پرداخت و به مواردی اشاره کرد.

 

وی ابتدائا به نحوه سلام دادن یک مادر الگو به فرزندش اشاره کرد و گفت: وقتی امام حسن و امام حسین علیهما السلام سلام می دادند، حضرت زهرا سلام الله علیها در جواب سلام آنها می فرمودند: « و علیک السلام یا قرة عینی و ثمرة فؤادی». این نحوه از پاسخ دادن به سلام آمیزه ای از مودّت و رحمت است که به فرزند منتقل می شود و غذای روحی، معنوی، عاطفی و احساسی او را تأمین می کند و قلب کوچک اولاد از محبت و احساس مملو می گردد.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در دل این گونه بیانات هم تغذیه عاطفی، هم تعلیم، هم آداب و احترام به همدیگر وجود دارد. با توجه به این روایت و بر طبق آیه «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» فرزندان نباید همیشه از جامعه طلبکار باشند بلکه جواب احسان، احسان دیگر است.

 

وی افزود: در لالایی و شعرهایی که حضرت زهرا سلام الله علیها برای فرزندان داشتند نیز تعلیم و معنویات نهفته بود. نه از نت های حرام، لالایی هایی که حضرت زهرا سلام الله علیها برای امام حسن و امام حسین علیهما السلام انتخاب می کرد، به گونه ای تشویق آنها به طیّ مسیر پدر، مسیر حقّ و عدالت و در کنار آن شخصیت دادن به فرزند بود. ( بحار ج 43ص 286)

 

استاد ساعی ور اظهار داشت: ایشان فرزندان را به تعلّم تشویق می کردند. در روایاتی ذکر شده که وقتی بچه ها از مسجد بر می گشتند؛ از آنها می پرسید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد چه فرمود.

 

وی افزود: مادر می تواند با لطافت خود داخل خانه را مدیریت کند. حضرت زهرا سلام الله علیها بخاطر آن که بچه ها در « شب قدر » نخوابند. نقل شده است: «وَ عَنْ عَلِيٍّ ص أَنَّهُ قَالَ: كَانَتْ‏ فَاطِمَةُ ع لَا تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ‏ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا. »( ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام - قم) عصر آن روز را کم غذا می دادند تا آنها خوابشان نبرد، روز آنها را آماده شب می کردند و می خواباندند  تا برای بیداری شب قدر آماده باشند و می گفتند: از خواب محروم شدن در مقابل  از محروم شدن از فیض این شب هیچ است. این مطلب بیانگر آن است که مادر با لطافت مادرانه و آگاهی بخشیدن و تبیین ، قدرت بالایی از مدیریت را برخوردار است.

 

استاد ساعی ور در ادامه خطری را گوشزد کرد: بعد از استقلال فرزند و مخلوط شدن با محیط بیرون و عبور یافتن از صافی خانواده، برگرداندن راحت نیست و باید اذعان به سختی آن داشت. اما اگر از اول این نهال را با لطافت رشد داده شود این فرزند در اجتماع هم بیمه می شود.

 

وی در مقام بیان تفاوت اندیشه تربیتی بین مکتب اسلام و مکتب غرب، در بیان نکته ای دقیق اظهار داشت: در نگاه دینی،  انسان شناسی طولی است و نه عرضی. همیشه اسلام، انسانی را می خواهد که در مسیر کمال و شکوفا شدن استعدادهایش قدم برداشته باشد نه انسانی که در مسیر تنوّع ها هم خود و هم ارزش ها را گم کند. تمام مبانی خانواده، نظام اجتماعی و حکومت به نحوه نگاه اسلام به انسان برمی گردد.

 

استاد ساعی ور به روایت نبوی در مورد سه دوره هفت ساله برای تربیت فرزند اشاره کرد و بیان داشت: انسان از لحاظ زمینه ها و نیازها در سالهای رشد  متفاوت است. بچه تا هفت سال یک نوع نیاز دارد، یک نوع غذا و حق دارد وقتی بچه به عرصه حیات می آید اول باید بداند انسان است و حق دارد. از طرف دیگر هنوز عقل او رشد نکرده و خوب و بد را به شیوه رسمی نمی فهمد، ممکن است که احساسی بفهمد مثلا به چاقو که دستش را زخمی کرد؛ دست نمی زند به بخاری که دستش را سوزانده دست نمی زند، ولی اینکه در فهم او و در عقلش تمییز داشته باشد اینگونه نیست لذا در هفت سال اول آقا است. یعنی تربیت رسمی او، برایش قابل فهم نیست. اگر چه تربیت تعطیل نمی باشد. آقا است یعنی اهتمام به این است که  فرزند عقده حقارت نگیرد و محبت را  به صورت کامل دریافت کند.

 

وی افزود: در هفت سال دوم دو مساله تغییر یافته است: مسأله اول: کمی تمییز در او حاصل شده به این شکل که بفهمد این بچه فحش می دهد و بد است یعنی زمینه تمییز در او شروع به رشد کرده است فلذا می شود تربیت رسمی را با رعایت تدریج شروع کرد. جهت دیگر: به محیط دیگر وارد می شود. در هفت سال اول در محیط خانواده است. هفت سال دوم در محیط مدرسه و جامعه است. با دوستان است باید بداند دیگران هم حق دارند. پس در هفت سال اول باید بداند که انسان است به شکل متعادل رشد کند و از محبت سرشار شود اما در هفت سال دوم باید بداند دیگران هم هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در هفت سال سوم؛ دو حالت عوض شده است. معمولا بعد از هفت سال سوم: زمینه مستقل زندگی کردن پیش می آید. فرزند ازدواج می کند و یک خانواده مستقل را تشکیل می دهد. تغییر دیگر، تغییر در روحیات او است. جوانی است که بعضی از احساسات شخصیتی او رشد کرده است. غرور جوانی او رشد کرده و می خواهد مستقل شود و این خا صیت زمینه ساز مستقل زندگی کردن است.  

 

وی افزود: برخورد وزیرانه یعنی مستقیم، اگر با او برخورد کنید، احساس تهدید می کند. به شخصیت، غرور و جوانی اش برمی خورد. باید به عنوان مشاور از او استفاده کنید تا تدریجا برای زندگی مستقل خودش تجربه کسب کند./270/260/42/

چ, 11/09/1398 - 16:23