استاد موسوی حجازی:

الماسِ تاجِ آفرینش در بیان استاد موسوی حجازی

او هم چون روحی است برای بدنِ آفرینش، و او هم چون الماسی است که تمامی نورهای جواهرات خلقت، در برابرش خاموشند و اگر هم تلالویی دارند به لطف انعکاس آیینه وارِ زهره ی زهرایی است ، فاطمه ی زهرا بر آنان می تابد و ایشان جلوه ی درخشنده ی او را بازمی تابانند.

 

استاد سید محمد موسوی حجازی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: چندی پیش نوشته ای خواندم که سئوال و شبهه ای را مطرح می کرد و می گفت: «فاطمه علیها السلام دختر پیامبر ص هجده سال زندگی کرده است. او در این هجده سال چه کار مهم و خدمت اثر گذاری انجام داد که لقب بانوی زنان دو جهان را شایسته اش می دانید؟» پاسخ به این شبهه می تواند از جوانب مختلف و با نگاه های متعدد باشد، اما در این نوشته از نگاه دین اسلام  و مذهب تشیع به جواب این سئوال پرداخته خواهد شد تا به لطف خدا و در فرصتی دیگر از نگاه برون دینی و فرامذهبی هم به این شبهه بپردازیم.

 

پرده اول: قبل از این دنیا؛

الماس تاج آفرینش

وی افزود: آن گاه که خدای تعالی قصد آفرینش کرد تا عبادت شود «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» برای این خلقتش ، حدّ اعلائی را در نظر گرفت و آن «خلیفه الله»  بود. ردای خلیفه اللهی البته درجات و مقاماتی داشت. انسان کامل و کامل تر، نماد کامل خلقت خداوند و تحقق بخش هدف از آفرینش بود. کامل ترین مخلوقات خداوند همچون تاجی بر سرِ آفرینش بودند و بر تارَکِ این تاج یک الماس درشت و نورانی، می درخشید، یک بانو: فاطمه زهرا علیها السلام.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: به حکم احادیث متعدد یک رکن این تاج، وجود نورانی احمدِ محمود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله بود، و سوی دیگر این تاج نور علویِ علیّ مرتضی است ، و سمتِ سومش نور درخشنده ی الماسِ وجود زهرای اطهر است که آن تاج را نظام می بخشد و تلالو نوری اش را سبب می شود و به بار و ثمر می نشاندش. اینک ‌این ما و این فایده ی مهم و اثر اساسی وجود فاطمه زهرا علیها السلام. اگر او نبود و اگر برکت وجودش نبود، خلقتی نبود چون هدف از خلقت به وسیله ی نورِ نورانیِّ او محقق می شود.

 

وی اضافه کرد: او هم چون روحی است برای بدنِ آفرینش، و او هم چون الماسی است که تمامی نورهای جواهرات خلقت، در برابرش خاموشند و اگر هم تلالویی دارند به لطف انعکاس آیینه وارِ زهره ی زهرایی است ، فاطمه ی زهرا بر آنان می تابد و ایشان جلوه ی درخشنده ی او را بازمی تابانند.

 

پرده ی دوم: در این دنیا

۱. فاطمه علیها السلام، الگوی انسان های کامل

استاد موسوی حجازی بیان داشت: چه مقامی بالاتر از انسان کامل بودن؟ چه جایگاهی والاتر از خلیفه الله بودن؟ چه رتبه ای برتر از حجت الله بودن؟ آیا مقامی بالاتر از اینها وجود دارد؟ بله، وجود دارد. وجودِ نازنینی که الگوی انسان کامل است و اسوه ی برای حجت خداست. مقام مهدی عج کجاست؟ جایگاه امام عصر عج چیست؟

 

وی افزود: آن موعودی که همه عدالت در انتظار اوست و همه ی انبیاء و اوصیاء، چه برسد به مردمان عادی، ارزوی اقتدا کردن به عدالت و علم و عملش را دارند، او خود به فاطمه زهرا علیها اقتدا میکند و می فرماید:  «لی فی ابنه رسول الله اسوه حسنه» (غیبت شیخ طوسی/ ص ۲۸۶) ، و راضیه ی مرضیه را اسوه و الگو می خواند. یک فایده وجود فاطمه علیها سلام این است که کامل ترینِ انسانها از او بهره می برند و از بهره ای که برده اند کمک میگیرند تا بشریت را به کمال هدایت کنند و جهان خلقت را به نهایت حد تکامل برسانند.

 

 

۲. فاطمه زهرا علیها السلام، جلوه تامّ بندگی

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: دنیا و مردمانش نه به این ظواهری که می بینیم پابرجایند آنچه این جهان را سرپا نگه داشته، وجود بندگان پاکی است که حقیقتِ عبودیت و بندگی را معنا می بخشند. اگر نبود و نبودند بندگان حقیقی خداوند، و اگر آنان خدا را آنچنان که شایسته ی اوست ، پرستش نمی کردند، جهان مردمانِ گنهکار و ناسپاس را در خود فرو می بلعید.

 

وی افزود: زن جوانی که در سن کمتر از بیست سالگی در اثر کثرت عبادت واقعی و عارفانه، ساق پایش متورم میشود و خدا در برابر فرشتگانش به عبادت او فخر می کند، فایده ی وجودی اش فوق حد درک ظاهربینان است. اثر بودنِ او تنها در رابطه ی مخلوقی با دیگر مخلوقها نمی گنجد، اثرِ بودنش در ارتباط  مخلوق با خالقِ هستی تعریف می شود.

 

استاد موسوی حجازی اظهار داشت: این فاطمه است که عبادت را روح و معنا می بخشد به گونه ای که وقتی در محراب عبادت می ایستد نورش ملکوت را روشن می کند که تلالؤ آن  «زهرا» بودن را برای افلاکیان معنا می کند، نه آن که نور ملکوت بخواهد فاطمه را روشن کند. این تازه جلوه عبادات فردی و شخصی اوست.

 

۳. «به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد»

اما عبادت اجتماعی فاطمه زهرا علیها سلام؛

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: هیچ عبادت و خدمتی بالاتر از آموزش و تعلیم نیست. هر چه ارزش «موضوعِ علم» بالاتر باشد ، ارزش معلّم آن و خدمت او بیشتر خواهد بود. بالاترین آموزه ، علمی است که به سعادت ابدی بشر ختم شود و فاطمه ی زهرا ع بزرگترین معلّم این دانش بود. او به بشر آموخت که اگر می خواهد به کمال برسد باید امام و رهبری شایسته برگزیند. اول امامت را تعریف کرد و شناساند و فرمود «فرض الله الایمان تطهیرا من الشرک و طاعتنا اهل البیت نظاما للملّه و امامتنا اماناً من الفرقه» ، که هان ای مردم، اگر می خواهید از نجاستِ روحیِ شرک به طهارت ایمان برسید، و اگر می خواهید امور دنیای تان و امت و ملت تان نظم یابد و اگر می خواهید از تفرقه و دشمنی - که کلید هر آفت اجتماعی ای است - در امان باشید، به دامن امامت پناه آورید. دوم هم شخص امام را معرفی کرد که جز علیّ مرتضی کسی شایسته ی امام بودن نیست.

 

وی افزود: و این مهم ‌ترین درسی بود که در تاریخ برای بشریت باقی ماند ، تا بداند عالم متقی ای همچون علیّ مرتضی علیه السلام  شایسته پیروی است، حلیم حکیمی هم چون‌حسن مجتبی علیه السلام سزاوار فرمانبرداری است ، آزاده فداکاری همچون حسین سیدالشهداء علیه السلام لایق الگوبرداری است نه کسانی چون معاویه ها و یزید ها. و این درس تا همین الان مساله آموز دارد. بشر از فاطمه سلام الله علیها یاد گرفت تا مقتدایش را درست انتخاب کند و تا پای جان برای امامش جانفشانی کند، اینک این ما و این درس جانفشانی برای مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. این هم جلوه ای دیگر از برکات وجود نازنین دختر هجده ساله پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.

 

۴. رضایت او، رضایت خدا

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در این دنیا به دنبال چه هستیم؟ لااقل در شعار به دنبال کسب رضایت خداییم. خدا از چه کسی راضی است؟ و بر چه کسی غضبناک؟«ان الله یرضی لرضی فاطمه و یغضب لغضبها»؛ اگر راه فاطمه علیها السلام و هدف او را دنبال کنیم، او از ما خشنود است. اگر او از ما راضی بود، خدای از ما خشنود است. کلامی مختصر و راهی مفید.

 

 

پرده ی سوم: بعد از این دنیا و قبل از قیامت

استاد موسوی حجازی بیان داشت: بین مرگ ‌هر انسان تا قیام قیامت فاصله است، فاصله ای که از جهتی «برزخ» نامیده می شود. این فاصله ، چند مرحله ی نفس گیر دارد: قبض روح، دفن در قبر، شب اول قبر. حتی گفتن و فکر کردن به آنها هم مو بر بدن راست می کند. ما یک طرف، با دستان خالی از عمل، با کوله باری پر از گناه و غفلت، و مرگ طرف دیگر؛ آیات قرآن تکان دهنده است: «کلا اذا بلغت التراقی و قیل من راق . و ظن انه الفراق. و التفت الساق بالساق. الی ربّک یومئد المساق. و لاصدّق و لاصلّی. و لکن کذّب و تولی».

 

وی افزود: کوتاه سخن آنکه چشم امید ما نه به خودمان است که چشم امید مان به خدای مهربان است، خدایی که محبت به اولیائش را و بغض  دشمنانش را بهانه ای قرار داه تا ما را در گردنه های مرگ و بعد از مرگ یاری کند، و تبلور اعلای محبت لله و بغض لله، وجودِ اطهر طاهره ی فاطمه علیها السلام است. اینک بار دیگر و در جایی دیگر از فایده ی وجود فاطمه علیها السلام بهره می بریم.

 

پرده آخر: قیامت

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: یک ‌نگاه به چند آیه از قرآن کافیست تا دهشت قیامت را بفهماند: «یوم تری الناس سکاری، و ما هم بسکاری، و لکن عذاب الله شدید»، روزی که از شدت وحشت، مردم همچون مست ها هستند: «تذهل کل مرضعه عما ارضعت» نه کودک شیرخوار طالب مادر است و نه مادر به یاد کودکش. در چنان روزی، که درک و فهم سختی اش فوق طاقت است چه برسد به تحمل آن، فایده و ثمره ی تام و تمام فاطمه ی زهرا علیها السلام آشکار می شود.

 

وی افزود: این که بین خدا و فاطمه علیها السلام چه در جریان است، از فهم ما خارج است زیرا فاطمه اطهر مصداق حقیقی شب قدری است که قدر واقعی اش پنهان است. اما به هر حال چیزی بین خدا و فاطمه هست که او شفیعه ی روزمحشر شده است. آن گاه که به او خطاب می شود که اولین فردی باش که به بهشت داخل می شوی، عرض می کند " ربِّ شیعتی" (عوالم العلوم/ج۱۱/ص۳۴۲) ، خوش به حال کسانی که نام شان در فهرست شیعیان او باشد. این پرده ی آخر خیلی قابل گفتگو نیست، چون برای ما خیلی قابل درک و هضم نیست، از این رو می گوییم و می گذریم و آرزو می کنیم که ای کاش ما در قیامت هم از نور درخشنده ی الماس خلقت، بهره ببریم.

 

وی در انتهای سخنانش افزود: از آن حضرت عاجزانه می خواهم در جاهایی از زندگی که هیچ کاری از دست خودم برنمیاید، به فریادم برسد. اینکه بر دین و ایمانم ثابت قدم باشم و مرگ مرا دریابد. زمانی که جان به گلویم رسیده و نه زنده ام و نه مرده. زمانی که مرا در کمتر از یک متر جا، زیر زمین می گذارند و جسدم را با خاک می پوشانند، و من می مانم و قبرم که آیا قطعه ای از بهشت خواهد بود یا لهیبی از جهنم. زمانی که در هول و وحشت قیامت،از قبر مبعوث بر می خیزم و خود را در میان میلیاردها انسان، سرگشته و حیران می یابم. آن گاه که نهایتا باید یا پایم بر صراط بلغزد و در جهنم فرو افتم، یا به سوی بهشت فردوس پرواز کنم. ای فاطمه مظلومه، مرا دریاب که جز محبت تو و ادعای پیروی ات، چیزی در بساط ندارم.270/260/20/

ي, 11/27/1398 - 13:57