استاد ساعی ور مطرح کرد؛

نگاهی به فضایل امیرالمومنین در آینه آیات و روایات

علی علیه السلام انسان ها را برای خودشان می خواست نه برای خویشتن خویش

 

استاد محمد باقر ساعی ور به مناسبت ولادت پر نور امیرالمومنین علی علیه الصلاة و السلام در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به تبیین بخشی از ویژگی های حضرت پراخت: برای تکمیل امام شناسی خود، می توان به ابعاد متعدد امیرالمؤمنین معرفت حاصل کرد؛ امیرالمؤمنین در قرآن، امام علیه السلام در سنت، امام در جملات خودشان، در جملات اصحابش، در جملات دشمنانش، در جملات دانشمندان بزرگ جهان .... و از هر کدام می توان به نکات شگرفی دست یافت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به پاره ای از آیات و روایاتی پرداخت که به بخشی از فضائل آن حضرت اشاره دارد: از میان آیات قرآن آیات زیادی در مورد فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام نازل شده است که به بخشی از آنها اشاره می کنم: آیه مباهله:«فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل‌لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ» (هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آن‌گاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.) (سوره آل عمران،۶۱)

 

آیه تبلیغ: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» (اى پيامبر، آنچه را از جانب پروردگارت به تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى رسالتش را به انجام نرسانده‌اى. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد. بی گمان، خدا گروه كافران را هدايت نمى‌كند.)

 

آیه اکمال: «اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً » (امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما [به عنوان] آیینی برگزیدم.)

 

آیات اول و دوم از سوره معارج:«سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِع»(سائلى از كفار درخواست عذابى كرد كه لا محاله واقع مى‏شد و كافران دافعى براى آن نداشتند.)

 

آیه 207 سوره بقره: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ » (و بعضى ديگرند كه جان خود را در برابر خوشنودى‏هاى خدا مى‏فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است)

 

آیه 43 سوره مبارکه رعد: «وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»  (كسانى كه كافر شدند مى‏گويند تو فرستاده خدا نيستى، بگو خدا و آن كس كه علم كتاب نزد اوست براى گواهى ميان من و شما بس است.)

 

آیه 124 سوره مبارکه نساء: «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً» (و هر كس كه كارى شايسته كند چه زن و چه مرد اگر مؤمن باشد به بهشت مى‏رود و به قدر آن گودى كه بر پشت هسته خرماست به كس ستم نمى‏شود.)

 

آیه 97 سوره مبارکه نحل:«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً  وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (هر زن و مردى كه كارى نيكو انجام دهد، اگر ايمان آورده باشد زندگى خوش و پاكيزه‏اى بدو خواهيم داد و پاداشى بهتر از كردارشان عطا خواهيم كرد.)

 

آیه 19 سوره مبارکه اسراء: «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى‏ لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورا» (و هر كه خواهان آخرت باشد و در طلب آن سعى كند و مؤمن باشد، جزاى سعيش داده خواهد شد ).

 

آیه 112 سوره مبارکه طه: «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْما» (و هر كس كه كارهاى شايسته كند و مؤمن باشد، نبايد از هيچ ستمى و شكستى بهراسد).  

 

آیه 94 سوره مبارکه انبیا: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُون » (هر كس كه كارى شايسته كند و ايمان آورده باشد، كوشش او را ناسپاسى نيست و ما اعمالش را مى‏نويسيم.)

 

آیه 40 سوره مبارکه غافر: «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ. يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ.» (هر كس كار بدى بكند جز همانند عملش كيفر نيابد. و هر كس از مرد و زن كه مؤمن باشد و عمل صالحى به جاى آرد به بهشت داخل شود و بى‏حساب روزى‏اش دهند).

 

آیه 7 سوره مبارکه بینه: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّة» ( كسانى كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته مى‏كنند بهترين آفريدگانند). ( سره مبارکه بینه 7)

 

آیه تطهیر: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ‏ وَ يُطَهِّرَكُمْ  تَطْهِيراً».( جز اين نيست كه همواره خدا مى‏خواهد هرگونه پليدى را از شما اهل بيت [كه به روايت شيعه و سنى محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام‏اند] برطرف نمايد، و شما را چنان كه شايسته است [از همه گناهان و معاصى‏] پاك و پاكيزه گرداند. آیه ولایت و آیات حیرت انگیز سوره هل أتی هم از جمله آیاتی است که در مورد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام نازل شده است.

 

استاد ساعی ور بعد از بیان این آیات، خاطر نشان کرد: هر کدام از این آیه ها و دیگر آیات نکات عجیبی از شخصیت مولا را به انسان می آموزاند؛ به طور مثال در آیه مباهله در می یابیم که علی علیه السلام نفس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است و البته به علت وجود آیات و روایات حتمی در زمینه ختم نبوت باید بگوییم که حضرت مولا «نبی» نیستند.

 

استاد ساعی ور در ادامه به توضیح آیه آخر سوره مبارکه رعد پرداخت: آنجا که می فرماید: «و من عنده علم الکتاب»؛ می بینیم که خداوند دو شاهد را برای رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی می کند که یکی از آنها کسی است که «علم الکتاب» نزد اوست و در این حیطه مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و از این رو است که می تواند به نبوت ایشان شهادت بدهد .

 

استاد ساعی ور در بیان پاره ای از روایات و همین طور وقایعی که دلالت بر فضیلت این نور مطلق دارد، به مواردی اشاره کرد: «حدیث غدیر،  حدیث منزلت، حدیث مدینة العلم، حدیث یوم‌الدار،  حدیث وصایت، حدیث ولایت، حدیث طیر، حدیث رایَت، حدیث ثقلین، حدیث کسا، حدیث سفینه، حدیث شجره، حدیث لوح، حدیث حق، حدیث تشبیه، «لا فَتَى إِلَّا عَلِی»، حدیث قسیم النار و الجنة، «ضربت علی در جنگ خندق از عبادت جن و انس برتر است»، «هر کس علی را سب کند، مرا لعن کرده است»؛ «هر کس علی را اذیت کند، مرا اذیت کرده است» ‌؛ «با دوستی علی است که مؤمن از منافق شناخته می‌شود»؛  «علی از من و من از علی‌ام»؛ «علی با قرآن است و قرآن با علی است»؛ «علیّ مع الحقّ و الحقّ معل علیّ یدور حیثما دار»؛ «ذکر علیّ عبادة»؛ «نگاه به علی عباده است»؛ حدیث خاصِف النَعل، حدیث مؤاخات (تو برادر منی)؛ ازدواج با حضرت زهرا سلام الله علیها، مولود کعبه، لقب امیرالمؤمنین، برادری با پیامبر(ص)،  اولین مسلمان، ابلاغ آیات برائت، خاتم ‌بخشی، ردّ الشمس و بسیاری از احادیث دیگر که هر کس بخواهد می تواند به الغدیر مراجعه کند که دائرة المعارف امامت شناسی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در ادامه به شخصیت رفتاری امیرالمومنین علیه السلام در صدر اسلام از جنبه تاریخی پرداخت و با تاکید بر حضور امام در همه جریان های اسلامی، به چند مورد از آنها اشاره کرد: مسئول تدارکات در رساندن آذوقه به شعب ابی طالب، همکار تبلیغاتی پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر به طائف، مأمور مخفی پیامبر صلی الله علیه و آله در سه سال نخست تبلیغ که مخفیانه انجام می شد؛ تشنگان آب حیات اسلام را به سرچشمه وحی می رساند؛ ابوذرها را به محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسانده بود؛ زمانی در لیلة المبیت است؛ زمانی به عنوان امینِ امین مکه اماناتِ پیامبر را به صاحبانش رساند؛ در جنگ ها علی را به عنوان اسدالله می بینیم که تنها در جنگ احد هشتاد زخم برداشت (به گونه ای که طبیب برای بخیه کردن زخم ها به مشکل خورده بود با بخیه کردن یک زخم ، زخم دیگر سر باز می کرد و حضرت اشاره کرد که برای بخیه کردن، سوزن را بیشتر در زخم فرو کند)؛ در حوادث بازوی رسول بود با توجه به این مسائل تاریخ اسلام را بی علی صلوات الله علیه نمی توان تحلیل کرد شیرازه اسلام در نیم قرن اول از مجاهدت های ایشان محکم شده است چنان که در خطبه فدکیه حضرت زهرا این نکته را به اهل مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود.

 

استاد ساعی ور در جمله ای کلیدی گفت: تمام وجود ایشان برای اسلام مصرف شد و در همه اسلام نیز می توان علی علیه السلام را دید، به همین خاطر امیر المؤمنین علیه السلام با اسلام یکی است. با این ذهنیت بود که در جریان تبوک می خواستند علیه علی علیه السلام تبلیغات کنند؛ برای اینکه «علی» نباشد، انگار «پیامبر» نیست و منافقان به راحتی می توانند نقشه های تخریبی خود را اعمال کنند. ما در خندق، احد .... حضور علی علیه السلام را مانند خورشید تابان می بینیم. به عبارت دیگر آن حضرت مهره منحصر به فرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امین ترین شخص نسبت به ایشان بود.

 

وی افزود: در همه حوادث صدر اسلام علی علیه اسلام را مطیع محض رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می بینیم. تنها ایشان بود که ولایت رسول خدا را کاملا رعایت کرد لذا در آیه نجوا فقط مولا علی علیه السلام به آن عمل کرد و در زندگی نیز با ولایت رسول خدا زندگی کرد. اینکه آن حضرت می فرماید: «علیّ منّی و انا من علیّ» نشان از همین است که علی علیه السلام چشم، گوش، دست و پای رسول خدا و بلکه بالاتر که آیه مباهله به این امر اشاره می کند که علی علیه السلام نفس رسول خدا است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: خواسته علی تنها و تنها خواسته خدا می باشد و ایشان ذوب در خدا بوده اند، این کلامی است که رسول الله صلی الله علیه و آله به آن شخص که از علی علیه السلام نزد ایشان شکایت کرد بیان نمود: «از علی شکایت نکنید، او ذوب در خداست.»

 

وی افزود: در انجام این خواسته هیچ تزلزل، سازش، ترس و آینده نگری دنیوی در خواسته های علی نیست. می بینیم علی علیه السلام از گردنه های سختی عبور کرد؛ در حالی که با اندک چشم پوشی می توانست به فراوانی دنیا دست یابد.

 

استاد ساعی ور ضمن اشاره به تکلیف مداری و دغدغه داشتن حضرت در این زمینه و مقدم ساختن فرائض الهی بر خواسته های خود یادآوری کرد: این خصوصیت خیلی از افراد را از علی علیه السلام جدا کرد و به معاویه رسند در حالی که بعضی از آنها به معاویه با نظری مثبت نگاه نمی کردند و بلکه نظرات منفی خود را نسبت به معاویه نیز اظهار کردند با این حال تحمل علی علیه السلام برای آنها خیلی سخت بود زیرا تحمل علی علیه السلام مانند قرآن ثقیل و مسئولیت آور است: «إنا سنلقی علیک قولا ثقیلا»؛ متن قرآن ذکر است اما عمل به قرآن ثقیل است. همراهی با علی هم به همین ترتیب. اگر چه مطالب قرآن همسو با فطرت است لکن همراهی با قرآن و زیستن با دستور العمل خدا ثقیل است و چندان آسان هم نیست و شرح صدر افرادی چون مالک اشتر نخعی را می طلبد.

 

همراهی با علی علیه السلام ابوذر غفاری را می طلبد. ابوذری که دینارهای خلیفه برایش ارزشی نداشت. موقعیت اجتماعی هم برای او ارزشی نداشت و مهم برای او انجام تکلیف بوده است. رسول خدا در بیان شأن ابوذر فرمود: آسمان و زمین راستگوتر از ابوذر به خود ندیده است؛ این حاکی از داشتن جایگاه اجتماعی بلندی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به ابوذر فرمودند و او همین جایگاه را برای روشنگری و افشای فساد دستگاه حکومت به کار می برد. اگر به تاریخ اسلام که نگاه کنیم، می بینیم که از علی نمی شد امتیاز گرفت. این را بازیگران جمل خوب فهمیده بودند. علی علیه السلام به ظاهر سازی نمی پرداخت این را معاویه خوب می دانست.

 

استاد ساعی ور در پایان سخنانش ابراز داشت: علی علیه السلام هم مرد گفتار بود و هم مرد عمل. ما نمی بینیم که ایشان در ایام حیات پیامبر صلی الله علیه و آله_ با اینکه حقشان بود_ برای حکومت خودشان بعد از آن حضرت زمینه سازی های دنیوی کنند. در حالیکه امروزه عکس این رفتار را زیاد می بینیم. علی علیه السلام اگر سیاست ماکیاولی را می خواست، می توانست منصب حکومت را خیلی زودتر بدست آورد اما علی علیه السلام اهل خرید و فروش نبود؛ علی علیه السلام انسان ها را برای خودشان می خواست نه برای خویشتن خویش./270/43/260/

د, 12/19/1398 - 22:20