استاد ساعی ور مطرح کرد؛

خصوصیات شیعه علوی

حضرت علی علیه السلام به معنای حقیقی کلمه پیرو راستین خدا و رسول او بود نه آنکه تا زمانی با آن حضرت همراهی کند که به منافع دنیویش آسیب نرسد.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در مصاحبه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «چگونه با علی بودن» پرداخت.

 

وی در ابتدا ابعاد گوناگون بررسی شخصیت مولی الموحدین علیه السلام را بر شمرد، از جمله: امیرالمومنین علیه السلام در آیات قرآن، امیر المومنین علیه السلام در سنت، امیر المومنین علیه السلام از دیدگاه صحابه و یاران، امیر المومنین علیه السلام از دید دشمنان، امیرالمومنین علیه السلام در کلام خودشان، امیرالمومنین علیه السلام در نگاه دانشمندان بزرگ جهان و .... در ادامه تأکید کرد: مهم آن است که بتوانیم «با علی بودن» را بیاموزیم. اگر چه معرفت به امیرالمومنین علیه السلام از اهمیت شایانی برخوردار است که موجب ایجاد مودّت و محبت می شود اما نباید در این مرحله ایستاد و باید تبعیت از امام را نیز در دستور کار خود قرار دهیم.

 

استاد ساعی ور در توصیف شیعه ای که با علی زندگی می کند، به بیان خصوصیات این افراد در دو حیطه فردی و اجتماعی پرداخت. در ادامه به برخی از ویژگی های چنین فردی اشاره شده است:

1)سبقت گرفتن برای خیرات و دوری از ملاحظه کاری:

وی در بیان اولین گام، نشانه «با علی بودن» را در «سبقت گرفتن برای خیرات» عنوان کرد و به عنوان شاهد بر این عنوان یادآور شد که علی امیرالمومنین علیه السلام نخستین کسی بود که به اسلام گروید و همو بود که حتی در سخت ترین حوادث، سبقت گرفتن برای انجام کار خیر را ترک نکرد.

 

این استاد حوزه علمیه تأکید کرد: مولا در انجام این کار محافظه کاری را کنار گذاشته، هر جا کار صواب را ببیند، انجام می دهد.

 

2)تنها خدا را در نظر گرفتن

استاد ساعی ور به مورد دوم از نشانه های «با علی بودن» پرداخت و گفت: نشانه دوم آن است که «شیعه علوی باید و باید تنها خدا را در نظر بگیرد».

 

وی در این باره به آیاتی از قرآن اشاره کرد که در فضیلت مولا امیر المومنین علیه السلام بوده است و نشان دهنده این ویژگی بارز حضرت می باشد:

آیه 207 از سوره مبارکه بقره بیانگر آن است که امیرالمومنین علیه السلام در لیلة المبیت تنها و تنها مرضیّ رضای حقّ بودن را ملاک کار خود قرار می دهد و می فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» (كسى از مردم که براى جستن خشنودى خدا جان خويش را فدا كند خدا بر اين بندگان مهربان است.)

 

این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: وقتی به آیات خیره کننده ابتدایی سوره مبارکه انسان مواجه می شویم که می فرماید: «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» (و نيكوكاران عالم  در بهشت از شرابى نوشند كه طبعش  كافور است. از سرچشمه گوارايى آن بندگان خاص خدا مى‏نوشند كه به اختيارشان هر كجا خواهند جارى مى‏شود كه آن بندگان، نيكو به عهد و نذر خود وفا مى‏كنند و از قهر خدا در روزى كه شر و سختيش همه اهل محشر را فرا گيرد مى‏ترسند و بر دوستى خدا به فقير و اسير و طفل يتيم طعام مى‏دهند.)  در ادامه به دلیل اصلی بسیاری از نعمت های ارزانی شده می رسیم؛ آنجا که می فرماید: «إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» (ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى هم نمى‏طلبيم.)

 

وی افزود: می بینیم که او فقط وجه الله را در نظر می گیرد. علامه طباطبایی در توضیح بیشتر «وجه الله» می نویسد: «وجه خداى تعالى عبارت است از صفات فعلى او، كه صفات ذاتى خداى تعالى ما وراى آن صفات قرار دارد و مبدأ آن و در آخر مبدأ تمامى خيرات عالم است و بنابراين برگشت اينكه عمل براى «وجه اللَّه» باشد به اين مى‏شود كه عمل انسان به اين انگيزه از انسان سر بزند كه باعث رضاى اوست و او محبوب ما و رضايتش منظور ما است، براى اينكه او جميل على الاطلاق است و به تعبير ديگر: برگشت چنين عملى به اين است كه انسان خداى را تنها به اين جهت عبادت كند كه او اهليت عبادت و استحقاق آن را دارد.

 

وی خاطرنشان کرد: هدف واقع شدن وجه اللَّه و آن را غايت و انگيزه اعمال قرار دادن، در چند جا از كلام مجيدش آمده، مانند آيات زير: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» (نفس خويش را با كسانى كه صبح و شام پروردگار خود را مى‏خوانند و به جز وجه او هدفى ندارند مقاوم ساز) (سوره مبارکه كهف، آيه 28) و در اين معنا است آيه شريفه: «وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ»، (مامور نشدند مگر به اينكه خدا را با وضعى عبادت كنند كه دين خالص براى خدا باشد) (سوره بينه، آيه 5) و آيه شريفه: «وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ»، (و انفاق نمى‏كنيد مگر براى تحصيل وجه اللَّه) (سوره بقره، آيه 272) و آيه شريفه: «فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ»، (او را در حالى بخوانيد كه دين را خالص براى او بدانيد. ) (سوره مؤمن، آيه 65). و آيه «أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِص». (آگاه باشيد كه دين خالص تنها از آن خدا است.)  (سوره زمر، آيه 3)

 

3) جامعیت:

استاد ساعی ور در ادامه بیان ویژگی های «با علی بودن» به این ویژگی اشاره داد که انسان با «جامعیت» زندگی کند که امیر المومنین علیه السلام چنین بوده است. چند بیتی از صفی الدین حلی می تواند به بهترین وجه این خصوصیت مولا را بیان کند: «جمعتْ في صفاتِكَ الأضدادُ          فلهذا عزتْ لكَ الأندادُ     زاهدٌ، حاكمٌ، حليمٌ، شُجاعٌ        ناسكٌ، فاتكٌ، فقيرٌ، جوادُ    شِيَمٌ ما جُمعنَ في بَشرٍ قَطّ    ولا حازَ مثلهنّ العبادُ    خُلُقٌ يخجِلُ النّسيمَ من العَطفِ    وبؤسٌ يَذوبُ منهُ الجَمادُ»

 

وی خاطرنشان کرد: اگر این جامعیت در انسان نباشد، می توان این گمان را قوی بر شمرد که از آن زاویه که در انسان ضعف می باشد، در درجه نخست به خود و در ادامه حتی به جامعه آسیب بزند. اگر کسی در عبادت پیشتاز باشد اما قدرت تعقل او به آن اندازه نباشد، ممکن است که در تشخیص راه صواب اشتباه کرده، آسیب رسان باشد. اگر کسی اهل علم اما بدون تقوا باشد؛ ممکن است در بزنگاه های انتخاب مهم، راه هوای نفس را  که راه سقوط است، برگزیند فلذا است که جامعیت، انسان را به بالا می کشد و عدم جامعیت موجب آسیب دیدن در نقطه ضعف می گردد.

 

4)تنها نگذاشتن ولیّ زمان :

این استاد حوزه علمیه قم با بیان چهارمین ویژگی، یعنی «تنها نگذاشتن ولی زمان»، به برهه های حساسی اشاره کرد که برخی فرار کردند و برخی رابطه با ابوسفیان و کفار را مطرح می کردند، اما علی علیه السلام همانند جنگ احد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تنها نگذاشت و این خود درسی بزرگ برای شیعیان می باشد.

 

5) رویگردان نبودن از خدا و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

وی در ادامه به مورد دیگر از ویژگی های «با علی بودن» پرداخت و گفت: در خطبه 197 نهج البلاغه امیر المومنین علیه السلام می فرماید: «انی لم اردّ علی الله و علی رسوله ساعة قطّ»

 

این استاد حوزه علمیه تاکید کرد: حضرت به معنای حقیقی پیرو راستین خدا و رسول او بود نه آنکه تا زمانی با آن حضرت همراهی کند که به منافع دنیویش آسیب نرسد.

 

وی تاکید کرد: عده ای هستند که تا ببینند نمی توانند از بیت المال بهره ببرند، مسئولیت را رها می کنند. این، در حالی است که مولا امیرالمومنین علیه السلام اشاره می کند که برای لحظه ای هم نه از خدا و نه از رسول خدا رویگردان نشدند.

 

6)استقامت داشتن و باز نایستادن به خاطر ملامتِ ملامت کنندگان:

استاد ساعی ور در ادامه بیان ویژگی های شیعه علوی، به این فقره از خطبه 192 نهج البلاغه اشاره کرد: «وَ إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ، سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ، عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ، مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ، يُحْيُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه وآله)، لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ وَ لَا يَغُلُّونَ وَ لَا يُفْسِدُونَ، قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَل‏» (من از قومى هستم كه ملامت هيچ ملامتگرى آنان را از راه خداى باز نمى دارد. چهره آنان چهره راستگويان است و سخنشان سخن نيكان. شب را به عبادت بيدارند و روزها، مردم را چراغ هدايت اند. چنگ در ريسمان قرآن زده اند و سنت هاى خدا و سنت هاى پيامبرش را زنده نگه مى دارند نه گردنكشى مى كنند و نه برترى مى فروشند. از نادرستى و تبهكارى به دورند. دلهايشان در بهشت است و جسم هايشان در كار عبادت.)

 

استاد ساعی ور به تاکیدهای مکرر حضرت بر این نکته توجه داد: حضرت به خاطر ملامت ملامت گران از راه خدا باز نمی ایستد و شیعه علوی نیز باید چنین باشد و غافل نگردیده، استقامت کند. با شب زنده داری شب ها، به روح خود نیرو بخشد و در نور روز با علم و تلاش و اشتغال در کار مردم به کار دنیا بپردازد. به حبل الله تمسک جویند و از کسانی باشد که قلبشان در بهشت و بدنشان در عمل است. پر تلاش و خستگی ناپذیر باشند و حادثه ها آنها را تنبل و مأیوس بار نیاورد و در عین حال مسافر بودن خودشان را در نظر بگیرند.

 

وی افزود در کلمات قصار 184 می فرماید که این افراد در ایمان خود استقامت دارند و تردیدی به خود راه نمی دهند: « ما شککت فی الحق منذ اریته» (از زمانی که حق به من نشان داده شده، در حقّ شک و تردید به خود راه ندادم)

 

7)توجه به طرق آسمانی:

این استاد حوزه علمیه در بیان ویژگی ها ادامه داد حضرت در خطبه 189 به این نکته عجیب و شگرف اشاره می کند و می فرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي، فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ، قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِي خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلَامِ قَوْمِهَا.» (اى مردم از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد كه ما به راههاى آسمان داناتريم از راههاى زمين و پيش از آنكه فتنه چونان اشترى گريخته از صاحب خود گام بردارد و مهار خود زير پاى درنوردد و خردمندان را سرگردان سازد.)

 

استاد ساعی ور بیان داشت: این فقره، علاوه بر معنای ظاهری آن که به علم عمیق مولا اشاره دارد می توان این نکته را هم از آن کسب کرد که راه هایی که تو را به خدا نزدیک می کند را نیز باید کشف کرد و نباید به راه های زمینی در این باب اکتفا نمود.

 

8)هر روز به کمال خود فکر کردن:

این استاد حوزه علمیه به آخرین مورد از ویژگی های فردی در زمینه «با علی بودن»، یعنی «هر روز به کمال خود اندیشیدن» اشاره کرد و در این باره به کلام حضرت اشاره داد: «یرفع لی فی کلّ یوم من اخلاقه علماً و یأمرنی بالاقتداء به» من که هر روز نزد پیامبر بودم از اخلاقش علمی را به من تعلیم می داد و دستور می داد تا به او اقتدا کنم و مرا قدم به قدم به جلو می برد و این یعنی شیعه علی علیه السلام هر روز و مستمرا باید به پیش برود .

 

استاد ساعی ور در ادامه و در بخش دوم از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بعد از بیان خصوصیات فردی شیعیان علوی، به بیان خصوصیات اجتماعی آنها پرداخت.

 

1)توجه به اصلاح جامعه، بیش از توجه به کشور گشایی:

 

وی افزود: اگر به نوع عملکرد امیرالمومنین علیه السلام در ایام خلافتش نگاه کنیم و با ایام قبل از ایشان قیاس بنماییم، می بینیم که ایشان از کشورگشایی به اصلاح جامعه روی آوردند. دقت به پاک سازی جامعه یکی از وظایف شیعه علوی است.

 

2)مبارزه با جهل و نفاق و حیله:

استاد ساعی ور در توضیح این عنوان، یعنی مبارزه با جهل و نفاق و حیله، به مبارزه حضرت با جهل مارقین، نفاق ناکثین و حیله قاسطین اشاره کرد و افزود اینها مرض های داخل جامعه است که باید با آنها مبارزه کرد. آگاهی شیعه علوی باید آنچنان باشد که بتواند این گروه ها با این ویژگی ها را بشناسد.

 

3)دقت به وحدت جامعه اسلامی:

این استاد حوزه علمیه به بیان ویژگی سوم از خصوصیات اجتماعی «با علی بودن»، یعنی «وحدت جامعه اسلامی» پرداخت و گفت: با اینکه هیچ حقی را با حقّ ولایت نمی توانیم مقایسه کنیم، امیرالمومنین علیه السلام به خاطر حق اسلام، در به دست نیاوردن حق ولایت صبر کرد؛ نباید دیده شود که گروهی به خاطر افکار شخصی و جناحی خود همه چیز را زیر پا می گذارند.

 

4)مشورت در منافع اسلامی:

وی به چهارمین ویژگی «با علی بودن» از بعد اجتماعی یعنی «مشورت در منافع اسلامی» اشاره کرد و گفت: شیعه علی علیه السلام باید حاضر باشد در صورت ضرورت، حتی به خلیفه غیر مشروع نیز مشورت بدهد، ولو اینکه آن خلیفه حقّ او را غصب کرده باشد.

 

1)حساس بودن به قشر ضعیف جامعه

2)چشم پوشی نکردن از سوء استفاده های نزدیکان

وی در این باره تاکید کرد، اجرای این امر توسط حضرت علیه السلام، مسلّم است، ولو برادرش باشد، چنان که علی علیه السلام در مورد برادرش عقیل برخورد شدیدی داشت.

 

3)عدم تغییر در مواهب دنیوی بعد از رسیدن به حاکمیت:

این استاد حوزه علمیه ادامه داد: علی علیه السلام با رسیدن به حاکمیت، در جهت بهتر کردن اوضاع مالی خود اقدام نکرد بلکه در جهت افزایش زهد خود و اطرافیانش پرداخت.

 

استاد ساعی ور بعد از بیان ویژگی های فردی و اجتماعی شیعه علوی یادآور شد: مولا جامع و بالاتر از این خصوصیات بوده است؛ آن علی که می گوید: «أری نور الوحی و الرسالة و اشمّ ریح النبوة» شیعه علی هم باید در جنبه های فردی و اجتماعی به آن بزرگوار نزدیک گردد. /270/260/43/

 

ي, 02/07/1399 - 12:25