استاد علوی لاجوردی؛

قطره ای از دریای فضایل امیرالمؤمنین در بیان استاد علوی لاجوردی

سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی سخن گفتن از تمام هستی و سخن گفتن از تمام وجود؛ چرا که آقا علی بن ابی طالب علیه السلام، خلیفة الله و انسان کامل است و آیینه اسماء حسنای الهی است و خلیفه خاتم النبیین است. سخن از امیر المؤمنین علیه السلام یعنی سخن از توحید و یگانگی خداوند متعال که او ولیّ الله الاعظم است.

 

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، استاد سید رسول علوی لاجوردی، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به ایّام شهادت مولای عارفان و متقیان امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیهم السلام، به بیان پاره ای از فضائل آن حضرت پرداخت.

 

وی گفتگو را با آیه پایانی سوره مبارکه «ضحی» آغاز کرد و گفت: اگر «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» را در کنار آیه اکمال قرار دهیم؛ آیه ای که می فرماید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا»؛ می توان نتیجه گرفت که منظور از «نعمت»، ولایت آقا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی سخن گفتن از تمام هستی و سخن گفتن از تمام وجود؛ چرا که آقا علی بن ابی طالب علیه السلام، خلیفة الله و انسان کامل است و آیینه اسماء حسنای الهی است و خلیفه خاتم النبیین است. سخن از امیر المؤمنین علیه السلام یعنی سخن از توحید و یگانگی خداوند متعال که او ولیّ الله الاعظم است.

سخن از امیرالمؤمین سخن از نبوت است. از آدم تا خاتم،

سخن از امیرالمؤمنین سخن از امامت و ولایت الهی است.

سخن از امیرالمؤمنین سخن از عالم ملک، ملکوت، عالم تکوین و تشریع است.

سخن از امیرالمؤمنین یعنی سخن از آیات قرآن که او قرآن ناطق است و آیات، قرآن صامت.

سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام، سخن از صفات و اسماء الهی است.

سخن از امیرالمؤمنین سخن از باء بسم الله الرحمن الرحیم است؛

 

وی خاطرنشان کرد: در حدیثی است: «ان کل ما فی العالم فی القرآن و کل ما فی القرآن بأجمعه فی فاتحة الکتاب و کل ما فی الفاتحة فی البسملة و کل ما فی البسملة فی الباء و أنا النقطة تحت الباء»، (تمام آنچه در عالم است در قرآن است و تمام آنچه در قرآن است در سوره حمد و آنچه در سوره حمد است در بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و آنچه در بسم الله الرحمن الرحیم است در باء آن است و من نقطه تحت الباء هستم.» (بروجردى سید حسین‏، تفسیر الصراط المستقیم، ج‏3، ص: 118، موسسه انصاریان‏، قم، 1416 ق‏. فی شرح توحید الصدوق للقاضی سعید القمی ص 32 ما فی معناه بتفاوت یسیر)

 

استاد علوی لاجوردی در ادامه خاطرنشان کرد: چندین وجه برای این حدیث نقل شده است؛ یکی آنکه تمام حروف، کلمات، سخن ها و  تمام اعداد از نقطه شروع می شود، چون برگشت تمام حروف به «الف» است و برگشت همه اعداد، به «1» است. «الف و 1» متصل شده از سه نقطه آغازین، نقطه وسط و نقطه آخر است. امروز علم کامپیوتر، آغازش با نقطه و خط است.

 

وی افزود: نکته ای به ذهنم می آید،  لب در سخن و گفتار از نقطه شروع می شود، چون وقتی لب باز می شود از نقطه باز می  شود، چه اینکه به شکل دایره است و شکل نقطه دایره است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تمام وجود به نقطه و نقطه هم به دایره بر می گردد. در نتیجه نقطه، دایره است و خلاصه دایره یک نقطه.

 

استاد لاجوردی خاطرنشان کرد: وقتی لب وا می شود، از نقطه باز می شود؛ این حقیقت از دید عرفا به «خالِ لب» تعبیر شده است. خالِ لب همین وسط لب است که گفتار از آن شروع می شود، نه کنار لب و این شعر معروف حضرت امام «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم»، هم شاید حکایت از این باشد که آن نقطه باز کننده لب، آقا امیر المؤمنین علیه السلام است.

 

وی افزود: آنجا که سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام به زبان می آید، بر طبق آیه مباهله، باید گفت: سخن از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است؛ چه اینکه علی، جان پیغمبر است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام یعنی سخن از نشأت و ایجاد خلائق از باء بسم الله الرحمن الرحیم.

 

وی افزود: وجه دیگری که برای «نقطه تحت باء» بسمله، بیان کرده اند، آن است که مظهر اسماء الهی نیز امیر المؤمنین می باشد؛ «هو الاول هو الآخر هو الظاهر هو الباطن»؛ آیینه تمام نمای حضرت حق، ایشان است؛

 

استاد لاجوردی به معنای «اشهد انّ علیّا ولیّ الله» اشاره کرد و گفت: بزرگان می فرمایند: «اشهد»، از «شهادت، شهود و کشف و علم» است؛ «انّ» برای تأکید بر این امر؛ «علیّ» حکایت از امامت است و «الله» که واضح می باشد لذا در مورد این شعار اقامه و نماز، باید گفت: جزو نماز است «علیّ ولیّ الله» جامع توحید، نبوت، امامت و ولایت است؛

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

 

این استاد سطوح عالی حوزه در ادامه گفت: بنابراین «بکم فتح الله و بکم یختم» است؛ این نقطه هم شروع خلقت و هم ختم خلقت است که در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «بکم فتح الله و بکم یختم».

 

وی به آیه شریفه نور اشاره کرد که می فرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ»

(خدا نور آسمان‏ها و زمين است وصف نورش مانند چراغدانى است كه در آن، چراغ پر فروغى است و آن چراغ در ميان آبگينه بلورينى است كه آن قنديل بلورين گويى ستاره تابانى است [و آن چراغ‏] از [روغن‏] درخت زيتونى پر بركت كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود، [و] روغن آن [از پاكى و صافى‏] نزديك است روشنى بدهد گرچه آتشى به آن نرسيده باشد، نورى است بر فراز نورى خدا هر كس را بخواهد به سوى نور خود هدايت مى‏كند و خدا براى مردم مثل‏ها مى‏زند [تا حقايق را بفهمند] و خدا به همه چيز داناست). (سوره مبارکه نور، 35)

 

در روایت آمده است که مقصود از «مصباح» پیامبر است و «زجاجة»  امیرالمؤمنین علیه السلام و «کوکب درّیّ» ائمه علیهم السلام هستند.

 

 استاد سید رسول علوی لاجوردی از اساتید حوزه علمیه قم، در بخش دیگری از کلام، به فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در بین  کتب اهل سنت پرداخت تا از باب «و جادلهم بالتی هی احسن» قلمداد شود و اتمام حجتی با آنها باشد.

 

وی به عنوان مقدمه در این بخش خاطرنشان کرد: از دید علمای اخلاق، فضیلت آن است که نه افراط و نه تفریط در آن باشد؛ در بیان فضائل مولا علیه السلام هم همین مطلب را باید در نظر داشت نه غلو و نه تخریب در کار باشد؛ یعنی باید عدالت را در مورد بیان فضایل ایشان رعایت کنیم.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم به کلامی از قول علمای اهل سنت اشاره کرد که مشهور است: دوستان از بیم و خوف، دشمنان از حسادت فضائل مولا علی علیه السلام را کتمان کردند اما با این حال فضائلش آسمان و زمین را پر کرده است.

 

استاد علوی لاجوردی در زمینه «حسادت دشمنان»، به آیه 54 از سوره مبارکه نساء اشاره کرد که می فرماید: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً»

(بلكه آنان به مردم [كه در حقيقتْ پيامبر و اهل بيت اويند] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا كرده، حسد مى‏ورزند. تحقيقاً ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان فرمانروايى بزرگى بخشيديم.) (سوره مبارکه نساء، 54)

 

وی در ادامه به روایاتی از امام صادق علیه السلام اشاره کرد که در کتاب «البرهان فی تفسیر القرآن» بیان شده است؛ روایاتی که بیان می دارد: مقصود از «یحسدون الناس» ائمه علیهم السلام هستند؛

(البرهان في تفسير القرآن، ج‏2، ص: 94) «و عنه: عن يعقوب بن يزيد، عن ابن أبي عمير، عن سيف بن عميرة، عن أبي الصباح الكناني، قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): «يا أبا الصباح، نحن قوم فرض الله طاعتنا، لنا الأنفال و لنا صفو المال، و نحن الراسخون في العلم، و نحن المحسودون الذين قال الله: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ». «و عنه: بإسناده عن أحمد بن محمد، عن محمد بن أبي عمير، عن سيف بن عميرة، عن أبي الصباح، قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام): «نحن قوم فرض الله عز و جل طاعتنا، لنا الأنفال، و لنا صفو المال، و نحن الراسخون في العلم، و نحن المحسودون الذين قال الله: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ».

 

«و عنه: عن أبي محمد القاسم بن العلاء (رحمه الله)، رفعه، عن عبد العزيز بن مسلم، عن الرضا (عليه السلام)- في حديث له طويل في صفة الإمام- قال: «قال تعالى في الأئمة من أهل بيت نبيه (صلى الله عليه و آله) و عترته و ذريته (صلوات الله عليهم): أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِيراً».

 

«الشيخ في (التهذيب): بإسناده عن علي بن الحسن بن فضال، عن محمد بن الحسين، عن ابن أبي عمير، عن سيف بن عميرة، عن أبي الصباح الكناني، قال: قال أبو عبد الله (عليه السلام) و ذكر مثل هذا الحديث السابق، عن سيف بن عميرة، عن أبي الصباح و عنه: عن يعقوب بن يزيد، عن محمد بن أبي عمير، عن عمر بن أذينة، عن بريد بن معاوية، عن أبي جعفر (عليه السلام)، في قوله تبارك و تعالى: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ: «فنحن الناس المحسودون على ما آتانا الله من الإمامة دون الخلق جميعا.» 

 

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از این گفتگو به روایت زیر اشاره کرد و به تبیین آن پرداخت: «قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سلم: «إنّ اللّه جعل‏ لأخي‏ عليّ‏ فضائل لا تحصى كثرة، فمن ذكر فضيلة من فضائله مقرّا بها، غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر. و من كتب فضيلة من فضائله، لم تزل الملائكة تستغفر له ما بقي لتلك الكتابة رسم. و من استمع إلى فضيلة من فضائله، غفر اللّه له الذنوب التي اكتسبها بالاستماع. و من نظر إلى كتاب من فضائله، غفر اللّه له الذنوب التي اكتسبها بالنظر. ثمّ قال: النظر إلى عليّ عبادة، و ذكره عبادة، و لا يقبل اللّه إيمان عبد إلّا بولايته و البراءة من أعدائه»

(دلائل الصدق لنهج الحق ؛ مظفر نجفى، محمد حسن، ج‏6 ؛ ص283 - قم، چاپ: اول، 1422 ق؛ الأمالي( للصدوق) / النص / 138 / المجلس الثامن و العشرون؛ بناء المقالة الفاطمية في نقض الرسالة العثمانية / 370 / كثرة فضائل علي بن ابي طالب(ع) ..... ص : 368)

 

استاد علوی لاجوردی در ادامه به بیان تفسیر و تبیین این روایت شریف پرداخت و گفت: نکته نخست برای آنکه بتوان از این ثواب بزرگ بهره برد، اقرار داشتن به آن فضایل است، «مقرّاً بها...»، «غفر الله ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر» وی در توضیح و تبیین «غفر الله ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر»، به چند وجه، توجه داد؛

وجه اول:

نخستین وجهی که این استاد سطوح عالی حوزه علمیه به آن توجه داد، «توفیق توبه قبل از مرگ» است؛ وی گفت: بیان فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام موجب توفیق انجام توبه قبل از مرگ می شود و می دانیم که «و الله یحبّ التائبین»؛ یعنی با توبه، محبوب خداوند می شود و در روایت داریم:  «...فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ‏ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا وَ رِجْلَهُ الَّتِي يَمْشِي بِهَا» (المؤمن / 32 / 2 باب ما خص الله به المؤمنين من الكرامات و الثواب) به این ترتیب به واسطه توفیقی که برایش حاصل شد تا توبه نماید، خدایی می شود؛ انسان به واسطه بیان فضایل مولا، تأمین می شود؛ مانند آنکه در حساب او پول موجود باشد.

 

وجه دوم:

وی ضمن اشاره به اینکه این فقره از حدیث در مورد آقا ابی عبدالله علیه السلام هم نقل شده است، به وجه دیگر اشاره کرد و گفت: فضائل مولا علی بن ابی طالب علیه السلام به صورتی است که حکم آب کر را دارد که با برخورد نجس، متنجس نمی شود؛ از این رو با انجام گناهان، به ثواب این فضایل آسیبی نمی رسد؛

استاد علوی تأکید کرد: نکته در «اقرار داشتن» است تا انسان شامل اثر وضعی این فضایل شود.

 

«عبادت»

وی در تبیین و توضیح این فقره از حدیث که می فرماید: «النظر إلى عليّ عبادة...»، بیان داشت: ما شبیه این کلام را در جاهای دیگر هم داریم؛ مثلا:

 محمّد بن عبد اللّه الحلبي، باسناده، عن عبد اللّه بن مسعد، أنه كان يقول: النظر الى أهل بيت النبي عبادة، و النظر الى الكعبة عبادة، و النظر الى المصحف عبادة، و النظر الى الوالدين عبادة. (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ ج‏2 ؛ ص506)

وَ رُوِيَ‏ أَنَّ النَّظَرَ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرَ إِلَى‏ الْوَالِدَيْنِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرَ فِي الْمُصْحَفِ مِنْ غَيْرِ قِرَاءَةٍ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرَ إِلَى‏ وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرَ إِلَى‏ آلِ مُحَمَّدٍ ع عِبَادَةٌ. (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏2 ؛ ص205)

النَّظَرُ إِلَى‏ الْعَالِمِ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْإِمَامِ الْمُقْسِطِ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى‏ أَخٍ تَوَدُّهُ فِي اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) عِبَادَةٌ.  (الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص454)

النَّظَرُ إِلَى‏ عَلِيٍّ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْوَالِدَيْنِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ فِي الصَّحِيفَةِ- يَعْنِي صَحِيفَةَ الْقُرْآنِ- عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْكَعْبَةِ عِبَادَةٌ. (الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص455)

وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مُجَالَسَةُ الْعُلَمَاءِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى‏ عَلِيٍّ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْبَيْتِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى‏ الْمُصْحَفِ عِبَادَةٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ عِبَادَةٌ. (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) ؛ ج‏2 ؛ ص268)

 

استاد علوی لاجوردی خاطرنشان کرد: «عبادت» از «عبد» می آید، «عبد الطریق» یعنی «راه را هموار کرد»؛ به عبارت دیگر: «عبادت کردن خداوند» یعنی «راه بین خود و خدا را هموار کردن»، حال این هموار کردن می تواند در مسیر «صراط  مستقیم» باشد؛ از این رو نگاه کردن به «مصحف»، یا «کعبه» ... نشانه ای می شود بین عبد و خداوند و راه هموار می شود؛ «نگاه محبت آمیز به والدین» هم همین طور و اینچنین است: «النظر الی وجه علی علیه السلام.»

و لا يقبل اللّه إيمان عبد إلّا بولايته و البراءة من أعدائه

استاد لاجوردی در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به تبیین فقره پایانی حدیث شریف پرداخت و در این راستا، به دو حدیث دیگر اشاره کرد؛

«أَبُو تُرَابٍ فِي الْحَدَائِقِ وَ الْخُوَارِزْمِيُّ فِي الْأَرْبَعِينَ بِإِسْنَادِهِمَا عَنْ أَنَسٍ وَ الدَّيْلَمِيُّ فِي الْفِرْدَوْسِ عَنْ مُعَاذٍ وَ جَمَاعَةٌ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ النَّبِيُّ ص‏ حُبُ‏ عَلِيِ‏ بْنِ‏ أَبِي‏ طَالِبٍ‏ حَسَنَةٌ لَا تَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُهُ سَيِّئَةٌ لَا تَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَةٌ.» (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏3 ؛ ص197)

در کنار این روایت: روایت معروف و مشهور سلسلة الذهب است: «كَلِمَةُ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ حِصْنِي‏ فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي. (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) ؛ ج‏2 ؛ ص308)

با حذف واسطه و اتصال صغری و کبری به این نتیجه می رسیم که «حبّ علی بن ابی طالب علیه السلام»، همان اذن ورود به حصن لا اله الا الله است. «یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب     کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است.» 270/260/43/

پ, 02/25/1399 - 15:24