آیت الله العظمی مظاهری:

اگر کسی زیر پرچم خداوند نباشد شیطان جنّی او را می­برد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، جلسه درس اخلاق آیت الله العظمی مظاهری با موضوع عوامل سقوط انسان برگزار می شود. در طی این جلسات معظم له به علل اصلی هلاکت انسان پرداخته اند. در ادامه مشروح سخنان ایشان در مورد هلاکت انسان توسط شیطان آمده است:

 

طبق تأکید قرآن کریم، شیطان دشمن سرسخت آدمی است. چنانکه می‌فرماید: «وَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ إِنَّهُ لَكُمْ‏ عَدُوٌّ مُبين»[1].

 

همچنین بیان شد که یکی از راه‌های فریب شیطان، آن است که اعمال بد انسان را به‌صورت اعمال خوب جلوه می­دهد: «زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ»[2] و انسان را دچار جهل مرکب می‌کند؛ یعنی با القای توجیه و با جلوه دادن گناه به صورت حسنه، انسان را به سقوط می‌کشاند.

 

نمونۀ آن فراوان دیده شده است؛ مثلاً بعضی از افراد از مال حرام کسب درآمد می‌کنند و خمس نمی‌دهند و از همین مال خمس نداده، مکه می­روند. خب معلوم است مکۀ آنها قبول نیست.

 

انسان گاهی به آنجا می­­رسد که مال او حرام است، از راه حرام و از راه رباخوردن، ربا دادن، رشوه خواری، رشوه دادن و از راه اجحاف و گران‌فروشی کسب مال کرده، اما یک روضۀ مفصلی هم می‌گیرد. معلوم است که آن روضۀ مفصل فایده‌ای برای او ندارد. اما او خیال می­کند که ده روز روضه گرفته است و ثواب فراوان هم برده است.

 

یکی از منبری‌های خوب قم به من می­­گفت: جایی برای منبر وعده داشتم. کسی در مقابلم آمد و از شدت خستگی، اجازه گرفت و دراز کشید و گفت: آقا سه روز است کفشم را از پا در نیاورده‌ام و برای حضرت ابوالفضل کار کرده‌ام. به او گفتم: پس چگونه نماز خوانده‌ای؟ عصبانی شد و گفت: ابوالفضلی که نتواند جواب نماز را بدهد، من آن ابوالفضل را قبول ندارم. یک وقت انسان به آنجا می‌رسد که برای حضرت ابوالفضل خدمت می­کند، همان ابوالفضل که به کربلا رفته تا نماز را زنده کند، اما نمازش را روی خدمت به حضرت ابوالفضل می­گذارد و بعد می­گوید ابوالفضل جواب این بی‌نمازی من را بدهد و در واقع جواب گناهان من را بدهد. همۀ اینها فریب شیطان است. قرآن کریم می­فرماید: «يا بَني‏ آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّة»[3].

 

آیۀ شریفه یک نکتۀ عجیبی دارد. یعنی بدان شیطان عجیب می­تواند فریب بدهد. حتی حضرت آدم و حضرت حوّا را فریب داد و آنها را از بهشت بیرون کرد. در جایی که بتواند حضرت آدم و حضرت حوّا را فریب دهد، دیگر افراد معمولی را حسابی می­تواند فریب بدهد. می­تواند به آنجا برسد که بدی‌ها و کارهای زشت را به صورت خوب جلوه بدهد. مثلاً چادر یک ارزش است اما در نزد برخی از افراد ضد ارزش شده است. قرآن کریم بیش از سیزده آیه راجع به حجاب، عفاف و پوشش دارد، اما همۀ این آیات فراموش شده است. این کار کیست؟ کار شیطان است که رفتار خوب را بد و گناه را خوب جلوه می­دهد.

 

البته شیطان که یکی از عوامل سقوط انسان است، منحصر در شیطان جنّی نیست، بلکه شیطان انسی هم باعث سقوط، گمراهی و تباهی می‌شود.

 

در سورۀ ناس، سه مرتبه از یک چیز به پناه خدا می­بریم و آن شیطان است. و مراد از شیطان، شیطان انسی و شیطان جنی است. قرآن می‌فرماید: بخوان و بگو خدایا پناه به تو می­برم، به تو پناه می­برم، به تو پناه می­برم از شرّ شیطان که وسوسه کند و خوب را بد جلوه بدهد و بد را خوب جلوه بدهد و با تخیّل‌ها، انسان را به بازی می‌گیرد. می­فرماید:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ، مَلِكِ النَّاسِ ، إِلهِ النَّاسِ ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ، الَّذي يُوَسْوِسُ في‏ صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»[4]

شیطان انسی و شیطان جنّی، هر دو خطرناکند و اگر شیطان انسی بدتر و مضرتر از شیطان جنی نباشد، حتماً کمتر نیست. در جلسات قبل صحبت کردم که خطر رفیق بد از شیطان هم بیشتر است.

همچنین در سورۀ فلق، قرآن کریم می­فرماید: خدایا به تو پناه می­­برم در وقتی که زن عشوه‌گری کند. در آن وقتی که زن بخواهد کسی را از راه گناه منحرف کند. خدایا به تو پناه می­برم. آن کار از کار شیطان خیلی بدتر است. این شیطان انسی است و آن شیطان جنی است. گاهی شیطان جنّی، خوب را به بد جلوه می­دهد و گاهی بد را به خوب جلوه می­دهد. و گاهی هم مثلاً ماهواره­ها و فیلم‌های مبتذل، شیطان انسی به تمام معنا هستند.

انسان‌ باید متوجه باشد که فقط شیطان جنّی نیست که او را فریب می­دهد، بلکه شیطان انسی اگر بدتر از شیطان جنّی نباشد، کمتر نیست. به جوان‌ها بگویم که جوان‌ها! رفیق بد از شیطان بدتر است. رفیق بد مخصوصاً رفاقت بین دختر و پسر، از شیطان جنّی قطعاً بدتر است و قطعاً فریبش بیشتر است. انسان باید مواظب باشد که هم شیطان جنّی و هم شیطان انسی و هم رفیق بد در پی انحراف و سقوط او هستند. اگر کسی زیر پرچم خداوند نباشد، شیطان جنّی او را می­برد، هرطور که بشود.

آیه­ای در قرآن کریم است که این آیه خیلی تکان‌دهنده است و این هم باز یک تشرّی به خداوند است که پروردگار عالم نقل می­کند که شیطان این‌گونه با من بدی کرد و به من تشر زد. قرآن کریم می‌فرماید: «لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً ، وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً»[5]

«لعنه الله» خدا این شیطان را لعنت کند. ببینید چه گفته و مواظب باشید. شیطان خطاب به خداوند می‌گوید: «لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً»؛ خدایا بهرۀ کافی از بنده­هایت می­گیرم. «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ»؛ خدایا به هر اندازه‌ای که بتوانم آنها را گمراه می‌کنم. گاهی گمراهی از راه دین و گاهی از راه معصیت و بالاخره نمی­گذارم در راه مستقیم باقی بمانند. «وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ»؛ خدایا بنده­هایت را به بنده­هایی که اهل آمال و آرزویی هستند پرورش می­دهم. آمال و آرزو تمام وجودشان را بگیرد و نتوانند به جایی برسند و دنیا و آخرتشان با همین آمال و آرزوها را خراب می­کنم. «وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ»؛ آنها را آدم‌های خرافی بار می­آورم که سر تا پای آنها خرافت باشد. بنده­هایت را به آنجا می­رسانم که خرافت را یک ارزش حساب بکنند و به آنجا برسند که حتی راجع به ثواب‌ها هم خرافت انجام می‌دهند و خیال می­کنند که ثواب می‌کنند. به آنجا برسند که فالگیری، تخیل‌ها و توهم‌ها برای آنها ارزش می‌شود. خدا نکند خرافت بر کسی حکم‌فرما بشود. «لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ»؛ خدایا آنها را به آنجا می­رسانم که عفت، غیرت که بر اساس فطرت انسان از بالاترینِ امتیازهاست، در آنها تغییر بکند و بی‌عفتی یا بی‌غیرتی برایشان امتیاز و ارزش بشود. در وقتی که توانستم عفت و غیرت را از آنها بگیرم، دیگر معلوم است که به کجا می­رسد.

بعد قرآن کریم می­فرماید: «وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً».

این کارها موجب می­شود تا انسان گمراه شود، چه گمراهی آشکاری و اگر انسان به واسطۀ شیطان جهنمی بشود، چه زیان آشکاری است.

بالاخره همینطور که روایتش را خواندم، آیات فراوانی هم هست، شیطان با انسان کار دارد و برای فریب او طراحی می‌کند.

قرآن کریم می‌فرماید: «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم‏»[6].

دشمنی شیطان با انسان یک دشمنی بیجایی است. زیرا حضرت آدم موجب نشد که شیطان سقوط بکند، بلکه به قول قرآن، شیطان هم آدم را ساقط کرد و هم خودش را؛ می‌فرماید: «قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرينَ»[7].

خداوند به شیطان گفت: بخاطر اینکه به حضرت آدم سجده نکردی، از این درگاه بیرون شو. شیطان دیگر دشمن سرسخت حضرت آدم شد و حالا دیگر چرا با انسان‌ها دشمنی می­کند؟ این دشمنی صددرصد بیجاست.

شیطان اینطور است که می­گوید: باید صددرصد متابعت از من بکنید. اگر متابعت از من بکنید من دوست شما و شما دوست من هستید و البته هر دو جهنّمی هستند. اما اگر مرا نپذیرید، من دشمن سرسخت شما می‌شوم و هرطور که بتوانم شما را به سقوط می‌کشانم. سقوط انسان را به آنجا می­رساند که امام حسین«سلام‌الله‌علیه» را می­کشد و خیال می­کند کار خوبی کرده است.

جرداق نصرانی یک جمله دارد که جمله خیلی شیرین است، می­گوید: انسان یک وقت به آنجا می‌رسد که ولیّ خدا را، در خانۀ خدا، قربة إلی الله می­کشد. افراد فریب خورده، به کربلا آمدند که قربة الی الله حسین را بکشند. خدا نکند که انسان دستخوش شیطان بشود. خدا نکند دستخوش خرافت بشود.

قرآن کریم می‌فرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ»[8].

آقا ابا عبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه» همین را به سپاهیان شام تذکر دادند که مردم، شیطان بر شما مسلط شده است. امّا به جای اینکه حرف امام حسین را بشنوند، امام حسین را مسخره می­کردند. به جای اینکه حرف امام حسین را بشنوند، امام حسین را سنگباران می­کردند. بالاخره آقا امام حسین«سلام‌الله‌علیه» چندین مرتبه آمدند و نصیحت کردند و چندین مرتبه هم به آنها تذکر دادند، اما وقتی شیطان مسلط بر سر کسی بشود و او را به سقوط بکشاند، دیگر گفته‌ها فایده­ای ندارد.



[1]. زخرف، 62: «و مبادا شيطان شما را از راه به در بَرد، زيرا او براى شما دشمنى آشكار است.»

[2]. توبه، 37: «زشتىِ اعمالشان برايشان آراسته شده است‏.»

[3]. اعراف، 27: «اى فرزندان آدم، زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد؛ چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند.»

[4]. ناس، 1 تا 6: « بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار مردم، پادشاه مردم، معبودِ مردم، از شرّ وسوسه‏گر نهانى؛ آن كس كه در سينه‏هاى مردم وسوسه مى‏كند، چه از جنّ و [چه از] انس.»

[5]. نساء، 118 و 119: «خدا لعنتش كند، [وقتى كه‏] گفت: «بى‏گمان، از ميان بندگانت نصيبى معيّن [براى خود] برخواهم گرفت. و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد، و وادارشان مى‏كنم تا گوشهاى دامها را شكاف دهند، و وادارشان مى‏كنم تا آفريده خدا را دگرگون سازند.» و[لى‏] هر كس به جاى خدا، شيطان را دوست [خدا] گيرد، قطعاً دستخوش زيان آشكارى شده است.»

[6]. اعراف، 16: «گفت: پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى، من هم براى [فريفتن‏] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.»

[7]. اعراف، 13: «فرمود: از آن [مقام‏] فرو شو، تو را نرسد كه در آن [جايگاه‏] تكبّر نمايى. پس بيرون شو كه تو از خوارشدگانى.»

[8]. مجادله، 19: «شيطان بر آنان چيره شده و خدا را از يادشان برده است؛ آنان حزب شيطانند. آگاه باش كه حزب شيطان همان زيانكارانند.»

ي, 04/15/1399 - 16:19