استاد احدی نسب مطرح کرد؛

شیوه ای نوین در تفسیر قرآن

در این روش تفسیری، کلید تازه ای برای فهم روایات و رابطه آن با قرآن کریم، به دست مفسر داده می شود تا روایات صحیح را از روایات غیر صحیح، باز شناسی نماید.

 

به مناسبت روز بزرگداشت علامه سید محمد حسین طباطبایی رضوان الله علیه، استاد مصطفی احدی نسب از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع «شیوه ای نوین در تفسیر قرآن کریم» به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از زمان نزول وحی تا کنون، تفسیر قرأن کریم، راه پر فراز و نشیبی را طی کرده و هر مفسری به فراخور فکر و اندیشه خود، با کندوکاو در معادن قرآن کریم و غواصی در ژرفای اقیانوس پر تلاطم این بحر مواج، گوهر عقل خویش را شکوفا کرده و از سفره بیکران این نعمت بیکران الهی بهره جسته است.

 

وی افزود: گروهی روش تفسیر عرفانی را برگزیده و با مذاق عرفانی طعم آیات الهی را چشیده اند و ظاهر و باطن آیات را با هم نگریسته اند؛ سر سلسله این گروه، ابن عربی است که با توجه به آیه: «فاعتبرو یا اولوا الابصار»، تلاش می کند از ظاهر قرآن کریم به سوی باطن آن عبور نماید و حقایق قرآنی را با مکاشفات روحانی در آمیزد. (نگاهی نو به تفسیر المیزان- سید شهاب الدین حسینی؛ ص 78.)

 

استاد احدی نسب اضافه نمود: برخی قرآن کریم را از دریچه علم کلام نگریسته و تلاش وافر نموده اند، آیات آن را صبغه کلامی دهند و نهایتا فهم خود را بر آن تحمیل کنند. فخر رازی که تفکر جبری او برای همگان روشن است، به هر آیه ای که می رسد و بوی جبر از آن استشمام می کند، عقاید جبری را  بر قرآن تحمیل می کند. (تفسیر کبیر، فخر رازی؛ ج 13 ص 225.) معتزلیان نیز تلاش کرده اند آراء اعتزال و تفویض را بر قرآن کریم، تحمیل کنند. (همان؛ ج 13 ص 225)

 

وی در ادامه بیان کرد: عده ای دیگر تلاش کرده اند، روش تفسیر فلسفی را گزینش کنند و آیات را با اندیشه فلسفی، تشریح و تبیین نمایند. ابن سینا و فارابی از این دست مفسران هستند که آیات الهی را با گزینش فلسفی چینش کرده اند. ابن سینا وسواس خناس را همان متخیله می نامد که مرکب آن انسان هاست و جن و انس را همان حواس ظاهر و باطن می پندارد. (نگاهی نو به تفسیر قرآن؛ ص:81)

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: پس از دوران رنسانس و انقلاب صنعتی در اروپا، گروهی که سخت تحت تأثیر علم تجربی و شگفتی های ژرف آن قرار گرفته بودند، دیدگاه افراطی دیگری را برای فهم آیات الهی عرضه کردند و تلاش وافر نموده اند که قرآن کریم را از دریچه علم تجربی نظاره کنند. ره آورد این جریان فکری که ابتدا از هندوستان توسط شاه ولی الله دهلوی و سِر سید احمد خان هندی و سید امیر علی، پایه گذاری شد و بعدها به مصر و سپس به ایران آمد و سایر کشورهای اسلامی را نیز در گیر کرد، این بود که لزوما باید قرآن را بر اسلوب علم تجربی سنجید، برخی از این گروه افراطی، تمامی مقولات غیر حسی را به نوعی تفسیر مادی می کنند و هیچ مفهوم غیر مادی و مجرد را بر نمی تابند. در این دیدگاه، جبرئیل به قلب پیامبر (ص) تفسیر می شود و بهشت و جهنم نیز، نمادی برای راحتی و عذاب و فرشتگان نیز  آثار قدرت مادی خداوند معرفی می شوند. (همان، ص 81)

 

وی افزود: گروه معتدل تر این دیدگاه برخی از مقولات غیر محسوس را به گونه ای توجیه علمی می کنند. مثلا در باره معجزه قطعی الهی  و حمله "طیرابابیل" به سپاه ابرهه، قائلند، این سپاه، توسط موجود ریزی که در کشف علمی، به آن میکروب می گویند، از پای در آمدند. (همان –ص 82)

 

استاد احدی نسب در ادامه بیان کرد: در این کشف علمی، جن نیز، میکروب ناشناخته ای است که با انقلاب صنعتی در اروپا، کشف می شود. و مفهوم دنیا و آخرت نیزرنگ مادی به خود می گیرد و نماد نظام برتر  ونظام پست تر معرفی می شود.

 

وی افزود: در روزگاری که عده ای آیات قرآن را به گونه ای توجیه علمی می کردند و یا صرفا تفسیر مادی از آیات الهی عرضه می کردند، مفسر بزرگ شیعه، علامه محمد حسین طباطبائی با نوشتن  تفسیر المیزان فی علم القرآن، شیوه ای نوین در تفسیر قرآن کریم آشکار ساخت و پژوهشی نو به دست مشتاقان این رشته، سپرد. این شیوه بر گرفته از آموزگار نخستین این رشته و معلم کل است که  می فرماید:

«واذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم، فعلیکم بالقرآن.» هرگاه فتنه ها همچون پاره های شب تاریک به شما هجوم آوردند، به قرآن تمسک کنید. (اصول کافی، مرحوم ثقه الاسلام کلینی، ج 2 ص: 559)

و بزرگترین صحابی و یار غار حراء و همیشه همراه او می فرماید:

«ام انزل الله سبحانه دینا ناقصا فاستعان بهم علی اتمامه... والله سبحانه یقول: ما فرطنا فی الکتاب من شیء و فیه تبیان لکل شیء و ذکر ان الکتاب لصدق بعضه بعضا و انه لا اختلاف فیه...» آیا خداوند دین ناقصی فرستاده و از دیگران برای آن کمک خواسته است ... و حال آنکه  خداوند می فرماید: ما در قرآن چیزی فرو گذار نکرده ایم و قرآن بیان کننده همه چیز است و بعضی از آیات بعضی دیگر را تصدیق می کند و در آن  اختلافی نیست. (نهج البلاغه؛ فیض الاسلام خطبه 18)

و سلاله پاکش شکافنده علوم پیامبران می فرماید:

«فمن زعم ان کتاب الله مبهم فقد هلک و اهلک.» کسی که تصور کند، قرآن ناشناخته است، هم خود هلاک شده است و هم دیگران را به هلاکت  می اندازد. (المیزان فی التفسیر القرأن، علامه محمد حسین طباطبائی، ج 2 ص 89.)

 

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: قرآن کریم نیز خود را نور و هدایت و تبیان برای تمامی احاد بشر معرفی می کند. چگونه ممکن است آنچه نور است با شعاع اندیشه دیگری فروغ یابد و آنچه خود مایه هدات است، دست نیاز به هدایت دیگری دراز نماید و آنچه خود «تبیان کل شیء» است، در تفسیر خود نیازمند دیگری باشد. (همان، ج 1 ص6)

 

وی افزود: طبق این دیدگاه، بر مفسر لازم است که ابتدا چشمان فکر و اندیشه خود را به آیات قرأن بدوزد و همزمان با آن از جایگاه مطمئن  معلمین وحی و آموزه های روایی آنان غافل نشود و چشمی به آیات بدوزد و چشمی به روایات بکشاند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: در این پژوهش نوین روح و روان تازه ای بر جان و فکر مفسر دمیده می شود  و دریچه ای تازه از فرهنگ و معارف برایش گشوده می شود و زنگارهایی که تا کنون در ذهن و فکر او نقش بسته بود، کاملا بسته می شود که به اختصار به برخی از آنها اشاره می شود:

 

الف) محتوا بخشی به فهم آیات:

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: از ویژگی های این نگرش، روح جامع نگری و چینش آیات مختلف در کنار هم است که مفسر را قادر می سازد، معنای عمیق تری از دریای بیکران قرآن، بیرون بکشد و معنای بیشتری را به چنگ آورد. مفسر با کنار هم گذاشتن آیه: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِم».  (حمد: 6 و 7) و آیه: «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً». (نساء: 69) به راحتی قادر خواهد بود تا راه کسانی را که خدا به آنان نعمت داده است، باز شناسد و آن را منحصر در راه پیامبران و صدیقین و شهدا و صالحین ببیند.

 

وی در همین راستا بیان کرد: همچنین با کنار هم گذاشتن آیه: «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون». (واقعه: 79) و آیه: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا» (احزاب: 33) در می یابد که اهل بیت پیامبر (ص) تنها گروهی هستند که از پلیدی های مادی و معنوی همچون شرک و ریا و نفاق و آثار گناه، دور هستند و این گروه می توانند حقایق قرآن کریم را درک کنند و سایر انسان ها نیز برای فهم عمیق از قرآن نباید در دسترس آلودگی ها قرار گیرند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: همچنین با کنار هم گذاشتن آیه: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآن» (بقره: 185) و آیه: « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر» (قدر: 1)  می توان دریافت که قرآن در شب  مبارکی نازل شده است که شب قدر است و شب قدر هم در ماه رمضان است.

 

وی افزود: همچنین با کنار هم گذاشتن آیه: « وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی» (اسراء: 85) و آیه: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون» (یس: 82) روشن می شود که روح مربوط به امر خداست و امر خدا با اراده او انجام می گیرد.

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: همچنین با کنار هم گذاشتن آیه: «هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُون» (آل عمران: 163) و آیه: « أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيم » (انفال: 4) در می یابیم، گروهی خود بهشت مجسم اند که در آیه: « َأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِين فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيم» (واقعه: 88 و 89) به آن اشاره شده است و به برخی افراد فقط مرتبه ای  از بهشت داده می شود، آن چنان که  به مؤمنان یک درجه و به عالمان چندین درجه، داده می شود. «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات» (مجادله: 11)

 

وی در ادامه بیان کرد: همچنین با کنار هم گذاشتن آیه: ««فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ (39) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (40) يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ (41)» (الرحمن: 39 تا 41)» و آیه: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» (صافات: 24) در می یابیم موقف ها در قیامت متفاوت است. در یک موقف، انسان ها باز خواست می شوند و در موقف دیگر، گناه بر چهره ها آشکار می شود و نیاز به سوال و پرسش ندارند. از این نمونه ها در قرآن کریم بسیار است که به همین مقدار اکتفا می شود.

 

ب) اصلاح ساختار ها

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در این روش تفسیری، کلید تازه ای برای فهم روایات و رابطه آن با قرآن کریم، به دست مفسر داده می شود تا روایات صحیح را از روایات غیر صحیح، باز شناسی نماید که به دو نمونه اشاره می شود:

 

نمونه اول:

استاد مصطفی احدی نسب اضافه نمود: از امام صادق (ع) نقل شده است که خداوند به یوسف (ع) فرمودند:

«الست الذی حببتک الی ابیک و فضلتک علی الناس بالحسن؟ او لست الذی سقت الیک السیاره فانقذک و اخرجتک من الجب؟ او لست الذی صرفت عنک  کید النسوه؟ فما حملک علی ان ترفع رعیه او تدعوا مخلوقا هم دونی؟ فالبث لما قلت بضع سنین.» آیا من تو را مورد محبت پدر قرار ندادم و تو را با چهره نیکو بر مردم فضیلت ندادم و کاروان ر ا به سوی چاه نفرستادم تا تو را از چاه بیرون بکشند و شر زنان مصر را از سر تو کوتاه نکردم ؟ پس چرا مردم را بر من برتری دادی؟ و به سوی أنان دست نیاز دراز کردی؟ به همین خاطر باید چندین سال در زندان بمانی. (المیزان، ج 11ص 167.)

 

وی افزود: مشابه این حدیث را مرحوم طبرسی در مجمع البیان با کمی تفاوت نقل کرده است. (مجمع البیان، مرحوم طبرسی، ج 5 ص 235) همچنین ابن عباس از پیامبر (ص) نقل کرده است:

«عثر یوسف (ع) ثلاث عثرات. حین همّ بها فسجن و حین قال: اذکرنی عند ربک، فلبث فی السجن بضع سنین، فانساه الشیطان ذکر ربه و حین قال: انکم لسارقون. قالوا ان یسرق فقد سرق اخ له من قبل». پیامبر (ص) فرمودند: یوسف (ع) سه بار دچار لغزش شدند، یک بار وقتی میل به زلیخا پیدا کرد و سپس زندانی شد. بار دوم وقتی به فرد زندانی که ازاد شده بود، گفت: مرا نزد پادشاه یاد کن. و بار سوم وقتی به برادران خود، اتهام دزدی زد و أنها نیز گفتند: اگر بنیامین دزد باشد، یوسف نیز قبلا دزدی کرده است. (المیزان، ج 11 ص: 167)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: این گونه روایات با ظواهر قرآن سازگاری ندارد، زیرا قران به صراحت می فرماید: یوسف جزء مخلَصین (به فتح لام) است و شیطان به مخلَصین دسترسی ندارد و خداوند یوسف (ع) راانتخاب کرده و به او علم و حکمت بخشیده است، چگونه فردی با این همه شایستگی، میل به بدترین گناه پیدا کند و شیطان، یاد خدا را از دلش بیرون ببرد و دروغ بگوید و نهایتا با رفتن به زندان، معاقب شود، حاشا و کلا که مخلصین و محسنین، این گونه باشند. (همان)

 

نمونه دوم:

استاد مصطفی احدی نسب در ادامه به بیان نمونه دوم پرداخت:

«شعیب المیثمی قال: سمعت الصادق (ع) ابا عبد الله یقول : انّ الحسین بن علی لما ولد امر الله عزوجل، جبرئیل ان یهبط فی الف من الملائکه فیهنئ رسول الله (ص) من الله ومن جبرئیل. قال فهبط جبرئیل فمر علی جزیره فی البحر فیها ملک یقال له فطرس، کان من الحمله بعثه الله فی شیءفابطاء علیه فکسر جناحه و القاه فی تلک الجزیره فعبد الله تبارک و تعالی فیها سبع ماه عام حتی ولد الحسین بن علی(ع)فقال الملک لجبرئیل یا جبرئیل این ترید؟ قال ان الله عزوجل، انعم علی محمد(ص) بنعمه فبعثت اهنئه من الله و منی، فقال یا جبرئیل احملنی معک لعل محمدا(ص)یدعو لی. قال فحمله قال فلما دخل جبرئیل علی النبی (ص) هناه من الله عزوجل و منه و اخبره بحال فطرس. فقال النبی(ص) قل له: توسح بهذا الموعود و عد الی مکانک. فقال فتمسح فطرس بالحسین بن علی و ارتفع.»

 شیعیب میثمی می گوید: از امام صادق (ع)شنیدم که فرمود: وقتی امام حسین (ع) متولد شدند ، خداوند جبرئیل را به همراه هزار فرشته فرستادند تا تهنیت  خداوند را به پیامبر (ص) ابلاغ کنند،جبرئیل از جزیره ای  در دریا عبور می کرد که با فطرس برخورد کرد که قبلا جزء کارکنان بود و خداوند او را برای کاری فرستاده بودند و نتوانست انجام دهد و بالش شکست و در أن جزیره باقی ماند و تبعید شد و خدا را هفتاد سال عبادت کرد تا اینکه امام حسین (ع) متولد شدند و فطرس به جبرئیل گفت: به کجا می روی؟ گفت: خداوند نعمتی به پیامبر (ص) داده است و من برای تهنیت از طرف خدا، و خودم به سوی او می روم، فطرس گفت: مرا نیز با خود ببر، شاید پیامبر (ص) دعا کند و من بخشیده شوم. وقتی خدمت پیامبر (ص) رسیدند: جبرئیل تهنیت گفت و حال فطرس را بازگو کرد و پیامبر (ص) فرمود: خود را به این مولود بمال و به جایگاه خویش برگرد و فطرس خود را به گهواره امام حسین (ع) مالید و به جایگاه اصلی خود بازگشت. (امالی- شیخ صدوق- مجلس 28- ص200)

 

وی افزود: وقتی أیاتی را که در مورد فرشتگان است، بررسی کنیم، در می یابیم که فرشتگان معصوم هستند و هیچ تخلفی نمی کنند. «علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ماامرهم و یفعلون ما یؤمرون» (تحریم: 6) و در أیه دیگر می فرماید: «بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون» (انبیاء: 26-27)

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر فرشتگان هیچ کاری را بدون اراده خدا انجام نمی دهند، چگونه ممکن است فطرس از دستور خدا و فرمان الهی تخلف کرده باشد و در جزیره ای  متروک، تبعیدشده باشد؟ مگر اینکه ادعا کنیم اساسا فطرس جزء فرشتگان نبوده و صرفا از باب تغلیب نام فرشته بر او گذاشته شده است، آن چنان که شیطان را که از جن است، گاهی فرشته می خوانند ویا بگوئیم مقام فرشتگان متفاوت است و فرشتگان اسمانی تخلفی نمی کنند، ولی فرشتگان زمینی امکان تخلف، دارند.

 

ج) گسترش معانی

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: در پرتو این خط مشی فکری، برخی روایات به مدد تفسیر قرأن کریم آمده و به مفسر اجازه می دهند، معنای وسیع تری از آیات الهی استنباط کند. در این مورد نیز می توان نمونه های فراوانی ذکر کرد که به چند مورد اشاره می شود.

 

نمونه اول:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در قرآن کریم، آیات فراوانی وجود دارد که در مورد یتیمان آمده است و سفارش به رعایت  حقوق آنها  شده است. وقتی این آیات را در کنار این روایت قرار دهیم معنای جدیدی  به دست می آید.

 

وی افزود: امام عسکری (ع) فرمودند:

«أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ الْيَتِيمِ‏ الَّذِي‏ انْقَطَعَ‏ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ يُتْمُ يَتِيمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَيْهِ وَ لَا يَدْرِي كَيْفَ حُكْمُهُ فِيمَا يُبْتَلَى بِهِ مِنْ شَرَائِعِ دِينِه‏». (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)؛ ج‏ 1؛ ص16) مهمتر از یتیمی که پدر و مادر خود را از دست می دهد، یتیمی است که امام خود را از دست داده است و به او دسترسی نداشته باشد و نتواند احکام خود را که شدیدا به او نیاز دارد، بیاموزد.

 

استاد احدی نسب خاطرنشان کرد: در  این حدیث معنای یتیم گسترش  پیداکرده  وعلاوه بر یتیم عرفی، به کسانی که امام خود را از دست دهند، نیز یتیم اطلاق شده است. بنابراین می توان ان سفارشاتی که در قرآن نسبت به یتیمان شده است را در مورد کسانی که امام خود را از دست داده اند نیز، بکار برد.

 

نمونه  دوم

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه اضافه نمود: در قرآن کریم، سفارش فراوانی در مورد پدر و مادر واحترام و تشکر  از آنها، شده است و حتی تشکر از آنان در ردیف تشکر از خداوند جلیل، آمده است. در روایات متعددی از معنای عرفی پدر و مادر ، فراتر رفته و پدران معنوی را یادآور شده اند، که این نیز گسترش معانی در مورد والدین است.

 

وی افزود: امام حسن عسکری (ع) پیرامون آیه: «و بالوالدین احسانا». فرمودند: برترین والدین و مستحق ترین انان برای تشکر، محمد و علی، هستند.

«و قال الإمام العسكري (عليه السلام): «و قد قال الله عز و جل: وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): أفضل‏ والديكم‏ و أحقهما لشكركم محمد و علي» (البرهان في تفسير القرآن؛ ج ‏1؛ ص 264)

 

استاد احدی نسب در ادامه بیان کرد: امام حسن مجتبی (ع) نیز فرمودند: کسی که اطاعت از پدران دینی خود یعنی محمد و علی را بر اطاعت از پدران نسبی ترجیح دهد. خداوند می فرماید: من نیز این شخص را برتری می بخشم، به خاطر این که او پدران معنوی خویش را بر پدران نسبی ترجیح داده است.

«وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ علیهما السلام‏ مَنْ آثَرَ طَاعَةَ أَبَوَيْ دِينِهِ: مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ علیهما السلام عَلَى طَاعَةِ أَبَوَيْ نَسَبِهِ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ: لَأُوثِرَنَّكَ كَمَا آثَرْتَنِي‏ وَ لَأُشَرِّفَنَّكَ بِحَضْرَةِ أَبَوَيْ دِينِكَ، كَمَا شَرَّفْتَ نَفْسَكَ بِإِيثَارِ حُبِّهِمَا- عَلَى‏ حُبِ‏ أَبَوَيْ‏ نَسَبِك‏» (التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام؛ ص 333)

 

نمونه سوم:

استاد مصطفی احدی نسب خاطرنشان کرد: در قران کریم می فرماید: «وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها» (بقره: 189) کار نیک ان نیست که از پشت خانه وارد آن شوید، بلکه کار نیک آن است که تقوی پیشه کرده و از در خانه وارد ان شوید.

 

وی اضافه نمود: پیامبر (ص) می فرماید: «أنا مدینه العلم و علیّ بابها فمن أراد المدینه و الحکمة فلیأتها من بابها.» من شهر علم هستم و علی (ع) در ان است و کسی که می خواهد حکمت و علم را بیاموزد، باید از در آن وارد شود (مفاتیح الجنان-شیخ عباس قمی- دعای ندبه) از کنار هم گذاشتن این حدیث شریف و آیه شریفه، یقین پیدا می کنیم که پیامبر (ص) به دنبال گسترش معنانی بوده است، یعنی خانه گاهی همین خانه های خشت و گلی است و گاهی خانه نبوت است و اگر شایسته است، از در خانه خشتی و گلی، وارد شوید، لزوما ورود به خانه نبوت، باید از در آن یعنی علی و اهل بیت علیهم السلام وارد شد.

/270/260/20/

ي, 08/25/1399 - 10:40