استاد حیدری فطرت مطرح کرد؛

علامه طباطبایی و ابعاد گوناگون شخصیت ایشان

وقتی که خواستم تفسیر را شروع کنم، با خانم صحبت کردم و گفتم می خواهم کاری بزرگ را شروع کنم؛ اگر شما همراهی و کمک کنید، شما را در این کار شریک می کنم؛ گفت: چه کاری می خواهی انجام بدهی؟ گفتم: می خواهم تفسیر قرآن بنویسم. او قول داد که همراهی کند؛ از آن زمان کاری به کلّ زندگی ندارم؛ از خرید و فروش و شست و شو و غذا و تربیت بچه ها تماما به عهده این خانم بود تا الآن. تا هر وقت که من بیدارم، او هم بیدار است. گاهی آب می آورد؛ گاهی چای می آورد؛ گاهی چیزی خوردنی می آورد.

 

به مناسبت سالروز بزرگداشت علامه طباطبائی رضوان الله علیه، استاد مهدی حیدری فطرت از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در موضوع ابعاد گوناگون شخصیت علامه طباطبایی به گفتگو پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: هر بخش از زندگی علامه طباطبایی رضوان الله علیه نیازمند یک کتاب است؛ بعد علمی، اجتماعی، سیاسی، بعد اخلاقی زندگی ایشان برای ما و آیندگان، درسی است.

 

بعد علمی، فکری و فرهنگی علامه طباطبایی

وی افزود: علامه طباطبایی با زحمت، مرارت و وجود کمبودها درس خواند و خودش را به بالاترین درجه علمی رساند. اهمیت این بُعد از شخصیت ئی از این جهت است که همیشه دین مبین اسلام، در معرض تهاجم افکار، علوم و افرادی است که می خواهند بر علیه اسلام اقدامی کنند و قدمی بردارند.

 

استاد حیدری فطرت اضافه نمود: بعد از جنگ جهانی دوم افکار کمونیستی مانند امواج اقیانوس کشورها را درنوردید؛ مخصوصا در کشورهای اسلامی و کشور ایران که افکار جوانان ما را مورد تهاجم قرار داده بود و افراد زیادی را به خود جلب کرده بود؛ شعارهایی داده می شد که ظاهرش زیبا اما توخالی بود؛ کاری کرده بودند که جوان ها به سمتشان گرایش پیدا کرده بودند و از دامن اسلام می رفتند.

 

وی در ادامه بیان کرد: در این دوره تنها کسی که توانست جواب شبهات را بدهد و افکار جوانان را سامان بدهد و جوانان را از این ورطه خطرناک نجات دهد، علامه طباطبایی رضوان الله علیه بوده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: حزب کمونیست در ایران هم تشکیل شد. اینها افرادی بودند که به علت وابستگی خیلی سریع کشور شوروی همه کشور را فرا گرفتند؛ حتی روستاها در امان نماندند؛ می رفتند مردم و حتی نماز شب خوان ها را با چند شعار، به عضویت در حزب کمونیست ترغیب و جذب می نمودند. یعنی عده ای بودند که با وجود نماز شب خواندن در حزب کمونیست عضویت داشتند.

 

وی افزود: در حوزه علمیه قم و شاید علاوه بر قم، در حوزه های دیگر مانند حوزه های نجف در بین علما اختلافی شدید افتاد که چه کنیم؟ عده ای می گفتند ما باید جواب آنها را با قال الصادق و قال الباقر علیهما السلام بدهیم. به اینها جواب داده می شد که آنها اصولا خدا را قبول ندارند؛ چگونه ممکن است که با قال الصادق و قال الباقر پاسخ آنها داده شود!

 

استاد حیدری فطرت اضافه نمود: در اینجا بود که علامه طباطبایی رضوان الله علیه آستین همت را بالا زد و شروع به پاسخ به شبهات آنها کرد و در این راستا شاگردانی را تربیت نمود و در این دوره کتاب ها و نامه ها و سخنان علامه به داد اسلام رسید.

 

وی در ادامه بیان کرد: می گفتند حزب کمونیست به شهرهای مذهبی مانند قم و مشهد می آمد و می گفت: برای شما خانه می سازیم و کار ایجاد می کنیم و حقوق به شما می دهیم؛ در مقابل به این چیزهایی که مردم به آنها مشغول هستند؛ (اشاره به حرم می کردند) اهمیت ندهید! این حرم ها به چه درد مردم می خورد؟ کجای دنیا را آباد می کند؟! در اینجا بود که علامه طباطبایی توانست جواب شبهات آنها را بدهد و اعتقادات، سیاسیات، اجتماعیات و وعده هایی که آنها می دادند را به چالش کشید.

 

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: علامه طباطبایی رضوان الله علیه با آن دید وسیع خودش توانست کشور اسلامی را و جوانان و متدینین را از دام کمونیست ها نجات بدهد.

 

بعد اخلاقی علامه طباطبایی

استاد مهدی حیدری فطرت در ادامه گفتگو به بُعد اخلاقی علامه طباطبایی رضوان الله علیه اشاره نمود و در این راستا خاطرنشان کرد: این بعد از شخصیت علامه از جمله ابعادی است که کمتر به آن توجه شده است.

 

علامه و همراهی خانواده

وی افزود: من در این بخش تنها به یک مورد اشاره می کنم؛ موردی که برای همه مفید است؛ مرحوم سید محمد باقر موسوی همدانی، مترجم المیزان نقل کرد: وقتی که تفسیر المیزان را ترجمه می کردم، تمام شبانه روز من را گرفته بود.

به علامه عرض کردم: من روزها را نمی توانم خدمت شما بیایم.

علامه فرمود: شما از هر ساعتی از شبانه روز، حتی شب، اگر در خانه من آمدی و دیدی که چراغ روشن بود، در بزن! من بیدار هستم؛ بیار تا تفسیر و ترجمه اش را با هم مرور کنیم.

من ساعت دوازده، یک یا دو نیمه شب می آمدم، وقتی می دیدم که چراغ روشن است، در می زدم، خودش می آمد، در را باز می کرد؛ با هم به تفسیر المیزان می پرداختیم.

یک بار در ساعت دو نصفه شب به منزل علامه آمدم؛ دیدم چراغ منزل علامه روشن است، در زدم؛ خودشان آمدند و در را باز کردند. داخل شدیم و وارد اتاق شدیم. نوشته ها را جلو گذاشتم؛ دیدم خانمِ علامه چای را گذاشت و رفت. (هر وقت این مطلب را بیان می کنم، منقلب می شوم.)

گفتم: استاد! شما مفسّر قرآن هستید و به همین خاطر تا دو نیمه شب و یا تا صبح بیدارید. چرا خانم بیدار هستند؟

علامه گفتند: به این کارهای خانوادگی کار نداشته باش!

با اصرار، عرض کردم: من شاگردم و شما استاد هستید؛ باید چیزی را یاد بگیرم.

علامه فرمود: حال که اصرار می کنید، می گویم؛ وقتی که خواستم تفسیر را شروع کنم، با خانم صحبت کردم و گفتم می خواهم کاری بزرگ را شروع کنم؛ اگر شما همراهی و کمک کنید، شما را در این کار شریک می کنم؛ گفت: چه کاری می خواهی انجام بدهی؟ گفتم: می خواهم تفسیر قرآن بنویسم. او قول داد که همراهی کند؛ از آن زمان کاری به کلّ زندگی ندارم؛ از خرید و فروش و شست و شو و غذا و تربیت بچه ها تماما به عهده این خانم بود تا الآن. تا هر وقت که من بیدارم، او هم بیدار است. گاهی آب می آورد؛ گاهی چای می آورد؛ گاهی چیزی خوردنی می آورد.

گفتم: آقا چند سال است؟

علامه گفتند: 25 سال است.

 

علامه در راه بیمارستان

استاد مهدی حیدری فطرت در ادامه خاطرنشان کرد: خوب است برای کسانی که می خواهند کاری جدی انجام دهند، مطلبی دیگر از علامه رضوان الله علیه را بیان نمایم؛ علامه طباطبایی مریض شدند. لازم شد تا به بیمارستان یا درمانگاه برده شوند. به همسایه ها رجوع شد تا اگر ماشینی دارند، کمک کنند تا ایشان را به بیمارستان یا درمانگاه ببرند. اما کسی ماشین نداشت؛ یکی از همسایه ها گفتند: من فرغون دارم. علامه گفتند: همان را بیاورید. علامه را با فرغون به درمانگاه بردند. آیت الله گلپایگانی رحمت الله علیه با توجه این امر، ناراحت می شوند. دستور می دهند که به علامه، به این منبع علم بیشتر توجه داشته باشند، اگر کاری پیش می آمد، می فرستادند تا علامه را برای درمانگاه بفرستند. با این مشکلات و با این سختی تنها کسی که توانست اسلام و تشیع را از تهاجم کمونیست ها نجات بدهد، علامه بود.

 

وی افزود: خداوند ان شاء الله روح بلندش را شاد است؛ شادتر بفرماید و به ما توفیق بدهد که این راه پر خطر و پر پیچ و خم و پر زحمت و پر اجر را بتوانیم ادامه بدهیم و فرد درخوری برای اسلام باشیم که فردای قیامت بتوانیم جوابگوی خدا و پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام باشیم.

 

طلبه ها و راه همراه کردن خانواده

این استاد درس خارج حوزه در ادامه به این سؤال پرداخت: یک طلبه چه کند تا خانواده اش را در مسیر علمی که دارد، همراه کند؟ این سؤال زیاد پرسیده می شود؛ ما در زندگیمان مشکل داریم؛ فرهنگ عوض شده است. آن خانم علامه طباطبایی و کسانی که در آن فضا بودند و زندگی می کردند، این چنین دچار فرهنگ نوین نشده بودند؛ این امر اعم از مرد و زن است و نمی خواهم بگویم که تنها خانم ها اینگونه شدند؛ تمام توجه به مادیات، تجملات، زندگی، خانه، غذا، لباس، چشم و هم چشمی ها رفته است.

 

وی افزود: ما چه کنیم؟ در این زمانی که تورم بیداد می کند یک طلبه دیگر نمی تواند این گونه کار کند. نمی توانیم بگوییم که ای طلبه اخلاق داشته باش؛ کسی که کرایه آن عقب است؛ لحظه به لحظه گرانی به زندگیش فشار می آورد؛ بیماری آمده؛ برای خانواده اش نتوانسته دارو بخرد، حالا بگوییم که اخلاق داشته باش و لبخند بزن! گاه که این حرف ها را سرِ کلاس می زدم، می خندیدند. آقا حقیقت همین است که شما می گویید؛ تمام فکرمان این است که به خانه رسیدیم برای خانواده چه ببریم؟ گرفتاری های زندگی به این طلبه فشار آورده است. این مشغله ای است که از عهده هیچ کس بر نمی آید؛ الا به اینکه مسئولین کشور فکری برای مردم نمایند.

 

استاد حیدری فطرت اضافه نمود: در عین حال عرض می کنم حال که پول ندارند؛ لااقل اخلاق داشته باشند؛ یکی از کسانی که به کلاس ما می آمد، شب، زمانی که خیلی از شب گذشته بود، با خانم خودش به خانه ما آمد. آمدند و نشستند و گفتند: ما امروز دعوایمان شد؛ گفتم برای چه؟ گفت: من ظهر به خانه آمدم و دیدم هیچ چیزی برای خوردن آماده نیست. من هم ناراحت شدم و چند حرف به خانم زدم و بعد دعوایمان شد. گفتم: شما به جای اینکه دعوا می کردید، اگر دو رکعت نماز می خواندید، بهتر نبود! آیا اصلا چیزی به خانه آورده بودید؟ اگر هم آورده بودید، آیا بهتر نبود که نمازی می خواندید و یا نیم ساعت استراحت می کردید؟ حالا دعوا کردید؛ آیا دعوا که کردید، سیر شدید؟ گفت: نه؛ گفتم: این نتیجه بی توجهی به اخلاق است. ما به طلبه ها عرض می کنیم؛ ای طلبه ای که پول نداری؛ لااقل اخلاق داشته باش.

 

وی در ادامه بیان کرد: ما نمی توانیم به طلبه ها بگوییم که شما با مشکلات زندگی مانند پیامبر عمل کنید؛ ولی حداقل این است که آن متانت، اخلاق، بردباری، صبر و شکیبایی را از دست ندهید. ما طلبه ها ساکمان را برمی داریم و برای تبلیغ، به راه های دور و نزدیک می رویم. خانواده ما که نزدیک تر استً! اخلاق را به اینها بیاموزیم. صبر، بردباری، شکیبایی و دنیاگریزی را به آنها بیاموزیم. آنها را توجیه نکرده ایم؛ زندگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به آنها نیاموخته ایم. قطعا این موارد مؤثر است؛ فکر و ذهن خانواده را از مادیات جدا کنیم و به معنویات اشاره نماییم.

حوزه و زمینه ایجاد علامه ها

استاد مهدی حیدری فطرت در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگر پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: سیستم حوزه چگونه می تواند علامه ساز باشد؟ این مسأله دغدغه فکری ما بوده است؛ مخصوصا امروزه که کرونا ما را بیشتر از گذشته از هم جدا کرده است. ما در حوزه به سمت سطحی نگری می رویم. اینها علامه ساز نیست. علامه شدن مبنا و زیربنا دارد؛ اینکه کتاب های فارسی را که منشعب از افکار نویسنده آن است، در اختیار طلبه ها قرار بدهیم و آنها را از سرچشمه جدا کنیم، از تفسیر، فقه، اصول و مطالب عمیق جدا کنیم، اینها خطر بزرگی برای حوزه است. همه اساتید بزرگی که در حوزه فعلی هستند مربوط به پیش از انقلاب هستند؛ ما بعد از انقلاب استاد مبرز فکر نمی کنم داشته باشیم. ما نگران پنجاه سال آینده هستیم.

 

وی افزود: ما باید به سراغ سرچشمه ها برویم؛ خوشبختانه سرچشمه ها را در اختیار داریم؛ ائمه علیهم السلام اقدام کردند؛ بیاییم علامه ساز بشویم؛ نه جزوه خوان عادی؛ ما از مسئولین حوزه می خواهیم که به این امر توجه کنند؛ طلبه را به سمت عمیق فکر کردن و عمیق خواندن سوق بدهند و از سطحی خواندن جدا کنند. طلبه ای که با چهار سال خواندن به عنوان سفیر هدایت می رود، چه سوادی دارد و چه کمکی اساسی می تواند به دین مردم داشته باشد.

/270/260/20/

 

 

پ, 08/22/1399 - 12:53