استاد شفیعی شاهرودی مطرح کرد؛

افزایش و کاهش جمعیت شیعیان از منظر روایات و آیات قرآن کریم «قسمت اول»

ابتدا باید حکم اوّلی افزایش یا کاهش جمعیّت مورد بحث واقع شود و بررسی کنیم که آیا صرف نظر از عوارض مثبت و منفیِ فردی، خانوادگی و اجتماعیِ کاهش یا افزایش جمعیّت، در اسلام آیا افزایش جمعیّت رجحان دارد (وجوباً یا استحباباً) یا کاهش جمعیّت؟

 

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «جمعیت» پرداخت.

 

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای اولین جلسه از سلسله جلسات گفتگو در این موضوع خطیر، خاطرنشان کرد: در این باره چند مرحله از بحث وجود دارد که فهرست آن ارائه می شود:

نخست: تاریخچه و پیشینه بحث جمعیّت

- پیشینه بحث در سایر ادیان

- پیشینه بحث در منابع اسلامی (آیات و روایات)

- پیشینه کلامی الهیّاتی بحث

- پیشینه فقهی بحث   

 

دوّم: اهمّیّت بحث

 

سوّم: ثمره و کاربرد آن

 

چهارم: تبیین جنبه های مختلف این بحث

 - فقهی یا اُصولی یا کلامی بودن بحث؟

 - عقلی یا شرعی بودن آن؟

 - فردی یا خانوادگی یا اجتماعی بودن آن؟

 -  سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی بودن آن؟ و...

 

پنجم: مباحث مرتبط اعمّ از فقهی، خانوادگی و اجتماعی:

امّا مباحث فردیِ فقهی:

الف: ازدواج

ب: عزل

ج: عقیم کردن دائم یا موقّت زنان یا مردان

د: بستن لوله رحم در خانم ‌ها (= توبکتومی) و بستن لوله در آقایان (= وازکتومی)

ه: استفاده از قرص‌ های ضدّ بارداری

و: استفاده از دستگاه آی یو دی برای جلوگیری از بارداری 

ز: عمل سزارین به جای زایمان طبیعی

ح: سقط جنین

 

امّا مباحث خانوادگی:

الف: حقوق زن ‏

- منافات زاد و ولد با حقوق زنان (اشتغال، تحصیل به ویژه در سطوح عالی، بهداشت و سلامت و...)

- خطرات ناشی از زایمان (= خطر زایمان زودرس یعنی زیر هجده یا بیست سال، و خطر زایمان دیررس یعنی پس از سی سال و سی و پنج سال)

- بهینه کردن اقتصاد زنان

- ورزش زنان

- تساوی حقوق زن و مرد و رفع تبعیض میان آن‌ها

ب: حقوق کودک

- منافات فرزند زیاد با حقوق کودکان (= شیر دادن مادر به کودکان، بهداشت و سلامت، تعلیم و تربیت آن‌ها و...)

ج: رفاه خانواده

- وجود رفاه در خانواده‌های کم جمعیّت و نبودن رفاه در خانواده‌های پر جمعیّت

- تهیّه مسکن

 

امّا مباحث اجتماعی:

الف: توسعه اقتصادی (= مباحث مربوط به رزق و روزی و...)

- کافی نبودن منابع آبی

- کافی نبودن منابع غذایی

- تورّم

- کاهش محصولات کشاورزی

- فزونی فقر و محرومیّت

ب: توسعه فرهنگی و علمی

- مشکل تأمین امکانات تعلیم و تربیت توسّط دولت

ج: محیط زیست و سالم سازی شهرها

- سوراخ شدن لایۀ اُزن و گرم شدن هوا

- آلودگی محیط زیست

- بروز خشک‌سالی‌ها و تغییرات هوا و وجود طوفان‌ها و گردبادها و تلفات مالی و جانی

د: توسعه بهداشتی

- کمبود پزشک و امکانات بهداشتی و درمانی

- فزونی مرگ و میر در اثر افزایش جمعیّت

ه: عدالت اجتماعی

- توزیع نادرست ثروت و فاصلۀ طبقاتی

و: آسیب‌های اجتماعی؛ مانند بزهکاری، اعتیاد

ز: مشکل مدیریّتی با افزایش جمعیّت

ح: مهاجرت‌های بی‌رویّه و آوارگی

ط: تغییر بافت جمعیّتی

ی: تنش‌های سیاسی و هرج و مرج (= قاعدۀ «وجوب حفظ نظام» یا «حرمت اختلال نظام»

 

ششم: بحث کبروی و حکم اوّلی و ثانوی آن عقلاً و شرعاً

مقام نخست: حکم اوّلی:

استاد شفیعی شاهرودی در این زمینه بیان کرد: ابتدا باید حکم اوّلی افزایش یا کاهش جمعیّت مورد بحث واقع شود و بررسی کنیم که آیا صرف نظر از عوارض مثبت و منفیِ فردی، خانوادگی و اجتماعیِ کاهش یا افزایش جمعیّت، در اسلام آیا افزایش جمعیّت رجحان دارد (وجوباً یا استحباباً) یا کاهش جمعیّت؟

 

مقام دوم: حکم ثانوی:

وی افزود: باید ببینیم که در صورت عروض عوارض فردی، خانوادگی یا اجتماعی بر هر یک از کاهش یا افزایش جمعیّت، حکم شرعی و فقهی آن چه خواهد بود؟

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در هر دو مقام اهمّ ادلّه ‌ای که هر یک از مجوّزین و مانعین به آن استدلال کرده‌اند یا می‌توانند استدلال کنند (= ما قیل أو یمکن أن یقال) از این قرار است:

الف: عقل از جمله قاعدۀ وجوب حفظ نظام

ب: بنای عقلا

ج:  سیره متشرّعه

د: اجماع قولی یا عملی فقها

ه: قرآن

ز: سنّت   

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: مشکلی که معمولاً در این بحث و بسیاری از مباحث مشابه وجود دارد این است که:

أوّلاً- حکم اوّلی از حکم ثانوی تفکیک نمی‌ شود؟ و هر دو گروه مجوّز و مانع، محلّ بحث را روشن نمی ‌کنند (= تحریر محلّ نزاع). و چه بسا اگر این تفکیک انجام شود، نزاع لفظی خواهد بود نه معنوی!

ثانیاً- پیش از بررسی ادلّۀ عقلی و بنای عقلا، یک سره به سراغ مباحث نقلی (= آیات و روایات) می ‌روند.

ثالثاً- در ادلّۀ نقلی نیز پیش از بررسی آیات مربوطه آن گونه که شایسته است، یک سره به سراغ بررسی روایات و بحث‌های سندی، رجالی، و جمع بین روایات متعارض پرداخته می‌شود.

رابعاً- در قرآن نیز به جای آن که آیات را به صورت جمعی، بسته‌ ای و فرمولی مورد بررسی قرار دهیم، آنها را به شکل شخصی و تفکیک شده و جدای از هم نگاه می ‌کنیم؛ و از این رو به نتیجه لازم نمی ‌رسیم. 

 

وی افزود: از بیان فوق، روش صحیح اجتهاد در سراسر فقه روشن می ‌شود.

 

نکته:

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: روش ما در بررسی و نقد مباحث فقهی، پیمودن مسیر ذیل است:

الف: بررسی کتاب‌ های قدما (= از صدر تا قرن هفتم زمان علّامه حلّی)

ب: بررسی کتاب ‌های متأخّرین و متأخّری المتأخّرین (= از قرن هفتم تا قرن یازدهم زمان سبزواری صاحب کفایة الأحکام و علّامه مجلسی)

ج: بررسی آثار مرحوم شیخ و آخوند و شاگردان آنها (اعلام خمسه: نائینی، اصفهانی، و آقا ضیاء، محقّق بروجردی و محقّق حائری)

د: بررسی آثار و دیدگاه‌ های مراجع قبلی و فعلی که غالباً بر سه کتاب زیر حاشیه یا شرح نگاشته‌ اند:

- العروة الوثقی فیما تعمّ به البلوی، مرحوم سیّد محمّد کاظم یزدی (ت/ 1337)، شاگرد میرزا محمّد حسن شیرازی و استاد مرحوم حاجی شیخ و آیت اللّه بروجردی و آقا ضیاء عراقی و سید احمد خوانساری که بزرگانی مانند اعلام خمسه و آیات سیّد احمد خوانساری، گلپایگانی، خویی و مرحوم امام بر آن حاشیه زده‌اند. و مستمسک العروة الوثقی اوّلین شرح استدلالی بر عروه است. و التنقیح في شرح العروة الوثقی تقریرات درس آیت اللّه خویی، و بحوث في شرح العروة الوثقی تقریرات درس شهید صدر به قلم مرحوم آیت اللّه هاشمی شاهرودی، مدارک العروة، مرحوم شیخ علی پناه اشتهاردی.  

- وسیلة النجاة، مرحوم سیّد ابوالحسن اصفهانی (ت/ 1365)، شاگرد صاحب عروه و میرزا محمّد حسن شیرازی و میرزا حبیب اللّه رشتی، که برخی مانند مرحوم امام، آیت اللّه گلپایگانی، و آیت اللّه بهجت بر آن حاشیه زده ‌اند.

- منهاج الصالحین، مرحوم سیّد محسن حکیم (ت/1390) صاحب «مستمسک» و «حقائق الاُصول» و شاگرد آخوند و نائینی و آقا ضیاء، که برخی مانند شهید صدر، مرحوم آیت اللّه خویی، مرحوم آیت اللّه میرزا جواد تبریزی، آیت اللّه سیستانی و آیت اللّه وحید خراسانی بر آن حاشیه زده‌اند.

- آخرین مقالات و کتاب‌ های علمی حوزوی و دانشگاهی

 

این استاد درس خارج در ادامه گفتگو به روایتی از امام باقر علیه السلام اشاره نمود و سپس درباره آن به بیان نکاتی پرداخت:

«روى حريز عن زرارة عن أبي جعفر علیه السالم قال: في قنوتك يوم الجمعة تقول قبل دعائك لنفسك: «أللّهُمَّ اِنّا نَشْكو اِلَيْكَ فَقْدَ نَبيِّنا، وغَيْبةَ وَليِّنا، وكَثْرةَ عَدُوِّنا، وقِلَّةَ عَددِنا، وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بنا، وَتظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا؛ فَصَلّ على محمّدٍ وآلِهِ. وَاَعِنّا على ذلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ، وَبِضُرٍّ تَكشِفُهُ، وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ، وَسُلْطانِ حقٍّ تُظْهِرُهُ»

 

نکته نخست: ممدوح بودن کثرت عدد و محبوب بودن آن نزد امام علیه السلام:

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی در بیان نکته اول خاطرنشان کرد: از این که امام باقر علیه السلام از «قلّت عدد ما» نزد خداوند شکایت می کند، استفاده می شود که «کثرت عدد ما» امری ممدوح و مورد درخواست امام است؛ و روشن است که کثرت عدد ما با یکی از دو روش حاصل می شود:

الف: کارهای سخت افزاری و تولید مثل.

ب: کارهای نرم افزاری و فرهنگی برای دعوت دیگران به مکتب اهل بیت علیهم السلام

 

نکته دوّم: کثرت عدد شیعه واقعی نه شیعه ادّعائی:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: با توجّه به واژه های قبل و بعد از واژه «قلّة عددنا»، روشن می شود که مراد از کثرت و قلّت عدد ما، افرادی نیستند که فقط اسم شیعه را یدک می کشند، بلکه مراد شیعه ای است که در مسیر نبوّت (= نبیّنا) و ولایت (= ولیّنا) گام بردارد و در جبهه مقابل فتنه دشمنان ولایت (= عدوّنا) و فتنه گران (شدّة الفتن) حرکت کند.

 

نکته سوم: سخن در ولایت و دشمنی با ولایت است نه شیعه و سنّی:

استاد شفیعی اضافه نمود: با توجّه به این که در این دعا سخن از «عدوّنا» به میان آمده، معلوم می شود که بحثِ شیعه و سنّی نیست؛ بلکه بحثِ ولایت و دشمنی با ولایت است؛ یعنی سخن درباره کسانی است که در مسیر ولایت قرار دارند و اهداف آنها را دنبال می کنند، در مقابلِ کسانی که مُبغض اهل بیت علیهم السلام بوده و دشمن آنها شمرده می شوند و با اهداف آنها مقابله می کنند.

 

شواهدی بر سخن یاد شده:

این استاد درس خارج حوزه در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: مرحوم شهید در کتاب لمعه به مناسبت، شیعه را چنین معنا می کند: «الشیعةُ مَن شایَعَ علیّاً» [شیعه کسی است که علی علیه السلام را مشایعت و پشت سر او حرکت می کند].

 

وی افزود: چه بسیار افرادی که در طول تاریخ از نظر شناسنامه سنّی بوده اند؛ ولی دوستدار و مددکار اهل بیت علیهم السلام بوده اند، و برعکس افرادی که به ظاهر شیعه نامیده می شدند، ولی مددکار آنها نبودند.

 

استاد شفیعی شاهرودی اضافه نمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هر کجا در قرآن سخن از ایمان و عمل صالح است، آن را به امیرالمومنین علی صلوات الله علیه تفسیر می فرمود.

 

 وی در ادامه بیان کرد: این که در آیات یاد شده پس از «ایمان»، سخن از «عمل صالح» یا «مصادیق بارز عمل صالح اعمّ از فردی و اجتماعی» (= اقامه صلات و ایتاء زکات و دستگیری از فقرا در تمام حالات حتّی در حال رکوع نماز که در آیه ولایت مطرح شده) به میان آمده، بهترین قرینه است بر این که ملاک در سعادت دنیا و آخرت و نجات از خسران در سوره «و العصر»، صرف لقلقه زبان نیست؛ بلکه ملاک، عمل صالح در بستر ایمان است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: به دیگر سخن، ملاک، «عمل صالحِ مؤمنانه» و رفتاری است که انسان را از خسران در تمام ابعاد وجودی - اعمّ از علم، عقل، بیان و بنان، عبادات و حتّی نسل، نجات می دهد.

 

وی خاطرنشان کرد: مرحوم علّامه امینی در الغدیر، ده آیه از این آیات را بر می ‌شمرد که در تمام آنها خداوند از امیرمؤمنان علی علیه السلام با ویژگی و وصف «ایمان» و «عمل صالح» یاد کرده است: از جمله:

 آیه ولایت (= آیه 55 سوره مائده)،

سوره «و العصر»،

آیه وُدّ (= مریم/ 96)،

آیه خیر البریّة (= بیّنه/ 7)،

آیه عمارت (= توبه/ 19)،

آیه عدم مساوات مؤمن و فاسق (= سجده/ 18) و... .

 

وی افزود: شاه کلید آیات فوق، سوره «و العصر» است که به سؤال اصلی بشر پاسخ می دهد که راه سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت چیست.

 

استاد شفیعی شاهرودی خاطرنشان کرد: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هم در روز غدیر تنها راه برای سعادت و نجات از خسران را «ایمان و عمل صالح» و پیروی از امیرمؤمنان علی علیه السلام به عنوان مصداق بارزِ «الّذین آمنوا و عملوا الصالحات» معرّفی می کند و در تفسیر فرازِ «إلّا الّذین آمنوا وعملوا الصالحات» می فرماید: «إلّا علیّاً وشیعتَه».

 

وی اضافه نمود: پیش از روز غدیر نیز مصداق بارز شیعه، یعنی سلمان را در تفسیر آیه، در کنار علی علیه السلام ذکر می کند و طبق نقل سیوطی در الدرّ المنثور می فرماید: «ذَکَرَ ابنُ عبّاس علیّاً و سلمان»؛ و از این تفسیر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خوبی استفاده می شود که مراد از «الّذین آمنوا و عملوا الصالحات» در سوره و العصر و مراد از «شیعه» در حدیث غدیر، شیعه واقعی و پای کار مانند سلمان فارسی مراد است، نه شیعه شناسنامه ای و ادّعایی!

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: تحلیل عقلی هم این مطلب را تأیید می کند؛ چون سخن از خسران و بدبختی انسان از یک سو و مفید بودن و خوشبختی او از سوی دیگر است، و روشن است که خوشبختی و بدبختی، و خسارت و فایده، با شناسنامه و ادّعا حاصل نمی شود بلکه با ایمان و عمل حاصل می گردد.

 

وی افزود: البتّه به گفته قرآن در سوره أعراف، صرف اعمال نیک برای نجات از خُسران کافی نیستند؛ بلکه اعمال نیک مانند بذری هستند که در بستر ایمان رشد می کنند: «وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآَيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ»

 

استاد محمد حسن شفیعی شاهرودی در ادامه خاطرنشان کرد: در این آیه مراد از «بلد طیّب» عقل کامل و قلب سالم است، و مراد از «ذات خبیث» عقل ناقص و قلب بیمار است که خروجی او «نَکِد» است؛ یعنی چیز اندک از نظر کمّیّت و بی فایده از نظر کیفیّت؛ و بهترین دلیل بر معنای فوق برای «بلد طیّب» و «ذات خبیث» سوره بقره پایان آیه 9 (= وهم لایشعرون) و آغاز آیه 10 (= في قلوبهم مرض) است.

 

وی اضافه نمود: مراد از «عقل» در این آیات، عقل توحیدی است که انسان را به انحصار ولایت و حکومت در خداوند در تمام بخش+ها (= قانون، قضاوت و اجرا) فرامی خواند، و «قلب پاک» قلبی است که این ندای عقل را می پذیرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از بیانات فوق روشن شد: خاستگاه ولایت و حاکم به آن «عقل» است و جایگاه و بستر آن «قلب» است و پایگاه و مظهرش «اعمال» هستند.

/270/260/20/

 

ش, 11/04/1399 - 12:33